منبع مقاله درباره طول فصل رشد

دانلود پایان نامه

ر دانه داشت. برهم كنش تاريخ كاشت و تراكم بوته نشان داد در شرايطي كه كشت گندم تا حدي به تأخير بيفتد، افزايش تراكم بوته مي‌تواند موجب بهبود عملكرد دانه گردد.
امام (1383) اعلام كرد، تأخير در كاشت موجب كاهش ارتفاع بوته، تعداد پنجه در هر بوته و طول دوره نموي بوته‌ها مي‌شود.
مؤيدي (1384) اعلام كرد، عامل تاريخ كاشت در سطح آماري 1% تأثير معني‌داري بر عملكرد دانه، عملكرد بيولوژيك، شاخص برداشت، تعداد سنبله در واحد سطح، وزن هزار دانه و ارتفاع بوته داشت. بيشترين و كمترين عملكرد دانه به ترتيب مربوط به تاريخ‌هاي كاشت 15 آبان و 5 آذر با ميانگين‌هاي 8008 و 7459 كيلوگرم در هكتار بود. بيشترين تعداد سنبله در مترمربع (381) و وزن هزار دانه (8/43) به تاريخ كاشت 15 آبان اختصاص داشت. كمترين آنها هم به ترتيب به (331) سنبله و (8/35) گرم به تاريخ كاشت 5 آذر اختصاص داشت.
تجمع گروه هاي متفاوت پروتئيني به شدت ناهمزمان است و به تبع آن هم موازنه و هم ميزان اجزاء متفاوت پروتئين در طول مدت رشد دانه تغيير مي کند (کافي و همکاران، 1384).
شريعتي نيا (1384) اعلام كرد، تاريخ كاشت و اختلاف ارقام از نظر عملكرد دانه بسيار معني‌دار بود. بيشترين عملكرد دانه از تاريخ كاشت 5 آذر با 6450 كيلوگرم درهكتار و كمترين عملكرد دانه ازتاريخ كاشت 20 آبان با 2480 كيلوگرم در هكتار به دست آمد. بررسي اجزاء عملكرد نشان داد كه تعداد سنبله، تعداد دانه در سنبلچه در تاريخ كاشت 5 آذر حداكثر بود، اما وزن هزار دانه در تاريخ 5 آبان حداكثر مقدار را نشان داد.
مهرور (1385) اعلام كرد، تأخير در كاشت باعث كاهش عملكرد گندم نان در رقم شيراز شد.
نيكوسرشت (1385) اعلام كرد، اثر معني داري در سطح احتمال 1% بين سطوح تاريخ كاشت، ارقام و
اثر متقابل آنها وجود دارد. همچنين بيشترين عملكرد در تاريخ كاشت اول به دست آمد كه تاريخ آن
20 مهرماه بود و بعد از اين تاريخ كاشت با كاهش عملكرد در تمامي تاريخ‌هاي كاشت مواجه بوديم.
بيشترين و كمترين عملكرد دانه به ترتيب مربوط به تاريخ كاشت اول با 23/7 تن در هكتار و تاريخ كاشت چهارم با 99/3 تن در هكتار بود.
توحيدي‌نژاد (1385) اعلام كرد، بين تاريخ‌هاي مختلف كاشت در سطح آماري 1% اثر معني‌داري بوده و بيشترين عملكرد دانه از تاريخ كاشت اول (اول آذر) با 7616 كيلوگرم در هكتار به دست آمد كه نسبت به تاريخ كاشت آخر (1 دي ماه) نزديك به 60 درصد برتري داشت. رقم فلات با ميانگين توليد 7 تن در هكتار بيشترين عملكرد را نشان داد.
مظاهري (1385) اعلام كرد، بين تاريخ‌هاي كاشت در سطح آماري اختلاف معني‌دار بوده و بيشترين عملكرد از تاريخ كاشت اول (15 آبان) به دست آمد در حالي كه تاريخ كاشت آخر (15 دي ماه) كمترين عملكرد را نشان داد. همچنين در تمامي ارقام تأخير در كاشت سبب افت عملكرد مي‌شود.
راوري (1385) اعلام كرد، اثر تاريخ كاشت روي عملكرد دانه، تعداد دانه در سنبله، تعداد سنبله در مترمربع و ارتفاع گياه در سطح 1% معني‌دار بود و كشت زود (15 مهرماه) و تأخير در كاشت (30 آبان ماه) باعث كاهش تعداد دانه در سنبله، تعداد سنبله در مترمربع و ارتفاع گياه و در نتيجه كاهش عملكرد مي‌شود.
ثابت مقدم (1385) اعلام كرد، با تأخير در كاشت، عملكرد دانه و شاخص برداشت به دليل كاهش تعداد سنبله در واحد سطح و تعداد دانه در سنبله كاهش مي‌يابد، در حالي كه وزن هزار دانه تحت تأثير تاريخ كاشت قرار نمي‌گيرد و تقريباً ثابت باقي مي‌ماند.
طباطبايي پژوه (1386) اعلام كرد، عملكرد دانه به طور معني‌داري تحت تأثير تاريخ كاشت قرار مي‌گيرد و با تأخير در كاشت، كاهش معني‌داري پيدا مي‌كند.
ماراليان و همکاران (1386) اعلام کردند که اثر تاريخ کاشت بر طول دوره رويشي، دوره گلدهي، طول دوره رشد تا پايان گلدهي و طول دوره رشد معني دار بود. اما تاريخ کاشت بر عملکرد، تعداد غلاف در هر بوته و ارتفاع بوته اثر معني داري نداشت. اثر متقابل تاريخ کاشت و رقم تنها بر طول دوره رشد
معني دار شد. تأخير در کاشت، طول دوره رويشي و طول دوره رشد کلزا را کاهش داد.
فرجي (1386) اعلام كرد، تأثير تاريخ كاشت و رقم بر عملكرد دانه معني‌دار بود. بيشترين عملكرد دانه در تاريخ كاشت دوم (15 آذر) به دست آمد كه نسبت به تاريخ كاشت سوم (10 دي ماه) 35 درصد برتري داشت.
چنانچه گياه به اجبار با تأخير در کاشت مواجه شود با فراهم نبودن زمينه رشد رويشي بيشتر، گياه قبل از اينکه رشد رويشي را تکميل کند، وارد فاز زايشي شده و به همان نسبت از ارتفاع بوته کاسته مي شود (صلواتي، 1386).
كاظميني (1386) اعلام كرد، ميزان بذر و تاريخ كاشت به طور معني‌داري عملكرد دانه و تعداد سنبله در واحد سطح و تعداد دانه در سنبله را تحت تأثير قرار مي‌دهد. از بين اجزاي عملكرد گندم، تعداد سنبله در مترمربع به طور معني‌داري با افزايش ميزان بذر در هر دو تاريخ كاشت افزايش يافت. نتايج از برهمكنش ميزان بذر و تاريخ كاشت نشان داد كه با افزودن ميزان بذر از 300 به 500 بذر، 13 درصد كاهش عملكرد ناشي از تأخير در كاشت را جبران نموده است.
باور (1387) اعلام كرد، وزن خشك و دوام سطح برگ تحت تأثير تاريخ كاشت قرار مي‌گيرد و با تأخير در كاشت كاهش مي‌يابد. همچنين با تأخير در كاشت عملكرد هم به طور معني‌داري كاهش مي‌يابد.
خانزاده (1387) اعلام كرد، بين تاريخ‌هاي مختلف كاشت تفاوت معني داري در سطح احتمال 5% وجود دارد به طوري كه عملكرد ارقام با تأخير در كاشت كاهش چشم‌گيري مي‌يابد.
خواجويي نژاد (1387) اعلام كرد، كليه متغيرهاي رشد مانند ارتفاع بوت
ه، سطح برگ پرچم، وزن خشك گياه، وزن هزار دانه، تعداد دانه در سنبله، طول سنبله و عملكرد دانه تحت تأثير تاريخ‌هاي مختلف كاشت قرار مي‌گيرند و با تأخير در كاشت كاهش مي‌يابند.
طباطبايي (1387) اعلام كرد، تاريخ‌هاي مختلف كاشت و ارقام و اثر متقابل آنها روي ارتفاع، بيوماس كل، عملكرد دانه، وزن هزار دانه، تعداد سنبلچه، تعداد دانه در سنبله داراي اختلاف معني‌داري هستند. در بررسي اثر سرما مشخص شد كه سرماي پاييزه روي درصد سبز مزرعه اثر داشته است به طوري كه با تأخير در كاشت درصد سبز مزرعه كاهش مي‌يابد و به دنبال آن عملكرد هم كاهش مي‌يابد.
محمدي (1387) اعلام كرد، تنش خشكي آخر فصل و كشت دير هنگام ارقام گندم پاييزه دو عامل مهم در كاهش عملكرد گندم در مناطق سرد هستند. تنش خشكي آخر فصل در مقايسه با آبياري نرمال، علاوه بر تحت تأثير قرار دادن صفات مختلف در نهايت عملكرد دانه را 435/1 تن در هكتار كاهش داد. تأخير در كاشت ارقام گندم از 20 مهر به 30 آبان ماه، عملكرد دانه را بيش از 50% كاهش داد. به ازاي هر روز تأخير در كاشت 112 كيلوگرم در هكتار كاهش عملكرد دانه را به همراه داشت.
فرجي (1387) نشان داد که با تأخير در کاشت، مقدار رشد قبل از گلدهي، ارتفاع بوته، ارتفاع تا اولين شاخه فرعي در بوته و تعداد شاخه فرعي در بوته کاهش يافت.
صادقي و همکاران (1387) نشان دادند که عملکرد دانه متأثر از تاريخ کاشت و تراکم گياهي است. تاريخ کاشت زود هنگام ميزان عملکرد دانه بيشتري از نظر ميزان زيست توده بالاتر، تعداد پوشش گياهي، تعداد بذر در هر پوشش گياهي و ارتفاع گياه داشت. تاريخ کاشت و تراکم گياهي بر روي شاخص برداشت و وزن صددانه اثر معني داري نداشتند.
کاهش ارتفاع بوته در تاريخ کاشت ديرتر مي تواند به دليل کاهش ميزان تابش و دريافت نور و يا تسريع در مراحل نموي گياه باشد (نيازي فرد، 1388).
استاپر و فيشر41 (1990) تخمين زدند، ورس در طي پرشدن دانه مي‌تواند عملكرد را به ميزان 40 درصد كاهش دهد.
اتخاذ تصميمي براي كاشت بايد مبتني بر تركيبي از اطلاعات ميزان آب خاك و ميزان دريافت بارندگي مورد انتظار باشد (هوگ42، 1990).
مندهام و همكاران43 (1990) در تاسماني ايتاليا نشان دادند كه تسريع نمو توأم با كاهش يافتن رشد گياه بعد از گلدهي (به ويژه در ژنوتيپهاي ديررس) عامل اصلي كاهش عملكرد است. در اين مطالعه راندمان رشد بعد از گلدهي در كاشت زود هنگام حدوداً يك گرم بر مگاژول تشعشع دريافت شده بود، در حالي كه اين رقم در كشت دير هنگام به حدود 2/0 گرم بر مگاژول (يك پنجم كشت زودهنگام) تشعشع دريافت شده كاهش يافت و علت آن دماي رو به افزايش، تنش آب و خسارات آفات در كشت
دير هنگام بود. در آزمايش‌هاي زراعي كه با هدف مقايسه تاريخ كشت‌هاي ديرهنگام در مقايسه با تاريخ كشت‌هاي زود هنگام مشكل‌ از (تهيه زمين، كنترل علف‌هاي هرز، آفات و غيره) زراعت‌هاي تجارتي دير كاشت بوده كه به خوبي اداره مي‌شوند، عملكرد حاصله بيشتر از عملكرد ثبت شده در آزمايش‌هاي زراعي است.
مندهام و همكاران44 (1990) سه رقم را كه به لحاظ رسيدگي از نوع زودرس تا ديررس متغير بودند، در تاريخ‌هاي مختلف كشت از پاييز تا بهار در تاسماني ايتاليا كشت كردند و بيان داشتند كه مدت زمان كاشت تا گلدهي همبستگي نزديكي با ميانگين طول روز در طي اين مرحله دارد (ماه مي تا ماه اكتبر).
تفاوت‌هاي موجود در قابليت رقابت بين ارقام گندم و علف‌هاي هرز، بيشتر به ارتفاع و ماده خشك مربوط مي‌شود تا به ظرفيت پنجه دهي (باليان و همكاران45،1991).
ژنوتيپ‌هاي داراي بذرهاي بزرگ نسبت به ژنوتيپ‌هاي بذر كوچك به حداكثر اندازه بذر خود نزديك‌تر مي‌شوند (بلاد و بيكر46، 1991).
تاريخ‌هاي كاشت و طول دوره رشد به نحوي انتخاب مي‌شوند كه محصول بتواند به طور موفقيت‌آميزي چرخه زندگي خود را در شرايط اقليمي نسبتاً مساعدي از دماهاي معتدل و فراهمي كافي، اما نه بيش از حد آب كامل نمايد (فيشر و بيرلي47، 1991).
به ازاء هر هفته تأخير در كاشت، عملكرد حدود 2/0 تن در هكتار كاهش مي‌يابد (HGCA، 1991).
دليلي كه در رابطه با افزايش نسبي عملكرد دانه در آرژانتين گزارش شده، معرفي ارقام با عملكرد بالقوه بسيار بالا (شامل يك هيبريد تجارتي) پس از دهه 1990 بوده است. معرفي ژن هاي پاكوتاه مي‌تواند
علت اصلي افزايش عملكرد باشد (اسلافر و آندرده48، 1991).
در يك محيط نسبتاً پايدار، رسيدگي گياه در يك تاريخ معين مي تواند به يكي از دو طريق تغيير تاريخ‌هاي كاشت يا انتخاب ارقامي با نيازهاي متفاوت به دست آيد. در واقع نوسانات فصلي در دما و طول روز حاكي از اين است كه انتخاب يك رقم مناسب غالباً روش كارآمدتري از تغيير دادن تاريخ كاشت مي‌باشد. در انگلستان علي رغم تفاوت‌هاي 2 تا 3 ماهه در تاريخ كاشت، تفاوت رسيدگي گندم هاي كاشته شده در پاييز كمتر از 2 هفته مي‌باشد (اداره غله توليد داخل، 1991).
گندم هاي زودرسي كه زود كشت مي‌شوند، متحمل خسارت يخبندان مي‌شوند و ارقام زمستانه‌اي كه دير كشت مي‌شوند، به طور كامل بهاره نمي‌شوند (كوپر49، 1992).
گل شكفتگي در اواسط سپتامبر بيشترين عملكرد را براي هر رقم توليد كرد. اين امر در زودترين تاريخ كاشتي كه در آن از خسارت يخبندان اجتناب شده بود رخ داد. عملكردها به ازاي هر روز تأخير در
گل شكفتگي حدود 3/1 درصد كاهش يافتند. به نظر مي‌رسيد كه اين امر به دليل افزايش درجه حرارت بود كه خود باعث كاهش طول مرحله پرشدن دانه گرديد (كوپر، 1992).
بهترين گزينه براي كشاورز، نگهداري چندين نوع از ارق
ام گندم و تا حد امكان كاشت زود هنگام آنها مي‌باشد. در اين حالت اگر بارندگي زود صورت گيرد، مي توان از يك رقم ديررس و در صورتي كه اينكه بارندگي ديرتر انجام شود از يك رقم زودرس استفاده نمود (كر، سيديك و دلانه50، 1992).
كر، سيديك و دلانه (1992) پس از انجام يك سري آزمايشات گسترده در طي سه سال نتيجه گرفتند كه زودترين تاريخ كاشت ممكن كه زمان آن بستگي به بارندگي دارد، بالاترين عملكردها را به دست مي‌دهد، اما نوع رقمي كه بيشترين عملكرد را توليد مي‌كند به سال بستگي دارد. ارقام متوسط رس يا ديررس بهترين نمود را در كاشت‌هاي زود هنگام داشتند، اما در سال هايي كه فصل رشد دير شروع شد، عملكردها با شدت كمتري توليد شدند. در اين شرايط، ارقام زودرس بهترين عملكردها را ارائه دادند.
با مطالعه و ارزيابي ارقامي كه در سال هاي مختلف معرفي شده بودند، تحت شرايط مزرعه و با كنترل ورس، مشخص شد به‌نژادي گندم نقش مهمي در افزايش عملكرد در داخل مزرعه داشته است
(فيل51، 1992).
محدوده ارتفاع ارقام جديد گندم 100-70 سانتيمتر است كه در اين محدوده عملكرد دانه در حد مطلوبي قرار گرفته است (ريچاردز52، 1992).
مقادير كاهش عملكرد در گندم زمستانه به دليل وجود علف‌هاي هرز بين 23 تا 30 درصد باشد
(زانين، برتي و جيانيني53، 1992).
دالك و همكاران54 (1993) پيشنهاد كردند كه در منطقه شمالي گريت پلينز آمريكا حداكثرعملكرد دانه هنگامي به دست مي آيد كه گندم زمستانه با تراكم 301 بذر در مترمربع در سوم سپتامبر كاشته شود. با تعويق تاريخ كاشت به اواخر سپتامبر، براي دستيابي به حداكثر عملكرد، بايد تراكم به 449 تا 599 بذر در هر مترمربع افزايش يابد. با تأخير در كاشت تا ماه اكتبر، عملكرد دانه، وزن تك دانه و تعداد سنبله در مترمربع كاهش مي‌يابد.
كشت زودتر نيازمند ارقامي با مقاومت هاي مناسب به بيماري ها و افزايش نهاده‌هاي شيميايي مي‌باشد، در حالي كه در كشت تأخيري احتمال حمله بيماري‌ها خصوصاً زنگ زرد كاهش مي‌يابد. تاريخ بهينة كاشت براي توليد ارگانيك گندم، اواخر پاييز است تا بدين ترتيب فرصت كافي براي كنترل علف‌هاي هرز و بيماريها فراهم شود (گودينگ و داويز55، 1993).
اگر فصل رشد ديرتر آغاز شود، يك رقم زودرس احتمالاً عملكرد بيشتري به دست خواهد داد (كوونتري و همكاران56، 1993).
بيشترين متوسط عملكرد زماني به دست مي‌آيد كه دورة رشد محصول كه توسط عوامل زيستي تعيين مي‌شود، مطابقت نزديكي با طول فصل رشدي پيدا كند كه توسط عوامل فيزيكي تعيين شده است، هرچند كه اين امكان وجود ندارد كه اين سطح عملكرد با ثبات باشد. ثبات مي‌تواند با كوتاه ساختن دوره رشد از طريق استفاده از يك رقم زودرس‌تر به دست آيد (مونتيث57، 1993).
پورتر، جاميسون و ويلسون58 (1993)، سه مدل شبيه سازي گندم را با داده‌هاي مزرعه‌اي براي گياهان روئيده تحت رژيم‌هايي با عدم محدوديت آب و عناصر غذايي در نيوزيلند مقايسه كردند. اين مقايسه‌ها نقاط ضعف را مشخص و بسط هر مدل را پيشنهاد كرد. به طور كلي، دو مدل بهتر به طور نمونه عملكردها را با خطاي بين 12 تا 15 درصد پيش‌بيني كردند. هر چند در اين تحقيق گندم در سه تاريخ کاشت 9 مي، 13 ژوئن و 25 ژولاي كشت شده بودند، تمامي مدل‌ها كاهش در ميزان عملكرد با تأخير در تاريخ كاشت را پيش‌بيني‌ كردند، اما در عمل تفاوتي بين تاريخ‌هاي كاشت از

دیدگاهتان را بنویسید