دانلود رایگان پایان نامه مدیریت در مورد جنگ جهانی دوم

دانلود پایان نامه

قانونی و تحمیل هنجارهای فرهنگی بر اعضای شان را بپذیرند ( نش، 1382: 222).
2-4-5 مهاجرت
منگالم (1968)، مهاجرت را یک حرکت بالنسبه دائمی عده ای از یک مکان به مکان دیگر دانسته، که مقدم بر آن، مهاجران بر اساس مراتبی از ارزش ها یا هدف های با ارزشی که تعلیم می گیرند، حرکت می کنند. نتیجهی این حرکت تغییراتی در نظام کنش متقابل مهاجران است ( لهاسایی زاده، 1368: 14).
مهاجرت از یک ناحیه به ناحیه دیگر صرف نظر از تاثیری که در شئون زندگی دار، از نظر فرهنگی دارای مسائلی متعدد خواهد بود و این اساسا ناشی از نحوهی تطابق روانی- اجتماعی افراد است که دارای آداب و رسوم خاصی هستند (جعفری نیا و بذر افشان، 13920: 31).
مهاجرت در لغت به‌معنای حرکت افراد یا گروه‌هایی است، که مستلزم تغییر دائمی یا موقت محل سکونت است. لفظ مهاجرت در مقابل اصطلاح تحرک به‌کار میرود که به همه اشکال تحرک فضایی (موقت و دائم) ( پهلوان، 1381: 3) اطلاق میشود و معنای عام کلمه عبارت است از ترک سرزمین اصلی و ساکن شدن در سرزمین دیگر به‌طور موقت یا دائم.
مهاجرت در مفهوم جمعیتشناختی کلمه، با کوچ مداوم انسان در جوامع ابتدایی و کوچ عشایری و همچنین حرکات جغرافیایی کوتاه‌مدت مانند مسافرت متمایز است و در مورد جمعیتهایی به‌کار میرود که نسبتاً استقرار یافتهاند. مهاجرت به‌عنوان یک واقعه تأثیرگذار بر رشد و تغییر جمعیت مورد توجه قرار میگیرد. مهاجرت همچنین انعکاسی از تغییراتی است که در تار و پود جامعه رخ میدهد. مهاجرت و آوارگی همزاد و هم سرنوشت آدمیان است و از ابتداء تاریخ بشری تا امروز به شیوه‌ها و چهره‌ های گوناگون جریان داشته و دارد. نمی‌توان فصل و مقطعی از تاریخ و سرگذشت آدمیان را یافت که عاری و تهی از هجرت و نقل افراد و گروه های بشری باشد. انسان ها همیشه و همواره برای جستجوی مأوای بهتر و زندگی پر رونق‌تر و گاه به دلیل تهدیدها، کشتارها و سرکوبها و گاه به دلیل تغییرات ناگهانی محیطی و سایر عوامل و دلایل؛ مشغول هجرت و تغییر موطن خود بوده اند. مهاجرت و نقل مکان از یک نقطه به نقطۀ دیگر گسترده و دوام‌ دار بوده که به دلایل و انگیزه های مختلف در گذشته و حال جاری وساری است که امروزه جوامع و انسان های که خارج از زیست بوم اولیه و اصلی خود زندگی میکنند بسیار بیشتر از کسانی است که هم چنان در زیست و بوم اولیه خود بسر می‌برند منتهی مهاجرت در صده اخیر همانند سایر پدیده های اجتماعی دارای تفاوت های؛ نسبت به گذشته می‌باشد که متاثر از شرایط کنونی جهان است.
تفاوت های مهاجرت در گذشته و امروزآن است که درگذشته ها، سیل مهاجرین تازه وارد، سر زمینی را به تصرف در می‌آوردند و درآن فرهنگ و تمدن جدیدی را پایه گذاری می‌کردند؛ و یا تمدن جدیدی مرکب از فرهنگ و داشته های اقوام بومی و اقوام مهاجر شکل می‌گرفت؛ هما نندی مها جران که وارد قاره آمریکاه شدند. مجتبی صادقی می‌گوید: «در تهاجم مهاجران اروپای به قاره جدید آمریکا فرهنگ بومی آمریکایی که در طی هزران سال سا خته شده بود در کمتر از صدسال تقریبا به طور کامل نابود شد، سرخ پوستان آمریکایی جمعیت عمده این بومیان را تشکیل می‌دادند ( صرفی، 1374: 106). اما در دنیای امروز مهاجران تازه وارد اغلب در جامعه و فرهنگ جدید جذب و هضم می‌شوند و به مرور زمان، فرهنگ ملی و بومی خود را از دست می‌دهند و در نهایت با بحران هویت و گم کردن اصل خویش مواجه می‌شوند. جامعه پذیری یا انطباق اجتماعی از پیامدهای قهری مهاجرت‌های امروزی است. در پرتو این پروسه، جوامع و گروه‌های مهاجر، آرام آرام بخشی از هنجارها، ارزشها و باورهای بومی و ملی خود را از دست می‌دهند و عناصر و سازه های از فرهنگ مسلط در موطن جدید را می‌پذیرند.
2-4-5-1 تفاوت مهاجرت‌های داخلی با خارجی
مهاجرتهایی را که در درون مرزهای سیاسی یک کشور صورت میگیرد مهاجرتهای داخلیو مهاجرتهایی که به خارج از مرزهای سیاسی یک کشور صورت میگیرد، مهاجرت خارجی مینامند (کلانتری، 1378: 63). مهاجرتهای خارجی در سه سطح مورد بررسی قرار میگیرد: منطقهای، درون‌قارهای و میان‌قارهای. در مورد یک سرزمین، مهاجرت خارجی یا “برون‌مرزی” متضمن عبور از مرزهای آن سرزمین است. هرگاه سرزمین مورد بحث کشور مستقلی باشد، عبور از مرزهای آن را مهاجرت بین‌المللی میخوانند ( تقوی، 1378: 130).
اما آنچه در این گفتار مد نظر است مهاجرت خارجی و یا بین المللی است. چراکه ترک دیار مادری و قرارگیری در سرزمینی که کاملاً با داشته های فرهنگی وی متفاوت است، می تواند پیامدهای مثبت و منفی تری نسبت به مهاجرت داخلی داشته باشد که البته من با دیدگاه مثبت به آن نگاه می کنم.
بحث تکثر فرهنگی تقریبا همزمان با  بالا گرفتن مباحث مربوط به جهانی شدن آغاز شد اما ریشه آن در  مناقشاتی بود که پس از جنگ جهانی دوم در کشورهای توسعه یافته بر سر چگونگی جای دادن «اقلیت» ها در فرهنگ های ملی آنها در گرفته بودند. ورود میلیون ها کارگر مهاجر  در سال های پس از جنگ جهانی دوم به اروپا و آمریکا، تعادل شکننده ای را که در حوزه مهاجرت در طول دو قرن قبلی وجود داشت به کلی از میان برد. در واقع مسئله مهاجرت ، سوای پیشینه باستانی آن (از جمله در یونان و رم باستان)، به مثابه فرایندی  دائم در تاریخ  جوامع انسانی وجود داشته و  دارد. انسان ها دائما برای به دست آوردن موقعیت های بهتر معیشتی و رسیدن به آرزوهایی کمابیش واقعی یا خیالین، و یا تحت تاثیر فشار های بیرونی (جنگ، خشکسالی و قحطی، بی رحمی حاکمان و..
.) دست به مهاجرت زده و تلاش کرده اند در جوامعی به جز جامعه خود و یا در سرزمین های دوردست، به حداقلی از رفاه و آسایش برسند. با وصف این، آنچه پس از جنگ جهانی دوم رخ داد تفاوتی اساسی با امواج مهاجرت پیشین داشت:  اقشار بزرگی از مردم  به ویژه از کشورهای فقیر با فرهنگ هایی بسیار متفاوت از لحاظ ریشه ای (زبان ، دین، آداب و رسوم) از جهان سوم روانه کشورهای اروپای غربی و آمریکا شدند. تصور اولیه درباره این مردم آن بود که بزودی جذب کشورهای میزبان شده و در نسل های دوم و سوم به شهروندانی همچون دیگران تبدیل خواهند شد. این تصور صرفا یک اندیشه نظری نبود و پایه تجربی آن در  جذب امواج پیشین مهاجرتی بود که در قرون هجده و نوزده در اروپای غربی و آمریکا اتفاق افتاده بود و سبب شده بود که مهاجران عموما اروپایی اما روستایی بتوانند در فرهنگ هایی عمدتا شهری جا افتاده و به شهروندانی جدید و با اراده و امید بالایی نسبت به آینده تبدیل شوند.
مهاجرتها ممکن است علل مذهبی، سیاسی و یا اقتصادی داشته باشند. ولی در حال حاضر آرزوی رفاه بیشتر، انگیزه اصلی انسانها برای مهاجرت است. جاذبه شهرهای بزرگ و امید کسب مزد بیشتر در صنایع شهری، وجود بیکاری در روستاها، ازدیاد جمعیت و جستجوی سرزمینهای تازه از جمله انگیزههای اصلی مهاجرت هستند. بیگمان از مهاجرتهای بزرگ قرون 17 تا 19م کمتر در عصر ما روی میدهد، ولی هنوز هم بسیارند کسانی که برای کسب شغل و مزد بهتر یا ادامه تحصیل، ترک دیار می کنند و به مناطق دیگر، سایر کشورها و حتی قاره‌های دیگر میروند و یا به امید بهرهمند شدن از امکانات شهری از روستاها به شهرها کوچ میکنند ( کاظمی، 1383: 102).
2-4-5-2 انواع مهاجرتهای بینالمللی
بعضی از جابه‌جاییهای بین مرزهای ملی، مهاجرت‌های تودهای هستند که به انتقال تعداد زیادی از مردم با ویژگیهای اجتماعی و قومی مشترک منجر میشود. جابه‌جایی تودهای که معمولاً در پاسخ به عوامل اجتماعی و اقتصادی مشخص انجام میشود، میتواند انواع متفاوتی داشته باشد: ( Shryock & Siegel, 1973: 580):
 
1) فتح ، تهاجم و مستعمرهسازی؛ فتح و تهاجم در دوران جنگ اتفاق میافتند و مستعمرهسازی که بعد از فتح اتفاق میافتد، یک جابه‌جایی آرام‌تر میباشد و استقرار خانوادههایی از کشور مستعمرهساز در کشور ملحق‌شده را دربر میگیرد. به‌هرحال تمایز بین این انواع ممکن است شفاف نباشد. بومیان استرالیا امروزه دو قرن گذشته را به‌عنوان فرآیند تهاجم و غصب زمین از صاحبان برحق توصیف میکنند. آن‌ها با این تصور همعقیده نیستند که موضوع، اشغال صلح‌آمیز یک سرزمین بزرگ بدون مدعی بود ( لوکاس و دیگران، 1384: 165).
 
2) انتقالهای جمعیتی اجباری ؛ انتقالهای جمعیتی اجباری در کل عمومیت کمتری را نسبت به سایر اشکال جابه‌جایی داشتهاند. با وجود این، این انتقالها تاثیر قابل‌ملاحظهای را بر ساخت قومی و ویژگیهای بعضی از جمعیتهای ملی اعمال کردهاند. مثال عمده آن جابه‌جایی کارگران برده آفریقای غربی به برزیل، کشورهای حوزه کارائیب و قسمت جنوبی ایالات متحده میباشد.
مستعمرهسازی، بعضی مواقع متضمن جابه‌جایی کارگران قراردادی، برای مثال از هند به فیجی و کشورهای کارائیب، از هند و چین به کالدونیای جدید و از فلیپین به هاوایی، بوده است. درحالیکه درجه اجبار اعمال شده در اشکال جدیدتر مهاجرت نیروی کار ممکن است ضعیف باشد، تاثیرات بر ساختهای قومی مقصد روشن هستند (& Siegel, 580 Shryock ).
 
3) جابه‌جایی پناهندگان پناهندگان افرادی هستند که به‌علت ترس از محاکمه به‌دلیل نژاد، مذهب یا عضویت در گروه اجتماعی و سیاسی خاص، در صورت برگشت به کشور خود، به‌دنبال پناهندگی در یک کشور خارجی هستند. طبق این تعریف، افراد جابه‌جا شده در داخل کشور خود پناهنده نیستند. سنجش تعداد پناهندگان به‌علت متفاوت بودن برآوردهای کشورهای مبدا و مقصد و موسسات بینالمللی مشکل است. مشکل مشخصتر، تعیین زمانی است که یک فرد مستقر شده در یک کشور جدید از حالت پناهندگی بیرون میآید.
 
4) مهاجرت زنجیرهای و هدایت‌شده؛ مهاجران بینالمللی که در قالب افراد یاخانواده ها جابه‌جا میشوند دارای انگیزههای متفاوتی برای تغییر محل سکونت خود هستند. آن‌هایی که داوطلبانه جابه‌جا میشوند غالباً به عوامل اقتصادی نظیر بهبود فرصتهای اشتغال، عکسالعمل نشان میدهند. اما دلایل اجتماعی نظیر نیاز بهخانواده ها و دوستان نیز نقش عمدهای را بازی میکنند. مهاجران بینالمللی ممکن است کشور مقصد را به‌واسطه آنکه آن‌ها افرادی را که قبلاً آنجا زندگی میکردند میشناختند، انتخاب کنند. مهاجرت زنجیرهای ممکن است بر انتخاب محل سکونت مهاجران در کشور جدید تاثیر بگذارد و این امر غالباً به تمرکزهای قومی متمایز منجر میشود.
با وجود این تمامی جابه‌جاییهای فردی، کاملاً داوطلبانه نیست. انتقال از یک مکان به مکان دیگر توسط کارفرمایانی نظیر شرکت‌های چندملیتی و سازمان‌های بینالمللی بهطور فزایندهای برای افراد، به‌ویژه متخصصان دارای مدارک بالا و شاغلین در داد و ستد، عمومی میشود. این افراد اگر خواهان پیشرفت حرفهای باشند عموماً مهاجران هدایت‌شده با حق انتخاب کم هستند .
 
5) مهاجرت فردی و خانوادگی، مهاجرت خانوادگی هنگامی اتفاق میافتد کهخانواده ها به‌عنوان واحدهای کامل، در مراحل متوالی یا حرکت یکی از اعضا قبل از بقیه، جابه‌جا میشوند.
مهاجران خانوادگی شامل خویشاندان نزدیک نظیر همسران، فرزندان والدین پیر و هم شامل خویشا
ندان دورتر میشود ( لوکاس و دیگران، همان: 166).

2-5 گردشگری
پدیده گردشگری ریشه در حرکت و جابه جایی دارد و تحرک بخش لاینفک زندگی انسانهاست. از این رو می توان گفت که تاریخ صنعت گردشگری شاید به قدمت فعالیتهای نوع بشر است و فقط اشکال و اهداف آن متفاوت بوده است. گردشگری پدیده‌ای است کهن که از دیر زمان در جوامع انسانی وجود داشته است و به تدریج در طی مراحل تاریخی مختلف، به موضع فنی، اقتصادی و اجتماعی کنونی خود رسیده است ( رضوانی، 1386: 27). از عهد باستان انسان ها برای یافتن غذا، دوری از خطرهای طبیعی و رسیدن به مناطقی با آب و هوای مساعد دست به سفر می زدند. در قرن‌های چهارم و پنجم میلادی با سقوط امپراطوری روم، امنیت سفرهای تفریحی و گردشگری در اروپا دچار بحران شد و از فروپاشی این امپراطوری (یعنی آغاز قرن وسطی) تا دورۀ رنسانس (تا قرن 14 م) سفر در اروپا با خطرات بسیار همراه بود. مهم‌ترین حادثه قرون وسطی در اروپا را می‌توان جنگ‌های صلیبی دانست. در پایان قرون وسطی، بسیاری از زائران به زیارتگاه‌هایی مانندCanterbury در انگلستان و سنت جیمز در Composteia سفر می‌کردند. عده‌ای اندک شمار نیز به سفرهای طولانی، پرهزینه و اغلب خطرناکی چون سرزمین مقدس می‌رفتند (الوانی، 1385: 27). در زمان قرون وسطی مبلغان مذهبی برای دعوت مردم به مسیحیت به مکان های مختلف مسافرت می کردند. دورهی رنسانس بیشتر سفرها با هدف کسب دانش و تجربه آموزی انجام می شد. با بوجود آمدن انقلاب صنعتی و بوجود آمدن زمان هایی برای اوقات فراغت، سفرهای دسته جمعی که با هدف تفریح بود، صورت گرفت. اکنون جهانگردی به شیوهی نوین خود شکل گرفته است و این موضوع به شکل علمی مورد بررسی قرار می گیرد. پیشرفت های سریع چند دههی اخیر، گردشگری را نیز تحت تاثیر قرار داده است و برنامه های سفر با شیوهی علمی انجام می شود. مطالعات در حوزهی گردشگری تعاریف مفاهیم را نیز دربرداشته است.
گردشگری یک صنعت میان رشته ای است و دارای خصوصیاتی خاص می باشد. این میان رشته ای بودن سبب تعاریف مختلفی از گردشگری می شود که هر یک از اندیشمندان در حوزهی تخصصی خود، گردشگری را تعریف می نمایند. لذا با توجه به هدف این پژوهش مسافرت بدین گونه تعریف می شود: ” عمل جابه جایی به خارج از جامعه ببرای تجارت یا تفریح و نه برای انجام کار روزمره یا تحصیل” ( گی، ماکنز و چوی، 1989: 12). در مارس 1993، کمیسیون آمار ملل متحد، تعریف ارائه شده از جهانگردی توسط سازمان جهانی جهانگردی را پذیرفت. بر اساس این تعریف گردشگری عبارت است از ” مجموعهی فعالیت های افرادی که به مکان هایی خارج از محل زندگی و کار خود به قصد تفریح و استراحت و انجام امور دیگر مسافرت می کنند و بیش از یک سال متوالی در آن مکان ها نمی مانند” (داس ویل، 1387: 19). البته این تعاریف هر یک به جند نکتهی اساسی توجه می کنند که عبارتند از: عمل جابه جایی به دور از محل زندگی، قصد از مسافرت که به دلیلی غیر از به دست آوردن پول بایستی صورت بگیرد و مدت زمان سفر که بایستی کمتر از یکسال باشد. از بعد اجتماعی نیز تعریف گردشگری فصل بین زندگی عادی ساکنان بومی و زندگی غیرعادی گردشگران را در برمیگیرد ( بارنارد، 1996: 556). این دو تعریف خود نشان تمایز مابین تعاریف مختلف از گردشگری است که هر یک برگرفته از آیتم های مورد نظر در مطالعات گردشگری می باشند.
با در نظر گرفتن اهداف و مقاصد گردشگری، طبقه بندی انواع گردشگری شکل گرفته است و هر یک دارای تعاریف مختص خود هستند. این تعاریف نشان دهندهی انگیزه های سفر، خواسته های مسافرت، تسهیلات و خدمات مورد

دیدگاهتان را بنویسید