مقاله رایگان درمورد حقوق مالکیت فکری

دانلود پایان نامه

غیر مالی
امتیازی است که هدف آن رفع نیاز های عاطفی و اخلاقی انسان است. موضوع این حق روابط غیر مالی اشخاص است و قابل تقویم به پول نیست البته ممکن است برخی آثار مالی داشته باشد مثل حق زوجیت، ابوت، حضانت، ولایت.

2-1-2-2 حق مالی
امتیازی است که هدف آن رفع نیازهای مادی انسان است و موضوع آن روابط مالی اشخاص و بر خلاف حق غیر مالی قابل داد و ستد و ارزیابی به پول است. مثل حق مالکیت، حق تحجیر، حق انتفاع، حق سرقفلی و غیره. حق مالی به ۳ دسته تقسیم می شود:
1. حق عینی: حقی که شخص به طور مستقیم و بی واسطه نسبت به چیزی پیدا می کند و می تواند از آن استفاده کند. مهم ترین منشا حق عینی قانون است. حق عینی از دو عنصر تشکیل شده است.
الف- شخصی که صاحب حق است.
ب- چیزی که موضوع حق قرار می گیرد مثل حق انتفاع، حق مالکیت، حق ارتفاق، حق تحجیر.
2. حق دینی: حق دینی یا شخصی حقی است که شخص نسبت به دیگران پیدا می کند و یا به تعبیر دکتر صفایی حقی که اشخاص بر ذمه دیگران دارند. مهم ترین منشاء حق دینی قرار داد است. حق دینی از سه عنصر تشکیل شده است:
الف- شخصی که صاحب حق است. (داین یا طلبکار)
ب- موضوع یا اصل حق که به آن دین که می تواند تهعد یا طلب باشد.
ج- کسی که ملزم به ایفای دین است (مدیون یا بدهکار) مثل حق نفقه، حق مهریه، حق فسخ قرار داد مالی)
3. حق معنوی: قسم دیگر حق مالی که از این قسمت به بعد موضوع مقاله ما آغاز می گردد حق معنوی است. حق معنوی را با عناوینی چون حق مالکیت فکری یا معنوی، مالکیت های غیر مادی و حقوق بر اموال غیر مادی یاد کرده اند. شاید در وهله ی اول بهتر باشد برای تمییز این حق مالی نسبت به سایر حقوق مالی دیگر آن را این گونه تعریف کرد. امتیازی که شخص نه نسبت به چیزی دارد (نه حق عینی) و نه نسبت به کسی(نه حق دینی) بلکه امتیازی است که شخص نسبت به محصول خلاقیت ذهنی، هنر و ابتکارات خود دارد.
در زمینه اموال فکری، دو نوع حق را داریم. این دو نوع حق عبارت است از حق معنوی و حق مادی. حق معنوی، آن دسته از حقوقی است که به اشخاص دیگر قابل واگذاری نیست. در واقع هیچ‌کس نمی‌تواند مثلا به عنوان مولف یک اثر اجازه دهد که اسم خودش را تغییر داده و نام دیگری را به جای نام وی بر روی اثر تالیفی وی بگذارند. اگر هم طرفین قراردادی در این زمینه منعقد کنند، آن قرارداد باطل خواهد بود. یا این‌که مثلا مخترع یک اثر نمی‌تواند اجازه دهد که اسم شخص دیگری به عنوان مخترع آن اثر به ثبت برسد و هر وقت هم موضوع مزبور مشخص شد، این عمل قابل ابطال خواهد بود. قراردادی هم که در این مورد بین مخترع و شخص دیگر نوشته می‌شود، باطل است. به این نوع از حقوق، حق معنوی گفته می‌شود که اساسا هم قابل واگذاری به غیر نیستند. در عین حال یک حق مادی هم در این زمینه داریم، مبنی بر این‌که دارنده آن حق می‌تواند حق اختراع یا حق تالیف خود را به فروش برساند. برای آن‌که این اشتباه هم پیش نیاید که در واقع تصور شود مالکیت معنوی فقط قادر است که یک حق معنوی ایجاد کند.
از مهم ترین و پر مناقشه‌ترین نظریات پیرامون مالکیت فکری که امروزه نیز طرفداران زیادی دارد، این است که حق صاحب اثر فکری به عنوان نوعی مالکیت شناخته شود. از این رو حقوق دانان و شخصیت‌های بسیاری بر این مطلب تاکید کرده‌اند از جمله لامارتین گفته است که مالکیت ادبی «مقدس ترین نوع مالکیت» است. شاپلیه در گزارشی که در این باره تهیه کرده اعلام نموده است که مالکیت ادبی شخصی‌ترین و مشروع‌ترین نوع مالکیت است؛ چه اگر مالکیت عادی بر اشیاء خارج از انسان تعلق می‌گیرد که آدمی آن ها را تصرف می‌کند، مالکیت ادبی مربوط به فکر انسان است که با خود او متحد است. لوئی ناپلئون در سال 1844 در نامه‌ای نوشته «‌اثر فکری ملکی مانند زمین و خانه است و باید از همان حقوق بر خوردار باشد.» اگر این نظریه را بپذیزیم، می‌توانیم از مقررات عمومی مالکیت (در صورت نبودن قانون خاص) در خصوص آفرینش‌های فکری استفاده کنیم. اولین کسانی که بر موضوعات فکری کلمه مالکیت را اطلاق کردند نویسندگان و ادیبان بودند، که با استعمال و تکرار مالکیت در مورد حق مؤلف، اصطلاح مالکیت فکری و معنوی را در ادبیات حقوقی وارد کردند. این دیدگاه نیز مورد انتقاد قرار‌گرفته است. از مهم ترین اشکالات وارد بر این نظریه این است که مالکیت حقی دائمی (غیر موقت)، مطلق (بدین معنا که مالک حق همه گونه تصرف و انتفاع در مال خود را دارد) و مالی می‌باشد حال آنکه حقوق فکری حقوقی موقت، غیر مطلق و غیر مالی می‌باشند. طرفداران دیدگاه مالکیت ضمن پاسخ به این ایرادات بر نظر خود تاکید دارند.
حقوق مالکیت معنوی حقوق داده شده به افراد بعد از خلق از ذهن خود می باشد. آنها معمولا خالق حق انحصاری بر استفاده از ،ابداع خود برای یک دوره معینی از زمان را دارند. حقوق مالکیت فکری به دو بخش اصلی تقسیم می شوند:
الف- کپی رایت و حقوق مربوط به کپی رایت:
حقوق نویسندگان آثار ادبی و هنری (مانند کتاب و دیگر نوشته، ساخته های موسیقی، نقاشی، مجسمه سازی، برنامه های کامپیوتری و فیلم) توسط کپی رایت محافظت می شود، برای مدت حداقل 50 سال پس از مرگ نویسنده. همچنین شاخه نو کپی رایت تحت عنوان حقوق مرتبط نامیده می شود از حقوق نوازندگان (به عنوان مثال بازیگران، خوانندگان و نوازندگان)، تولید از ضبط صدا (صدای ضبط شده) و سازمان رادیو و تلویزیون. هدف اجتماعی اصلی حفاظت از کپی رایت و حقوق مرتبط، تشویق و پاداش دادن به خلاقیت است.
ب- مالکیت صنعتی
مالکیت صنعتی را می توان به دو بخش اصلی تقسیم می شوند: یک بخش می تواند به عنوان حفاظت و حمایت از نشانه های ویژه، علائم تجاری خاص اشخاص (که تشخیص کالا یا خدمات، یک شخص نسبت به شخص دیگر) اشاره نمود و بخش دیگر نیز به عنوان نشانه های جغرافیایی (که شناسایی یک کالا با منشاء و مبداء یک مکان، که دارای یک ویژگی خاص بوده، و اساسا قابل انتساب به مبدا جغرافیایی آن) است. حمایت از چنین نشانه هایی مشخص با هدف تحریک و حصول اطمینان از رقابت عادلانه و محافظت از مصرف کنندگان، آن ها را قادر به انتخاب آگاهانه بین کالا و خدمات مختلف می کند. انواع دیگر مالکیت صنعتی در درجه اول ترقیب کننده برای تحریک نوآوری، طراحی و ایجاد فن آوری اختراعات(حفاظت شده توسط اختراع ثبت شده)، طراحی های صنعتی و اسرار تجاری در این دسته قرار می گیرند. هدف اجتماعی که برای حفاظت از نتایج حاصل از سرمایه گذاری در توسعه فن آوری جدید، در نتیجه دادن انگیزه و وسیله ای برای تامین مالی فعالیت های تحقیق و توسعه است. عملکرد حقوق مالکیت معنوی نیز انتقال تکنولوژی در قالب سرمایه گذاری مستقیم خارجی، سرمایه گذاری های مشترک و صدور مجوز را تسهیل می کند. حفاظت معمولا برای مدت محدود (معمولا 20 سال در مورد اختراع ثبت شده ) داده شده است.
اندیشه و دانش در تجارت بین‌الملل، نقشی روزافزون یافته است. بخش اعظم محصولات مبتنی بر تکنولوژی پیشرفته، مرهون تحقیقات و نوآوری‌های انجام شده است و خرید و فروش فیلم‌ها، نوارهای موسیقی، کتاب‌ها، نرم‌افزارهای رایانه‌ای و سایر کالاهای فرهنگی تا حد زیادی به خاطر اطلاعات و خلاقیت نهفته در آن ها است. فقدان یک نظام حقوقی موثر برای حمایت از حقوق مالکیت فکری، باعث گسترش تولید کالاهای جعلی و تقلبی و تجارت غیرمنصفانه یا مکارانه می‌شود و این امر حقوق و منافع تجاری مشروع صاحبان مالکیت فکری را زایل و پیشرفت علمی و زندگی فرهنگی را هم مختل می‌کند. بنابراین، برای جلوگیری از تجارت غیرمنصفانه، حمایت از حقوق مالکیت فکری کاملا ضروری است. گذشته از موضوع تجارت، در متون مختلف روی تاثیر و نقش مثبت حمایت از حقوق مالکیت فکری در فرایند توسعه حتی در مراحل اولیه این فرایند تاکید شده است. ازجمله فوایدی که برای یک نظام حقوقی موثر در حمایت از حقوق مالکیت فکری برشمرده‌اند، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
تشویق خلاقیت و نوآوری داخلی و در نتیجه ارتقای سطح توسعه علمی و فنی و اقتصادی و تقویت رقابت کیفی در تولید و تجارت از طریق از میان بردن خطر سرقت و تقلب و تضمین عواید اقتصادی مشروع مخترعان و پدید آورندگان آثار جدید و جبران هزینه‌های خلق و تولید این آثار.
تشویق و تسهیل جذب و انتشار اطلاعات فنی یا تکنولوژی از طریق واردات کالاها و دستگاه‌های پیشرفته، جذب سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی و خرید امتیاز.
تشویق سرمایه‌گذاری روی تحقیق و توسعه و ایجاد فضای مناسبی برای مبادله تجارت علمی، بدون نگرانی از سرقت و سوء استفاده غیرمنصفانه از این تجارب و اختراعات.
جان مایه حقوق مالکیت فکری حمایت از حقوق پدید آورنده اثر و ایجاد زمینه ای مطمئن در جهت تشویق هنرمندان و صنعتگران برای خلق آثار بهتر است که در صورت تحقق چنین زمینه ای بخش های مختلف جامعه هم با آگاهی از اصالت آثار، از فواید آن منتفع خواهند شد. موضوع مورد حمایت در این حقوق، آثار فکری و آفریده های خلاقانه بشری می باشد.
2-1-3 گفتار سوم: مفهوم و جایگاه حقوق مالکیت فکری از نظر علمای دینی و فقهی
مالکیت معنوی اگر چه در حقوق موضوعه دارای سابقه‌ای نسبتاً طولانی است، اما در فقه شیعه از موضوعات مستحدثه فقهی به شمار می‌آید و فقها باید حکم آن را از مبانی فقهی شیعه استخراج کنند و در اختیار جامعه اسلامی قرار دهند. در میان فقها دو نظریه مختلف پیرامون آن وجود دارد. برخی عقیده دارند مالکیت معنوی موضوعی نیست که قابل تطبیق بر موضوعات فقهی باب عقود باشد و از این‌ رو، آن را به رسمیت نشناخته‌اند. برخی دیگر کسانی هستند که معتقدند می‌توان بر اساس چارچوب های فقهی شیعه، آن را به رسمیت شناخت مالکیت فکری از نظر فقها و علمای دینی از دو منظر موافقان و مخالفان این حقوق قابل بررسی است.
2-1-3-1 دیدگاه موافقان مالکیت فکری
دیدگاههای موافقان مالکیت معنوی را در مجموع می توان به دو دسته تقسیم کرد:
دیدگاه هایی که فقه و نظام فقهی را به عنوان یک کل در نظر گرفته و به ساختار و نقش ویژه آن در زندگی فردی و جمعی و تعیین موقعیت های فرد، جامعه و حکومت و به ضرورت ها و بایسته های آن از آن جهت که بخشی از دین است توجه کرده و کمبودهای آن را شناسایی و برای حل آن ها چاره اندیشی می کنند. نگاه این گروه به فقه بیشتر نگاه بیرونی است. دیدگاه هایی چون دین حداقلی و دین حداکثری ولایت فقیه، مقاصد یا اهداف شریعت، و نظریه منطقه الفراغ را می توان در این دسته جای داد. دیدگاه هایی که تلاش کرده اند از متن فقه موجود، عناصری را شناسایی کنند که با مالکیت معنوی هم خوانی داشته باشد. تمسک به قاعده «لا ضرر»، «سیره عقلا» و عمومات در این دسته قرار می گیرد. بنابراین بحث ما تحت دو عنوان: دیدگاههای کلی نگر و دیدگاههای جزئی نگر دنبال خواهد شد.
الف- دیدگاههای کلی نگر
صاحبان این دیدگاه ها معتقدند که در حقوق اسلام، کاستی ها و خلأهای قانونی وجود دارد و حاکم اسلامی در هر عصری باید به اقتضای شرایط و موقعیت، این خلأهای قانونی را پر کند.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مشروعیت مالکیت معنوی بر اساس نظریه منطقه الفراغ: این نظریه را شهید صدر پایه گذاری کرده است. منطقه الفراغ، به حوزه ای از شریعت ناظر است که به جهت ماهیت متغیر آن، احکام موضوعات و عناوین می توانند متغیر باشند و شارع وضع قواعد مناسب با اوضاع و احوال و مقتضیات زمان و مکان را با حفظ ضوابط و در چارچوب معینی به عهده ولی امر گذاشته است.
مشروعیت مالکیت معنوی بر اساس نظریه دین حداقلی: صاحب این نظریه با انگشت گذاشتن روی مسائل متعدد بخشهای سه گانه اعتقادی، اخلاقی و فقهی اسلامی و با تحلیل آنها چنین وانمود می کند که اینها برنامه های ضروری و لازم برای یک زندگی است، نه حداکثر و کامل ترین آن ها. به گفته خود ایشان: اقلی یعنی اگر(دین) دنیوی است، واجد احکامی است که با اقل شرایط معیشتی آدمی وفق می دهد و قابل اجراست و حاجات حقوقی یک زندگی ساده را که همیشه و همه جا می توان داشت، بر می آورد. اما حاجات بزرگ تر در یک زندگی پیچیده تر را منظور نمی داند و اگر اخروی است اقل سعادت اخروی و صعود به پایین ترین مراتب معنوی را ممکن می سازد.
ب- دیدگاههای جزئی نگر
در اینجا به دو دلیل از این دیدگاه اشاره می کنیم:
قاعده حفظ نظام و دلیل عقل مستقل: یکی از قواعدی که با تکیه بر آن می توان به مشروعیت مالکیت معنوی دست یافت، قاعده حفظ نظام است. این قاعده به عنوان یک دلیل عقلی مورد استناد قرار می گیرد. با این توضیح که به عقیده اصولیین بین حکم عقل و حکم شرع همیشه ملازمه است. یعنی اگر عقل در موضوع خاص حکمی را صادر نماید، شارع از آن جهت که خود از عقل است آن حکم را تأیید خواهد کرد. بنابراین اگر بتوان مصداقی را یافت که عقل حکمی در آن خصوص نداشته باشد، کشف می کنیم که نظر شارع نیز مطابق همین حکم عقلی است. منتها به این شرط که همه عقلا در شرایط مختلف، مشترکاً به آن حکم عقلی پایبند باشند. این قاعده یکی از قواعد پرکاربرد در فقه است.
جای شک نیست که آنچه امروزه به عنوان اموال معنوی یاد می شود، به حدی فراوان است که تمام ساعت های زندگی روزمره انسان را تحت پوشش خود قرار می دهد. با این کثرت وجود، آیا شارع می تواند از به رسمیت شناختن آن صرف نظر کند؟ تردیدی نیست که اگر مالکیت معنوی به رسمیت شناخته نشود، علاوه بر اینکه ضررهای بزرگی به جوامع اسلامی وارد خواهد شد، خلأهای فراوانی نیز در جامعه پدید خواهد آمد.
گسترش و توسعه در مفهوم ملکیت: آنچه با به وجود آمدن مالکیت معنوی اتفاق افتاده، توسعه در مفهوم ملکیت است. با این توضیح که شارع احکام خود را بر روی مفهوم ملکیت مرتب ساخته و این مفهومی است که قبل از تشریع نیز مورد استفاده عقلا بوده و شارع خود آن را تأسیس نکرده است. اگر چه شارع ملکیت بعضی از مصادیق این مفهوم عرفی و عقلایی را از اعتبار انداخته، ولی نمی توان این کار را تحدید در مفهوم ملکیت از نظر شارع به حساب آورد، زیرا قید تنها به مقدار مفهومی خود خارج می کند و بقیه بر اطلاق خود باقی خواهد ماند. شارع این بخش را با اطلاقش امضا کرده و مفهوم این کار شارع آن است که هرگونه قولی را در این محدوده می پذیرد، و گرنه باید مقصود خود را به طور شفاف بیان سازد تا مخاطب در فهم مقصود او دچار تردید نگردد.
با توجه به این مطلب می توان گفت با پیدایش مالکیت معنوی، هیچ اتفاق غریبی رخ نداده است. آنچه پیش آمده، فقط تغییر در مفهوم ملکیت است، نه چیزی بیشتر از آن. قبل از پیدایش مالکیت معنوی عقلا فقط اشیای مادی را که به انسان تعلق داشت ملک می دانستند، اما با پیدایش مالکیت معنوی، مفهوم ملکیت را توسعه بخشیدند و به اشیای غیرمادی متعلق به انسان نیز سرایت دادند.
2-1-3-2 نظرات مقام معظم رهبری

می توان نمونه هایی از آن را در استفتائات مقام معظم رهبری یافت که از جمله:
سئوال 1336: تجدید چاپ کتاب ها و مقاله‏هایى که از خارج وارد شده و یا در داخل جمهورى اسلامى چاپ مى‏شوند، بدون اجازه ناشران آنها چه حکمى دارد؟
مسئله تجدید چاپ کتاب هایى که در خارج از جمهورى اسلامى منتشر شده‏اند و یا تصویربردارى به طریق افست از آن ها، تابع قرار دادهایى است که راجع به آن ها بین جمهورى اسلامى ایران و آن دولت ها منعقد گشته است. وامّا کتاب هایى که در داخل چاپ مى‏شوند، احوط این است که حق ناشر با کسب اجازه از او نسبت به تکرار و تجدید چاپ کتاب رعایت شود.
سئوال 1337: آیا جایز است مؤلفان و مترجمان و صاحبان آثار هنرى مبلغى را در برابر زحماتشان و یا به عنوان حق تألیف در مقابل تلاش و وقت و مالى که براى انجام آن کار صرف کرده‏اند، تقاضا نمایند؟
آنان حق دارند در برابر واگذارى نسخه اوّل یا اصلى اثر علمى و هنرى خود به ناشر، از وى هر مبلغى مى‏خواهند، دریافت نمایند.
سئوال 1343: آیا نسخه‏بردارى از نوارهاى کامپیوترى جایزاست؟ و بر فرض حرمت، آیا این حکم مختص نوارهایى است که در ایران تدوین شده‏اند یا

دیدگاهتان را بنویسید