اصول و قواعد مهندسی مجدد

اصول و قواعد مهندسی مجدد

اصل كليدي در BPRسازماندهي فعاليت‌هاي كسب‌وكار بر اساس فرآيندها به جاي وظايف است كه موجب افزايش قابل ملاحظه‌اي در اثربخشي سازماني و در نتيجه خلق مزيت رقابتي است. علاوه بر اين، در دل مهندسي مجدد ايده‌ي استفاده‌ي خلاق از ITبه عنوان تسهيل كننده‌ي اين تغييرات وجوددارد (Newell، 1998).

همر، شش اصل عمومي برايBPR ذكر كرده است:

  • براساس خروجي‌ها سازماندهي كنيد نه وظايف
  • بگذاريد آن‌هايي كه ازخروجي فرآيند بهره مي‌برند، فرآيند را انجام دهند
  • پردازش اطلاعات را درون كار واقعي كه اطلاعات توليد مي‌كند، بگنجانيد
  • با منابعي كه از نظر جغرافيايي پراكنده‌اند به گونه‌اي رفتار كنيد كه گويي آن‌ها متمركز بوده‌اند
  • كانون تصميم‌گيري را در جايي قراردهيد كه كار انجام مي‌پذيرد
  • اطلاعات را يكباره و از منبع آن دريافت نماييد(Hammer ، 1990).

سوری نیز در کتاب خود نه اصل زیر را براي BPRبیان كرده است:

  • بر اساس نتایج سازماندهی کنید نه بر اساس فعالیت‌ها
  • آنهایی که از فرآیند استفاده می‌کنند ارجح هستند نه خود فرآیند
  • آنهایی که تولید اطلاعات می‌کنند بیشتر مورد توجه باشند تا فرآیند پردازش اطلاعات
  • با منابعی که از لحاظ جغرافیایی پراکنده هستند؛ به صورتی رفتار کنید که انگار ترکیبی از سازمان‌های متمرکز و غیر متمرکز هستند
  • فعالیت‌ها را با نظمی‌طبیعی به هم بپیوندید و آنها را به صورت موازی انجام دهید
  • اطلاعات را یکبار و آن هم از محل تولید آن بگیرید
  • تا حد امکان شغل‌ها را ترکیب کنید تا جایی که مدیران کارگشا (همه فن حریف) و گروه‌های کارگشا پدید بیایند
  • برای هر موقعیت،فرآیند مناسب آن را پدید آورید
  • کار را در جایی انجام دهید که منطقی است، بویژه تصمیم‌گیری، پردازش اطلاعات و بررسی کنترل را به عنوان بخشی از فرآیند در نظر بگیرید(سوری، 1386، ص 28).

همر و نوآبيوز اصول راهنماي زير را براي مهندسي‌مجدد بيان‌كرده‌اند :

  • ازبالا[1] رهبري كنيد
  • براي تغيير الگوي سرعت تعيين كنيد (مراحل تغيير را مشخص كنيد[2])
  • ارتباطات ضروري را برقرار سازيد
  • تعهد خود را توسط اعمالتان نشان دهيد
  • اهداف جسورانه (متهور[3]) برگزينيد
  • اهداف روشن و مدت‌دار[4] (با بازه‌ي زماني كوتاه براي نتيجه) بايد انتخاب شده و به همه ابلاغ شوند
  • تخصص وظيفه‌اي، سلسله مراتب وظيفه‌اي، ساختار بخشي و سلسله مراتب عمودي (لايه‌اي) را حذف كنيد. زيرا سازمان‌هاي عمودي، مرزها و محدوديت‌ها و فاصله(شكاف[5]) و فرآيندهاي پيچيده ايجاد مي‌كنند كه آهسته و مستعد خطا و غير قابل انعطاف هستند.(Hammer ، 1990) (Nwabueze، 2000).

 

گيمارز و همكاران معتقدند كه فرآيند تغيير خودبايد:

  • به عنصر ارزش‌افزوده براي هر فعاليت اهميت بدهد
  • زمان را به عنوان يك اسلحه‌ي رقابتي بداند
  • بر نتايج و اهداف نهايي تمركز نمايد
  • از كيفيت در منبع اطمينان حاصل نمايد
  • براي يك راه حل جامع و همه‌جانبه[6] طرح‌ريزي كند
  • شيوه‌هاي قديمي را به چالش كشيده و شيوه‌هاي جديد را پيشنهاد نمايد
  • از فن‌آوريهاي مناسب استفاده نمايد
  • افراد را توانمند ساخته و براي ايجاد تغييرات موافقت عمومي[7]كسب نمايد

9- اهداف جسورانه و بي پروا براي فرآيند برگزيند (andCowanBoshart، Guimaraes،1997).

[1]top

[2]Set the pace

[3]aggressive

[4]stretch

[5]gap

[6]End-to-end

[7]consensus