مفهوم جامعه شناسی جهانگردي

مفهوم جامعه شناسی جهانگردي :

در اين بحث ابتدا به اهداف و انگيزه هاي جهانگردان و طبقه بنديهايي ازآنها بررسي مي شود و سپس موضوع مهم جامعه شناسي جهانگردي و يا به عبارتي بررسي ارتباط متقابل جهانگرد و ميزبان مورد بحث و تحليل قرار مي گيرد . در چند دهه اخير افزون بر شاخه هاي گوناگون جامعه شناسي . جامعه شناسي جهانگردي نيز به پيشرفتهايي نائل شده است . اين اثرات متقابل شرايط زندگي اجتماعي و فرهنگي جامعه ميزبان و جهانگردي را مورد مطالعه و بررسي قرار مي دهد . بطور مثال ، به اين پرسشها پاسخ مي دهد که آيا رژيم سياسي ، وضعيت اقتصادي ، درجه و ميزان تعليمات و آموزشهاي عمومي پيشرفت صنعتي ،سن شهروندان … بر کميت و کيفيت جهانگردي تاثير دارد يا نه؟ از طرف ديگر آيا جهانگردي بر فرهنگ و زندگي اقتصادي ،سلامت عمومي … اثر مي گذارد يا خير؟( سازمان جهاني جهانگردي ؛ 1377 ص 245 ).

 

از ديدگاه جامعه شناسي ارتباطات جهانگردي به عنوان يکي از ارتباطات در درون حکومت رسانه ها مي تواند کامل تر بودن آنها از لحاظ توان و ارزش ارتباطي نسبت به رسانه هاي ديگر را نشان دهد . در اين نوع ارتباط به جاي رسانه هاي بي جان با انسان به عنوان رسانه اي بسيار پيچيده و کارآمد همراه با تمام امکانات ارتباطي ويژه آن مواجه يم و جهانگردي بر خلاف ديگر انواع ارتباطات نه تنها پيام که تمام نظام ارتباطي با همه ويژگي هاي انسان جابه جا مي شود . مجادله درباره اهميت بيشتر پيام يا ابزار که يکي از مجادلات بنيادي دانش ارتباطات است در جهانگردي معني ندارد . چه به اهميت پيام معتقد باشيم و چه به اهميت ابزار و کانال در اينجا هم پيام و کانال هر دو انسان است . در ارتباطي که از راه جهانگردي به وقوع مي پيوندد. انسان نقش مرکزي و محوري دارد که در عين حال مي تواند بقيه نظامهاي ارتباطي را نيز از قبيل کتاب … با خود همراه کند آنچه در اينجا شايان ذکر مي نمايد اين است که اگرچه جهانگردي را مي توان يکي از کامل ترين انواع ارتباطات دانست اما اين پديده نيز همانند ديگر اشکال ارتباطات از تاثير آنچه در اصطلاح « اخلال » يا « پارازيت » در فراگرد ارتباطي مي خوانيم در امان نيست . اخلال در ارتباط مي تواند روي هر يک از عناصر آن تاثير گذارد . و در نهايت فراگرد ارتباط را با مشکل روبرو کند يا به قطع آن منجر شود اگر ارتباط ميان دو نفر يا بيشتر نتواند بر همدلي ميان آنان بيفزايد بي شک مقصود اساسي از ارتباط حاصل نشده و در اصطلاح تخصصي ارتباط با اخلال مواجه شده است افزون بر اين اخلال را مي توان از منظر دگرگوني اجتماعي مورد ارزيابي قرار داد . جهانگردي يکي از سرچشمه هاي برونزايي دگرگوني در هر جامعه است . از طرفي هر نوع توسعه الزاما بادگرگونيهاي همراه خواهد بود . بنابراين جهانگردي و توسعه آن متضمن تاثير مثبت و منفي ، مستقيم و غير مستقيم ، ملموس و ناملموس ، و کمي و غير کمي خواهد بود . جداي از تاثيرات کمي جهانگردي که در سيماي توليد ناخالص داخلي جهانگردي ، ارزش افزوده جهانگردي ، درآمد حاصل از جهانگردي بين المللي ، ترازنامه مالي جهانگردي و غيره تبلور مي يابد. اثرات غير کمي هم بر آن مترتب است از جمله تاثرات غير کمي جهانگردي و منافع و مشکلاتي است که اين پديده براي جامعه محلي و الگوهاي فرهنگي آن به همراه مي آورد (دولایی وشیخی،1389) .

تبعات اجتماعي جهانگردي اثراتي است، که جهانگردي بر ساختار ، مناسبات ، گروهها و نهادهاي اجتماعي بر جاي مي گذارد و تاثير فرهنگي و تربيتي جهانگردي نيز به محصولات مادي انتزاعي فعاليت بشر به ويژه بر نظامهاي ارزشي ، معرفت و رفتار فرد به جاي مي ماند . اصطلاح تاثيرات اجتماعي و فرهنگي اين هر دو عرصه را زير پوشش مي گيرد . اين اثرات از طريق ديدارهاي ميان ديدارکنندگان و ميزبانان و تبادلات اجتماعي – فرهنگی ميان اين دو دسته و به عبارت کلي تر از طريق دگرگونيهاي حادث در محيط نواحي پذيرنده گردشگران و در نتيجه توسعه جهانگردي شکل مي گيرد (طيب ، 1379 ص 215-214 )

مقصود از اثرات اجتماعي تغييراتي است که در زندگي مردم جامعه ميزبان ، جهانگرد رخ مي دهد . و اين تغيير بيشتر به سبب تماس مستقيم اهالي و ساکنان آن ديار و جهانگردان صورت مي گيرد. مقصود از اثرات فرهنگي تغييراتي است که در هنر ، عادات ، رسوم و معماري مردم ساکن جامعه ميزبان رخ مي دهد اين تغييرات بلند مدت تر است و درنتيجه رشد و توسعه جهانگردي رخ خواهد داد ( سازمان جهاني جهانگردي ؛ 1377 ص 327 ).

اگر به فراگرد ارتباط ميان فرهنگي که در اثر فعاليتهاي جهانگردي بوجود مي آيد بدقت بنگريم مي توانيم ردپاي هشت عنصر اصلي را در آن بيابيم که تحليل اين فراگرد بر پايه آن ممکن مي شود . اين هشت عنصر عبارتند از : جهانگرد ، ميزبان ، انگيزه ، نقش و رفتار . ريخت شناسي بر اساس ، مشخصات فرد ، جاذبه ، تاثير و بستر ، در هر فعاليت جهانگردانه اين عناصر به روشني قابل تشخيص است و هرجا که امکان گردآمدن اين عناصر در کنار هم باشد مي توان گفت که جهانگردي به عنوان يک ارتباط ميان فرهنگي در حل شکل گرفتن است(همان منبع)