مروری بر روند تحوّل علم در ایران

مروری بر روند تحوّل علم در ایران

اندیشه‏های علمی در ایران ریشه‏هایی بس کهن دارد. از حدود هزاره‏های سوّم پیش از میلاد در برخی از جوامع متمدّن واقع در جنوب غربی ایران مانند سومر، بابل و شوش فضای علمی وجود داشته و اندیشه‏ها و ابداعات چشم‏گیری در علوم ریاضی و ستاره‏شناسی و هندسه در حلقه‏های علمی متشکل از کاتبان معابد شکل گرفته است. عصر هخامنشی در ایران باستان یکی از اعصار پررونق ارتباط‏های فرهنگی میان ملّت‏ها بوده است و اعتلای سطح علمی هر جامعه مستلزم این دادوستدهای فرهنگی ‏بوده است. در دوره اشکانیان پایه‏های سنّت علمی در ایران گذاشته شد. عصر ساسانی از بسیاری جهات عصر باروری فرهنگی در ایران بود. آثار و شواهدی از فرهنگ و علم و هنر در عصر ساسانی آخرین دوره تاریخ ایران پیش از اسلام وجود دارد. سده اوّل و نیمه اوّل سده دوّم هجری عصر تعلیق و تعطیل حکمت در جهان اسلامی بود. نخستین ثمرات تمدن اسلام در نیمه دوّم سده دوّم هجری با سیلان اندیشه‏ها و نوشته‏ها و با ایجاد مراکز جدید در کنار مراکز فرهنگی قدیم آشکار شد. سده‏های سوّم و چهارم هجری در ممالک اسلامی آکنده از خردگرایی و علم‏طلبی بود و در سده پنج به اوج شکوفایی خود رسید. در نیمه دوّم سده پنجم هجری نخستین نشانه‏های افول حکمت در جهان اسلام به وجود آمد. از سده دوازدهم میلادی به بعد فرهنگ عقلی از شرق به غرب جریان یافت و این تغییر پس از سده‏های دوازدهم و سیزدهم با شتاب بیش تری همراه بود. قرن هفتم و هشتم و نهم هجری به دلیل یورش مغولان به ایران و یورش تیمور وضع علمی ایران دچار دگرگونی های فراوانی شد. دوره صفویّه دوره انحطاط و بلکه زوال علوم عقلی در ایران است (فرشاد، 1365).

دوران کوتاه حکومت‏های افشاریّه و زندیّه را، از نظر رشد علمی،  باید دنباله دوره صفویّه شمرد، البته با گذشت زمان بار دیگر فعالیّت‏های فکری و عقلی در میان جامعه ایرانی این دوره آغاز گردید. دوره قاجاریه نیز از نظر علمی بسیار فقیر بود، اما در نیمه دوّم قرن سیزدهم هجری موجبات رشد فکری و علمی این دوره به وجود آمد (شمیم، 1374).

وضعیّت علم و فن‏آوری در ایران و علل افول ایرانیان، قرن‏هاست که از دغدغه‏های مهم اندیشمندان و پژوهشگران و تعدادی از سیاستمداران ایران محسوب می‏شود. تحقیقاتی که در سال 1355 با دعوت از یک گروه فرانسوی برای شناخت مسائل تحقیقاتی و علمی انجام گردید و به طرح کانب مشهور شد در راستای تعیین علل افول علمی ایران بود (مضطرزاده، 1379). پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز بررسی وضعیّت علم و فن‏آوری در کشور از طریق طرح‏های پژوهشی و مقاله‏های متعدّد پی‏گیری شده است.

بحث تولید علم نخستین بار در سال 1365 در دانشگاه تهران مطرح شد، اما در آن زمان مورد توجه جدّی قرار نگرفت و فقط خمیرمایه اوّلیه آن شکل گرفت. در سال 1372، این بحث به شکل جدّی‏تری مطرح و تعریف شد. در این سال، دانشگاه تهران اعلام کرد به نویسندگانی که مقالات آنها در مجلات بین‏المللی معتبر چاپ شود جوایز ارزنده‏ای اهداء خواهد کرد و این نخستین گام برای اقدام جدّی در زمینه تولید علم بود. از سال 1379 به بعد تولید علم در حوزه پژوهشی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری مطرح شد (موسوی موحدی، کیانی بختیاری و چمنی، 1383). امروزه واژه تولید علم در ادبیات کشور جایگاه ویژه‏ای پیدا کرده است و در مستندات علمی و برنامه‏های توسعه و سند چشم‏انداز، هدف ارتقای تولید علم و احراز جایگاه نخست علمی قرار داده شده است (سبحانی‏نژاد و افشار، 1388).

 

2-1-3- استفاده از روش‏های کمّی در حوزه کتابداری و اطلاع‏رسانی

در دهه‏های 1950 و 1960، به دنبال افزایش حجم تولید اطلاعات علمی در حوزه‏های مختلف علمی، تعریف علم به گونه‏ای متفاوت از آنچه مورد نظر بود، متجلّی گشت. صاحب‏نظران این دوره، علم را به معنای کمّیت‏های قابل سنجش و قابل بازآفرینی تعریف کردند، و هر آنچه را که یافته‏هایش قابل تکرار و سنجش  مجدّد باشد علم خواندند. به این ترتیب کیفیّت‏ها باید به کمّیت تبدیل می‏شد و ارزش کیفیّت‏ها با قیاس کمّی محاسبه می‏گردید. با کاربرد روش‏های آماری و ریاضی در مباحث علمی، مباحث جدیدی با نام‏های نوین پدید آمد که نام آنها ترکیبی از پسوند “سنجی”[1] و اسامی حوزه‏های شناخته شده علمی بود. حوزه‏های علمی مانند روان‏شناسی، اقتصاد، جامعه‏شناسی و … به صورت روان‏سنجی، اقتصادسنجی، جامعه‏سنجی و … درآمدند ( امیرحسینی، 1371).

دانشمندان حوزه کتابداری و اطلاع‏رسانی نیز همانند علمای سایر حوزه‏ها، تلاش کردند تا سنجش و اندازه‏گیری را به عنوان یکی از معیارهای علمی به این حوزه وارد نمایند. با به کارگیری روش‏های کمّی، حوزه‏های جدیدی مانند کتاب‏سنجی[2]، کتابخانه‏سنجی[3]، علم‏سنجی[4]، اطلاع‏سنجی[5] و وب‏سنجی[6] در حیطه کتابداری و اطلاع‏رسانی  وارد شده است که همگی مبتنی بر ارزیابی کمّی از فرآیند تولید، اشاعه و مصرف اطلاعات هستند.

 

 

 

2-1-3-1- کتاب‏سنجی

کتاب‏سنجی از جمله روش‏های کمّی است که به تجزیه و تحلیل داده‏ها در سطوح وسیع می‏پردازد. این واژه نخستین بار توسط پریچاد[7] در سال 1969 به کار برده شد. پریچاد (1969) کتاب‏سنجی را کاربرد ریاضیّات و روش‏های آماری در بررسی و استفاده از کتاب‏ها و سایر وسایل ارتباطی تعریف می کند. کتاب‏سنجی مقایسه کشورها، مؤسسات، دانشگاه‏ها، دانشکده‏ها و غیره را بر اساس میزان تولید و تأثیر انتشارات علمی آنها امکان‏پذیر می‏سازد.

 

2-1-3-2- کتابخانه‏سنجی

سن گوپتا (1372) کتابخانه‏سنجی را روش تجزیه و تحلیل کمّی کلیه امور و فعالیّت‏های کتابخانه‏ای و موارد آن، از طریق کاربرد روش‏های آماری و ریاضی به منظور جست‏وجوی راه‏حل‏های مشکلات تعریف می‏کند. او هدف اصلی بررسی‏های کتابخانه‏سنجی را، کمک به نسل جوان و انتقال دانش جدید به آنها، از طریق ایجاد کتابخانه‏هایی می‏داند که بر اساس نیاز مراجعان آنها، مجموعه‏سازی می‏شود.

 

2-1-3-3- اطلاع‏سنجی

تیگ-ساتکلیف[8] (1992)  اطلاع سنجی را مطالعه جنبه های کمّی اطلاعات در هر شکلی؛ نه فقط پیشینه ها و کتاب شناسی ها، و در هر گروه اجتماعی؛ نه فقط دانشمندان، تعریف می کند. حوزه‏های مورد پژوهش در مطالعات اطلاع‏سنجی عبارتند از: 1. قوانین کلاسیک 2. تحلیل‏های استنادی 3. شاخص‏های علمی 4. رشد و کهنگی اطلاعات 5. کاربرد منابع اطلاعاتی (علیجانی و کرمی، 1387).

 

2-1-3-4- وب‏سنجی

وب‏سنجی یکی از شاخه‏های پرکاربرد در کتابداری و اطلاع‏رسانی است. مبانی وب‏سنجی از روش‏های کتاب‏سنجی و علم‏سنجی گرفته شده است و اکنون برای انجام اغلب فعالیّت‏های علمی در خصوص وب از آن استفاده می شود (حاجی‏زین العابدینی و عصاره،  1386).

بجورنبورن[9] و اینگورسن[10] (2004) وب‏سنجی را مطالعه جنبه‏های کمّی ساخت و استفاده از منابع اطلاعاتی، ساختارها و فن‏آوری‏ها در وب با کمک گرفتن از کتاب‏سنجی و اطلاع‏سنجی تعریف می‏کنند.

 

2-1-3-5- علم‏سنجی

علم‏سنجی یکی از رایج‏ترین روش‏های ارزیابی فعالیّت‏های علمی است. این حوزه مطالعاتی به رغم آن که با حوزه‏های مشابه دیگر نظیر کتاب‏سنجی و اطلاع‏سنجی به لحاظ روش‏شناختی هم‏پوشانی دارد از نظر موضوع مورد تأکید در پژوهش‏های مربوط، دارای تمایزاتی است. به عقیده عصاره کاربرد کتاب‏سنجی در بررسی‏های مربوط به کتابخانه و کتابداری است، علم‏سنجی به مطالعه و ارزیابی متون علمی می‏پردازد و بیش تر در سیاست‏گزاری‏های علمی کاربرد دارد و اطلاع‏سنجی بر مطالعه و ساختار ویژگی‏های علم اطلاعات تأکید دارد (عصاره، 1384).

به عقیده براون (1374) و همکاران علم‏سنجی جنبه‏های کمّی تولید و باروری، ترویج و انتشار، و نیز استفاده از اطلاعات علمی را به منظور مشارکت در فهم دقیق‏تر مکانیسم پژوهشی علمی به عنوان فعالیّتی اجتماعی، مورد تجزیه و تحلیل قرار می‏دهد.

در علم‏سنجی، از روش‎های آماری و اندازه‎گیری برای تعیین معیارهای رشد و توسعه‎ی علوم و سطوح گسترش آن‏، و نیز تأثیر و تأثر آن در جوامع مختلف بشری استفاده می‏شود. این روش در روسیه شوروی پدید آمد و کشورهای اروپای شرقی، از این روش برای اندازه‏گیری کمّی علوم در سطوح ملّی و بین‏المللی مؤسسات دولتی و خصوصی استفاده کردند. دوبروف[11] و کارنوا[12] اوّلين کسانی بودند که واژه علم‎سنجی را ابداع کردند. آنها علم‎سنجی را به عنوان اندازه‎گیری فرایند انفورماتیک تعریف کردند. بر طبق نظر میخائیلف[13] انفورماتیک عبارت است از اصول علمی که ساختار و ویژگی‎های اطلاعات علمی را بررسی می‏کند و قوانین فرایندهای این ارتباطات را نیز مورد بحث قرار می‎دهد (سن گوپتا، 1372). علم سنجی در شرق توسط نالیموف[14] و ملچنکو[15] (1969؛ نقل در عصاره، 1376) مطرح شد.

نقطه آغاز برای گسترش کتاب‏سنجی و علم‏سنجی، پیدایش نمایه استنادی متون علمی بود که در سال 1965 توسط یوجین گارفیلد[16] معرفی شد. این نمایه تحلیل‏های شبکه‏های استنادی را در علوم امکان‏پذیر می‏ساخت (سهیلی و عصاره، 1387). پرایس[17] یکی از برجسته‏ترین مروّجین استفاده از بانک اطلاعاتی نمایه استنادی علوم، به عنوان ابزار مطالعه کمّی و آماری علم می‏باشد (براون 1374).

علم‏سنجی به عنوان ابزار معتبری در ارزیابی مواد و منابع شناخته شده است و هم چنین در ارزیابی علمی و مقایسه کشورها، دانشگاه‏ها، دانشکده‏ها و حتی دانشمندان به طور انفرادی و بر اساس انتشارات علمی آنها به کار برده می‏شود.

[1]  Metrics

[2]  Bibliometrics

[3]  Librametrics

[4]  Scientometrics

[5]   Informetrics

[6]  Webometrics

[7]  Pritchard

[8]  Tague-Sutcliffe

[9]   Bjorneborn

[10]  Ingwersen

[11]  Dobrov

[12]  Karenoi

[13]  Mikhilov

[14]  Nalimov

[15]  Mulchenco

[16]  Eugene Garfield

[17]  Price