پایان نامه ارشد درمورد توسعه پایدار، توسعه پاید، محیط زیست، توانمندسازی

به ۲/۴۸ میلیون نفر و تعداد کلا‌ن شهرهای کشور به هشت کلا‌ن شهر رسید که ۲/۲۵ درصد جمعیت کل کشور را تشکیل می‌دهند. بیشترین تعداد نقاط شهری همچنان متعلق به شهرهای کوچک بین ۵ تا ۲۵ هزار نفری است که درصدی حدود ۱۹ درصد جمعیت شهری را تشکیل می‌دهد. ویژگی بارز این دو دهه استمرار روند افزایش تعداد و نسبت (درصد) جمعیت شهری در کل کشور است. با این خصوصیت که روند رشد روبه تزاید جمعیت کلا‌ن‌شهرها که در دهه‌های گذشته به شدت رو به افزایش گذاشته بود، در این دهه به نسبت کمتر شده و افزایش جمعیت به نفع شهرهای بزرگ و متوسط بوده است. به عبارت دیگر، رشد کلا‌ن‌شهرها به حدود ایستایی خود نزدیک شده است.
بررسی یادشده نشان می‌دهد در حالی که در سال ۱۳۳۵، درصد جمعیت شهرهای بالای یکصد هزار نفر فقط ۸/۵۰ درصد بوده، این رقم در سال‌های ۱۳۶۵ و ۱۳۷۵ به ۵/۶۴ درصد افزایش یافته و با مجموعه شهرهای بالای ۲۵ هزار نفر به ۸۷ درصد رسیده است. رشد ناچیز جمعیت شهرهای کمتر از ۲۵ هزار نفر مانند اغلب کشورهای در حال توسعه، از ویژگی‌های شبکه شهری ایران و بیان کننده عدم تعادل در توزیع فضایی جمعیت شهری در مناطق مختلف کشور است. این شرایط نشان می‌دهد که توزیع جمعیت در گروه‌های شهری در دهه‌های گذشته، به ضرر شهرهای کم جمعیت و کوچک بوده و جایگاه و مرتبه آنها را با وجود افزایش چشمگیر تعداد از لحاظ جذب و اسکان جمعیت، تضعیف کرده است. در سال ۱۳۸۵ از کل ۲/۴۸ میلیون نفر جمعیت شهری کشور، ۸/۳۳ میلیون نفر در تعداد ۸۰ شهر بالا‌ی ۱۰۰ هزار نفر و ۴/۱۴ میلیون نفر در شهرهای کمتر از ۱۰۰ هزار نفر زندگی می‌کردند و در میان شهرهای کمتر از ۱۰۰ هزار نفر در سال ۱۳۸۵، ۶۷ شهر بین ۵۰ تا ۱۰۰ هزار نفر وجود دارد که در مجموع ۶/۴ میلیون نفر از جمعیت شهری را در خود جای داده‌ و مابقی شهرها کمتر از ۵۰ هزار نفر جمعیت داشته‌اند. افزایش چشمگیر تعداد شهرهای زیر ۵۰ هزار نفر بخصوص شهرهای زیر ۲۵ هزار نفر و حتی بیش از همه ۲ تا ده هزار نفر(۴۵۷) از نکات بارز در تحولات شهری سال ۱۳۸۵ است که مجموعاً ۷۶۲ شهر کم تر از ۲۵ هزار نفر و ۸۶۲ شهر زیر ۵۰ هزار نفر جمعیت است. درصد کل جمعیت گروه شهرهای زیر ۵۰ هزار نفر ۱۸.۸۳ نفر است که علیرغم ۱.۷۵ برابر شدن تعداد این گروه شهرها، سهم جمعیتی آنها فقط۶۰/۰ افزایش نشان می دهد. بررسی‌های یادشده، نشان دهنده تغییرهای محسوسی در راستای بزرگ‌تر شدن شهرهای بزرگ(جدای از کلا‌ن‌شهرها) و جذب پایین جمعیت در شهرهای کوچک و کم جمعیت‌تر است. براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۰، تعداد شهرها به ۱۱۳۹ شهر در این سال رسیده بود و نرخ شهرنشینی نیز برابر با ۷۱.۴ درصد بوده است. نتایج حاصل از سرشماری نفوس و مسکن در این سال نشان داد که به لحاظ تعداد بیش از ۹۰ درصد شهرها در سرشماری سال ۱۳۹۰ جمعیتی زیر۱۰۰هزار نفر داشته اند که تنها حدود ۳۰ درصد جمعیت شهری کشور را در خود جای داده اند.
۲-۲- توسعه پایدار و پایداری شهری
طی دهه‌های اخیر، مفهوم توسعه پایدار به عنوان چارچوبی برای تبیین و شناخت روند توسعه اقتصادی، اجتماعی و مدیریت منابع طبیعی در سراسر جهان مطرح شده است. توسعه پایدار به عنوان نقطه عطف پارادایم جدید، پس از پنج دهه چالش های نظری و عملی در زمینه توسعه پا به عرصه اندیشه و عمل در جوامع انسانی گذاشته است تا با پیوند نظام‌های اقتصادی، اجتماعی و اکولوژیکی، توسعه را مفهومی انسانی، متعالی، چندبعدی، همه جانبه، متوازن و پایدار بخشد. مفهوم جدید توسعه پایدار کلی نگر است و همه ابعاد اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و دیگر نیازهای بشری را در بر می‌گیرد؛ به اعتباری، مهمترین جاذبه در توسعه پایدار در جامع نگری آن است.
پایداری یک سیستم منحصر به فرد است، اگر سیستمهای کلی و عمومی ناپایدار باشد، بعید است که زیرسیستمهای موجود بتوانند به پایداری برسند. این بدین معنی است که پایداری محلی (پایداری مناطق جغرافیایی) بدون وجود پایداری در سطوح بالاتر قابل تحقق نیستند. این مسئله در ارتباط با یک یا مجموعه‌ای از سکونتگاه‌های شهری نیز می‌تواند مطرح باشد. بنابراین هرگونه حرکت و اقدام برای رسیدن به پایداری محلی بدون در نظر گرفتن سطوح منطقه ای، ملی و جهانی با شکست مواجه خواهد بود. در این بخش با توجه به موضوع پژوهش، تلاش می‌شود تا ادبیات نظری توسعه پایدار شناسایی و تحلیل شود و براساس آن، به نگرشی کاربردی و ارزیابی پایداری متناسب با موضوع و مکان تحقیق دست یافت.
۲-۲-۱- توسعه پایدار: تبیین مفاهیم و مبانی اندیشه‌ای
طی دهه‌های اخیر، مفهوم توسعه پایدار به عنوان چارچوبی برای تبیین و شناخت روند توسعه اقتصادی، اجتماعی و مدیریت منابع طبیعی در سراسر جهان مطرح شده است. توسعه پایدار به عنوان نقطه عطف پارادایم جدید، پس از پنج دهه چالش‌های نظری و عملی در زمینه توسعه پا به عرصه اندیشه و عمل در جوامع انسانی گذاشته است تا با پیوند نظامهای اقتصادی، اجتماعی و اکولوژیکی، توسعه را مفهومی انسانی، متعالی، چندبعدی، همه جانبه، متوازن و پایدار بخشد (فراهانی، ۱۳۸۵، ۹).
شکل۲-۱: رسالت نظریه ای پایداری: برقراری توازن میان ابعاد و اهداف متعارض توسعه
طرفداران پارادایم توسعه پایدار معتقدند که درس‌های اکولوژی هم می‌تواند و هم باید در فرایندهای اقتصادی به کار گرفته شوند (Redclift, 1997, p.37). مفهوم توسعه پایدار و پایداری تاکنون از دیدگاههای مختلف علمی تعریف شده است که هر تعریف برای مقصود خاصی بوده و در حوزه های مختلفی به کار گرفته شده است((Winograd &Farrow,2010,4. تعاریف ارائه شده را می توان در قالب مفاهیم متنوعی چون بیان چشم اندازها(Lee&Green,1993,562)، تبادل ارزش ها(clark,1989,51)، توسعه اخلاقی، بازسازماندهی اجتماعی، فرایند تحول به سوی آینده بهتر، به خطر نینداختن کیفیت محیط زیست(صرافی،۱۳۷۸ ،۱۲)؛(Avijit,1998,98)؛(Overton,1999,3)، توانمندسازی مردم، ایجاد ظرفیت های جدید، احترام به اطلاعات و دانش بومی، افزایش آگاهی‌ها و اطلاعات(زاهدی مازندرانی،۱۳۸۴؛ Umana,2000 ؛Dobie,2004)، رسانیدن انسان به مرحله رضایت از زندگی خویش(Escap,1996) و آزادی انتخاب و برابری در دسترسی به فرصت ها( Axinn And Axinn,1997,196)تلقی کرد، که همگی به نوعی تبیین کننده ایده محوری توسعه پایدار، یعنی برآورده ساختن نیازهای نسل حاضر با در نظر گرفتن نیازهای نسل آتی هستند( Tanguay et al,2010,407؛ Wced,1987,5). مفاهیم گفته شده در چارچوب همپوشانی ساختارهای اقتصادی و اجتماعی و بسترهای محیطی نمود پیدا می کنند(Doody et al,2009, 1129) که هر یک از ساختارهای سه گانه مذکور جنبه‌های خاص خود را دارند و اهداف آنها متفاوت است(Zaslow et al,2000؛ معارفی،۱۳۸۱،۷۴-۷۳ ؛ افتخاری، ۱۳۸۴، ۱۲) (شکل۲-۲).
شکل ۲-۲: پیوند و هم پوشانی اجزای پایداری.(مآخذ: Doody et al,2009: 129)
محل تلاقی این سه دایره، جایگاه پایداری را نشان می دهند و حرکت باید به سوی محل تلاقی این سه دایره باشد. فرایندی که در آن دایره ها به سمت یکدیگر حرکت می کنند و تقریبأ بر روی هم منطبق می شوند. در صورتی که دایره های اجتماعی، اقتصادی در کنار دایره محیط زیست قرار گیرند، در چنین نقطه ای فعالیت های بشری پایدار خواهد بود(Dodds And Venables,2005, 8). لذا می توان گفت پایداری با تداوم طولانی مدت اکوسیستم در حمایت از زندگی انسانی و رفاه اجتماعی توصیف می شود که با یک اقتصاد پرطنین حمایت شده و با سلامت اکوسیستم پایدار می‌شود؛ به دیگر سخن، پایداری به بهترین نحو به عنوان وضعیت یا مجموعه شرایطی توصیف می‌شود که در طول زمان دوام دارد. تحقق پایداری نیاز دارد تا جامعه مجموعه شرایطی را برآورد کند که به عنوان پایداری تعریف شود. این شرایط برای پایداری می‌تواند شامل برابری اجتماعی، محافظت از محیط طبیعی، حداقل سازی استفاده از منابع غیرقابل احیاء، تنوع و بالندگی اقتصادی، خوداتکایی اجتماعی، رفاه فردی و ارضاء نیازهای انسانی شود.
۲-۲-۲- دیدگاههای موجود درباره توسعه پایدار
دیدگاه‌های مختلفی در زمینه توسعه پایدار وجود دارند که هر یک تحلیل خاص خود را از مبحث توسعه پایدار ارائه می نمایند. این دیدگاه ها، براساس چارچوب فکری خود، عوامل ایجاد کننده بحران‌های زیست محیطی و اجتماعی و اقتصادی را شناسایی و مبتنی بر همین عوامل نیز اقدام به ارائه راه حل های مناسب برای دستیابی به توسعه پایدار می نمایند.
مکاتب فکری متفاوت و متعددی در ارتباط با توسعه پایدار قابل تشخیص هستند این مکاتب و تفکرات را می‌توان در طیفی از تفکرات مدرنیسم تا رادیکالیست های تندرو طبقه بندی نمود. در این طیف گروههای مختلف فکری جای دارند که هر یک به مجموعه ای از اصول و قواعد تأکید می ورزند و مبتنی بر این نکات، از یکدیگر قابل تفکیک هستند. در اینجا برخی از نگرش‌های اصلی در حوزه توسعه پایدار که هر کدام در ارتباط با سوالهای موجود در این حوزه دارای پاسخ های مشخص و متفاوتی هستند، مورد بحث و واکاوی قرار می‌گیرند. به طور کلی، دیدگاههای موجود در ارتباط با توسعه پایدار را می‌توان به سه دسته تقسیم بندی کرد:
الف) دیدگاههای مدرن
ب) دیدگاههای میانه
ج) دیدگاههای ساختارگرا.
هر کدام از این دیدگاه‌ها مشتمل بر مجموعه‌ای از تئوری ها هستند که چارچوب نظریه‌ای، فکری و برنامه‌ای آنها را تشکیل می دهد. (شکل شماره ۲-۳)
دیدگاهها
نظریه ها
نظریات مرتبط
دیدگاههای مدرن
محیط گرایی با محوریت بازار نوگرایی اکولوژیک
اقتصاد نئوکلاسیک
دیدگاههای میانه
مردم گرایی نوین محیط زیستی
توسعه مردمی
توانمندسازی
مشارکت
ظرفیت سازی
دیدگاههای ساختارگرا
نئومالتوسین ها
توسعه سبز انتقادی
توسعه سبز انتقادی
آنارشیسم ضدانسانی
ساده محور
اکوآنارشیسم انسانی
مارکسیسم سبز
اکوفمنیسم رادیکال
منبع:(ر.ش به یاری، ۱۳۹۰: ۳۴ به نقل از سعیدی، عباس؛ ۱۳۸۶)
شکل ۲-۳: دیدگاهها و نظریات مرتبط با توسعه پایدار
۲-۲-۲-۱- دیدگاه مدرن
۲-۲-۲-۱-۱- محیط گرایی با محوریت بازار۱۱: محیط گرایی مبتنی بر اصول بازار در واقع معادل تفکر توسعه پایدار مبتنی بر لیبرالیسم است. این تفکر دارای مجموعه قواعدی است که افرادی چون گلسو و لاور۱۲ آن را محیط گرایی بازار می نامند. این مجموعه عقاید عبارتند از: سودگرایی، فردگرایی و انسان محوری. این تفکر برای بازار به عنوان ابزار دستیابی به توسعه پایدار تأکید خاص نموده و معتقد است با بکارگیری مکانیسم بازار ارتباط بین مردم و ارتباط آنها را با محیط طبیعی تنظیم و کنترل نماید(Adams, 2001 :109).
این رویکرد در پیوند با توسعه،

دیدگاهتان را بنویسید