تعریف یادگیری و آموزش و تعلیم وتربیت

یادگیری

تأکید ما برروی یادگیری ازآن جهت می باشد که می خواهیم جو سازمان به یادگیرنده تبدیل شود و اشتیاق و علاقه دانش آموزان درتمام ابعاد علمی، اجتماعی و ساختاری و… باید برنامه ریزی شود تا مدرسه به عنوان یک جایگاه که دانش آموز می تواند بسیاری ازنیازهای خود را درآن برطرف نماید و یک محیط شاد و مفرح باشد تلقی نماید. و چون تحقیق ما درمقطع راهنمایی انجام می شود و لازم است که کمی بیشتردر مورد حیات و روان دانش آموزان دراین سن بدانیم تا بتوانیم بهترو عمیق تر یادگیری مطالب آموزشی و رفتاری درآنان بوجود آوریم و همچنین مدرسه را برای دانش آموزان جذابترکنیم تا هرچه بیشترخواهان ماندن در مدرسه باشند. به بیان روحیات و خصوصیات آنها می پردازیم(رئیس دانا،1372).

مقطع راهنمایی(سن بین 12 تا 14 سالگی)، معلمان دراین مقطع سنی می بایست ازتجربه و مهارت زیادی برای تدریس شایسته و ایجاد ارتباط خوب با دانش آموزان برخوردار باشند. تغییرات بدنی (جسمی ) این دانش آموزان را گیج، نگران، برانگیخته ومرغوب می کند. احساس جدایی از والدین ترس و گم گشتگی را در آنان باعث می شود . درعین اینکه حمایت بزرگسالان و والدین را می خواهند و طلب استقلال و عدم وابستگی دارند اما بخاطر کسب استقلال با والدین درستیزند. علاوه بر این آنان نیاز به سازش با برنامه­ی تحصیلی، شیوه های تدریس معلمان و سازمان مدرسه را دارند. همه­ی این عوامل در یادگیری آنها دخالت می کند. به تدریج حالت سرکشی پیدا کرده و نسبت به قوانین دیگران مخالفت نشان می دهند. ترس از معلم کاهش یافته و احترام نسبت به معلمانی که آنان را درک می کنند افزایش می یابد. از نظر ذهنی قابلیت فوق العاده ای می یابند یعنی قدرت تفکر مجرد یا انتزاعی پیدا می کنند. با وجودی که از خرد و عقل بزرگسالان برخوردار نمی باشند، اما هوش آنان به همان اندازه کارآمد خواهد بود. آنان می توانند مفاهیمی همچون، عشق لذت، صداقت، وفاداری، اعداد منفی، نیرو، سرعت، زمان و ذرات اتمی را فهمیده و بکاربرند همچنین، می توانند درباره­ی مفاهیم انتزاعی بیندیشند ( امین شایان جهرمی، 1383 ).

یکی دیگر از مباحث مهم مربوط به عملکرد آموزشی و رفتاری دانش آموزان یادگیری و استراتژیهای یادگیری است که تأثیر بسزایی در استفاده بهینه از وقت و سرمایه دارد به هیمن علت به بررسی نظریه های یادگیری، استرتژیهای یادگیری و راهبردهای یادگیری می پردازیم .

 

2-4-1- تعریف یادگیری [1] و آموزش [2] و تعلیم وتربیت [3]

یادگیری فراگرد تغییر و اصلاح نسبتاً دائمی در رفتار فرد است که در نتیجه فعالیت او یا از طریق مشاهده در وی ایجاد می شود . یادگیری یکی از مباحث اساسی روانشناسی است .

درحالی که آموزش فرآیندی است که طی آن فرد مهارت های مورد نیاز برای انجام یک عمل یا وظیفه شغلی را کسب می کند یا این مهارت ها در او بیشتر می شود. در طی فرآیند آموزش موجباتی فراهم می آید تا تجربه های یادگیری به وقوع بپیوندد.

لذا مفهوم و دامنه آموزش محدودیت در حالی که مفهوم یادگیری در اشکال زیر مطرح می شود (ساعتچی، 1370).

 

الف – دانستن ذهنی یا دانشتن مفهوم چیزی که شخص قبلاً دانسته است .

ب – کسب توانایی برای انجام دادن عملی که شخص قبلاً نمی دانسته است آن را انجام دهد(مهارت)

ج- ترکیب دانسته های ذهنی و مهارت ها و استفاده از آن در فهم یک مهارت دانش، مفهوم یا رفتار جدید .

د- کسب توانایی برای استفاده یا کاربرد ترکیب جدیدی از مهارت ها، دانش ها، مفاهیم یا رفتار.

ه – کسب توانایی برای فهم یا کاربرد آنچه که فرد می داند، مثل یک مهارت یا دانش یا رفتار.

و – کسب توانایی برای تغییر هنجارهای ذهنی( یادگیری هوشمندانه )

درتعریف دیگری یادگیری عبارت از فرآیندی است که به وسیله آن ، تغییرات نسبتاً پایدار در توان رفتاری در نتیجه رخ می دهد( سید محمدی، 1377).

 

2-4-2- تفاوت آموزش وپرورش ( تعلیم وتربیت )

با توجه به ابهاماتی که در واژه آموزش و پرورش یا تعلیم و تربیت به وجود می آید. در اینجا به بررسی تعاریف و تفاوت های این دو واژه پرداخته میشود .

به طورکلی تعاریف گوناگونی از آموزش، توسط صاحب نظران ارائه گردیده است( کاسکیو[4]، 1995)، معتقد است .

آموزش تجربه ای مبتنی بر یادگیری و به منظور ایجاد تغییرات نسبتاً ماندگار در فرد صورت می گیرد تا او بتواند توانائی خود را برای انجام دادن کار بهبود بخشد. به طور مرسوم ، می گویند آموزش می تواند تغییر مهارت ، دانش ، نگرش ورفتار اجتماعی را در برداشته باشد. آموزش می تواند به معنای بوجود آمدن تغییر در دانش افراد ، طرزکار ، نگرشها در مورد کار یا تعامل افراد با همکاران و سرپرستان باشد(رئیس دانا ،1372).

مطلب مشابه :  بهترین راه یادگیری زبان انگلیسی

 

همچنین مایکل آرمسترانگ[5] آموزش را چنین تعریف می کند: ( ربیعی، 1375)، فرآیند طرح ریزی شده برای اصلاح نگرش، دانش یا مهارت و رفتار است که از طریق یادگیری تجربی به منظور نیل به عملکرد مؤثر یک فعالیت یا فعالیتها گوناگون، انجام می شود و درعرصه کار، هدف از آموزش، توسعه توانایی های شخصی و ارضاء، نیازهای فعلی و آینده نیروی کار سازمان می باشد(همان منبع) .

آموزش با تعلیم و تربیت دارای تفاوت های اساسی در ابعاد فلسفی و فنی است. آموزش بخشی از فرآیند تعلیم وتربیت است و در آن به یک جنبه از وجود انسان توجه می کند و به حالت تحمیلی ارائه می گردد و یادگیرنده یک ابزار پاسخ دهنده محسوب می گردد و قدرت انتخاب را از دست می دهد. آموزش های ارائه شده صرفاً مربوط به ینازهای شغلی است. درحالیکه در تعلیم وتربیت به کلیت انسانی توجه می شود و یادگیرنده با علاقه و با اختیار کامل فرا می گیرد و در آن انسان به پرورش خود می پردازد و راه تکامل را       می پیماید( طوسی،1382 ).

درتعلیم و تربیت همانا دانش اکتسابی از طریق مؤسسه ای است که بخشی از شبکه علمی است درحالیکه آموزش همانا مهارتهایی است که از طریق مؤسسات، سازمانها و افراد که جزئی از شبکه علمی     نمی باشند قابل ارائه است.

انجام دادن کارهای صحیح و حل مسایل و ارائه فکر مستلزم تفکر و اندیشه و تعلیم و تربیت انسانها و نه آموزش افراد است . تعلیم و تربیت با آموزش تفاوت دارد .تعلیم و تربیت رهبر ساز است ولی آموزش، مدیر پرور . وباید توجه داشت که یادگیری فرآیند دائمی و درحال انجام است . یادگیری درسه مقوله انجام می شود :

1- ( آموزش )[6] صرفاً جهت آشنایی با کار و منظور خاص زندگی و کار است پس یادگیری جهت کار موجود آموزش است(دیوانی ،1382) .

2-  تعلیم[7] – یادگیری برای آماده کردن انسان برای کار آینده .

3- توسعه[8] – جهت یادگیری عمومی یا رشد عمومی است.

2-4-3- نظریه های یادگیری

نظریه های مربوط به آموزش و یادگیری به مرور زمان کامل تر گردیده است . نظریه محرک پاسخ نظریه گشتالت ، نظریه روان کاوی، نظریه کنش گرایی و نظریه یادگیری اجتماعی از جمله نظریاتی هستند که همگی دارای روشها ، مفاهیم و ابزارهای خاصی برای یادگیری می باشند لیکن نتایج حاصله از این نظریه ها عبارتند از: (ساعتچی،1370).

1- اعتقاد به اینکه هرفردی می تواند یاد بگیرد .

2- برای یادگیری ، عامل انگیزه اهرم اساسی است .

3- یادگیری فرآیند پویا و فعال است ، در یک فرآیند ثابت و انفعالی .

4- هدایت یادگیرنده جهت جلوگیری از آزمایش و خطای مکرر.

5- از روشهای مناسب و کارآمد و ابزارها و محتوای مناسب بهره برداری گردد .

6- ایجاد فرصت لازم جهت نهادینه ساختن ( درونی کردن ) آموخته ها .

7- بکارگیری روش های متنوع در یادگیری .

8- ایجاد احساس رضایت در یادگیرندگان .

9- تشخیص تفاوت بین افراد در یادگیری .

 

 

 

2-4-4- نظریه رفتاری ( محرک وپاسخ )

در این نظریه باید بپذیریم که تجربه یا آزمایش و خطا مبنایی برای یادگیری است.

به عبارت دیگر یادگیری ایجاد ارتباط بین یک محرک و یک پاسخ است. پاولف آزمایشهایی را بر روی پرندگان و حیوانات باشد برای شرطی سازی انجام داد. اسکینر نیز معتقد است با ارائه پاداش به رفتار انسان شرطی سازی به وجود می آید .

در طراحی برنامه های آموزشی باید این نکات رعایت گردد:

1- برنامه آموزشی به بخش ها و اجزایی کوچکتر تقسیم شود و بتدریج به افراد بیاموزیم و با این کار او را قادر سازیم تا به سرعت باز خود بگیرد و از پیشرفت خود مطلع گردد .

2- آموزش صرف نظری نباشد ، بلکه با تجربیات عملی همراه شود تا اینکه مدیران فرصت آزمون نظریات آموخته شده را داشته باشند و یادگیرنده فقط شنونده نباشد وبا حالت فعال به مشارکت بپردازد.

مطلب مشابه :  ميزان استفاده از محیط های اینترنتی در جهان

3- فرصت تمرین مهارتها به منظور انجام بهتر شغل و ملکه ذهن شدن برای یادگیرنده فراهم گردد .

4- نهادینه شدن مهارتها بر اثر تکرار و ایجاد رفتار دائمی و همیشگی زیر بنای یادگیری در عمل و خود بالندگی نظریه یادگیری رفتاری است(ساعتچی، 1377).

 

2-4-5- نظریه یادگیری اجتماعی

با توجه به پیچیدگی و گستردگی فرآیند یادگیری و با توجه به اهمیت ارتباطات اجتماعی و تأثیر آن بر یادگیری اجتماعی مطرح شده است . دراین نظریه با توجه به اینکه یادگیری می تواند ناشی از تجربه مستقیم فرد باشد. همچنین می تواند از مشاهده عمل دیگران و نتایج حاصل از ان ناشی شود. به عبارت دیگر یادگیری ناشی از اثر گذاری متقابل و دائم میان فرد با محیط اجتماعی است (رئیس دانا،1372).

 

در طراحی برنامه­ی اموزشی براساس این نظریه رعایت نکات زیر ضروری است: (آدریزس، 1376).

1- الگوسازی بر مبنای مشاهدات و قرار دادن او در موقعیت که شاهد پاداش گرفتن الگو به خاطر رفتار مطلوبش باشد .

2- ایجاد اعتماد به نفس گیرنده، به نحوی که او با دریافت بازخورد درجریان پیشرفت کارخود قرار گرفته و تشویق گردد. به علاوه لازم است فرصتی برای تمرین عملی آموخته ها برای او به وجود آید.

3- پذیرش اهمیت و فایده آموختن و سودمندی

این نظریه استفاده از وسایل کمک آموزشی همچون تصویر، فیلم، و ویدئو را به عنوان الگوهای رفتاری توصیه می کند .

زیر بنای یادگیری براساس کار وتفکر گروهی و الگوی ذهنی پویا نظریه یادگیری اجتماعی است .

 

2-4-6- نظریه شناختی ( گشتالت )[9]

این نظریه به کلی نگری و شناخت سیستمی توجه دارد .

باتوجه به اینکه انسان به عنوان یک موجود کامل مطرح است. کل وجود او دارای نظامی متعادل و پایداری است . ازسوی دیگر در یادگیری یا مواجهه با ناشناخته ها، تعادل فرد به هم ریخته و تعادل جدید فراهم می آید که خود موجب مقاومت فردی می گردد .

در طراحی نظام آموزشی بر مبنای این نظریه کاهش مقاومت فردی به منظور افزایش یادگیری رعایت نکات زیر الزامی است:

1- شناخت تفاوت افراد از نظر جنسیت، سن، تخصص و …

2- شناخت گرایشات فردی به منظور انتخاب روشهای آموزشی مناسب تر برای هر فرد .

3- شناخت اهداف، زمان، روش و ارتباط مطالب و داشتن تصویر کلی توسط یادگیرنده .

4- رعایت سلسله مراتب مفاهیم یادگیری یا آموختن از مفاهیم ساده به مفاهیم کلی و پیچیده تر.

5- ارائه بازخورد برای چگونگی پیشرفت کار.

زیر بنای یادگیری براساس تفکر سیستمی و بصیرت واحد و خود بالندگی، نظریه یادگیری شناختی است(همان منبع).

 

2-4-7- رشد شناختی

1) مفاهیم عمده در نظریه­ی پیاژه(1930).

برای درک ویژگی های تئوری رشد شناختی، آشنایی با چند مفهوم که به طور مکرر در این تئوری مورد اطلاق و بحث قرار گرفته است، ضرورت دارد. در زیر، اهم آن مفاهیم بر اساس تعاریفی که مفسران نظریه­ی پیاژه دست داده اند، در اینجا بیان می شود:

2) طرح واره

طرح واره به عنوان یک رکن در ساختار شناختی فرد در نظر گرفته می شود و عبارت است از توانایی بالقوه­ی عام فرد در نظام دادن اعمال متفاوت در قالب ساختار ذهنی متعلق به آن اعمال .

« طرح واره ساختاری است که کودک را قادر می سازد در شرایط متفاوت عمل متفاوتی داشته باشد.» طرح واره­ی نگاه کردن«توانایی دنبال کردن اشیاء با نگاه.»

3 ) محتوا

در تئوری پیاژه، اصطلاح محتوا به یک پاسخ خاص در مقابل یک محرک ویژه اطلاق می شود. به عبارت دیگر، هر جنبه­ی خاص از هر طرح واره­ی کلی همان محتوا است. درحالی که طرح واره عبارت از توانایی بالقوه­ی عام برای انجام دادن طبقاتی از اعمال است. محتوا، فقط نشان دهنده­ی شرایط ایجاد هر جنبه­ی خاص از آن طرح واره­ی کلی است .

«طرح واره »که در تئوری پیاژه بسیار مهم است، در رفتارهای آشکار و پنهان هر دو، بارز می شود (رئیس دانا، 1372).

4- همسان سازی و همسازی

«ساختار شناختی یک ارگانیزم عبارت از تعداد طرح واره های موجود در آن ساخت در یک زمان خاص است . چگونگی تعامل ارگانیزم با محیط در هر زمان بستگی دارد. به عبارت دیگر اینکه هر فرد تا چه اندازه محیط را درک کند  یا به محرکهای محیطی پاسخ مناسب دهد، به طرح واره های متفاوت موجود در ذهن او وابسته است. درواقع ، ساختار ذهنی فرد درتعیین اینکه حتی در محیط فیزیکی یک ارگانیزم چه چیز وجود دارد، دخالت می کند.

مطلب مشابه :  عوامل ارتقای تاب آوری

فرآیند پاسخگویی به محرکهای محیطی برحسب چگونگی موجودیت ساختار ذهنی « همسان سازی » نامیده می شود. ساختار ذهنی یک کودک در دوره­ی طفولیت محدود به جذب یا همسان سازی فقط بعضی محرکهای محیطی است. درطول زمان و به تدریج که کودک بزرگ می شود، امکان جذب جنبه های متفاوت محرکهای محیطی بیشتر فرآهم می گردد (رئیس دانا، 1372).

 

2-4-8- سطوح مختلف یادگیری

باید توجه داشت که یادگیری سطوح مختلف دارد و برای هر سطح یادگیری به زمان و روشهای متفاوت زیاد است. برای مثال، یادگیری در زمینه به یاد سپردن یک شعر با یادگیری یک برنامه طولانی مدت کاملاً متفاوت است. درحال حاضر حداقل سه سطح یادگیری را می توان نشان داد که هر یک به زمان، وسیله و فنون و نظریه های متفاوتی نیاز دارد. مهارت های مربوط به پاسخهای حرکتی، به یاد سپردن و شرطی شدن ساده ، در سطح اولیه یادگیری قرار دارد . مرحله دوم یادگیری انطباق پیدا می کند .

سطح سوم یادگیری مربوط به تغییر هنجارها و ارزشها و نگرش ها افراد و گروهها است. دراین نوع یادگیری به هوشیاری و دانایی بسیار و نیز زمان طولانی نیاز است و درعین حال فرآیندی بسیار دقیق و حساس است. در آموزش مدیران سازمانها از این نوع یادگیری استفاده می شود(ساعتچی، 1370).

 

2-4-9- یادگیری تسهیلی[10]

برای اینکه یادگیری آسانتر انجام شود باید از یادگیری تسهیلی استفاده کرد تا دانش آموزانمان بیشتر جذب مدرسه شوند .

در زمان های مناسب، شیوه های تسهیل کننده آموزش را به کار ببرید. دراکثر مواقع معلمانی از شیوه های آموزش مستقیم استفاده می کنند. درصورتیکه دانش آموزان کلاس شما با انگیزه­ی بسیار و مشتاق یادگیری باشند ، استفاده از شیوه های مستقیم آموزش بهترین روش است. در این صورت شما می دانید که نیازهای دانش آموزانتان چیست و درجهت علایق آنها کلاس را به پیش می برید. مطالب درسی را ارائه کرده، کمک های لازم را عرضه می دارید و اشتباهات را تصحیح می کنید . اما همانطوریکه اغلب ما می دانیم ، بیشتر دانش آموزان امروزی ، تلاش زیادی جهت یادگیری مطالبی که به آنها می آموزیم از خود نشان نمی دهند. بیشتر معلمان با چنین دانش آموزانی پیش از شروع دچار نومیدی می شوند . معلمانی که از روش آموزش مستقیم استفاده می نمایند نکات زیر را به اجرا می گذارند(رئیس دانا،1372)

* معیارهای درسی را مشخص نموده و تکالیف یادگیری را سازماندهی می کنند.

* مطالب درسی را ارئه داده سپس آنها را توضیح می دهند و پس از آن تکالیف را معین می کنند.

* به ندرت درباره­ی مطالب درسی و خواسته های مرجع آنان سؤال می کنند.

* به دانش آموزان نمره می دهند و اشتباهات آنان را تصحیح می کنند.

* کوشش می کنند تا دانش آموزان را به پیروی و متابعت وادارند .

اگر شما به عنوان معلم اقدامات بالا را انجام داده، اما متوجه شوید که دانش آموزان مقاومت کرده و سوء رفتار نشان می دهند، در آن زمان است که از شیوه های تسهیل کننده استفاده خواهید کرد . این شیوه بدلیل در نظر گرفتن نیاز و خواست های دانش آموزان نتایج بهتری ببار می آورد. معلمانی که از شیوه­ی تسهیل کننده استفاده می کنند اقدامات زیر را در کلاس انجام می دهند (البته در کلاس های ابتدایی چندان مؤثر نخواهد بود).

  • برنامه­ی درسی را در کلاس به بحث می گذارند تا عناوین مورد علاقه­ی دانش آموزان روشن شود .
  • دانش آموزان را برای انتخاب عناوینی از دروس که مایل به مطالعه­ی عمیق در آن هستند، کمک می کنند .
  • در مورد چگونگی انجام تکالیف و کارها با دانش آموزان صحبت می کنندو امکانات مختلفی را در نظر می­گیرند .
  • منابع مورد نیاز، آنچه که دانش آموز باید به انجام رساند و زمان مورد نیاز برای انجام آن را معین می کنند ( امین شایان جهرمی، 1386).

و همچنین برای آنکه مدرسه راجذابتر کنیم تا دانش آموزان بیشتر تمایل داشته باشند اوقات خود را در مدرسه بکار ببرند تا در تعطیلات 30 توصیه موجود است که با بکاربردن آنها می توانیم یادگیری و در نتیجه جذابیت مدرسه را بیشتر نماییم که در اینجا بیان می نماییم:

  1. Learning
  2. Training

3 . Education

1- Cascio

[5] – Armestrong

2 – Training

[7] – Education

[8] – Development

  1. Gashtalt
  2. Directive learning