انواع فرهنگ سازمانی از دیدگاه فرن هام و گانتر

انواع فرهنگ سازمانی از دیدگاه «فرن هام» و «گانتر»[1]

  • فرهنگ انسان محوری: در این فرهنگ افراد در جهت رشد و توسعه به یکدیگر کمک می نمایند و بیشتر وقتشان را با هم می گذرانند.
  • فرهنگ ارتباط نزدیک: در این فرهنگ روابط دوستانه بین افراد برقرار است و احساسات و افکار مشترک وجود دارد.
  • فرهنگ موافقتی: افراد احساس می کنند برای کسب تأیید به توافق برسند و نسبت به یکدیگر علاقه نشان دهند، کسب اطمینان از اینکه دیگران آنها را پذیرفته اند و حرکت ها همگام با یکدیگر است از ویژگی های این فرهنگ می باشد.
  • فرهنگ سنتی: در این فرهنگ همیشه از خط و مشی ها و تجارب قبلی دنباله روی می شود و تناسب با قالب های از پیش تعیین شده است.
  • فرهنگ دستوری: مشخصه سازمان هایی است که به شیوه ی سلسله مراتبی و غیر مشارکتی اداره می شوند.
  • فرهنگ اجتنابی: خصوصیت سازمان هایی است که در قبال موفقیت ها به اعضا پاداش تعلق نمی گیرد اما در قبال اشتباهات و خطاها تنبیه صورت می گیرد.
  • فرهنگ تقابل: ویژگی سازمان هایی است که مواجهه و مستولی شدن بر مسائل در آنها مورد تشویق قرار می گیرد. انتقاد و برخورد با نظرات دیگران موجب کسب پست و نفوذ برای کارکنان می شود.
  • فرهنگ قدرتی: مشخصه سازمان هایی است که ساختاری غیر مشارکتی دارند که بر اساس اقتدار ناشی از پست های افراد شکل می گرفته است.
  • فرهنگ رقابتی: در سازمان هایی حاکم است که برنده شدن در رقابت های داخلی سازمان ارزش خاصی دارد و اعضای سازمان در صورت عملکرد بهتر نسبت به یکدیگر پاداش دریافت می دارند.
  • فرهنگ شایستگی (کمال): این نوع فرهنگ ویژگی سازمان هایی است که کمال جویی، پایداری و سخت کوشی، در آنها ارزشمند است.
  • فرهنگ کسب موفقیت: خصوصیت سازمان هایی است که کارها را به خوبی انجام می دهند و افرادی در سازمان ارزشمند هستند که با همکاری جمعی در پی تحقق اهداف باشند.
  • فرهنگ خودیابی: نمایانگر سازمان هایی است که در آنها رشد فردی، خلاقیت، کیفیت بیش از کمیت و انجام وظیفه دارای ارزش است (قاسمی 1381: 431).

6- Furnham and Gunter