مدیریت بر خود، تأمین کننده ی اهداف رویکرد ویژگی های شغل

مدیریت بر خود، تأمین کننده ی اهداف رویکرد ویژگی های شغل

براساس رویکرد ویژگی های شغل، که توسط ترنر و لارنس در سال های 1970 و اوایل سال های 1980 ارائه شد، وظایف در قالب شش ویژگی که تصور می شد تشکیل دهنده ی محتویات انگیزشی شغل می باشند. توصیف شدند. این ویژگی ها عبارتند از:

  • خود گردانی؛
  • مسئولیت فردی؛
  • تنوع؛
  • ارتباطات اجتماعی مورد نیاز؛
  • فرصت های موجود برای ارتباطات اجتماعی؛
  • دانش و مهارت مورد نیاز.

فردی که شغلش از شش ویژگی بالا برخوردار است، میزان رضایت و حضورش بالا بود و در غیر این صورت، پیش بینی می شد که فرد رضایت کمتری داشته و غیبت های وی بیشتر باشد.(مورهد و گریفتین، 1375)

اصول غنی سازی شغل از نظر هرزبرگ، عبارتند از:

  • اعطای آزادی و استقلال عمل و مسئولیت به کارکنان؛
  • سرپرستی یک قسمت از سازمان؛
  • وظایف مشکل تر؛
  • باز خورد.(ایران نژاد ،1370، ص 73)

همان گونه که در نظریه های مذکور در زمینه ی ویژگی های شغل بیان گردید، صاحب نظران به سه ویژگی خود گردانی، مسئولیت فردی و (( آزادی استقلال عمل )) به عنوان ویژگی هایی که باید در طراحی شغل و غنی سازس شغل به آن ها توجه نمود، اشاره کرده اند. این سه ویژگی، در رویکرد مدیریت برخود در بالاترین سطح ممکن برای افراد تأمین می گردد.

تسلط بر نفس و خود سازی در مدیریت ژاپنی نیز – متأثر از تعالیم بودا –مورد توجه می باشد. مدیران ژاپنی از طریق شرکت در جلسات فرقه ی بودایی ذن، تسلط بر نفس و خود سازی را تمرین می کنند.

از لحاظ کاربردی تدوین و ارائه ی الگوی جامع شاخص های مدیریت برخود در دو بعد روحی – روانی و فیزیکی – جسمی مبتنی بر ادبیات مدیریت ( از لحاظ علمی ) و مورد کاوی خود مدیریتی امام خمینی ( از لحاظ دینی ) و تبیین وضعیت موجود خود مدیریتی مدیران نظام اداری بر اساس این الگو و شناسایی وجوه افتراق و اشتراک بین خود مدیریتی مدیران و خود مدیریتی امام خمینی – به عنوان تجسم عملی الگوی جامع شاخص های خود مدیریتی – گامی مؤثر در راستای بهسازی و بالندگی مدیران در ابعاد مختلف فردی و اجتماعی می باشد.

رویکرد پژوهش حاضر در زمینه ی بهسازی مدیران از طریق الگوسازی خود مدیریتی امام خمینی با توجه به نتایج پژوهش های انجام شده توسط بنیان گذاران (( برنامه ریزی ارتباطات با خود و دیگران )) از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد.

به منظور ایجاد مجدد هر شکلی از فضیلت انسانی، سه جزء اصلی یا سه شکل اساسی رفتار های فیزیکی و ذهنی باید کپی شود:

  • سیستم باورها یا مفروضات: اگر فردی سیستم باور های فرد دیگری را الگو قرار دهد، اولین گام را برای ایجاد نوع مشابهی از نتایج کسب شده توسط او برداشته شده است لذا بنیان گذاران علم ارتباط با خود بر آن شدند که برجسته ترین و ماهرترین افراد در هر زمینه ای را الگو قرار دهند تا الگوی رفتارسی این افراد را که در طول سالیان سال دراز از طریق آزمون و خطا کشف کرده بودند، تبیین نمایند و بدین ترتیب آنان دید سامان یافته ای از چگونگی کپی سازی هر نوع فضیلت انسانی را در مدت زمانی بسیار کوتاه ارائه کرده اند. یکی از پژوهشگران در کتاب خود به نام قدرت نامتناهی الگوسازی را گذرگاه فضیلت می داند. اگر کسی خواهان موفقیت است فقط باید راهی برای الگو قرار دادن کسانی که موفقیت کسب کردند به دست آورد. او باید دریابد که افراد موفق چگونه مغز و بدن خود را به کار گرفته و نتایجی به دست آوردند.

افرادی که جهان را به پیش می برند یا تکان می دهند اغلب در الگو گیری حرفه ای هستند. این افراد به جای این که خود هر کاری را تجربه کنند، در یادگیری از تجربیات دیگران استادند.

  • نقشه ی ذهنی: ایجاد ارتباط مؤثر با مغز و سیستم عصبی خود مستلزم شناخت رمز و کد آن می باشد. به منظور الگوسازی مشخصات و ویژگی های دیگران، باید این رمز و کد مورد شناسایی قرار گیرد.
  • فیزیولوژی: با توجه به ارتباط ذهن و بدن، چگونگی استفاده از فیزیولوژی – طریقی که فرد تنفس میکند بدن خود را نگاه می دارد، حالات، چهره و ماهیت و کیفیت حرکت های او – تعیین کننده ی حالتی است که فرد در آن قرار دارد و این حالت تعیین کننده ی رفتار او می باشد. (رضایی ، 1385، ص 31)