طبقه بندي مطالبات

  • طبقه بندي مطالبات

2-7-1-1-طبقه بندي كلي

الف ) مطالبات تجاری     ب )مطالبات غیر تجاری

مطالبات تجاری مطالباتی هستند که در راستای موضوع فعالیت اصلی موسسه ایجاد میشوند.در موسسات خدماتی مطالبات تجاری به دلیل ارائه خدمات به طور نسیه و در موسسات بازرگانی وتولیدی به دلیل فروش نسیه کالا ایجاد می شوند

مطالبات غیر تجاری مطالباتی هستند که به عنوان مطالبات تجاری طبقه بندی نشده باشند و عمدتا به دلیل فروش نسیه داراییهایی غیر از موجودی کالا و یا اعطای وام ایجاد میشوند.

2-7-1-2- از نظر مستند بودن ومعتبر بودن، مطالبات به دو دسته تقسیم میشوند:

الف)اسناد دریافتی      ب)حسابهای دریافتی(بدهکارن)

اسناد دریافتی مطالباتی هستند که در قبال ان از شخص بدهکار اسنادی (معمولا سفته) دریافت شده باشد به عبارت دیگر شخص بدهکار تعهد کتبی مبنی بر پرداخت بدهی در تاریخ معینی ارائه کرده باشد.

حسابهای دریافتنی(بدهکاران)مطالباتی هستند که در قالب اسناد نیستند به عبارت دیگر این نوع مطالبات توافقی هستند و هیچگونه تعهد کتبی مثل سفته از شخص بدهکار دریافت نشده است .

2-7-1-3- مطالبات ازنظر امکان وصول یا عدم وصول به 3 دسته تقسیم میشود :

  • حتمی الوصول : حتما وصول می شوند وامکان عدم وصول آنها صفر است.
  • لاوصول : امکان وصول آنها تقریبا صفر وناممکن است.
  • مشکوک الوصول  :دروصول یاعدم وصول آنها مشکوک و مرددیم.

2-7-2- حسابهای دریافتنی يا بدهكاران (مطالبات)

اصطلاح((حسابهای دریافتنی))یا((بدهکاران))بطورمعمول به معنای آن گروه ازمطالبات تجاری موسسه است که مستند به اسنادتجاری نیستند.ویابه عبارت دیگر:

اقلامی که درحساب ((بدهکاران)) و یا ((حسابهای دریافتنی)) ثبت می شود، معمولا ناشی ازفروش کالا یا انجام خدمات به افراد و موسسات می باشدکه درمقابل آن سفته، برات و یا سند دیگری از آنان دریافت نشده است.

از ابهامی که درعبارت ((حسابهای دریافتنی)) هست نباید غافل بود، زیرا اصولا هر نوع طلبی که بدهکاردرقبال آن سندمعتبری به بستانکارنداده باشد ، ازدیدگاه بستانکارحساب دریافتنی است.بطوری که می دانید حسابهای دریافتنی در ترازنامه جزو داراییهای جاری طبقه بندی می شوند.

  • ارزشیابی حسابهای دریافتنی

درفروش نسیه غالبا” سعی می شودکه به وسیله تحقیق از منابع مختلف و همچنین مطالعه صورتحسابهای مشتریان،فقط به اشخاصی که معتبرشناخته می شوند کالا و خدمات بطورنسیه فروخته شود. اما با وجود تمامی این تدابیر و دقت فراوانی که هنگام فروش کالایاخدمت به افرادوموسسات به عمل می آید باز هم ممکن است برخی ازحسابهای دریافتنی به حیطه وصول درنیاید و به اصطلاح ((سوخت)) شود. بنابر این،لازم است که در اجرای((اصل واقعیت))و((اصل تطابق بادرآمد))درپایان هردوره مالی آن دسته ازحسابهای دریافتنی که ((لاوصول))ویا((مشکوک الوصول))می باشند،شناسایی وثبتهای اصلاحی لازم انجام شود.

(ریموند  ، 1380)