تحقیق درباره مشروعیت سیاسی

دانلود پایان نامه

متغیر در چهارچوب احکام و آموزه‏های اسلامی و مصالح جامعه اسلامی بپردازد. جعل چنین ولایتی برای فقیه جامع شرایط، نه تنها منافاتی با ولایت تشریعی و حاکمیت خداوند ندارد؛ بلکه شأنی از شؤون ربوبیّت الهی و در طول آن است.
2ـ زعامت و رهبری: از دیدگاه اسلامی، انسان یکتاپرست، نباید از هیچ فرد یا نهادی، فرمان ببرد و کسی را ولی، سرپرست و ارباب خود قرار دهد و بی چون و چرا مطیع او گردد: «اینان دانشمندان و راهبان خود و مسیح پسر مریم را به جای خدا به الوهیّت گرفتند، با آنکه مأمور نبودند جز اینکه خدایی یگانه را بپرستند که هیچ معبودی جز او نیست. منزّه است او از آنچه (با وی‏) شریک می‏گردانند.» مگر آنکه خداوند سبحان برای او چنین حقی را جعل و تشریع کرده باشد. قرآن فرموده است: «پیامبر به مؤمنان از خودشان سزاوارتر (و نزدیک‏ تر) است.»
بر اساس این آیات خداوند ولایت تدبیری و حق اداره و تنظیم اجتماعی را برای پیامبر و امامان معصوم(ع) تشریع کرده است و تنها آنان هستند که می‏توانند حاکمیت سیاسی و زمامداری جامعه را در دست گرفته و در رأس هرم قدرت باشند. بر اساس دلایل گوناگونی، چنین ولایتی از طرف ائمه اطهار(ع) به فقیهان واجد شرایط واگذار شده است و آنان به نیابت از معصومین(ع)، علاوه بر حق قانون‏گذاری – با قیود و شرایطی که بیان شد – دارای ولایت زعامت و رهبری جامعه بوده و موظف به تدبیر، سرپرستی و تنظیم اجتماعی، جامعه اسلامی هستند. در هر صورت معنای اصطلاحی «ولایت» عبارت است از: «تصدی امر و اداره حکومت.» و ولایت فقیه به مفهوم رهبری سیاسی جامعه اسلامی به وسیله فقیه عادل و باتقوا و دارای شرایط لازم رهبری است.

ج ـ نظریه ولایت فقیه
ولایت فقیه اصطلاحی برای نظام حکومت اسلامی پس از ائمه طاهرین(ع) است. ولایت در این اصطلاح به معنای حکومت و زمامداری امور جامعه است و ولایت فقیه به مفهوم زمامداری جامعه اسلامی از سوی کسی است که به مقام اجتهاد در فقه رسیده و حائز شرایط رهبری جامعه اسلامی می باشد. موضوع اصلی ولایت فقیه این است که در زمان غیبت امام معصوم(ع) چه باید کرد؟ آیا امت اسلامی باید بدون رهبر باشد؟ یا باید به رهبری طاغوت تن دهد یا باید بهترین کسی که از نظر علم و زهد و تقوا و مدیریت سیاسی، کمترین فاصله را با معصوم دارد به رهبری امت اسلامی بپردازد؟
در واقع ولایت فقیه به همین معناست که با وجود معصوم(ع) باید او رهبری کند و در عصر غیبت به نیابت از امام زمان(عج) ولی فقیه رهبری و زمام امور جامعه را بر عهده دارد تا امت گرفتار هرج و مرج و آنارشیسم و تعبّد به حاکمیت طاغوت نشود و احکام و ارزش های الهی در جامعه عملی گردد.
نظریه ولایت فقیه، هر چند مبتنی بر مبانی و آموزه های دینی بوده و دارای پیشینه تاریخی طولانی تا عصر امامان معصوم(ع) می باشند، ولی شکل گیری نظام جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر نظریه ولایت فقیه – که به عنوان تنها شکل مشروع حکومت در زمان غیبت از سوی امامان معصوم(ع) معرفی شده است – در ابتدا و برخورد ملموس و عینی این نظریه با واقعیات جامعه در عرصه مدیریت جامعه باعث تکامل و تبیین هر چه بیشتر اختیارات ولی فقیه و زوایای پنهان آن در قالب نظریه «ولایت مطلقه فقیه» شد.
در ادامه بحث مبانی مشروعیت در نظام های مختلف حکومتی و از جمله نظام حکومتی اسلام مورد ارزیابی قرار می گیرد تا ابعاد مختلف نظام حکومتی اسلام به صورتی دقیق تر مورد ارزیابی قرار گیرد.

بند دوم: انواع مشروعیت در نظام سیاسی
در این بند ابتدا تعریفی از مشروعیت ارائه می شود و در ادامه نظرهای مختلفی که در معیار مشروعیت وجود دارد مورد بررسی قرار می گیرد.

الف: تعریف مشروعیت
«مشروعیت» در عرف سیاسی برابر نهاده ی «Legitimacy» است. این واژه از صفت «Legitimate» (قانونی) اشتقاق یافته و تعاریف مختلفی دارد؛ برای نمونه توجه به تعریف های زیر سود مند می نماید:
1ـ توجیه عقلانی اعمال سلطه و اطاعت؛
2ـ توجیه عقلی اعمال قدرت حاکم؛
3ـ قانونی بودن یا طبق قانون بودن؛
4ـ اعتقاد مردم تحت فرمان به شایستگی و برخورداری رهبران و حکومت نسبت به صدور قواعد الزام آور؛
مشروعیت دو رکن اساسی دارد:
1ـ تبیین اینکه بر اساس چه مجوزی شخصی یا گروهی حق دارد یا مجاز است، بر دیگران حکومت کرده، دستورهای الزام آور صادر کند؟
2ـ چه چیز لزوم پیروی جامعه از دستورهای حکومت را توجیه می کند؟
به عبارت دیگر، حکومت همواره با فرمان ها و قواعد الزام آور همراه است و بین «حق حکومت» و «لزوم اطاعت»، نوعی رابطه منطقی لزومی و به اصطلاح «تضایف» وجود دارد. بنابراین هر دیدگاه درباره مشروعیت، باید هر دو جنبه را پوشش داده، توجیهی خردپذیر از آن ارائه کند. در ادامه بحث در تفسیر معیار مشروعیت، نظرهای مختلفی که وجود دارد مورد بررسی قرار می گیرد.

ب: نظرهای مطرح در معیار مشروعیت
مارکس وبر، فیلسوف آلمانی، تقسیم بندی سه‌گانه‌ای از ملاک‌های مشروعیت ارائه کرده است.
الف ـ سنت، به معنای حق حاکمیت اشخاصی است که همواره از اعمال قدرت سیاسی برخوردار بوده‌اند؛ مانند حکومت‌های موروثی.
ب ـ کاریزما، به معنای فرهیختگی؛ یعنی اطاعت وسیع از یک فرد، به واسطه شخصیت، خصوصیت ویژه و استثنایی و پویایی عقاید او. البتّه لغت کاریزما به معنای موهبت الهی است که از مسیحیت ریشه گرفته است.
ج ـ قانونی و عقلانی، به معنای اینکه حق حاکمیت را قانون به فرد حاکم داده باشد.
توماس‌هابز دو راه برای مشروعیت حکومت پیشنهاد می‌کند:
1ـ قدرت طبیعی؛ مانند فردی که فرزندان خود و فرزندان آنها را وادار می‌کند در زیر سلطه او قرار گیرند؛ زیرا این اختیار را دارد که اگر از فرمان او سرپیچی کردند، آنان را بکشد یا با جنگ، مطیع خود گرداند.
2ـ توافق: آدمیان در میان خود توافق کنند که با میل و رضایت زیر فرمان فرد یا انجمنی از افراد درآیند، به این منظور که او حافظ آنان در برابر آسیب دیگران باشد.
در یک نگاه جامع، نظریه‌های مختلف را می‌توان تحت قالب های زیر گنجاند:
1ـ زور و غلبه: حکومت حق و مشروع حکومتی است که از قوه قهریه بیشتر برخوردار باشد (الحق لمن غلب). احمد بن حنبل از این نظریه جانبداری می‌کند.
2ـ سنت و رسوم گذشته: در حکومت‌های پدرسالار فئودال و در انواع حکومت‌های موروثی سلطنتی دیده می‌شود پادشاهان، مستقل از دین و یا بیعت عمومی مردم، با اتّکا بر سلطه خود و دودمان، خود را برگزیده بی‌واسطه الهی می‌دانسته‌اند.
3ـ قرارداد اجتماعی: شهروندان براساس قراردادی، خود را ملزم به پیروی از دستورهای حکومت می‌دانند و در مقابل، حکومت متعهد به حفظ امنیت و نظم و رفاه شهروندان می‌باشد.
4ـ عدالت و سعادت: حق حاکمیت از آن کسی است که برای برپایی عدالت تلاش کند. بنابراین عدالت منشأ الزام سیاسی است و یا اینکه تلاش حکومت برای سعادت افراد، معیار مشروعیت آن است.
5ـ نظریه مارکسیستی‏: مارکسیست‏ها مشروعیت را تابع روابط تولیدی و نیروهای مولد یک جامعه می‏دانند. در نظر آنان طبقه کارگر، برآیند این رابطه است که حاکمیت را به دست می‏گیرد. بنابراین مناسبات تولیدی، مشروعیت‏ساز نظام‏های مبتنی بر مارکسیسم است.

6ـ مشروعیت الهی‏: یکی دیگر از منابع مشروعیت، که در بستر تاریخی در کشورهای شرق و غرب، مورد تأیید قرار گرفته نظریه مشروعیت الهی است. البته مشروعیت الهی در غرب قرون وسطی و یا در حکومت فراعنه مصر باستان، با این رویکرد بوده است که حاکمان و پادشاهان، با بسط ید و اختیارات تام و حتی خارج از فرمان‏ها و دستورهای الهی خلیفه خداوند معرفی می‏شدند و تمام فسق و فجورهای آنان با تفکر جبرگرایی یا تئوری حقوق الهی پادشاهان (خود را صاحب حق پادشاهی از سوی خداوند دانستن و نداشتن مسئولیت در مقابل مردم و فوق چون و چرا بودن) توجیه می‏گردید.
همین سیره مستمر باعث ‏شد تا در لایه‏هاى فرهنگى جامعه، این اندیشه ریشه بدواند که پادشاهان در هر عصرى برگزیدگان خداوند و سایه او بر روى زمین هستند. چنانکه نمونه‏هایى از این اندیشه در نوشته عالمانى چون خواجه نظام‏ الملک طوسى دیده می شود که در مقام مدح ملک شاه سلجوقى گزارشى از آن اندیشه پیش گفته، مى‏دهد:
«ایزد تعالى، در هر عصرى و روزگارى یکى را از میان خلق برگزیند و او را به هنرهاى پادشاهانه و ستوده آراسته گرداند و مصالح جهان و آرام بندگان را بدو باز بندد و درِ فساد و آشوب و فتنه را بدو بسته گرداند و هیبت و حشمت او اندر دلها و چشم خلایق بگستراند …».
این ویژگى که مغز مشروعیت‏ حکومت ها زور و قهر باشد و پوسته آن فرهمندى الهى و مشروعیت دینى، در زمان خلفاى جور زمان ائمه معصومین(ع) نیز به وفور دیده مى‏شود. در خاطرات و سیاستنامه‏ها و اندرزنامه‏هاى زمان قاجاریه نیز به وفور انتساب پادشاهى به خداوند و اندیشه ظل اللّهى مشاهده می شود.
در یکى از معروف ترین نوشته‏هاى قاجاریه چنین آمده است:
«سلطان سایه یزدان است و هر که را که تقدیر الهى به این موهبت و عنایت اختصاص داد پیکرش را جامه قدس و شرف پوشاند و صاحب دیهیم کرامت و امر حکومت گردانید.»
مشروعیت در اسلام، مسلماً منشأ الهی دارد؛ اما نه آن نوع مشروعیت الهی و تئوکراسی که در دوران قرون وسطی در مغرب زمین و حکومت‏های توتالیتر و نظام سیاسی بنی‏امیه، بنی‏عباس و حکومت‏های عثمانی ظاهر بوده است. مشروعیت در فلسفه، کلام و فقه اسلامی، به معنای «مطابقت با موازین و آموزه ‏های شریعت اسلام است»؛ یعنی، حکومت و حاکمی مشروع است که دارای پایگاه دینی باشد. بر این اساس حکومتی که پایبند موازین شرعی و الهی باشد، حقانیت دارد. مشروعیت سیاسی در اندیشه و تفکر اسلامی، از نوع پدر سالاری، وراثت، شیوخیت، نژاد، ملیت‏پرستی و حکومت‏های اشراف‏گرایی، نخبه‏گرایی، کاریزمایی و… نیست.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در زمینه منبع مشروعیت در اسلام، باید دانست که در نگرش توحیدی، خداوند تنها منبع ذاتی مشروعیت سیاسی است. توحید در خالقیت و ربوبیت، حاکمیت و قانون‏گذاری را از آن خداوند سبحان می‏داند. عالم هستی ملک خداوند است و او مالک همه انسان‏ها است.
همه بنده اویند و در این جهت تفاوتی بین افراد نیست و همه به طور یکسان از حقوق بندگی خدا برخوردارند. چنان که پیامبر اسلام(ص) می‏فرماید: «مؤمنان چون دانه‏های شانه مساوی‏اند و از حقوق مساوی و متقابل برخوردارند.»
بنابراین مبانی هستی‏شناختی، انسان‏شناختی و ارزش‏شناختی اسلام، مشروعیت دینی و الهی را تثبیت می‏کند. در این نگرش مشروعیت سیاسی و حق حاکمیت از ناحیه خداوند، به افراد ذی صلاحیت، مانند پیامبر، امام و…، تفویض می‏گردد. این مهم در اصل پنجاه و ششم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز متجلّی شده است زیرا این اصل مقرر می دارد: «حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خدا است و هم او انسان را به سرنوشت خویش حاکم ساخته است. هیچ کس نمی‏تواند این حق الهی را از انسان سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروه خاصی قرار دهد و ملت این حق خدادادی را از طرقی که در اصول بعد می‏آید، اعمال می‏کند.»
پس از آشنایی با معیارهای مختلف مشروعیت در نظام های حقوقی و معیار مشروعیت در اسلام، در ادامه بحث واژه های سیاسی حاکی از اندیشه دولت در شریعت اسلام مورد ارزیابی قرار می گیرد.

بند سوم: واژه های سیاسی حاکی از اندیشه دولت در شریعت
ابتدا واژه های حاکی از اندیشه دولت در شریعت، یعنی واژه هایی نظیر ولایت، امامت، خلافت، امارت و وزارت مورد بحث قرار می گیرد و در پایان هم نتایج و برآیندهای بحث ارائه خواهد شد.

الف: ولایت
استاد شهید مطهری به دو نوع ولایت معتقد است:
1ـ ولایت منفی که به معنای حکومت و سرپرستی طاغوت و گردنکشان و کفر پیشگان است که جبهه نفاق، کفر و ظلم به دیگران را گشوده اند. قرآن مجید از قبول سرپرستی چنین حاکمان و سرپرستانی به شرح ذیل نهی و نکوهش نموده است: ای مؤمنان دشمن من و دشمن خودتان را دوست مگیرید که پیمان دوستی به آنها بدهید و حال آنکه به شما کفر ورزیده اند. اگر بر شما دست یابند، دشمن شمایند و بر شما دست ستم خواهند گشود و دست بدی خواهند داشت و دوست دارند شما مانند خودشان کفر بورزید.
2ـ ولایت مثبت که به صورت عام در قالب ولایت مؤمنین بر یکدیگر و در قالب خاص آن در ولایت پیامبر و ائمه هدی (ع) تحقق می یابد.

ب: امامت
امامت در اندیشه شیعی به عنوان اصلی در کنار اصول دیگر، مورد توجه قرار گرفته است و آنچه شیعه از امامت مد نظر داشته با فهم سایر فرق اسلامی اختلاف جوهری دارد:
«امام، یعنی پیشوا و پیشوا یعنی کسی که عده ای تابع و پیرو او هستند اعم از آنکه آن پیشوا، عادل، راه یافته و درست رو باشد، یا باطل و گمراه باشد.»
امامت در بینش شیعی تداوم نبوّت است یعنی وظایفی که بر عهده پیامبر است پس از وی به امام منتقل می شود. «پیغمبر اکرم(ص) به واسطه آن خصوصیتی که در دین اسلام بود، در زمان خودشان به حکم قرآن و به حکم سیره خودشان دارای شؤون متعددی بودند. یعنی در آن واحد چند کار داشتند و چند پست را اداره می کردند. اولین پستی که پیغمبر اکرم(ص) از طرف خدا داشت و عملاً هم متصدّی آن بود، همین بود که پیغامبر بود یعنی احکام و دستورات الهی را بیان می کرد… منصب دیگری که پیغمبر اکرم متصدّی آن بود، منصب قضاست، او قاضی مسلمین بود…. منصب سومی که پیغمبر اکرم رسماً داشت و هم به او تفویض شده بود، به نص قرآن و هم عملاً عهده دار آن بود، همین ریاست عامه است. او رئیس و رهبر اجتماع مسلمین بود، مدیر اجتماع مسلمین بود…» امامت همان ریاست عامه است که پس از پیامبر به امام منتقل شده است.
ج: خلافت
یکی دیگر از کلمات سیاسی که دارای بار معناییِ کلمه دولت است، عنوان خلافت است. خلافت به معنای جانشینی از دیگری است که آن دیگری ممکن است غایب باشد یا از دنیا رفته باشد. «خلافت به معنای جانشینی است، به جای کسی بعد وی بودن در کاری، ایستادن به جای کسی که پیش از وی بوده باشد، به جای کسی خلیفه کردن کسی.»
کلمه خلافت از کلمات بسیار معتبر قرآنی است، واژه خلیفه در داستان خلقت آدم به انسان اطلاق شده است؛ هنگامی که خداوند به ملائکه فرمود: من می خواهم در زمین جانشینی قرار دهم. مقام خلافت در فرهنگ عمومی اسلامی فرمانروایی و پیشوایی بعد از پیامبر اکرم(ص) بوده است. و مقصود از خلیفه، جانشین آن بزرگوار در مسائل مهم سیاسی و اجتماعی و تمشیت امور مسلمانان و اختیارات و اقتدارات رهبری، بسیج نیروها، جنگ، صلح، ولایت بر اموال و نفوس، ولایت بر انفال، فیء، خراج و… است. و لذا کلیه کسانی که بعد از پیامبر بر مسند فرمانروایی مسلمین می نشستند، خود را خلیفه می خواندند. چنانکه دستگاه حکومت و دولت اسلامی بعد از پیامبر در کلیه ممالک اسلامی با همین کلمه معروف و مشهور گردید.

د: امارت
واژه امارت از أمَرَ گرفته شده و امیر به معنای پادشاه است. فرمانروا به معنای سلطان و خلیفه است و در عین حال به معنای بزرگ، جلیل، سید و… نیز آمده است. وقتی می گویند فلان کار را به پیش امیر بردند یعنی پیش حاکم، پادشاه و فرمانروا بردند. به همین جهت در دوران صدر اسلام و در دوران خلافت اسلامی، کلمه امیرالمؤمنین، به عنوان لقب آنها به خلفای اولیه اطلاق می شد. «سبب پدید آمدن لقب امیرالمؤمنین برای خلفا آن است که چون بیعت مردم به ابوبکر مقرر شد، صحابه و دیگر مسلمانان او را امیرالمؤمنین می نامیدند. پس از خلیفه دوم این لقب رایج شد…» در اندیشه شیعه، این لقب تنها شایسته ی امیرالمؤمنین علی(ع) است، چه اینکه در واقع تنها او تمام لوازم امارت را در خود گرد آورده است.

ه: وزارت
کلمه وزارت در فرهنگ اسلامی جایگاه ویژه ای دارد. پیامبر اکرم(ص) در جریان یوم الإنذار فرمود: «ایّکُم یوازِرُنی فی هذا» چه کسی در این امر بزرگ پشتیبان من خواهد شد. در قرآن مجید از قول

دیدگاهتان را بنویسید