پایان نامه ارشد درمورد توسعه پاید، توسعه پایدار، توسعه پایدار شهری، محیط زیست

اقتصادی، اجتماعی درون منطقه ای، به تحقق عوامل و زمینه های توسعه پایدار می انجامند (رهنمایی و دیگران،۱۳۸۸، ۱۵).
سکونتگاههای شهری کوچک پل ارتباطی بین شهرهای بزرگ، میانی و روستاهای پیرامونی خود قلمداد می شوند به طوری که با وجود این گره های مکانی ویژه، سرویس دهی از مراکز به پیرامون تسهیل می‌گردد اما با توجه به اینکه این نقاط می‌توانند برای سرویس دهی به انتقال خدمات به نواحی پیرامونی خود نقش بسیار فعال و حائز اهمیتی داشته باشند، عدم توجه به نقش میانی شهرهای کوچک و شناخت صحیح جایگاه و پایگاه این شهرها باعث شده است که امروزه سرمایه گذاری های مربوط به آنها بسیار کم صورت پذیرد که این خود مشکلات عدیده ای بویژه ناپایداری این سکونتگاهها را به دنبال داشته است (فنی. ز، ۱۳۸۲؛ سیف الهی، م. و همکاران، ۱۳۸۷). در این راستا یکی از وجوه مشخص سیاست‌‌های برنامه‌ریزی در کشورهای جهان، گرایش مشخص و سیاست گذاری‌های آنها به نفع شهرهای ‌کوچک و متوسط می‌باشد. تصور عمومی‌ بر این است که شهرهای بزرگ خارج از مقیاس اقتصادی بهینه رشد یافته‌اند و از آنجا که مکانیزمهای اقتصادی قادر به جلوگیری از رشد آنها نیستند، لزوماً سیاستهای خاصی را برای تشویق عدم تمرکز، تعادل فضایی و توسعه مراکز شهری کوچک پیش بینی می‌کنند(نظریان، ۱۱:۱۳۸۶). توجه به نقش و جایگاه این سکونتگاههای شهری نیازمند اعمال تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی محلی از پایین به بالاست که می تواند در توسعه و تعادل ناحیه‌ای نقش بسزایی داشته باشد. به دلیل موقعیت قرارگیری سکونتگاههای شهری کوچک در سلسله مراتب شهری به عنوان حلقه‌های ارتباطی بین حوزه‌های روستایی و شهرهای بزرگ و متوسط، توازن و تعادل جمعیتی و اقتصادی‌ـ‌اجتماعی را در مقیاس منطقه‌ای و ملی تقویت می‌کند. لذا با تقویت و پایدار کردن شهرهای کوچک دسترسی به امکانات شغلی، آموزشی و خدمات گوناگون در حوزه نفوذ موجب تحرک و توسعه اقتصادی- اجتماعی در ناحیه می‌شود.
به این ترتیب، مساله کلی، بنیادی و مهم فرارو، اهمیت و تاثیر سطح پایداری سکونتگاههای کوچک شهری در سیاست تقویت شهرهای کوچک است که بطور مسلم، علاوه بر ساختار داخلی آنها، می تواند مناسبات و شرایط محلی و منطقه ای را بهره مند ساخته و پیامدهای ژرف مثبتی در فرایند توسعه محلی-منطقه ای داشته باشد؛ موضوعی که تا به امروز کمتر مورد توجه پژوهشگران کشور قرار گرفته است. در این راستا تحقیق حاضر ضمن تدقیق و مروری نقادانه بر دیدگاهها و نظریه های مرتبط با موضوع، به توصیف و تحلیل وضعیت و جایگاه مولفه های پایداری در شهرهای کوچک (برای نمونه در استان مازندران با بیشترین تعداد این گروه از نقاط نسبت به دیگر گروهها) و در نهایت بکارگیری مدل ها و تکنیک های مناسب برای جمع بندی و دست یابی به الگویی جامع و فراگیر برای توسعه پایدار همه شهرهای کوچک استان نیز پرداخته است.
ارائه مطالب در شش فصل به ترتیب زیر می باشد:
فصل اول شامل طرح تحقیق و کلیات پژوهش است. تشریح و تبیین مسأله، سوالات، فرضیه ها، ادبیات و سابقه تحقیق، ضرورت و روش انجام تحقیق، اهداف و قلمرو تحقیق از مهمترین عناوین این فصل است.
فصل دوم به مفاهیم و واژگان کلیدی، مبانی نظری موضوع تحقیق می پردازد؛ از جمله مفهوم و تعاریفی از شهر کوچک؛ مفهوم پایداری و رویکردهای آن، دیدگاه ها و نظریه های توسعه پایدار، توسعه پایدار شهری، سنجش و ارزیابی پایداری و مدلهای اندازه گیری شاخص های پایداری بیان شده است.
در فصل سوم به متدولوژی و تکنیک های تحقیق از جمله مدل بارومتر پایداری، رادار پایداری، شاخص‌ها و مدل مفهومی فرایند تحقیق پرداخته شده است. در فصل چهارم جهت آشنایی و شناخت کلی منطقه مورد مطالعه به معرفی و بررسی ساختار طبیعی، اجتماعی و اقتصادی و همچنین تحلیل نظام شهری استان مازندران، پرداخته شده است. در فصل پنجم آزمون فرضیه های تحقیق بر اساس مدل‌ها و تحلیل های آمار استنباطی مورد مطالعه قرار گرفته و در فصل ششم به جمع بندی، نتیجه گیری و ارائه پیشنهادها اختصاص یافته است.
۱-۱- بیان مساله
نگرانی‌های موجود دربارهی اضمحلال محیط و کاهش منابع طبیعی، توسعهی پایدار را به عنوان مفهوم کلیدی در سیاست‌گذاری‌های ملی و بین‌المللی مطرح کرده است (Vouvaki & Xepapadeas, 2008: 473)؛ به طوری که از اواسط دههی ۱۹۸۰ و به دنبال گزارش برانت لند، اصطلاح “توسعهی پایدار” در مجامع مختلف به عنوان رویکرد جدید توسعه مطرح می‌شود (Baker,2006: 6). به عبارتی با گسترش انتقادها به روندهای جاری توسعه، به ویژه پس از جنگ جهانی دوم، همراه با انتشار گزارشهایی همانند “محدودیت های رشد” توسط کلوپ رم، توجه جامعه جهانی بیش از پیش به توسعه پایدار معطوف گردید. بی شک برای ورود اندیشه توسعه پایدار به جریان اصلی بحث های سیاست جهانی، گزارشهای کمیته جهانی محیط زیست و توسعه در سال ۱۹۸۷ و همچنین کمیسیون جهانی محیط زیست و توسعه سازمان ملل(مجمع زمین) در سال ۱۹۹۲ در ریوی برزیل که منجر به تدوین دستور کار ۲۱ گردید، تأثیر زیادی داشتند(همان:۹۰-۸۱).
یکی از موضوع های مهم در توسعه پایدار که طی سالهای اخیر، جایگاه ویژه ای به خود اختصاص داده، توسعه پایدار شهری است که برخی آن را الگوواره نوین و مسلطی در برنامه ریزی شهری معاصر می دانند(رازدشت، ع. و همکاران، ۱۳۹۱). اهمیت و جایگاه شهرها در توسعه پایدار به حدی است که برخی از صاحب نظران توسعه پایدار شهری را شاه کلید پایداری جهانی می دانند. به نظر پیتر هال (۱۹۹۳) توسعه پایدار شهری، شکلی از توسعه امروزی است که توان توسعهی مداوم شهرها و جوامع شهری نسل‌های آینده را تضمین می‌کند. هدف توسعهی پایدار شهری باید ایجاد شهری سالم و مردمی با منابع غنی باشد. یعنی نه تنها از لحاظ فرم شهری و میزان دسترسی قابل قبول انرژی، بلکه از نظر نقش و کارکرد، شهر را به عنوان مکانی برای زندگی مد نظر داشته باشد. توسعهی پایدار شهری، الگوی پایدار سکونتگاه‌ها، الگوی مؤثر حمل‌ونقل در زمینه‌ی مصرف سوخت و نیز شهر را در سلسله‌مراتب ناحیه‌ی شهری بررسی می‌کند، زیرا ایجاد شهر را فقط برای لذت شهرنشینان می‌داند. به دنبال رواج پارادایم توسعه پایدار شهری، این الگو در زمینه های مختلف مسائل شهری کاربست پیدا نمود و در قالب ترکیباتی چون پایداری زیست محیطی، پایداری اقتصادی، پایداری اجتماعی، پایداری کالبدی و … نمود پیدا کرد. در این راستا مفهوم پایداری در چارچوب مبحث پایداری شهرهای کوچک، نیز به دنبال تعادل و پوپایی این سکونتگاه‌های کوچک در ارتباط با ساختارهای طبیعی- اکولوژیکی، اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی و کالبدی- فضایی است، به طوری که متضمن پایداری سکونتگاه در روندهای مکانی- زمانی می گردد(ر. ش به Bossel, 1999: 24, Taleshia & et.al.,2012) پس می‌توان آن را فرآیندی از تغییر و تحولات، با هدف بهبود و ارتقای کمی و کیفی سطح زندگی جامعه‌ی ساکن در آن دانست؛ فرآیندی که به ایجاد تعادل و توازن زیستی میان فضای شهری و حوزهی نفوذ آن می‌انجامد. علاوه بر این، پایداری این شهرها به ظرفیت بازتولید آن‌ها در طول زمان در ابعاد مختلف طبیعی، اجتماعی و اقتصادی بستگی دارد و به میزان زیادی بر پایه‌ی انعطاف‌پذیری، مشارکت، انسجام اجتماعی و تنوع اقتصادی است.
از طرفی دیگر توسعهی پایدار شهری امروزه به عنوان مفهومی بسط یافته و نهادینه شده، چارچوب کلی تحلیل وضعیت شهرها را در اختیار قرار می دهد. بررسی مطالعات مختلف نشان می‌دهد که این رویکرد توانمندی‌های بسیار زیادی در زمینهی شناخت وضعیت و مسائل پیش روی شهرها دارد. سکونتگاه‌های شهری به عنوان نظام‌های جغرافیایی، متأثر از عوامل و نیروهای فضاساز در یک فرآیند زمانی- مکانی به وجود آمده و همواره تحت تأثیر فرآیندهای درونی و بیرونی (اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی، محیطی- کولوژیکی) در حال تغییر و تحول بوده‌اند. در این میان، اگر پذیرفته ایم که شهرهای کوچک هم به عنوان حلقه حیاتی و تفکیک ناپذیری از نظام سکونتگاهی در سطوح ملی، منطقه ای و محلی و متشکل از اجزاء مرتبط به هم هستند که توسعه پایدار آنها، منجر به توسعه پایدار محلی و منطقه ای خواهد شد، لازم است بپذیریم که صرف تبدیل نقاط روستایی به شهر کوچک، فرایندی توسعه ای نیست، بلکه توسعه پایدار شهرهای کوچک، فرایندی مهم ورویکردی اساسی است که ضرورت و چارچوب اصلی مطالعه حاضر را شکل داده است. این گروه از شهرها، متأثر از موقعیت و جایگاه مکانی- فضایی خود در هر استان و نحوه ی تعاملات یا ارتباطات (درونی و بیرونی) خود در گذر زمان، همواره دستخوش تحولاتی شده اند.
هرچند روند شکل‌گیری و نحوهی تکوین ساختاری -عملکردی این‌گونه از شهرها، در گذشته به صورت تدریجی بوده است، در دهه‌های اخیر سازمان‌یابی فضایی و عملکرد نظام سکونتگاهی این شهرها از یک طرف متأثر از تحولات اقتصادی، اجتماعی در نظام جهانی بوده و از طرف دیگر متأثر از سیاست‌ها و برنامه‌های دولت و سازمان‌های مختلف که برای توسع? آن‌ها اتخاذ و اجرا گردیده، دست‌خوش تغییر و تحولات زیادی شده است. اما وجود مسائل و مشکلات موجود در این شهرها نشان از عدم تحقق مشخصه های پایداری در درون آنها دارد. عدم توجه به نقش و اهمیت شهرهای کوچک و عدم شناخت صحیح جایگاه و پایگاه این شهرها باعث شده است که امروزه سرمایه گذاری های مربوط به آنها بسیار کم صورت پذیرد که این خود مشکلات عدیده ایی بویژه ناپایداری این سکونتگاهها را به دنبال داشته است(حاجی علیزاده، ۱۳۸۰: ۷). از سوی دیگر بررسی های سازمان ملل نشان می دهد که ساکنان شهرهای کوچک، بخصوص در کشورهای در حال توسعه در اکثریت مناطق در دسترسی به خدمات اساسی به طور گسترده ای در شرایط ناعادلانه و نابرابری قرار دارند. مطالعه آکادمی علوم ملی آمریکا در بیش از ۹ کشور نمونه، آشکار ساخت که ساکنان شهرهای کوچکتر نسبت به ساکنان شهرهای متوسط و بزرگ در تهیه و تدارک آب لوله کشی، دفع ضایعات و مواد زائد، برق و مدرسه از وضعیت نامناسبی برخوردار بوده اند. شواهدی وجود دارد که نشان می دهد نرخ فقر نیز در شهرهای کوچکتر بالا است. زمانیکه نقش شهرهای کوچک و متوسط را در اسکان رشد جمعیت آینده مورد توجه قرار دهیم، روشن است که نیازهای ساکنان این شهرها و بهبود کیفیت محیط زیست آنها به سرعت باید مورد توجه قرار گیرد(cohen,2005: 11).
بنابر برآوردهای سازمان ملل، در آینده قابل پیش بینی بیشترین نرخ رشد شهرنشینی در شهرهای کوچک اندام روی خواهد داد(همان منبع). از این رو، شناخت و تدوین استراتژی هایی برای توسعه پایدار این شهرها اجتناب ناپذیر خواهد بود. ضمن اینکه توسعه پایدار شهرهای کوچک، بسترساز و سنگ بنای تحقق

دیدگاهتان را بنویسید