مديريت منابع انساني

مديريت منابع انساني

يک مسأله کليدي در سازمانها از دست رفتن دانش به واسطه ترک کارکنان است. سازمانهاي کوچک و متوسط بيشتر مستعد اين وضعيت هستند زيرا افراد به طور دائم در جستجوي ارتقاء شغلي و پيدا نمودن شغل هاي بهتر و همچنين حقوق ومزاياي بالاتر در سازمان هاي بزرگتر هستند. بدون شک زماني که کارکنان سازمان را ترک مي کنند دانش خود را با خود مي برند حفظ کارکنان در سازمانها بستگي زيادي به استراتژي هاي اثر بخش مديريت نيروي انساني دارد. در واقع مديريت نيروي انساني نقش بسيار وسيع تري ايفاء مي کند و در قلب مديريت دانش قرار دارد (والمحمدي ،1388: 88-104). با توجه به نقش مهمي که منابع انساني در سازمان دارد و در جهت بهبود عملکرد کارکنان مي بايست سيستم ها ونظام هاي در ارتباط با آنان نيز به گونه اي طراحي و اجرا گردد که نيل به هدف ايجاد سازمان دانشي به درستي صورت گيرد. کاري و کرين (2003) در يک  مطالعه موردي براي شناسايي تأثير اقدامات راهبردي مديريت منابع انساني شامل مديريت عملکرد، استخدام و انتخاب، تعامل کارکنان و توسعه مسير شغلي بر افزايش تسهيم دانش در سازمان استفاده کردند. آنها پيشنهاد کردند که اقدامات مديريت منابع انساني مي تواند تسهيم دانش در سازماني با ساختار و فرهنگ سازماني مبتني بر وظيفه را بهبود دهد. برخي از اقدامات راهبردي مديريت منابع انساني مثل کارمنديابي، آموزش، مشارکت، ارزيابي عملکرد و پرداختهاي تشويقي از طريق تأثير برتوسعه و انگيزش کارکنان با افزايش تعهد، کاهش ترک خدمت و افزايش عملکرد مرتبط هستند. سازمانها مي توانند از اين اقدامات راهبردي مديريت منابع انساني براي فراهم نمودن کارکناني با مهارتها، منابع وآزادي عملي که آنها نياز دارند براي توسعه مديريت دانش استفاده کنند (برومند،رنجبري ،1388: 42-53).براي سنجش عامل  مديريت منابع انساني در استقرار موفق مديريت دانش در سازمان بايستي عناصر زير مورد توجه قرارگيرند:

  • استخدام کارکنان واجد شرايط در جهت برطرف نمودن شکاف دانش موجود در سازمان
  • استخدام کارکناني که تمايلات مثبتي نسبت به دانش دارند
  • فراهم آوردن فعاليتهاي توسعه حرفه اي براي کارکنان
  • فراهم آوردن فرصت هاي پيشرفت شغلي براي کارکنان