عوامل موثر بر سیستم کنترل کیفیت

عوامل موثر بر سیستم کنترل کیفیت(ایزو)

عوامل موثر برسیستم کنترل کیفیت در تحقیقات متعددی به آن اشاره شده است ، این عوامل شامل مدیریت، پرسنلی ، ساختار سازمانی ، ارزش ها ، مشتری مداری ، سیاست های بازار می باشند که به آنها اشاره ای می کنیم

– مدیریت:

مدیریت فراگرد به کارگیری موثر و کارآمد منابع مادی و انسانی بر مبنای یک نظام ارزشی پذیرفته شده است که از طریق برنامه ریزی،سازماندهی،بسیج منابع و امکانات،هدایت و کنترل عملیات برای دستیابی به اهداف تعیین شده،صورت می گیرد.(رضائیان،1382،ص8).

 

 

 

– پرسنلي:

مديريت منابع انساني معطوف به سياست‌ها ، اقدامات و سيستم‌هايي است كه رفتار ، طرز فكر و عملكرد كاركنان را تحت تاثير قرار مي‌دهند (نو و ديگران ،2000). جذب ، توسعه ، مديريت ، ايجاد انگيزش و دست‌يابي به تعهد منابع كليدي سازمان ؛ يعني افرادي كه در آن يا براي آن كار مي‌كنند (آرمسترانگ ،1993). مديريت منابع انساني عبارتست از رويكردي استراتژيك به مقصود از مديريت منابع انساني ، سياست‌ها و اقدامات موردنياز براي اجراي بخشي از وظيفه مديريت است كه با جنبه‌هايي از فعاليت‌ كاركنان وابستگي دارد ؛ به ويژه براي كارمنديابي ، آموزش دادن به كاركنان ، ارزيابي عملكرد ، دادن پاداش و ايجاد محيطي سالم و منصفانه براي كاركنان سازمان. (رضائیان،1382،ص8).

 

-ساختارسازمانی:

چارچوبی كه سازمان بر اساس آن بنا مي‌شود شامل مشخصه‌هايي از قبيل سطوح سلسله مراتب، خطوط فرماندهي و روابط.

در تعریف ساختار سازمانی به سه ركن اصلی اشاره می شود:

  • 1) ساختار سازمانی تعیین كننده روابط رسمی گزارشگری در سازمان است و نشان دهنده سطوحی است كه در سلسله مراتب اداری وجود دارد و نیز حیطه ی كنترل مدیران یا سرپرستان را مشخص می كند.
  • 2) ساختار سازمانی تعیین كننده افرادی است كه به صورت گروهی در دوایر كار می كنند و گروه بندی دوایری است كه در كل سازمان وجود دارند.
  • 3) ساختار سازمانی در بر گیرنده طرح سیستم هایی می شود كه به وسیله آنها فعالیت های همه دوایر هماهنگ و یكپارچه می گردد و در نتیجه سیستم ارتباط موثر (در سازمان) تضمین خواهد شد. .(شورینی،1380،ص85)

– ارزش ها:

ارزش های مشخص کننده این موضوع می باشد که افراد،گروه ها و سازمان ها برای چه چیزهایی ارزش بیشتری قائل می باشدو ارزش ها با معیارها در ارتباط است و ارزش ها بعنوان یک معیار یا استاندارد برای هدایت رفتار تعریف کرد در یک تعریف ساده ارزشها به عنوان مجموعه ای از دوست داشتن ها،تنفرها،نقطه  نظرات، بایدها، تمایلات درونی،قضاوت های معقول و غیر معقول،تعصبات و الگوهایی به هم پیوسته هستند که دیدگاه افراد را در مورد جهان تعیین می کند.. (مقیمی،1385،ص179) .

-مشتری مداری:

رهبر و کارکنان از خواسته های مشتری و نحوه ارتباط آنها در فعالیت های روزانه مطلع بوده و فرایندهای سازمان را در جهت کسب رضایت مشتری سمت و سو بخشند.تشخیص و تامین نیازهای مشتری جزو استراتژی اصلی می باشد .دلیل این موضوع،آگاهی از این نکته است که تصمیم مشتری برای خرید،حکم نهایی موفقیت سازمان می باشد و هدف دستیابی به رضایت بالای مشتری و وفادار ماندن او به سازمان در دراز مدت است.(شاکری،1382،ص78).

– سیاست های بازار:

تغییر در مسیرهای استراتژیک سازمان چیزی نیست که خود به خود انجام شود .برای اینکه یک استراتژی کارساز واقع شود به سیاست هایی نیاز است که به توان امور روزمره را اداره نمود.با اتخاذ سیاست حل مساله های روزانه آسان می گردد و رهنمود ی ارائه می شود که می توان بدان وسیله استراتژی ها را به اجرا در آورد.مقصود از سیاست ،رهنمودها،روش ها،رویه ها،مقررات و شیوه هایی از مدیریت خاص است که برای حمایت و تقویت کارها در نظر گرفته می شوند تا سازمان بتواند به هدف های تعیین شده دست یابد به طور کلی سیاست ها ابزار هایی هستند که بدان وسیله استراتژی ها به اجرا در می آیند.(دیوید،1383،ص433).