منابع و ماخذ مقاله جنبش عدم تعهد، سازمان ملل، انقلاب اسلامی، بازپرداخت

است.
برای اینکه درک نماییم انگلستان در حمایت از عراق چه منافعی داشته است باید سیاست خارجی آن در سطح جهانی و منطقه‌ای بیان گردد.
سیاست انگلستان در قبال منطقه خلیج‌فارس همانند فرانسه متأثر از روابط این کشور با امریکا بود. انگلستان برای دسترسی به منابع حیاتی نفت منطقه به قدرت نظامی امریکا وابسته بود و این کشور همچون امریکا نمی‌خواسته است که پیروزی ایران در جنگ باعث تقویت ایران در کل منطقه و گسترش نهضت‌های اسلامی شود و یا اینکه فرصتی را برای شوروی فراهم آورد تا در منطقه حضور یابد. بنابراین تلاش می‌نمود که حداقل عراق در جنگ بازنده نباشد.
دیگر کشورهای اروپایی مثل آلمان و ایتالیا نیز تا حدودی و به شیوه‌های مختلف به کمک عراق شتافتند. آلمان با فروش تجهیزات سلاح شیمیایی و ایتالیا با انعقاد قراردادی برای تعویق بازپرداخت وام عراق به کشورش در راه کمک به عراق گام برداشتند. این دو کشور هر چند که موضع سختی علیه ایران نداشتند ولی در عمل آنها نیز به لحاظ اقتصادی و نظامی و سیاسی از عراق حمایت می‌کردند. طوری که شرکت‌های آلمانی با تصویب دولت آلمان مواد اولیه مورد نیاز سلاح‌های شیمیایی را در اختیار دولت عراق قرار دادند و ارتش عراق نیز آنها را علیه نیروهای ایرانی و با استفاده از هلی‌کوپترهای ساخت آلمان، فرانسه و شوروی به کار می‌گرفت. ایتالیا نیز قراردادی را برای ساخت تعدادی ناوچه جنگی با رژیم عراق منعقد کرد و تعدادی از پرسنل نیروی دریایی عراق را نیز در ایتالیا آموزش داد و بازپرداخت بدهی‌های عراق را به تعویق انداخت. بدیهی است که این اقدامات کمک فراوانی به تقویت نظامی و اقتصادی عراق کرده است.
دلیل دیگر حمایت آلمان و ایتالیا از عراق علاوه بر کسب منافع اقتصادی از طریق فروش تسلیحات به این کشور این بود که آنها نیز همچون انگلستان، فرانسه و امریکا نگران تهدید منافع اقتصادی خود در خلیج‌فارس بودند. این دو کشور، اکثر نفت وارداتی خود را از منطقه خلیج‌فارس وارد می‌کنند و احتمال می‌رفت که پیروزی ایران در جنگ با عراق به از دست رفتن کنترل آنها بر جریان طبیعی دریافت نفت بینجامد. نکته حائز اهمیت در مواضع کشورهای اروپایی درباره جنگ این بود که کشورهای اروپای غربی در دوران نظام دو قطبی هماهنگ و همسو با کشور امریکا بودند از سیاست‌های این کشور در جهان حمایت می‌کردند و دنباله‌رو آن بودند.
 از آنجا که انقلاب اسلامی ایران اندیشه جدیدی را وارد سیاست بین‌المللی کرد که مبنی بر اصل نه شرقی نه غربی بود لذا استقلال کشوری مثل ایران و بسط اندیشه‌های ضد استبدادی و ضد امپریالیستی آن در منطقه خاورمیانه می‌توانست برای جهان سرمایه‌داری مضر باشد. بنابراین تمام کشورهایی که در بلوک سرمایه‌داری یا بلوک کمونیستی بودند از اینکه کشوری جدای از ساختار سیاسی موجود بین‌الملل در حال زندگی و رشد و تحول است، ناراضی بودند زیرا می‌ترسیدند که این آرمان الگویی برای سایر کشورهای منطقه و جهان گردد. بنابراین سعی می‌کردند تا از استقلال آن جلوگیری نمایند. کشور آلمان نیز هر چند قرارداد همکاری متقابل با عراق نداشته است ولی به هر حال همانند دیگر متحدین غربی خود در مسیر سیاست‌های جهانی و منطقه‌ای امریکا حرکت می‌کرد. این کشور نیز چون دیگر کشورهای غربی تلاش می‌نمود که از قدرت یافتن ایران انقلابی که تهدیدی علیه منافع غرب محسوب می‌شد، جلوگیری به عمل آورد. زیرا پیروزی ایران تعادل قوا را در منطقه استراتژیک خلیج‌فارس به هم زده، باعث روی کار آمدن حکومت‌های اسلام‌گرا می‌شد که این امر از نظر آنها ممکن بود آینده صادرات انرژی را مبهم سازد و از آنجایی که آلمان اکثر نفت خام وارداتی خود را از خلیج‌فارس تأمین می‌نمود، بنابراین منافع این کشور این چنین اقتضا می‌کرد که از هر گونه تهدیدی علیه صادرات انرژی جلوگیری نماید.
از سوی دیگر هدف این کشورها کسب سود اقتصادی بوده است. این کشورها دارای صنایع تسلیحاتی بوده و طبیعتاً تولید تسلیحات و تجهیزات نظامی اگر به مصرف نرسد، باعث رکود این صنایع خواهد شد. ولی فروش آن به کشورهای دیگر از طرفی کسب سود بیشتر را در پی دارد و از طرف دیگر موجب می‌شود که این صنایع که ابزار قدرت هر کشوری نیز هست، پویا و روزآمد باقی بماند. علاوه بر این عامل اقتصادی، فروش تسلیحات به کشورها در چارچوب سیاست کلان و ارزش‌های مورد نظر آنها صورت می‌گیرد. بدیهی است کشوری چون ایران که شعارهایی مغایر با اهداف و منافع قدرت‌های سلطه‌گر مطرح ساخته بود نمی‌توانست دریافت کننده این تسلیحات باشد حتی اگر پول آن را نقداً پرداخت می‌کرد و برعکس عراق که در مقابل چنین کشوری قرار گرفته بود مجاز به دریافت همه گونه سلاحی بود. اخبار و اطلاعات نشان می‌دهد آلمان با فروش سِرّی بعضی از تجهیزات سلاح‌های شیمیایی به عراق، سود سرشاری را به خود اختصاص داده است.
گفتار دوم  :جنگ ایران و عراق و جنبش عدم تعهد :
ایران و عراق هر دو عضو جنبش عدم تعهد بودند و توقع آن می‌رفت که با وقوع جنگ بین این دو کشور، سازمان عدم تعهد مهمترین نقش را برای ترک عادلانه مخاصمه ایفا کند و مساعی جمیله خود را برای رفع تجاوز به‌کار ببرد اما سایه سلطه امریکا بر جهان این سازمان را هم در برگرفته بود و اجازه تصمیم‌گیری و میانجیگری موثر را به آن نمی‌داد. هرچند تشکیل «کمیته حسن نیت» در جنبش عدم تعهد تمایل باطنی اعضای آن را برای فیصله‌یافتن جنگ نشان می‌داد اما مخالفتهای عراق که در سالهای اول جنگ در موضع برتری قرار داشت کار آن را بی‌نتیجه گذاشت. سکوت سنگینی که پس از آن بر جنبش عدم تعهد حکمفرما شد در حقیقت اعلام ناکارآمدی و پایان دوران درخشان این جنبش بود. هرچند جنبش هم برای این سکوت خود توجیهاتی داشت چنانکه مثلا می‌گفتند عدم سکوت اهداف جنبش را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد یااینکه جنبش را به صحنه مانور قدرتهای بزرگ وارد می‌سازد اما همه اینها بهانه‌ای برای گریز از یک مسئولیت تاریخی بزرگ بود. بیانیه هشتمین اجلاس سران عدم تعهد در حراره نواقص حقوقی فراوانی داشت و ایران با گله از کاستیهای آن خواستار واقع‌بینی بیشتر اعضای جنبش گردید. به‌هرحال پذیرش قطعنامه ۵۹۸ کار جنگ را از طریق حقوقی به پایان برد و جنبش عدم تعهد صرفا از دو عضو مهم خود برای پذیرش صلح تشکر کرد.
با استقرار نظام دوقطبی به رهبری امریکا و شوروی پس از جنگ جهانی دوم و تقسیم جهان به دو قطب شرق و غرب گروهی از کشورها موسوم به جهان سوم به ابتکار جواهر لعل نهرو نخست‌وزیر هند، جمال عبدالناصر رئیس‌جمهور مصر،  ژنرال جوزف تیتو رئیس‌جمهور یوگسلاوی و سوکارنو نخست‌وزیر اندونزی تلاش کردند تا نیروی سومی را  پایه‌گذاری نمایند. به‌همین‌منظور رهبران بیست‌وپنج کشور آسیایی و آفریقایی در باندونگ اندونزی در هیجدهم آوریل ۱۹۵۵ گردهم آمدند و شالوده جنبشی را ریختند و نام جنبش عدم تعهد Non Align Movement را بر آن نهادند.۳۸ در نخستین اجلاس رسمی جنبش که در سال ۱۹۶۱ در بلگراد برگزار شد، شرکت‌کنندگان تعریفی را از عدم تعهد ارائه دادند که دولتهای عضو باید واجد آن باشند:
۱ــ پیگیری سیاست مستقل مبتنی بر همزیستی مسالمت‌آمیز
۲ــ عدم مشارکت در ائتلافهای نظامی چندجانبه
۳ــ پشتیبانی از جنبشهای آزادیبخش و استقلال‌طلبانه
۴ــ عدم مشارکت در پیمان نظامی دوجانبه با ابرقدرتها۳۹
اصول “‌پانچا شیلا ”یا “منشور باندوگ” به عنوان اساسنامه جنبش در کنفرانس باندوگ به تصویب اعضاء رسید. این اصول عبارتند از: احترام به حقوق اساسی انسان و احترام به هدفها و اصول منشور سازمان ملل متحد احترام به حاکمیت، استقلال و تمامیت ارضی همه کشورها، به‌رسمیت‌شناختن برابری همه نژادها و برابری همه ملتها صرف‌نظر از کوچکی و بزرگی آنها، خودداری از مداخله در امور داخلی کشورهای دیگر، احترام به حق ملتها در دفاع فردی یا جمعی منطبق با منشور ملل متحد، خودداری از به‌کارگیری نیروهای دفاعی جمعی به منظور خدمت به یک قدرت بزرگ، خودداری از اعمال فشار به هر کشور از سوی کشور دیگر، خودداری از تجاوز یا تهدید  به تجاوز یا استفاده از زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر کشور، حل‌وفصل همه اختلافات بین‌المللی از طرق صلح‌آمیز نظیر مذاکره، اجماع، داوری یا حل‌وفصل حقوقی، همچنین راههای دیگر صلح‌آمیز به انتخاب طرفین دعوی منطبق با منشور سازمان ملل، ارتقای منافع متقابل و همکاری دوطرفه و احترام به عدالت و تعهدات بین‌المللی.۴۰ بااین‌وجود جنبش عدم تعهد از ابتدای تاسیس تاکنون نتوانسته است نقش یک نیروی متحد، موثر و پایدار را برای کشورهای جهان سوم ایفا کند و هرگز از نفوذ سیاسی قابل ملاحظه برای مقابله با بلوکهای جهانی و حتی حل‌وفصل اختلافات اعضاء برخوردار نبوده است.۴۱
 ایران و عراق در کنفرانس باندوگ اندونزی در هیجدهم آوریل ۱۹۵۵شرکت داشتند اما با انعقاد پیمان نظامی بغداد در همین سال این دو کشور نتوانستند در اولین اجلاس جنبش در بلگراد در ششم سپتامبر ۱۹۶۱(شهریور ۱۳۴۰) حضور یابند. عراق پس از کودتای ژنرال عبدالکریم قاسم در سال ۱۹۵۸ از پیمان بغداد خارج شد و بلافاصله پس از تایید ده اصل منشور باندوگ به عضویت جنبش در آمد. ایران نیز پس از شرکت در کنفرانس باندوگ به سبب عضویت در پیمان نظامی بغداد و سپس سنتو عملا از حضور در نخستین اجلاس سران کشورهای غیرمتعهد و عضویت در جنبش باز ماند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در بیست‌ودوم بهمن ۱۳۵۷(فوریه ۱۹۷۹) و فروپاشی پیمان سنتو درخواست عضویت جمهوری اسلامی ایران در نشست دفتر هماهنگی جنبش غیرمتعهدها در کلمبو به تصویب اولیه و در کنفرانس ششم در هاوانا پایتخت کوبا در سال ۱۹۷۹(شهریور ۱۳۵۸) به عنوان هشتادوهشتمین عضو به تصویب نهایی رسید.۴۲
آغاز جنگ عراق علیه جمهوری اسلامی ایران – جنگ میان دو عضو جنبش عدم تعهد در بیست‌ودوم سپتامبر۱۹۸۰ (سی‌ویکم شهریور ۱۳۵۹) این جنبش را در وضعیت دشواری قرار داد. عدم انسجام و تجانس سیاسی و ساختاری، سمت‌گیریهای چندجانبه و گرایشهای متفاوت و دورافتادن جنبش از آرمانهای رهبران اولیه اعضای جنبش را از اتخاذ موضع‌گیری شفاف در قبال جنگ ایران و عراق بازداشت. بااین‌وجود جنبش غیرمتعهد از نخستین روزهای آغاز جنگ بنا به درخواست ایران برای «بررسی و موضع‌گیری در خصوص جنگ عراق علیه ایران» فعالیتهایی را جهت خاتمه‌دادن مسالمت‌آمیز به آن شروع کرد. یک کمیته حسن نیت مرکب از نمایندگان کشورهای کوبا، یوگسلاوی، الجزایر، زامبیا، هند، پاکستان و سازمان آزادیبخش فلسطین تشکیل شد. این کمیته، هیاتی مشتمل بر وزرای خارجه کوبا ، هند و یوگسلاوی را به منظور ایجاد تفاهم بین ایران و عراق به دو کشور اعزام کرد. قبل از عزیمت این هیات رئیس وقت شورای عالی دفاع جمهوری اسلامی

دیدگاهتان را بنویسید