منابع و ماخذ مقاله انقلاب اسلامی، شورای امنیت، جنگ ایران و عراق، تکنولوژی

از پیروزی انقلاب اسلامی جذب ناخدا بهرام افضلی فرمانده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی بود که پس از برخورد با حزب توده وی نیز محاکمه و اعدام شد.از دیگر سران حزب توده محمدعلی عمویی، محمود اعتمادزاده ،احسان طبری و نورالدین کیانوری بودند که در برنامه تلویزیونی که از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۶۳ پخش شد به ارتباط حزب با سازمان جاسوسی شوروی ‌(K.G.B) اعتراف کردند.
خلاصه اینکه منافع شوروی از سویی اقتضا می‌کرد که انقلاب اسلامی ایران را به دلیل قطع نفوذ امریکا تقویت کند و مانع تضعیف آن از طریق جنگ شود. از سوی دیگر بنا به دلایل مذکور این کشور از انقلاب اسلامی رضایت چندانی نداشت و سیاست خارجی آن در ارتباط با ایران دچار نوسان بود.
اما راجع به نقش این کشور در آغاز جنگ نمی‌توان قضاوت صریحی نمود و قاطعانه گفت که شوروی نیز در راه‌اندازی جنگ نقش داشته و یا به تحریک و تشویق عراق پرداخته است چون سندی در این زمینه وجود ندارد. ولی می‌توان گفت که این کشور نیز از حمله عراق به ایران ناراضی نبوده است؛ زیرا که مقامات شوروی قبل از جنگ از جریان تصمیم حمله عراق به ایران آگاه بودند ولی هیچ‌گونه تلاشی برای جلوگیری از حمله متحد خود انجام نداده و حتی در ابتدای جنگ حمله عراق را محکوم نکردند. بنابراین پشتگرمی عراق از تسلیحات روسی و پیمان دوستی‌اش با شوروی می‌تواند عاملی مؤثر در آغاز جنگ عراق علیه ایران باشد؛ خصوصاً اینکه عراق از نارضایتی شوروی نسبت به مواضع ایران درباره مسئله افغانستان آگاهی کافی داشت.
در طول جنگ ایران و عراق موجب بروز تعارض در مواضع شوروی شد. این کشور در ابتدای جنگ به‌رغم اینکه عراق حمله به ایران را آغاز کرده بود، در سازمان ملل بر بی‌طرفی خود تأکید کرد و در اوایل جنگ نیز به تقاضای عراق برای تسلیحات پاسخ مثبت نداد و حتی شواهدی وجود دارد که سعی کرد با کمک‌های تسلیحاتی به ایران به این کشور نزدیک شود و جای امریکا را بگیرد، ولی در مقابل ایران از سیاست شوروی در این زمان استقبال نکرد.
به هر حال وضع به همین منوال به پیش نرفت بلکه پس از آزادسازی سرزمین‌های اشغالی به همت رزمندگان اسلام و هم‌زمان با عقب‌نشینی نیروهای عراقی از بخشی از سرزمین‌های اشغالی در تابستان ۱۹۸۲ (۱۳۶۱)، روس‌ها انتقال سلاح به عراق را از سر گرفتند. صدام حسین در سپتامبر ۱۹۸۲ (شهریور ۱۳۶۱) آغاز مجدد دریافت سلاح‌های روسی بر اساس قراردادهای پیش پرداخت شده و منعقد در دوره پیش از جنگ را اعلام کرد.این سلاح‌ها شامل جنگنده‌های میگ ۲۵، تانک‌های تی ۷۲ و انواع موشک‌های سام بود. در این دوره، شمار تکنسین‌ها و مشاوران روسی در بغداد نیز به ۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰ نفر رسید. در اوایل ۱۹۸۳ نیز بعد از دیدار مقامات عراقی از مسکو این کشور سلاح بیشتری دریافت نمود و متخصصان روسی نیز در عراق افزایش یافتند.
این اقدامات شوروی جهت‌گیری جدید برای حمایت از عراق بود و با سیاست بی‌طرفی شوروی که در اوایل جنگ اعلام کرده بود تناقض داشت. حمایت شوروی از عراق در این دوره از جنگ یعنی پس از فتح خرمشهر نقطه عطفی در تاریخ جنگ به شمار می‌آید. زیرا که عراق به خاطر سیستم نظامی شرقی خود احتیاج بسیار مبرمی به این کمک‌ها داشت حتی کمک‌های نظامی غرب نیز نمی‌توانست به این حد به ساختار شرقی نظامی عراق کمک کند زیرا امکان تهیه تسلیحات شرقی از بازار آزاد به راحتی امکان‌پذیر نبود و برخلاف تسلیحات غربی اگر کشور سازنده آن یعنی شوروی و بلوک شرق از اعطای آن خودداری می‌کردند، کشور مصرف کننده با بن‌بست روبه‌رو می‌شد. از این جهت بود که کمک‌های شوروی که به طور مستقیم و یا غیرمستقیم و از طریق یک کشور ثالث صورت می‌گرفت برای عراق به منزله گشایش روزنه امیدی به حساب می‌آمد.
از طرف دیگر، شوروی همگام با امریکا در شورای امنیت قطعنامه‌هایی را به تصویب رسانده‌اند که همگی به ضرر ایران تمام شده است. به عنوان مثال به دنبال اجرای موفقیت‌آمیز عملیات والفجر۸ شورای امنیت در ۵ اسفند ۱۳۶۴ تشکیل جلسه داد و قطعنامه ۵۸۲ را درباره استفاده از سلاح شیمیایی به تصویب رساند. در این قطعنامه که با همکاری شوروی تصویب شد با وجودی که فقط عراق از این نوع سلاح‌ها استفاده می‌کرد محکوم نشد. قید جمله «شورای امنیت از طرفین می‌خواهد که از سلاح‌های شیمیایی استفاده نکنند» نشان می‌دهد که شوروی و امریکا تا چه حد نسبت به اقدامات غیرقانونی و ضد حقوق بشر عراق از خود بی‌تفاوتی نشان می‌دادند.علاوه بر این هنگامی که ایران از پذیرش قطعنامه‌های ۵۸۲ و ۵۸۸ شورای امنیت به دلیل عدم توجه به خواسته‌های به حقش امتناع نمود سفیر شوروی در امارات متحده عربی همگام با امریکا اعلام کرد که ایران مسئول شکست تلاش‌های بین‌المللی برای پایان دادن به جنگ است و باید سرزنش شود. موضع‌گیری شوروی علیه ایران در حالی صورت می‌گرفت که ارتش عراق به سلاح‌هایی همچون تانک‌های تی ۵۵، تی ۶۲ و تی ۷۲، هلی‍‍کوپترهای توپدار ای ۲۴، توپ‌های روسی، هواپیماهای میگ ۲۳، ۲۵ و ۲۹ و نیز وسایل حمل و نقل تانک و … مجهز شده بود که از سال ۱۹۸۲ به بعد شوروی در اختیار عراق قرار داده بود و عراق با کمک همین هواپیماها و نیز موشک‌های اسکاد شوروی اقدام به بمباران و موشک‌باران مناطق مسکونی، بنادر، سکوهای نفتی و … ایران می‌کرد.
با نگاهی گذرا به حقایق مذکور بدون شک می‌توان نتیجه گرفت که شوروی از لحاظ نظامی و سیاسی در جنگ مخصوصاً پس از فتح خرمشهر از دولت عراق حمایت می‌کرد.
ج – اروپا و ژاپن:
     آغاز جنگ برای بررسی موضع این دسته از کشورها لازم است آنها را به دو گروه تقسیم کرد؛ گروه اول کشورهایی هستند که به طور آشکار یا ضمنی به نفع دولت عراق موضع‌گیری کردند و از کمک‌های نظامی، سیاسی و اقتصادی به این کشور دریغ نورزیدند. این کشورها عبارت بودند از فرانسه و انگلستان این کشورها هر چند در آغاز جنگ اعلام بی‌طرفی کردند ولی آنچه که اعمال می‌کردند در واقع در تأیید حمله عراق به ایران بوده است. علت این موضع‌گیری هم برخورداری این دو کشور از منافع بسیاری در عراق بود و دیگر اینکه از انقلاب اسلامی ایران نیز به شدت ضربه خورده و نگران گسترش آن بودند و طبیعی بود که در آغاز جنگ در عمل حمله عراق علیه ایران را تأیید نمایند هر چند که اظهار‌‌ نظر رسمی و صریحی مبنی بر حمایت از عراق نکرده باشند. گروه دوم کشورهایی بودند که چندان از وقوع انقلاب اسلامی ایران متضرر نشدند و حتی با خارج شدن رقبای سیاسی و تجاری آنها مثل فرانسه، انگلیس و امریکا از صحنه ایران احتمالاً جایگاه بهتری به دست آورده و به شریک تجاری درجه اول ایران تبدیل شدند. این کشورها عبارت بودند از آلمان و ژاپن که از آغاز جنگ اعلام بی‌طرفی کرده همچنان رابطه خودشان را با دو کشور ایران و عراق حفظ کردند.
    در طول جنگ اکثر کشورهای اروپایی چه آنهایی که به طور آشکار یا ضمنی به نفع عراق موضع‌گیری کردند و چه کشورهایی که به صورت ظاهری اعلام بی‌طرفی نمودند از کمک اقتصادی، سیاسی و نظامی به دولت عراق دریغ نورزیدند. کشور فرانسه از همان آغاز جنگ تسلیحات و تجهیزات نظامی بسیاری در اختیار این کشور قرار داد و حتی در موقعیتی که عراق در جبهه جنگ با مشکلاتی مواجه شده بود با اجاره دادن هواپیماهای پیشرفته جنگی به نام سوپراتاندارد بنیه نظامی عراق را تقویت کرد. دولت انگلیس نیز همچون فرانسه کمک‌های مهم اقتصادی و بعضاً نظامی در اختیار این کشور قرار داد.
آلمان نیز ضمن اعلام بی‌طرفی تلاش می‌نمود تا از طریق فروش تسلیحات نظامی خود به عراق سود سرشاری را کسب کند به ویژه اینکه بعد از جنگ ایران و عراق معلوم گردید که شرکت‌های آلمانی با تصویب دولت آلمان در تأمین مواد اولیه مورد نیاز سلاح‌های شیمیایی کمک‌های بسیاری به عراق کرده‌اند.
قبل از اینکه به این امر بپردازیم که این کشورها چه منافعی را تعقیب می‌کردند بهتر است به صورت واضح‌تر اقلام کمک‌های اصلی این کشورها به عراق را برشماریم.
فرانسه در بین کشورهای اروپایی بیشترین کمک را از لحاظ تسلیحاتی به عراق نموده است. به طور مثال این کشور بعد از عملیات موفقیت‌آمیز والفجر۸ ارسال حدود ۶۰ فروند میراژ ۲۰۰۰ به عراق را با تضمین مالی عربستان به عهده گرفت. در سال ۱۳۶۴ نیز عراق با استفاده از سلاح‌های پیشرفته لیزری ساخت فرانسه توانست سیستم دفاع ضد هوایی پیچیده خارک را از کار بیندازد. به این صورت که تکنولوژی پیشرفته موشک آ.اس.۳۵۰ ال را یک شرکت امریکایی به سفارش تامپسون فرانسه تولید و سپس برنامه آن را به فرانسه واگذار کرد. تامپسون بعداً تکنولوژی این سلاح را به عراق فروخت. منافعی که فرانسه آن را تعقیب می‌نمود گذشته از سود سرشار اقتصادی ناشی از ارسال سلاح به سیاست‌های جهانی و منطقه‌ای این کشور برمی‌گردد. فرانسه در طول جنگ سیاست خود را حول سه محور قرار داد: اول آنکه هیچ یک از طرفین نباید شکست بخورند. این موضع‌گیری موجب گردید که پس از خروج عراق از خاک ایران گرایش فرانسه به طرف عراق تشدید شود. دوم اینکه اکثر قراردادهای موجود را حفظ کند که این امر سبب تداوم ارسال تسلیحات به عراق شده بود. سوم فرانسه در شورای امنیت همسو با اکثریتی عمل می‌کرد که باعث تصویب قطعنامه‌هایی به ضرر ایران می‌شدند. در مجموع فرانسه گذشته از کسب سود سرشار اقتصادی از کمک به عراق امیدوار بود در جنگی که احتمال داده می‌شد ایران در آن به پیروزی برسد موازنه‌ای به نفع عراق ایجاد کرده و از این طریق منافع کوتاه مدت و طولانی مدت خود را در عراق حفظ نماید و در عین حال از گسترش انقلاب اسلامی نیز جلوگیری به عمل آورد.انگلستان نیز با مشاهده نقاط ضعف عراق تصمیم گرفت که به همراه امریکا به کمک صدام بشتابد. در آذر ۱۳۶۲، وقتی که معاون وزیر دفاع امریکا اعلام می‌کند که شکست عراق در جنگ با ایران مخالف منافع امریکا است و امریکا برای جلوگیری از آن اقدامات متعددی انجام خواهد داد مارگارت تاچر نخست‌وزیر انگلستان نیز اعلام نمود که کشتی‌های جنگی بریتانیا برای کمک به ایالات متحده به خلیج‌فارس اعزام می‌شوند. این اقدام در واقع برای کمک به عراق بوده است تا دست او را برای تحمیل جنگ اقتصادی به ایران باز گذارد.
علاوه بر این انگلستان به همراه فرانسه و ایتالیا و به تشویق امریکا قراردادی با دولت عراق امضا کردند تا بازپرداخت وام‌های خود را به تعویق اندازند. این کار به دولت عراق فرصت داد تا بودجه بیشتری را صرف مقاصد نظامی کند. انگلستان همچنین طبق قراردادی تجهیزات الکترونیکی و راداری به عراق واگذار کرد که این کشور را در جنگ علیه ایران کمک می‌نمود.در مجموع انگلستان در سال‌های ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۷ حدود ۳۵۰ میلیون دلار سلاح به عراق فروخته

دیدگاهتان را بنویسید