منابع و ماخذ مقاله جنگ ایران و عراق، جنبش عدم تعهد، سازمان ملل، کشورهای اسلامی

پیشنهاد او مبنی بر اعزام نماینده‌ای جهت مذاکره با ایران و عراق پشتیبانی کرد؛ در پی آن هیئتی به سرپرستی اولاف پالمه به عنوان فرستاده ویژه سازمان ملل به تهران و بغداد سفر کرد. او سعی نمود با جمع‌آوری اطلاعات از طرفین گفت‌وگو نقش میانجی را ایفا کرده و طرفین را به خاتمه جنگ تشویق نماید. اما به علت مخالفت ایران با مذاکره تا زمانی که نیروهای عراقی در خاک ایران حضور داشتند و اصرار عراق بر حاکمیت کامل بر اروندرود، مأموریت اولاف پالمه با شکست روبه‌رو گردید.
علاوه بر میانجی‌گری سازمان ملل، از طرف سازمان کنفرانس اسلامی نیز هیئتی به ریاست ضیاء‌الحق رئیس‌جمهور پاکستان و همچنین حبیب شطی دبیرکل این سازمان، پیشنهاد آتش‌بس و مذاکره را به ایران و عراق ارائه داد. این مأموریت نیز به دلیل اصرار عراق بر حاکمیت کامل بر اروندرود و شرط ایران بر مبنی خروج نیروهای عراقی از خاک ایران، به شکست انجامید.
علاوه بر آن، هیئتی از سازمان آزادی‌بخش فلسطین و سازمان جنبش عدم تعهد به سرپرستی وزیر امور خارجه کوبا (آوریل ۱۹۸۱) فعالیت خود را آغاز نمود که ایران و عراق پیشنهاد چهار ماده‌ای آنها را درباره نظارت بر عقب‌نشینی نیروهای عراقی رد کردند. به این ترتیب تلاش‌های جنبش عدم تعهد و سازمان آزادی‌بخش فلسطین نیز ثمری نداشت.
همچنین در ماه مه ۱۹۸۳ وزیران خارجه کویت و امارات برای ارائه طرح میانجی‌گری شورای همکاری خلیج‌فارس به تهران و بغداد سفر کردند که تلاش آنها نیز برای پایان جنگ نتیجه‌بخش نبود.
هیئت‌هایی نیز از طرف کشورهای ژاپن، ترکیه و سنگال سعی نمودند که ایران و عراق را به پایان جنگ ترغیب نمایندولی هیچ‌کدام موفقیت‌آمیز نبود.
در مجموع هیئت‌های میانجی اعزامی به ایران و عراق نتوانستند موفقیتی در زمینه نزدیکی نظرهای طرفین به هم و یافتن راهی برای پایان جنگ به دست آورند و به طور کلی همه آنها ناکام ماندند. هیئت‌های مذکور تنها توانستند نظرهای طرفین مخاصمه را به دست آورند و آن را برای طرف دیگر مخاصمه بازگو کنند. البته ناگفته نماند که با گذشت زمان این امر خود فایده‌بخش بوده است. زیرا دو کشور ایران و عراق هر چه از جنگ می‌گذشت پاره‌ای از خواسته‌ها و شروط خود را تعدیل می‌کردند. در واقع حضور هیئت‌های صلح در دو کشور تنها به شفاف شدن خواسته‌ها و مواضع دو کشور منجر می‌شد و این شفافیت در پایان جنگ به نوبه خود توانست محتوای قطعنامه ۵۹۸ را معین کند.
گفتار پنجم: سازمان کنفرانس اسلامی و جنگ ایران و عراق
با آغاز جنگ ایران و عراق تقسیم‌بندی جدیدی در میان کشورهای اسلامی به وجود آمد که به تدریج انسجام و شدت بیشتری یافت. کشورهای قدرتمند و فعال این سازمان به دو جناح حامی عراق و طرفدار ایران تقسیم شدند. کشورهای طرفدار ایران نیز خود به دو دسته تقسیم شدند. برخی همچون سوریه و لیبی شدیداً تجاوز عراق را محکوم ‌کردند و برخی دیگر نیز چون الجزایر و سازمان آزادی‌بخش فلسطین موضعی میانه و واسطه‌گونه اتخاذ کردند. گروه دوم در عین حال که از حمله عراق به ایران خوشحال نبودند از محکومیت عراق نیز خودداری می‌کردند.
اما از همان ابتدا کشورهایی همچون عربستان، کویت، مصر و اردن ضمن طرفداری از ادعاهای ارضی عراق خواستار برقراری آتش‌بس فوری و بدون قید و شرط بودند که به معنای تثبیت موقعیت عراق در مناطق اشغالی بود. حمایت این کشورها از عراق در سازمان کنفرانس اسلامی بعد از فتح خرمشهر به وسیله رزمندگان اسلام، آشکارتر گردید و جناح‌بندی داخل سازمان نیز چارچوب واضح‌تری یافت. در این زمان اتخاذ سیاست مهار ایران از طرف امریکا باعث شد که کشورهای میانه‌روی سازمان وادار به حمایت کامل از عراق در مقابل ایران شوند به گونه‌ای که در اواخر جنگ فقط سوریه و تا حدودی نیز لیبی بود که از ایران حمایت جدی می‌کردند. همین امر آنها را در مقابل اکثریت حامی عراق و گروه بی‌تفاوت داخل سازمان قرار داد.
به طور کلی مواضع سازمان را در مقابل جنگ ایران و عراق می‌توان در پنج محور زیر خلاصه کرد؛ این پنج محور شیوه برخورد سازمان و روند اقدامات آن درباره جنگ را مشخص می‌کند:
۱ـ تأکید سازمان بر مسئله آتش ‌بس .
۲ـ عدم توجه به مرزهای شناخته شده بین‌المللی .
۳ـ برخورد ضعیف سازمان با مسئله تجاوز و تعیین متجاوز.
۴ـ قدردانی سازمان از مواضع عراق درمورد مصوبات سازمان.
۵ـ بی‌تفاوتی سازمان به نقض قوانین بین‌المللی زمان جنگ به وسیله عراق.
هرچند که سازمان در ابتدای جنگ بر آتش‌بس فوری تأکید می‌کرد که به معنای تثبیت تجاوزات عراق بود اما بعد از اصرار ایران بر عقب‌نشینی نیروهای متجاوز به مرزهای بین‌المللی، سازمان با ارائه طرح‌هایی خواستار عقب‌نشینی نیروها گردید. سازمان در این طرح‌ها مرزهای شناخته شده بین‌المللی را به فراموشی سپرده، در ابهام قرار داد و درخواست مذاکره طرفین درباره تعیین مرزها و وضعیت اروندرود را نمود که این مسئله به معنای عدم قطعیت قرارداد ۱۹۷۵ بود و می‌توانست هر نوع عقب‌نشینی را تا تعیین مرزها به تعویق اندازد.
به دنبال پیروزی‌های ایران در آزاد کردن مناطق اشغالی و فتح خرمشهر و عقب‌نشینی عراق از بخش‌هایی از خاک ایران سازمان، تشکیل کمیته شناسایی متجاوز را پیشنهاد نمود اما چون این موضوع را به اجرای آتش‌بس مشروط کرد ایران آن را نپذیرفت. به دنبال رد طرح سازمان ایران از طرف سازمان به جنگ‌طلبی متهم گردید و از این پس سازمان هم آشکارا به نفع عراق تغییر جهت داد و در این باره می‌توان به قدردانی سازمان از موضع عراق در قبال مصوبات آن و بی‌تفاوتی به نقض قوانین بین‌المللی زمان جنگ به وسیله این کشور اشاره کرد. در مراحل پایانی جنگ نیز سازمان فعالیت خود را حول حمایت از قطعنامه ۵۹۸ متمرکز ساخت و از ایران و عراق می‌خواست که قطعنامه فوق را بپذیرند.

دیدگاهتان را بنویسید