منابع و ماخذ مقاله حقوق مالکیت، مالکیت فکری، حقوق مالکیت فکری، پدیدآورنده

ی حق مالکیتی بر نسخهی اصلی اثر است که بیگمان مالکیت بر عین به شمار آمده و موجد نتایج مالی است و باز هم او حقی انحصاری در اختیار دارد که هرگاه بخواهد، میتواند اثر را نشر و عرضه نموده یا به معرض نمایش گذارد و از آن بهرهی مادی بجوید. روی دیگر این تاسیس حقوقی، حق معنوی است که نمایانگر شخصیت آفرینشگر است و او با استناد به این حق مانع از تجاوز دیگران به اثر پدیدآمده میگردد… .”۲۳ به عبارت دیگر حقوق مالکیت فکری “ماهیتی مختلط از حق مالی با ارزش و حق غیرمالی و مربوط به شخصیت است. این اختلاط بویژه در فرضی که مولف حق انتشار اثر خود را به دیگران واگذار میکند، دیده میشود، زیرا آنچه انتقال یافته چهرهی مالی حق تالیف و بهره برداری از انتشار اثر است ولی حق شخصی او دربارهی دفاع از اثر خود و تجدید نظر در خصوص آن همچنان باقی است و مانند سایر حقوق غیرمالی به دیگران منتقل میگردد.”۲۴
اکنون به بررسی نظریات مطروحه در تبیین ماهیت حقوقی این دسته از حقوق خواهیم پرداخت. البته باید گفت از آنجا که حقوقدان در مورد ماهیت حق معنوی کمتر اختلاف نظر دارند، آنچه در ماهیت حقوقی مطرح میشود، بیشتر بحث ماهیت حق مادی و نحوهی پیوند و ارتباط آن با حق معنوی است.
الف: نظریهی حق دینی
حق دینی یا شخصی، حقی است که شخصی نسبت به دیگری پیدا نموده و به موجب آن میتواند، انتقال مال یا انجام دادن کار و یا خودداری از امری را بخواهد صاحب چنین حقی را دائن یا طلبکار و کسی که ملزم است را مدیون یا بدهکار واصل حق را نیز به اعتبار صاحب آن طلب و به لحاظ مدیون دین یا تعهد گویند.۲۵
بر اساس این تعریف روشن است که ماهیت حقوق مالکیت فکری، حقی دینی محسوب نمیشود، زیرا صاحب اثر فکری به مجرد خلق و آفرینش اثر، طلبکار یا دائن به حساب نمیآید. به عبارت دیگر جامعه یا دولت را نمیتوان به مجرد خلق یک پدیدهی فکری بدهکار یا مدیون خالق آن، به حساب آورد.۲۶ البته به جهت گستردگی قلمرو حقوق مالکیت معنوی، گاه با شاخههایی رو به رو هستیم که مبنای حمایت، وجود یک تعهد قراردادی است که همانا موجد یک حق دینی است. مثلا عمده حمایت از صاحبان اسرار و اطلاعات محرمانه در برابر متجاوزین، بر اساس قرارداد یا تعهد قراردادی صاحبان اسرار محرمانه به عدم افشا و بهره برداری از این دسته از اسرار و اطلاعات است، اگر چه گاه تعهد این دسته از افراد نیز متکی به قرارداد نمیباشد.
ب: نظریهی حق عینی
حق عینی، حقی است که شخص، به طور مستقیم و بی واسطه، نسبت به چیزی پیدا می نماید و میتواند از آن استفاده کند. کاملترین نوع حق عینی، مالکیت است که به موجب آن مالک، حق همه گونه انتفاع و تصرف را در ملک خود خواهد داشت. حق انتفاع و ارتفاق هم از اجزاء و شاخههای این حق محسوب شده و صاحب آن به طور محدود میتواند در عین مال تصرف نماید.
مطابق با این تعریف، عدهای از حقوقدانان حق بر آثار فکری را از نوع حق عینی و همانند حق بر اعیان و اشیاء محسوس مادی قلمداد مینمایند. این دسته از حقوقدانان، به ایراد عمدهی مخالفان، در خصوص غیرمادی بودن موضوع حقوق مالکیت فکری، اینگونه پاسخ میدهند، که در حقوق ما، مالکیت، صرفا ناظر بر اعیان خارجی نبوده و شامل اعیان کلی نیز میگردد؛ در حالیکه این دسته از اعیان امری محسوس و مادی محسوب نمیگردد. همچنین شخص میتواند مالک مافیالذمه خود گردد؛ حالآنکه، آنچه در اینجا بر عهدهی دیگری یا خود فرد قرار میگیرد، امری غیرمادی است. بنابراین حقوق مالکیت فکری هم میتوانند متعلق حق مالکیت قرار گیرد.۲۷ در واقع این دسته از حقوقدانان با گسترش معنای عین و عدم تاکید بر محسوس یا مادی بودن به عنوان شرط عینیت۲۸ به دلایل گفته شده، اثر فکری را از مصادیق عین دانسته و حق بر آن را حق عینی قلمداد میکنند.
در میان قائلین به نظر عینی بودن حقوق مالکیت فکری، اختلاف نظر وجود دارد. عده‌ای آن را مصداق حق انتفاع دانسته و در مقابل عدهای دیگر آن را مصداق بر حق مالکیت میداند.
۱- حقوق مالکیت فکری مصداق حق انتفاع
سهنوری حقوقدان مصری، رابطهی بین پدیدآورنده فکری را از نوع حق انتفاع میداند. وی در بحث از ماهیت حقوق فکری به جهت مدت دار بودن و موقت بودن چنین حقوقی، استفاه از عنوان مالکیت برای آن را صحیح ندانسته و بیان میدارد، این حقوق به حق انتفاع نزدیکتر است تا به حق مالکیت، با این تفاوت که بعد از فوت صاحب حق، برای مدتی باقی میماند.۲۹
رابطه بین پدیدآورنده و پدیدهی فکری را نمیتوان حق انتفاع دانست، زیرا:
حق انتفاع نسبت به مالی برقرار میگردد که عین آن متعلق به دیگری است، یا آنکه مالک خاص ندارد. (مادهی ۴۰ قانون مدنی)، در حق انتفاع همیشه برای مال موضوع انتفاع دو ذیحق وجود دارد : ۱- منتفع که حق انتفاع از عین به او واگذار شده ۲- مالک عین که سهم بزرگی از حقوق خود را به منتفع واگذار نموده است، حال آنکه در حقوق مالکیت فکری میزان تعلق و وابستگی اثر پدیدآورنده بسیار بیشتر از حق انتفاع است. در این حقوق، مال فکری ملک شخص دیگری نبوده و منافع اثر به پدیدآورنده تعلق دارد.
بنابراین اگر چه صاحب حق فکری میتواند حق انتفاع و بهره برداری از حقوق مالکیت فکری را به دیگران واگذار نماید، اما به نظر میرسد نمیتوان حق پدیدآورنده بر اثر فکری را مصداق حق انتفاع دانست.
۲- حقوق مالکیت فکری مصداق حق مالکیت
این دسته از حقوقدانان درصدد برقراری رابطهی مالکیت بین پدیدآورندگان با آثار و آفریدههای فکریشان هستند. به عبارت دیگر آنها بیان میدارند که صاحب اثر فکری هم، مانند مالک دارای حقی قابل استناد در برابر دیگران است که تمامی شاخههای مالکیت از قبیل حق استعمال، حق استثمارو حق اخراج را دارا میباشد.
تردیدی نیست که پدیدآورنده اثر دارای حقی نسبت به محصولات فکری خود است. اما باید دید آیا میتوان در این باره از اصطلاح مالکیت به عنوان کاملترین شکل ممکن از حق بر یک مال استفاده نمود یا خیر؟
۲-۱- دلایل مخالفان نظریهی مالکیت
عدهای از حقوقدانان رابطهی پدیدآورنده، با آثار فکری خود را از نوع مالکیت نمیدانند و مخالف به کار بردن اصطلاح مالکیت در مورد محصولات فکری و معنوی هستند. عمدهترین ایرادات آنها عبارت اند از:
۱- متعلق تمامی مصادیق مالکیت، امری محسوس ومادی است، در حالیکه موضوع حقوق فکری از آنجا که نشات گرفته از فکر و اندیشهی انسان است، امری غیرمادی و نامحسوس است.۳۰
۲-کلیهی مصادیق مالکیت تنها دارای یک چهرهاند و مالکیت صرفا یک حق مالی است، در حالیکه حقوق فکری معمولا از دو چهره برخوردار است؛ چهره معرف حق معنوی یا اخلاقی و چهرهی معرف حق مالی یا اقتصادی. ۳۱
۳- مالکیت دارای ویژگیها و عناصر برجستهای میباشد، حالآنکه حقوق مالکیت فکری فاقد برخی عناصر اساسی مالکیت میباشد. به این صورت که اولا، مالکیت یک حق دائمی و غیرقابل زوال است، در حالیکه در حقوق فکری، حق مالی صاحب اثر موقت بوده و بعد از مدت معینی بهره برداری انحصاری، استفاده از آن برای همگان آزاد می باشد. مثلا به موجب مادهی ۱۶ قانون ثبت اختراعات، طرحهای صنعتی و علائم تجارتی، حق اختراع پس از گذشت ۲۰ سال، دیگر در اختیار مخترع نبوده و استفاده از آن برای همگان آزاد میشود و یا به موجب مادهی ۱۲ و ۱۳ و ۱۴ قانون حمایت حقوق مولفان، مصنفان و هنرمندان، آثار علمی، ادبی و هنری، تا مدت معین قابل حمایت است و پس از آن مدت استفاده از آن، برای همگان آزاد میگردد.۳۲
ثانیا، مالکیت حقی انحصاری است، بدین صورت که مالک میتواند هر تصرفی را که مایل باشد در مال خود بنماید و مانع از تصرف یا انتفاع اشخاص غیر ماذون شود، حال آنکه حقوق مالکیت فکری از چنین انحصاری برخوردار نبوده است. مثلا با استناد به ماده ۷ قانون حمایت حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان، نقل از اثرهایی که انتشار یافته و استناد به آنها برای مقاصد علمی و… به صورت انتقاد و تقریظ با ذکر منابع و ماخذ در حد متعارف جایز است. ثالثا، مالکیت حقی است مطلق به این صورت که مالک بر اعیان و منافع، حق هرگونه تصرف و انتفاع (استعمال، استثمار و اخراج از مالکیت) را دارد، در حالیکه در حقوق فکری، دارندهی حق دارای محدودیتهایی در تصرفات و انتفاعات از موضوع حق میباشد و همینطور نمیتواند حق خود را بدون استفاده و معطل گذارد.۳۳ مثلا به واسطه باقی ماندن بعد معنوی در نقل و انتقالات اموال فکری و صرف انتقال بعد مالی، منتقلالیه در تصرفات و انتفاعات از موضوع حق، با محدودیت مواجه است.
۲-۲- دلایل موافقان نظریه مالکیت
در مقابل گروه نخست، دستهی دیگری از حقوقدانان رابطهی پدیدآورنده با آثار فکری را، از نوع حق مالکیت میدانند. آنها معتقدند که مالکیت انسان نسبت به محصولات ذهنی، فکری و نیز ابتکارات فعلی‌اش مالکیتی است که با اعمال وجودش پیوند خورده و تبلور شخصیتش است، به همین جهت اینگونه حقوق نه تنها از نوع مالکیت، بلکه از مقدسترین انواع آن محسوب میشود. این دسته از حقوقدانان به ایرادات وارد بر نظریهی مالکیت به وسیلهی مخالفان، اینگونه پاسخ دادند:
۱-“این ایراد مخالفان مبنی بر اینکه منشا و مبدا اعتبار حقوق فکری، اعیان خارجی و مادی نیست، حال آنکه حقوق عینی به طور سنتی مفهومی است که بر علاقه و رابطه اعتباری مالک بر اشیاء مادی و خارجی اطلاق میگردد، در حقوق ما از ۲ جهت غیرقابل پذیرش است: اول اینکه این سخن با مالکیت مافیالذمه و مالکیت مال کلی نقض میگردد، چرا که آنچه در ذمه و عهدهی دیگری یا شخص مالک قرار میگیرد، اثری محسوس و مادی نیست، بلکه آنچه طرف اعتبار و علاقهی مالکیت قرار میگیرد، امری اعتباری و قانونی است. مضافا بر اینکه در فروش مال کلی، فروشنده، حق مالکیت خود را از طریق بیع به خریدار منتقل میکند. آنچه مسلم است مبیع کلی وجود خارجی و محسوس ندارد.”۳۴اگر چه پارهای از نویسندگان حقوقی، بیع کلی را تملیکی نمیدانند، ولی لااقل، تملیکی بودن بیع کلی از نظر فقهی مورد پذیرش اکثر فقها است.
ثانیا، حتی در صورت عدم پذیرش توسعه در معنای عین و تاکید بر محسوس و مادی بودن به عنوان شرط عینیت نیز میتوان گفت، در این شاخه از حقوق، مجرد فکر و ایده، بدون تحقق خارجی و تجسم عینی در قالب کتاب، اثرهنری، علمی، صنعتی و نظایر آن حمایت به عمل نمیآید؛ به بیان دیگر، تنها پس از تحقق خارجی و تجسم عینی این پدیدههاست که سخن از حق مالی صاحب اثر مطرح میگردد. پس همین میزان که محل استقرار این حق، اشیاء مادی است، برای احتساب آن به عنوان مالکیت یا حق عینی کافی است. با این وجود برخی، معتقدند حقوق فکری را نمیتوان یک حق عینی به مفهوم عادی تلقی نمود، چرا که این دسته از حقوق، نسبت به یک اثر فکری اعمال می شود نه شی معین مادی.
۲- ایراد مخالفان در خصوص دو چهره بودن حقوق مالکیت فکری مانع از این نیست که چهره معرف حق مالی صاحب اثر را، یک

دیدگاهتان را بنویسید