تعریف هوش تجاری

تعریف هوش تجاری

غضنفری به نقل از گارتنر[1] (1989) بیان می کند که هوش تجاري یک اصطلاح عظیم و چترگونه است که به منظور توصیف مجموعه اي از مفاهیم و روشها براي بهبود تصمیم گیري کسب وکار با استفاده از سیستم‎هاي پشتیبانی رایانه اي، مطرح می باشد.همچنین اولین تعریف علمی هوش تجاري را توسط کیم و گوشال[2] (1986) بدین صورت بیان می کند: “یک فلسفه مدیریتی و ابزاري جهت کمک به سازمانها براي مدیریت و تصفیه اطلاعات کسب وکار با هدف اتخاذ تصمیمات کارآ در محیط کسب وکار.”  اصطلاح هوش تجاري می تواند براي اشاره موارد زیر به کار گرفته شود: (غضنفری، تقوی وروحانی فرد ؛۱۳۸۷: ۲۳).

هوش تجارى، به شركت ها اين كمك را مى كند كه وظايف تحليل، تهيه راهبرد و پيش بينى آنها را روشمند و خودكار نمايد تا تصميات بهترى اتخاذ شود (273 : Ishaya; 2012).همچنین جلالی به نقل از مالوترا[3] هوش تجاري را عبارت از تسهيل کننده اتصال ها در سازمان هاي به شيوه نوين مي داند که باعث مي شود اطلاعات زمان واقعي به مخزن متمرکز برسد و تحليل هايي بدست آيند که بتواند در هر سطح عمودي يا افقي، درون يا بيرون مؤسسه تجاري به بهره برداري برسد (جلالی و روحانی؛ ۱۳۸۹:۳۸۱ ).هوشمندی کسب و کار يک چهارچوب کاري شامل فرآيندها، ابزار و فن آوري هاي مختلف است که براي حرکت

 

از داده به اطلاعات و از اطلاعات به دانش طراحی شده و موجب ايجاد ارزش افزوده براي سازمان می شود.

با استفاده از دانش به دست آمده، مديران سازمان می توانند با طرح برنامه هاي عملي براي سازمان، فعاليت‎هاي تجاري را به صورت مؤثرتري انجام دهند.هوشمندی کسب و کار تنها یک ابزار نیست بلکه معماری است و در راستاي شناسايي، جمع آوري، پردازش و نتيجه گيري از داده ها فرآیندهای مختلفی طی می شود و از ابزارهای متفاوتی استفاده می کند (رونقی و فیضی؛۱۳۹۲:۵۳).مرور ادبيات در حوزه هوش تجاري “تقسيم بندي” را در تلا ش هاي تعريف اين مفهوم نشان مي دهد.اين تقسيم بندي در دو ديدگاه مديريتي و فني با دو الگوي متفاوت خلاصه مي شوند.رويکرد مديريتي هوش تجاري را يك فرآيند ميبيند كه در آن داده ها از درون و بيرون سازمان جمع آوري و يکپارچه مي شوند تا بتوانند اطلاعات مرتبط با فرايند تصميم گيري را ايجاد نمايند.نقش هوش تجاري در اين ديدگاه ايجاد يك محيط و فضاي اطلاعاتي است كه در آن داده هاي عملياتي اكتساب شده از سيستم هاي پردازش تراكنشي  و منابع خارجي مي توانند تحليل شوند تا دانش راهبردي كسب و كار در جهت پشتيباني تصميم گيري ساخت نيافته كسب و كار، تامين گردد.رويکرد فني، هوش تجاري را به عنوان مجموعه اي از ابزارها كه فرآيندهاي ذكر شده را پشتيباني مي نمايند در نظر مي گيرد.تمركز اين رويکرد بر روي فرايندها نيست بلکه بر روي فناوري ها، الگوريتم ها و ابزارهايي است كه قابليت ذخيره سازي، بازيابي، تجميع و تحليل داده ها و اطلاعات را ايجاد مي كنند (روحانی و زارع؛۱۳۹۱:۱۰۵(.

[1] Gartner

[2] Kim and kushal

[3] Malhotra