منابع و ماخذ مقاله مالکیت فکری، حقوق مالکیت، حقوق مالکیت فکری، حقوق مالی

مادی باشد خواه معنوی ب- قابل اختصاص یافتن به شخص یا ملت معین باشد.” فقها هم در تعریف مال به گونهای بر این دو شرط نظر داشتهاند، به گونهای که هرگاه چیزی این دو شرط را نداشته باشد، آن را مال ندانستهاند.۱۰
بند دوم: مفهوم حقوق فکری
پیش از پرداختن به مفهوم حقوق مالکیت فکری باید گفت، با توجه به اینکه مطابق تعاریف، ملاک اصلی در مالیت داشتن اشیاء اعم از مادی و معنوی، مفید بودن و برآورده ساختن نیاز خواه مادی و خواه معنوی است و همچنین با عنایت به تعاریف ارائه شده از مال و عدم تقیید مالیت به عین میتوان گفت که در فقه و حقوق مالیت مفهوم عرفی است و اختصاص به اعیان خارجی ندارد و عمل و کار انسان خواه فکری باشد یا یدی، مال محسوب میشود. بنابراین این دسته از حقوق که به تدریج و در قرون و دهههای اخیر مورد توجه قرار گرفته و چنان توسعه یافته که عنوان مهمترین موضوع در حقوق را به خود اختصاص داده، علی رغم ماهیت غیرمادی، در زمرهی اموال قرار میگیرند.
اصطلاح حقوق فکری را نخستین بار پیکار،۱۱ حقوقدان بلژیکی در سال ۱۸۹۹ به کار برده است و برخی از حقوقدانان هم به جای آن، از اصطلاح “مالکیتهای غیرمادی”، “حقوق بر اموال غیر مادی” و “حقوق جلب مشتری” به کار بردهاند.۱۲
حقوق مالکیت فکری عبارت است از حقوق ناشی از آفرینشها و خلاقیتهای فکری در زمینهی علمی، صنعتی، ادبی و هنری که از راه دانش، هنر یا ابتکار آفریننده پدید میآید. این دسته از حقوق، حقوقی اند که دارای ارزش اقتصادی بوده و موضوع آن شی مادی نیست، چرا که موضوع این حقوق، اثر فکری میباشد. هدف از حمایت این حقوق ، تشویق و ترغیب و گرایش به ایجاد آفرینشهای فکری و آزادسازی دسترسی به آنها با هدف توسعهی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و بهبود زندگی بشر است.۱۳
حقوق مالکیت فکری مشخصههای خاصی دارد که آن را از سایر اموال جدا میسازد. داشتن دو چهرهی مادی و معنوی و همچنین محدودیتهای حمایت، از جمله آن است در ذیل این خصوصیات را مختصرا توضیح میدهیم.
۱- داشتن دو بعد مادی و معنوی
حقوق مالکیت فکری مخلوق ذهن و اندیشهی آدمی است. این واقعیت موجب شده این اموال علاوه بر جنبههای مالی، بعد دیگری نیز پیدا کنند که آنها را به شخصیت پدید آورندهاش ارتباط میدهد. از این چهره به بعد اخلاقی و معنوی حقوق مالکیت فکری تعبیر میگردد. بدین ترتیب وقتی که از حقوق فکری سخن میگوییم، در واقع دو چهرهی حق مد نظر است: حق معنوی و حق مالی. حق معنوی، نمایندهی شخصیت، اعتبار، منزلت و جایگاه صاحب اثر است. نشان خلاقیت، نوآوری، ابتکار، صداقت (بر حسب موارد پدیدههای فکری) اوست. وابستگی این بعد یا حق به شخصیت پدیدآورنده موجب میگردد تا برخلاف حقوق مالی، محدود به زمان یا مکان نگردد و قابلیت نقلوانتقال نداشته باشد.
حق مالی چهرهی دیگر و رکن دوم حقوق فکری صاحب اثر است. به موجب این حق صاحب اثر میتواند، از حیث مالی، حق مالی خود را به دیگران منتقل و در برابر آن وجهی دریافت نماید.۱۴
۲- محدودیت حمایت
مالکیتهای فکری با محددیتها و قیود خاص خود همراه است که این قیود ناشی از اقتضا و ویژگیهای اموال و مالکیتهای فکری هستند. مهمترین محدودیتها بر حقوق مالکیت فکری، محدودیت زمان و محدودیت مکان است. یکی از ویژگیهای مهم حقوق مالکیت فکری ، چنانچه بعدها بدان خواهیم پرداخت محدودیت زمانی یا موقتی بودن بهرهمندی مالی و اقتصادی از نتایج تلاشهای فکری میباشد. به عبارت دیگر اصولا حقوقی که در خصوص اموال فکری برای صاحبان آن به صورت انحصاری ایجاد می‌شود، محدود به زمان خاصی است و پدید آورندهی اثر فکری در مدت زمان محدودی میتواند از منافع مادی اثر بهرهمند شود.۱۵ به طور مثال حق بهره برداری از اختراع یا مدت زمان حمایت از اختراع ۲۰ سال میباشد.
وجود چنین خصیصهای بدان جهت است که در واقع جامعه میخواهد با شکستن حق انحصاری پدیدآورندهی اثر، زمینهی انتقال دانش، هنر و تکنولوژی و دیگر فرآیندهای فکری را تسریع نماید.
همچنین اموال فکری صرفا در سرزمینها و قلمرو جغرافیایی خاصی مورد حمایت قرار میگیرد.۱۶ به عنوان نمونه اختراع تنها در کشورهایی که به ثبت رسیده است، حمایت میشود.
بنابراین از حیث زمانی و مکانی پدیدههای فکری از حمایت محدودی برخوردارند. تحمیل محدودیتهای مکانی هم پیش از هر چیزی به ملاحظات حاکمیتی کشورها باز میگردد. به بیان دیگر دولتها نمیخواهند با اعطای حق انحصاری به پدید آورندههای متبوع کشورهای دیگر، در داخل کشورشان خود را از آثار علمی و فرهنگی آنها محروم نمایند؛ البته امروزه تصویب معاهدات دوجانبه و چندجانبه مانند کنوانسیون پاریس، برن، موافقتنامه تریپس و کنوانسیون اروپایی اختراع، موجب کمرنگ شدن خصیصهی محدودیت مکانی شده و زمینه را برای حمایت فرامرزی از آثار فکری ایجاد نموده است.
البته این محدودیت زمانی و مکانی در خصوص تمامی مصادیق حقوق مالکیت فکری صدق نخواهد کرد، چرا که چنین محدودیتی در خصوص اطلاعات افشا نشده (دانش فنی و اسرار تجاری) وجود ندارد. یعنی، حمایت از آنها مقید به زمان و مکان خاصی نیست.
همچنین باید اشاره نمود که، حقوق مالکیت فکری به دو شاخه کلی تقسیم میگردد: ۱- مالکیت صنعتی و تجاری ۲- مالکیت ادبی و هنری و حقوق مرتبط
۱- حقوق مالکیت صنعتی و تجاری
مالکیت صنعتی شاخهای از مالکیت فکری است که به خلاقیتهای ذهنی و فکری بشر در زمینههای صنعتی مربوط میگردد. مهترین این خلاقیتها عبارت است از: حق ثبت اختراع، نامهای تجارتی، طرحهای صنعتی، علائم تجارتی و خدماتی، نشانهی جغرافیایی، نشانه مبدا کالا و جلوگیری از رقابت تجاری مکارانه است. به طور کلی مالکیت صنعتی مجموعه حقوقی را تشکیل میدهد که هدف از آن این است که اشخاص بتواند با اطمینان خاطر مانع تعرض دیگران شده و به امر تجارت و صنعت خود بپردازند، در حالیکه که از هرگونه تجاوزی از ناحیه اشخاص ثالث مصون هستند.۱۷
۲- حقوق مالکیت ادبی و هنری و حقوق مرتبط
آثاری که تحت حمایت این شاخه از حقوق آفرینشهای فکری قرار میگیرد، بسیار متنوع بوده و با توجه به سطح توسعهیافتگی کشورها مختلف بوده است. با این وجود این آثار و مصادیق پراکنده را میتوان به چند دستهی کلی تقسیم نمود:
۱- آثار ادبی و علمی مکتوب و غیر مکتوب، شامل کتب، مقالات، آثار هنری، آثار تزئینی و نمایشی، آثار رایانهای و پایگاههای اطلاعاتی جای داد.
۲- حقوق تولیدکنندگان صفحات صوتی
۳- حقوق سازمانهای پخش رادیویی و تلویزیونی
گفتار دوم: ماهیت (جایگاه) اموال فکری
بند اول: تقسیمات مال
الف: تقسیمات مال در فقه
در فقه امامیه مال به اقسام زیر تقسیم میشود:۱۸
۱- عین که عبارت از اشیای مادی مستقل که دارای وجود فیزیکی ملموس و خارجی است. مانند خانه و زمین
۲- منفعت که عبارت است از نفع عین، خواه مادی باشد (مانند استفاده از میوه درخت)، خواه غیرمادی و تدریجی الحصول (مانند استفاده از منفعت خانه) بدون آنکه از عین مال به گونهای محسوس بکاهد.
۳- حق مالی و آن عبارت است از سلطه و اقتداری برای کسی در انجام یا عدم انجام امری.
۴- دین و “آن عبارت از چیزی است که در عهدهی کسی که ملتزم به ایفای آن شده است و آن را مافیالذمه نیز میگویند و به اعتبار طلبکار طلب مینامند.”
ب: تقسیمات مال در حقوق
اگر چه اموال و حقوق از جهات مختلفی تقسیم شدهاند، اما آنچه مربوط به بحث ماست، تقسیمبندی اموال به اموال مادی و اموال غیرمادی یا معنوی است.
۱- اموال مادی
اموال مادی اموالی هستند که دارای پایگاه مادی و عینیت ملموس خارجی هستند. به عبارت دیگر این دسته از اموال شیء خارجی بوده که از طریق حواس ظاهر و انسان درک میشوند.۱۹ مانند زمین، اتومبیل و….
۲- اموال غیرمادی یا معنوی
اموال غیرمادی یا معنوی اموالیاند که دارای، صورت مادی و وجود خارجی جسمانی نبوده و قابل درک توسط حواس ظاهره نیستند. مانند دیون، حق ارتفاق و حق مخترع. ولیکن جامعه وجود آن را اعتبار نموده و قانون آن را میشناسد.۲۰
۲-۱- اقسام حق
از آنجایی که حقوقدانان دایره اموال غیرمادی را گسترش داده و هر نوع حق مالی را شامل آن دانستهاند، به همین جهت در اینجا گریزی به بحث حق زده و اقسام آن را بیان مینمایم تا معلوم شود که کدام دسته از این حقوق، جزء اموال غیرمادی یا معنوی محسوب میشود.
حق در یک تقسیم بندی کلی به دو دسته تقسیم می شود.
۲-۱-۱- حق غیرمالی
“حق غیرمالی امتیازی است که هدف از آن رفع نیازهای عاطفی و اخلاقی انسان است. موضوع این حق روابط غیرمالی اشخاص است که ارزش دادوستد نداشته و قابل ارزیابی به پول و مبادله با آن نیست. مانند حق زوجیت، ابوت، بنوت، حق ولایت یا حقی که پدیدآورندهی اثر ادبی یا هنری در انتشار اثر دارد.”۲۱
۲-۱-۲- حق مالی
“حق مالی امتیازی است که حقوق هر کشور به منظور تأمین نیازهای مادی اشخاص به آنها میدهد. هدف از ایجاد حق مالی تنظیم روابطی است که به لحاظ استفاده از اشیاء بین اشخاص وجود دارد و موضوع مستقیم آن تأمین حمایت از نفع مادی و با ارزش است. این دسته از حقوق برخلاف گروه نخست، قابل مبادله و تقویم به پول است. مانند حق مالکیت، حق انتفاع و حق مطالبهی مبلغی پول یا انجام دادن کار”۲۲
بند دوم: ماهیت حقوقی مالکیت فکری
با توجه به مطالب گفته شده در خصوص تقسیم مال باید گفت، حقوق مالکیت فکری در زمرهی حقوق مالی قرار میگیرد، چرا که این دسته از حقوق نیز همانند هر حق مالی دیگری قابل مبادله و تقویم به پول است، البته باید خاطرنشان نمود که منظور از اموال فکری بعد مالی حقوق مالکیت فکری است که به جهت مالیت داشتن در تقسیم بندی اموال قرار میگیرد و از آن به عنوان حق مالی یاد میشود. بنابراین در تقسیمبندی حقوق به مالی و غیرمالی، بعد معنوی حقوق مالکیت فکری جزء حقوق غیرمالی محسوب شده، چرا که این دسته از حقوق وابسته به شخصیتاند و همانند هر حق غیرمالی دیگری قابل مبادله و تقویم به پول نیست.
همانطور که میدانیم حقوق مالی در قالب سنتی خود به دو دستهی حقوق عینی و حقوق دینی تقسیم میشود.
اکنون با توجه به آنکه حقوق مالی پدیدآورندگان آثار فکری را، در دستهی حقوق مالی، قرار دادیم، این سؤال مطرح میشودکه در تقسیمبندی حقوق مالی به حقوق عینی و حقوق عینی، جایگاه این حقوق کجاست؟ به عبارت دیگر باید بیان نماییم که ماهیت حقوقی مالکیت فکری چیست؟ آیا همان طوری که از آن تعبیر به مالکیت فکری میشود، حق مالی صاحب اثر نسبت به خود اثر را باید حق عینی بدانیم یا باید آن را در دستهی حقوق دینی قرار دهیم و یا آنکه اساسا بایستی ماهیت حقوقی مستقلی را برای این دسته از حقوق قرارداد؟
“روشن نبودن ماهیت این دسته از حقوق، بدان جهت است که این مقولهی حقوقی از هیاتی واحد و یکپارچه برخوردار نیست. از یک سو پدیدآورنده، حق مادی در کف دارد که بر اساس آن دارا

دیدگاهتان را بنویسید