استراتژی و ساختار شرکت و وضعیت رقابتی شرکت های فعال

استراتژی و ساختار شرکت و وضعیت رقابتی

چهارمین عنصر کلی مزیت رقابتی ملی در مدل پورتر استراتژی، ساختار و وضعیت رقابتی شرکت های فعال در داخل یک کشور می باشد. اختلافات بین سبک های مدیریتی، مهارت های سازمانی، دیدگاه های راهبردی و فشردگی رقابت داخلی برای شرکت هایی که در صنایع مختلف فعالیت می کنند، مزیت و یا عدم مزیت هایی ایجاد می کند.

پورتر در اینجا به دو نکته اصلی اشاره می کند:

  • کشورها با ایدئولوژی های مدیریتی خود، مشخص و شناسایی می گردند که آنها را در کسب مزیت رقابتی ملی کمک می کند یا نمی کند. به طور مثال، پورتر به تسلط گروه مهندسین در مدیریت عالی شرکت های آلمانی و ژاپنی اشاره می کند که باعث تأکید زیاد بر بهبود فرایندهای تولیدی و طراحی محصول شده است.

از طرف دیگر، به تسلط مدیرانی که زمینه مالی دارند در تیم مدیریت عالی بسیاری از شرکت های آمریکایی اشاره می نماید و کم توجهی این شرکت ها را به بهبود فرایندهای تولید و طراحی محصول به ویژه در دهه های 70 و 80 و در مقابل تأکید بیشتر بر حداکثر نمودن بازدهی مالی کوتاه مدت را به این موضوع ارتباط می دهد. از دیدگاه پورتر یکی از پیامدهای متفاوت بودن ایدئولوژی های مدیریت این بود که آن دسته از شرکت های آمریکایی که مدیریت آنها گرایش شدید مهندسی داشتند و عمدتاً بر فرایند تولید و طراحی محصول تأکید می نمودند (نگرش تولید) توان رقابتی خود را در مقابل شرکت های رقیب تا حد زیادی از دست دادند.

رابطه تنگاتنگ بین رقابت شدید داخلی و موفقیت در بازارهای جهانی وجود دارد. به طوری که اقتصادهای دارای بهره وری پایین از طریق رقابت محلی اندک تشخیص داده می شوند. وجود فضای رقابتی در یک کشور یا منطقه، صنعت را به صورت پویا نگه می دارد و شرکت ها را وادار می سازد تا در جستجوی راه هایی برای بهبود کارایی باشند و در نتیجه آن، توان رقابتی بین المللی بیشتری به دست آورند. رقابت جدی در داخل، فشارهایی در جهت نوآوری، بهبود کیفیت، کاهش هزینه های تولید و سرمایه گذاری کردن در ارتقاء عوامل پیشرفته تولید ایجاد می کند. همه اینها به نوبه خود منجر به این واقعیت می شود که شرکت هایی که در یک مدت زمان طولانی تری در معرض رقابت داخلی قرار داشته اند در بازارهای بین المللی بهتر کار می کنند.

حرکت به سوی یک اقتصاد توسعه یافته مستلزم توسعه رقابت محلی نیرومند است. رقابت باید از دستمزدهای پایین به هزینه کل پایین تغییر جهت دهد و این، مستلزم ارتقاء کارایی تولید و تحول خدمات است. همچنین، رقابت باید از هزینه به دربرگیری تمایز تکامل پیدا کند. رقابت باید از تقلید به نوآوری و از سرمایه گذاری اندک به سرمایه گذاری بالا تغییر جهت دهد، آن هم نه تنها سرمایه گذاری در دارایی های فیزیکی بلکه سرمایه گذاری در دارایی های ناملموس همانند فناوری، مهارت‌ها و غیره.