دانلود پایان نامه مدیریت در مورد رضایت از زندگی

زندگی است.
منظور از تعریف غیرحرفه‌ای کیفیت زندگی این است که از گروه‌های مختلف اجتماعی مثلاٌ از سالمندان در مورد ذهنیت کیفیت زندگی‌شان پرسیده شود.پسیون معتقداست که کیفیت زندگی به وضعیت محیطی که مردم در آن زندگی می‌کنند(‌مثل آلودگی و کیفیت مسکن) و هم‌چنین به برخی صفات و ویژگی‌های خود مردم(‌مثل سلامت و میزان تحصیلات) اشاره دارد( رضوانی، 1388؛5).برخی همچون تستا به دو بعد کیفی وکمی در تعریف کیفیت زندگی توجه داشته‌اند.کیفیت زندگی بطور اخص مرتبط با سلامت به زمینه‌های سلامت فیزیکی، روان‌شناختی، اجتماعی ارتباط دارد که تحت تاثیر تجربه‌ها، ارتباطات و ادراکات فردی است. هر یک از زمینه‌ها را در بعد عینی و ذهنی می‌توان ارزیابی کرد. ارزیابی‌های عینی از عملکرد یا وضعیت سلامتی و ادراکات ذهنی از سلامتی. هم‌چنین لاتون کیفیت زندگی را مجموعه‌ای از ابعاد ذهنی و عینی که با یکدیگر کنش متقابل دارند تعریف می‌کند. این مفهوم چند بعدی هم معیارهای اجتماعی و اقتصادی سیستم محیطی مشخص و هم معیارهای درون شخصیتی را ارزیابی می‌کند. هم‌چنین کیفیت زندگی بصورت بهزیستی کلی نیز تعریف شده است که مشتمل بر توصیف کننده‌های عینی و ارزیابی ذهنی از بهزیستی مادی، اجتماعی، عاطفی و بهره‌وری همراه با توسعه رشد شخصی و فعالیت‌های هدفمند ارزش‌گذاری شده بوسیله ارزشهای فردی می‌باشد( اسمیت، 2000؛423).
احسان نراقی( 1357؛12) کیفیت زندگی را مجموعه‌ی می‌داند که نیازهای جمعی، عاطفی، اجتماعی، امکانات زندگی را تشکیل می‌دهد که منجر به رضایت یا عدم رضایت افراد از زندگی می‌شود مسائلی چون تأمین درآمد، ارتقای ارزش و شخصیت انسانی آنان، داشتن نهادهای احساسی چون خانواده، بهداشت، تغذیه، درمان، حرفه‌آموزی و غیره را در بر می‌گیرد.
والتر ( 1993) اظهار می‌دارد که کیفیت زندگی ارزیابی رضایت از بیماری از سطح موجود عملکرد در مقایسه با شرایطی که بیمار آنها را ایده‌آل در نظر می‌گیرد می‌باشد که معمولاً در 5 بعد عملکرد جسمی، عملکرد اجتماعی، عملکرد عاطفی یا خلقی، علائم و نشانه‌های بیماری و درک یا احساس سلامتی سنجیده می‌شود.( سعیدی، 1390؛26). طبق نظر فرل و همکاران(1992) نیز کیفیت زندگی یعنی: (همان)
– سالم بودن از نظر جسمی و روانی -رضایت از زندگی
– داشتن خانواده – موفق در زمینه کاری
– بهنجار بودن – داشتن استقلال
سرزنده بودن – داشتن اعتماد به نفس

استنبوک و هالت معتقد به سه حیطه برای کیفیت زندگی هستند: (نظری، 1383)
1- حس رفاه
2- حس معنا
3- حس ارزشمندی
هم چنین سازمان بهداشت جهانی( 1993) کیفیت زندگی را به عنوان ادراک فرد از موقعیت خود در ساخت فرهنگی و سیستم ارزشی که در آن زندگی می‌کند و در ارتباط با اهداف، انتظارات معیارها و ملاحظات دیگران تعریف می‌کند لذا کاملاً فردی بود و توسط دیگران قابل دیدن نیست و به درک افراد از جنبه‌های گوناگون زندگی‌شان استوار است .تورانس کیفیت زندگی را شامل موفقیت فرد در رسیدن به شرایط خاص یا موقعیتی از پیش تعیین شده و تجربه کنونی احساس سلامتی و رضایتمندی فردی می‌داند( بهمنی، 1383؛33) و کیفیت زندگی در نظر یونسکو مفهومی کلی است که تمام جنبه‌های زیستی، شامل رضایت مادی، نیازهای حیاتی و جنبه‌های انتقالی زندگی مانند: توسعه فردی، خودشناسی و بهداشت اکوسیستم را پوشش می‌دهد( غفاری، 1388؛111).
همانطور که از تعاریف مذکور بر می‌آید مفهوم کیفیت زندگی به هیچ وجه دارای چارچوب مفهومی مشترک و گستره معنایی یکسان نمی‌باشد بطوریکه این مفهوم می‌تواند برای مردم در سطح عام یک معنا داشته و برای سیاستگذاران و مقامات اجرایی معنایی دیگر و هر دسته تعریفی خاص از معنای زندگی دارند اما آنچه که مشخص است کیفیت زندگی در بیشتر تحقیقات بر اساس دو بعد عینی و ذهنی تعریف گردیده است. برخی بر بعد ذهنی آن هم چون احساس رضایت یا نارضایتی از زندگی، ادراکات انسانی، اشتیاقات آدمی و سرخوردگی، ادراک فرد از بهزیستی خود و وضعیت خود در جامعه پرداخته‌اند و برخی محققین دیگر ابعاد عینی را همچون اختلال در سلامتی، جایگاه فرد در جامعه، دستاوردها و واقعیت بخشیدن به آرزوها و سلامت روانی، نوع مسکن، آلودگی محیط زیست و هم‌چنین توجه به مسائل پزشکی را مدنظر قرار داده‌اند. علی رغم تمامی اختلاف نظرهایی که در باب مفهوم سازه کیفیت زندگی وجود دارد اکثریت محققان به وجود یک سری اصول و ویژگی‌ها اعتقاد دارند که وجود همین ویژگی‌ها سبب شد که با تعاریف گوناگون در باب کیفیت زندگی مواجه باشیم:
الف: چند بعدی بودن: همه محققان بر این عقیده‌اند که کیفیت زندگی موضوعی چند بعدی است و همواره پنج بعد زیر را در بر می‌گیرد:
1- بعد جسمی: به دریافت فرد از توانایی‌هایش در انجام فعالیت‌های روزانه که نیاز به صرف انرژی دارد اشاره می‌کند و می‌توان شامل مقیاس‌هایی هم‌چون تحرک، توان، انرژی درد و ناراحتی، خواب و استراحت و ظرفیت توان کاری باشد.
2- بعد روانی: جنبه‌های روحی مانند افسردگی، ترس، عصبانیت، خوشحالی و آرامش تصویر از خود.
3- بعد اجتماعی: به توانایی فردی ارتباط با اعضای خانواده، همسایگان، همکاران و سایر گروه‌های اجتماعی و نیز وضعیت شغلی و شرایط اقتصادی مربوط می‌شود.
4- بعد معنایی: درک فرد از زندگی و هدف و معنای زندگی را در بر می‌گیرد.
5- بعد علایم مربوط به بیماری یا تغیرات مربوط به درمان مواردی مانند درد و تهوع استفراغ را در بر می‌گیرد( مقیمی، 1386).
ب: پویا بودن: بدین معنا که با گذشت زمان تغییر می‌کند یعنی وابسته به زمان است. هم‌چنین تغییرات درونی و بیرونی برآن دخالت دارند.( نجات 1385؛11).
ج: ذهنی بودن: قضاوت افراد راجع‌ به کیفیت زندگی عامل کلیدی در مطالعه این مفهوم است. فرد در مورد بیماری و درمان سلامتی خود اهمیت بیشتری را نسبت به ارزیابی عینی از سلامت می‌دهد. به عنوان مثال ممکن است فردی از یک یا چند بیماری رنج ببرد ولی خودش را سالم بداند در صورتی که یک فرد با وجود آن که هیچ نشان عینی از بیماری ندارد وخود را بیمار بپندارد. بنابراین عامل اصلی تعیین کننده کیفیت زندگی عبارتند از تفاوت درک شده بین آنچه که هست و آنچه که از دیدگاه فرد باید باشد.
جدول2-3-خلاصه تعاریف کیفیت زندگی
نوردن فلت کیفیت زندگی افراد از طریق بررسی تجربه آنان از میزان دستیابی به آمال و آرزوهایشان انجام پذیر است.
تورانس کیفیت زندگی شامل موفقیت فرد در رسیدن به شرایط خاص با وقعیتی از پیش تعیین شده و تجربه کنونی احساس سلامتی و رضایت‌مندی فردی است.
استنبورک کیفیت زندگی شامل سه حیطه حس رفاه، حس معنا و حس ارزشمندی می‌باشد.
والتر کیفیت زندگی ارزیابی بیمار از سطح موجود عملکرد و مقایسه با شرایط ایده‌آل در 5 بعد عملکرد جسمی، اجتماعی، عاطفی، علائم بیماری واحساس سلامتی می‌باشد.
لاتون مجموعه‌ای از ابعاد ذهنی و عینی که با یکدیگر کنش متقابل دارند.
پسیون به وضعیت محیطی که مردم در آن زندگی می‌کنند و برخی صفات خودم اشاره دارد.
فرانس احساس خوب بودن ناشی از رضایت یا عدم رضایت در زمینه‌های مختلف زندگی
کاستانزا رابطه متقابل میان نیازهای انسان و رفاه ذهنی
دیوان حالتی که فرد نسبت به خودش طبیعت و جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند احساس آرامش دارد.
انجمن توسعه اجتماعی اونتاریو کنش متقابل شرایط عینی و اقتصادی، سلامت و اجمتاعی که توسعه اجتماعی و اقتصادی را تحت تاثیر قرار می‌دهد

فلس وپرس ساختار کیفیت زندگی شامل بهزیستی مادی، کیفیت زندگی خانواده، بهزیستی عاطفی، سلامت یا فشار روانی و کارآیی داشتن و… می‌شود.
نراقی مجموعه‌ای که نیازهای جمعی عاطفی، اجتماعی، امکانات زندگی را تشکیل می‌دهد و منجر به رضایت یا عدم رضایت زندگی
سازمان جهانی بهداشت کیفیت زندگی به عنوان ادراک فرد از موقعیت خود در ساخت فرهنگی و سیستم ارزشی که در ان زندگی می‌کند تعریف می‌شود که در ارتباط با انتظارات، اهداف، معیار و ملاحظات دیگران قرار دارد.
کارلسون کیفیت زندگی را مترادف با رفاه می‌داند و معتقد است فردی از کیفیت زندگی بالا لذت می‌برد که فعال باشد، برای دیگران خوب باشد، خود‌باوری داشته باشد، خلق شاد داشته باشد.

2-2-2-1- رضایت از زندگی:
برخی کیفیت زندگی را به مثابه رضایت از زندگی آورده‌اند یعنی این که افراد بطور کلی از زندگیشان رضایت داشته باشند. کاتر ( 1985) کیفیت زندگی را به مثابه رضایت فرد از زندگی و محیط پیرامونی تعریف می‌کند که نیازها خواست‌ها و ترجیحات سبک زندگی و سایر عوامل ملموس را که بر بهزیستی همه جانبه فرد تاثیر دارند در بر می‌گیرد( غفاری، 1388؛5) اینگلهارت رضایت از زندگی را به عنوان مهم‌ترین شاخص سازنده بر می‌شمارد( اینگلهارت، 1373؛44). کمپل و همکارانش کیفیت زندگی را رضایت از زندگی در حیطه‌های خاصی می‌دانستند آنها حیطه‌های کار، مسکن، سلامتی، همسایگی، دوستی‌ها، ازدواج، زندگی خانوادگی، سطح تحصیلات و پس‌انداز را مولفه‌های کیفیت زندگی قلمداد می‌کنند( فتوت، 1390؛158) و احساس رضایت از زندگی شغلی و رضایت از زندگی خانوادگی ارکان کلی رضایت از زندگی می‌باشد. همچنین سینیتا و هایندس کیفیت زندگی را برداشت و ارزیابی مثبت یا منفی فرد از خصوصیات زندگی خود و میزان رضایت کلی خود از زندگی می‌دانند(‌همان، 159) .غلامرضا غفاری (1388؛4)در اثر خویش تحت عنوان « کیفیت زندگی شاخص توسعه اجتماعی» ضمن بر شمردن رضایت زندگی به عنوان مولفه اصلی کیفیت زندگی به چهار نوع رضایت از زندگی اشاره دارد:
رضایت ناشی از داشتن : که متاثر از میزان برخورداری افراد از امکانات می‌باشد.
رضایت ناشی از ارتباط : که معطوف به روابط اجتماعی است.
-رضایت ناشی از بودن : پنداشت فرد نسبت به خویشتن و تعریف از کیستی خود که دلالت بر معناداری و کنترل بر زندگی خود در مقابل خود بیگانگی دارد.
– رضایت ناشی از اقدام و عمل : که بیشتر معطوف به چگونگی زمان در اختیار در قالب اوقات فراغت می‌شود.
بطور کلی رضایت از زندگی مبتنی بر درک فرد از وضعیت جسمی، روانی، اجتماعی و محیطی خود و احساس رضایت‌مندی و شادمانی از بودن در این وضعیت می‌باشد و براساس تلقی کلی از خشنودی و یا ناخرسندی از زندگی و بر اساس ارضاء نیازهای اساسی و هم‌‌چنین تناسب بین اهداف شخص و وسایل دستیابی به آن اهداف مفهوم‌پردازی می‌شود. لذا رضایت زندگی بعد ذهنی کیفیت زندگی است و سازه کیفیت زندگی مقوله‌ای عام‌تر از کیفیت زندگی می‌باشد.
2-2-2-2- سعادتمندی:
یکی دیگر از مفاهیمی که به مفهوم کیفیت زندگی بسیار نزدیک است و بعضاً سبب تداخل مفهومی با سازه کیفیت زندگی می‌شوداحساس سعادتمدنی می‌باشد که به چگونگی ارزیابی فرداز زندگی اشاره داردودربرگیرنده متغیرهایی ازقبیل رضایت از زندگی، رضایت از وضعیت زناشویی، رضایت از کار و متغیرهای روانشناختی چون فقدان افسردگی واضطراب و وجودعواطف و خلقیات مثبت می‌شود. احساس رضایت از زندگی بسیار نزدیک با این مفهوم می‌باشد چرا که هردوبه بعدذهنی کیفیت زندگی اشاره دارندوآن رابایدبعنوان یکی ازمعرفهای احساس سعادتمندی به حساب آورد.دینروبیس واس برای احساس سعادتمندی سه جزء را قائل هستند:
1- ارزیابی مثبت محرک( عاطفه خوشایند)
2- ارزیابی منفی محرک(عاطفه ناخوشایند)
3- رضایت از زندگی
هر یک از این سه مولفه به تقسیمات فرعی دیگری تجزیه می‌شوند. رضایت کلی از زندگی را به رضایت از حوزه‌های گوناگون زندگی از قبیل تفریحات، عشق، ازدواج، دوستان و… در عین حال عاطفه خوشایند را به هیجانات و خلقیات ویژه‌ای از قبیل لذت ،محبت غرور و بالاخره عاطفه ناخوشایند را می‌توان به هیجانات و خلقیات ویژه‌ای از قبیل شرم، گناه، خشم و اضطراب تجزیه کرد. در میان اجزاءبر شمرده شده ارزیابی مثبت و منفی محرک بیشتر جنبه عاطفی داشته و جزء سوم یعنی رضایت از زندگی دارای جنبه شناختی است( نوبخت، 1389؛25).

2-2-2-3- سبک زندگی
سبک زندگی در لغت به معنای روشی است که فرد در انجام یک فعالیت مشخص بکار می‌گیرد که شامل الگوهایی از روابط اجتماعی، مصرف، سرگرمی، تفریح و لباس پوشیدن می‌باشد که بازتابی کامل از ارزشهای اجتماعی، طرز برخورد، الگوهای رفتاری، عادات، علایق و دیدگاهای فردی در سراسر زندگی است که در پی اجتماعی شدن بوجود می‌آید.
مفهوم سبک زندگی در اواخر دهه 1920 توسط روانشناسی به نام آلفرد آدلر بیان شد و هسته مرکزی نظریه روانشناس فردی وی را شکل می‌دهد. و این مفهوم را به عنوان خود، شخصیت، فردیت، وحدت و یکپارچگی شخصیت، شکل دهنده فعالیت‌های خلاق فرد، شیوه مواجهه با مشکلات، عقیده و نظر فرد درباره خود و مشکلات زندگی و نگرشی کلی نسبت به زندگی بکار برد. و بر این باور بود که شیوه‌ها وروش‌های عملی هر فرد در دوران کودکی شکل می‌گیرد و از تعامل‌های اجتماعی که در سالهای اولیه زندگی رخ می‌دهد آموخته می‌شود.( هاشمی، 1386).آدلر در خصوص پدید آمدن سبک زندگی معتقد بود که همه انسانها به نوعی احساس کهتری مبتلا هستند که با روش خاصی در صدد برطرف کردن آن هستند، این رویه منحصر به فرد برای جبران احساس کهتری، سبک زندگی افراد را ایجاد می‌کند. سبک زندگی در سه دوره به کمال خود می‌رسد دوران کودکی، زمان شکل‌گیری پنج ریشه اصلی سبک زندگی است که عبارتند از سلامتی و ظاهر، وضعیت اقتصادی- اجتماعی، نگرش‌های والدینی، منظومه‌های خانوادگی و نقش جنسیتی، دومین بعد از سبک زندگی، نگرش‌ها نسبت به تکالیف زندگی می‌باشد که در دوران نوجوانی تحول می‌یابند این نگرش‌ها عبارتند از نگرش نسبت به خود، نگرش به سوی مشکلات، نگرش به سوی دیگران، نگرش به سوی جنس مخالف و نگرش به زندگی، سومین بعد از سبک زندگی، تکالیف زندگی است. وی بر سه تکلیف از زندگی تاکید دارد که عبارتند از: دیگران، شغل، عشق و مسائل جنسی. سبک زندگی در بزرگسالی در اهداف وراه های رسیدن به آنها خود را نمایان می‌کند( فاضل، 1390: 143).
کرن و همکارانش( 1993) برای سنجش سبک زندگی نمونه‌هایی به شرح ذیل تدوین کرده‌اند:
– علاقه اجتماعی(BSI) : به بیان تعلق فرد به جامعه می‌پردازد.
– کنارآمدن( GA) : این که فرد تا چه اندازه تمایل دارد که در سه حیطه مربوط به تکالیف زندگی یعنی ارتباطات اجتماعی، کار و صمیمیت از روندی قاعده‌مند پیروی کنند.
– مسئولیت‌پذیری( TC) : اینکه تا چه اندازه هدایت و رهبری دیگران برای فرد خوشایند و قابل قبول است.
– نیاز به تایید( WR) : اینکه فرد تا چه اندازه به اظهار نظرهای دیگران بها می‌دهد و نظر آنها را حائز اهمیت

]]>

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *