پایان نامه ارشد درمورد توسعه پایدار، توسعه پاید، استان مازندران، زیست محیطی

توسعه پایدار در شهرهای میانی و بزرگ خواهد بود؛ چرا که پایداری توسعه در شهرهای کوچک می تواند مسائل عدم توازن در نظام اسکان شهری را تعدیل نماید. لذا اهمیت و ضرورت پایداری شهرهای کوچک را می توان اینگونه بیان کرد که: پایداری توسعه در ساختار درونی شهرهای کوچک تضمین کننده پایداری توسعه در سطوح پایین نظام سکونتگاهی(روستاها و روستا-شهرها) و سطوح بالای این نظام(شهرهای میانی و بزرگ) است.
از طرفی دیگر مطالعه و بررسی محققان در کشورهای مختلف جهان نشان می دهد که شهرهای کوچک یکی از موفق ترین نمونه های سکونتگاهی در زمینه تحقق توسعه پایدار می باشند. بسیاری از شهرهای کوچک در سطح جهانی، طی سال های اخیر رشد یافته اند و تقریباً از نظر زیست محیطی مناسب به نظر می رسند، چرا که محیط زیست نیمه روستایی و کوچک مقیاس با اقتصاد و شرایط اجتماعی رو به رشد و همراه با خدمات کافی زمینه را برای تحقق درجه بالایی از خود اتکایی و خود گردانی ایجاد می کنند(فنی،۱۳۸۲ :۴۸). توسعه شهرهای کوچک روش مناسبی برای توسعه فضایی و ایجاد رشد اقتصادی و تعادل اجتماعی است و می تواند به عنوان شقی در مقابل رشد شهرهای بزرگ عمل نماید(ضرابی، ۱۳۷۸: ۱۰). ولی به نظر می رسد چنین رشد و توسعه ای در صورتی شکل خواهد گرفت که خود این شهرها از درون خود دچار مشکلات شهرهای بزرگ در مقیاس خرد نباشند و فضای مناسب را برای نسل کنونی و آینده فراهم سازند. لیکن در سطح ملی آنچه بیش از هر مسئله دیگر در ارتباط با این شهرها باید مد نظر قرار گیرد توجه به عدالت و برابری بر اساس شاخص ها و ابعاد محیطی، اجتماعی-اقتصادی و کالبدی از نظرگاه توسعه پایدار شهری می باشد. بنابراین با توجه به افزایش شهرهای کوچک و گسترش آن ها، منطقی است که یک برنامه ریزی توسعه همه جانبه و متناسب با آن شهر برای آن ها پیش بینی شود. برنامه ای که به همه ابعاد زیست محیطی، کالبدی، اقتصادی، اجتماعی شهر توجه داشته باشد. شهرهای کوچک امروزی پایه گذار شهرهای بزرگ آینده خواهند بود که با پذیرش کارکردهای جدید و توسعه کارکردهای فعلی و گسترش فیزیکی در صورت عدم برنامه ریزی مناسب، به شهرهای بزرگ تر با مشکلات و محدودیت های گوناگون تبدیل می شوند. از این رو برنامه ریزی توسعه پایدار برای شهرهای کوچک به عنوان یک رویکرد جدید در حیطه مطالعات شهری وارد شده است، ولی بحث مهمی که مطرح می شود این است که توسعه پایدار این سکونت گاهها با کدام فاکتورها محقق می شود؟(نادری، ۱۳۸۷: ۳). آنچه گفته شد لزوم توجه به شهرهای کوچک را در فرایند دستیابی به توسعه پایدار در این شهرها بیان می کنند.
این رساله بر شناخت و تبیین روند تحولات توسعه در ساختار درونی شهرهای کوچک که بطور مستقیم بر توسعه و فضای محلی آنها نیز تاثیرگذارست، متمرکز شده است و از نتایج اولیه آن، نبود پایداری و وجود چالش های عمده اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و محیطی در دستیابی به توسعه پایدار شهری در این شهرهاست؛ از این رو، مطالعه شناختی-تبیینی حاضر، با مروری نقادانه بر همه دیدگاهها و نظریه های مرتبط با ارزیابی پایداری شهرهای کوچک، به بسط مفهومی-کارکردی اهمیت و جایگاه این گروه از شهرها در پایداری اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و اکولوژیکی ساختار درونی و بیرونی آنها در سطوح منطقه و محلی کمک خواهد کرد.
به این ترتیب، یکی از مسائل مهم و بنیادی در تعمیق و بسط حوزه علمی و سیاست گذاری توسعه محلی-منطقه ای موضوع پایداری توسعه در مناطق محتلف کشور و از جمله استان مورد مطالعه، تحلیل و تبیین سطح پایداری ساختار درونی سکونتگاههای کوچک شهری که بیشترین تعداد و گستردگی پهنه ای را در سطح استان مازندران دارند و ارزیابی عوامل موثر بر آنها بوده است؛ موضوعی که تا به حال کمتر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است.
استان مازندران با وسعت حدود، ۴/۲۳۷۵۶ کیلومتر مربع معادل۵/۱ درصدمساحت کشور را به خود اختصاص داده است. این استان در سال ۱۳۹۰ دارای ۱۹ شهرستان، ۵۳ مرکز شهری، ۴۶ بخش، ۱۱۲ دهستان و ۳۱۳۸ آبادی دارای سکنه بوده است. تراکم نسبی در استان ۴/۱۲۹ نفر در هر کیلومتر بوده است. بر اساس نتایج آخرین سرشماری(۱۳۹۰) ۷/۵۴ در صد جمعیت استان در شهرها و ۳/۴۵ درصد جمعیت در روستاها ساکن بوده اند. از لحاظ توزیع فضایی شهرها از ۵۳ نقطه شهری در سطح استان، ۴۶ شهر جمعیتی کمتر از ۵۰ هزار نفر دارند(جدول۱-۱). به عبارتی دیگر ۸۶.۷ درصد از شهرهای استان مازندران در گروه شهرهای کمتر از ۵۰ هزار نفر قرار دارند که از این نظر با شرایط ملی(۸۷.۱ درصد کشور) همخوانی قابل توجهی دارند(جدول۱-۲).
جدول۱-۱ طبقه بندی تعداد شهرهای استان در طبقات مختلف جمعیتی طی سالهای ۱۳۹۰-۱۳۶۵
سال
کمتر از ۱۰۰۰۰ نفر
۱۰ تا ۲۵هزار
۲۵ تا ۵۰ هزار
۵۰ تا ۱۰۰هزار
۱۰۰هزار و بیشتر
۱۳۶۵
۱۷
۸
۵
۱
۴
۱۳۷۵
۲۹
۸
۷
۱
۴
۱۳۸۵
۲۸
۸
۹
۲
۴
۱۳۹۰
۲۷
۹
۹
۳
۴
منبع: مرکز آمار ایران، سرشماری سالهای ۱۳۹۰-۱۳۶۵
جدول۱-۲: چگونگی توزیع شهرهای کوچک کل کشور و استان مازندران در سال۱۳۹۰(به درصد)
شرح
مکان
شهرهای کمتر از ۵۰ هزار نفر
درصد تعداد شهرها
درصد میزان جمعیت
کل کشور
۸۷.۱
۲۱.۲
استان مازندران
۸۶.۷
۳۸
اما آنچه که در ارتباط با این شهرها در سطح استان قابل توجه است، درصد جمعیت شهری ساکن در این شهرهاست. آمارها حاکی این است که شهرهای کوچک استان با وجود اینکه سهم بالایی از شمار شهرهای استان را به خود اختصاص داده اند، اما فقط ۳۸ درصد جمعیت شهری آن را در خود نگه داشته اند و۶۲ درصد از جمعیت شهری تنها در شش شهر قرار دارند. این شرایط نشان می دهد که توزیع جمعیت در گروه های شهری در طول دهه های گذشته در سلسله مراتب شهری استان به ضرر شهرهای کم جمعیت و کوچک بوده و جایگاه آنها را به رغم افزایش چشمگیر تعداد آنها تضعیف کرده است. وجود مسائل و مشکلاتی در حوزه های اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی از جمله مواردی است که بیانگر ناپایداری این شهرهاست. بخشی از مسائل و پیامدهای ناشی از ناپایداری شهرهای کوچک استان عبارتند از:
حوزه اقتصادی: نرخ بالای بیکاری و بار تکفل شغلی در این شهرها، نبود توازن ناحیه ای در اشتغال و بیکاری در بین شهرهای استان، عدم حمایت کافی مالی از بخش های تولیدی در این شهرها، نبود صنایع تبدیلی، مهاجرت نیروهای فعال، سرمایه گذاری های محدود بخش خصوصی و محدودیت سرمایه گذاری بخش دولتی باعث شد تا فعالیت های اقتصادی در شهرهای کوچک از سازو کارهای نهادی مناسب و قانونمند که منجر به منافع سازمان یافته و سود مناسب شود برخوردار نباشند. در نتیجه این امر، مهاجرت از این شهرها به شهرهای بزرگتر افزایش می یابد. اتکای اقتصاد اکثر شهرهای کوچک به بخش کشاورزی و استعداد ضعیف این بخش در ایجاد فرصتهای شغلی و مسایل مربوط به آن یکی از عوامل اصلی است که بنظر می رسد به لحاظ ساختاری، شهرهای کوچک استان را به گروه شهرهای مهاجر فرست کشانده است.
حوزه اجتماعی: وجود مسائلی مانند کیفیت نامناسب زیرساخت های بهداشتی-درمانی و اجتماعی-فرهنگی متناسب با ساختار اجتماعی شهرهای کوچک، افزایش بزهکاریها و ناهنجاری ها ناشی از رشد روز افزون بیکاری و پیدایش جامعه طبقاطی، کیفیت نامناسب فضاها و مراکز آموزشی، درمانی و ورزشی، سرانه پایین خدمات شهری، شتاب بیشتر مهاجرت در شهرهای کوچک استان و خارج شدن نیروی تحصیل کرده و کارگران ماهر به دلیل کمبود یا ناپایداری فرصت های شغلی، حیات این شهرها را مورد تهدید جدی قرار داده است؛ بطوری که بر اساس نتایج مرکز آمار(۱۳۹۰) بالاترین نرخ مهاجرت های بین شهری در استان مازندران مربوط به شهرهای کوچک آن بوده است.
حوزه زیست محیطی: معضلاتی مانند نبود نظام مدیریت پسماندهای شهری، گسترش آلودگیهای محیط زیست و بی توجهی سازمانهای مسئول، گسترش افقی و ساخت و سازهای بی رویه و غیر مجاز در خارج از محدوده قانونی شهرها، استفاده نادرست و بی برنامه از زمینهای ارزشمند، نبود نظارت مدیریت شهری در نحوه توسعه فیزیکی شهر، تغییر و تخریب کاربری اراضی کشاورزی، کیفیت و کمیت نامناسب منابع آبی، نارسایی تاسیسات و تجهیزات شهری و مکانیابی نامناسب دفع زباله های شهری، ناپایداری را در این شهرها تشدید کرده است. به عنوان مثال ۷۰ درصد شهرهای کوچک استان زباله های شهری را در جنگل و مراتع اطراف شهر، ۱۵ درصد شهرها در حاشیه شهر و رودخانه و حدود ۱۰ درصد در داخل محدوده قانونی شهر و کنار ساحل دفن می کنند۱. علاوه بر موارد ذکر شده، تمرکز فزاینده شهرها و فشار جمعیتی (استقرار۲۴ شهر و تمرکز۶۰درصد جمعیت شهری) در بخش مرکزی استان به همراه توسعه شتابان شهری، گسترش و توسعه فعالیتهای صنعتی و کشاورزی توام با بهره برداری بی‌رویه از منابع آب و خاک و پوشش گیاهی، تغییرات قابل ملاحظه ای در کاربری زمینها، فرایندهای هیدرولوژی، مورفولوژی و وضعیت زیست- محیطی شهرهای کوچک استان به وجود آورده است .به طوری که فرسایش خاک، محدود شدن گونه‌هایی از پوشش گیاهی و افزایش گونه های دیگر، افزایش آلاینده های آب و خاک، بهم خوردن توازن اکولوژیک اکوسیستم های طبیعی، تغییر جریانات سطحی و نفوذی که از نشانه های ناپایداری است، در ساختار محیطی این شهرها ملموس می باشد و موجب تغییرات بسیاری در خصوصیات اکولوژی و زیست محیطی آن ها شده است، به طوریکه تعادل طبیعی اکوسیستم ها در اکثر این شهرها به میزان زیادی مورد تهدید جدی قرار گرفته، فرسایش خاک تشدید گردیده و کیفیت منابع آبی، به دلیل مقادیر زیاد پسابها و فاضلاب های تولید شده توسط واحدهای مسکونی، تجاری و صنایع درون شهری که به منابع آبهای سطحی و زیرزمینی وارد شده اند، به میزان زیادی کاهش یافته است. به عنوان مثال ورود پساب های شهری به آبهای سطحی در شهرهای فریدونکنار و امیرکلا ۸۰ درصد، نور و زیراب ۷۰ درصد و محمود آباد ۷۵ درصد بوده است.
از سویی دیگر بر اساس نتایج آخرین سرشماری(۱۳۹۰) نرخ رشد ۳۳ درصد شهرهای کوچک استان منفی بوده و در زمره شهرهای مهاجرفرست قرار داشته اند. به لحاظ توزیع فضایی اکثر این شهرها در پیرامون شهرهای بزرگ واقع در بخش مرکزی استان استقرار داشته که اثرات فضایی آن باعث تمرکز جمعیت در شهرهای بزرگ و بروز نابسامانی و مشکلات عدیده ای در نظام فضایی منطقه ای استان شده است.
از اینرو، فشار جمعیتی و توسعه شهری در شهرهای بزرگ، استان را با چالشهایی مواجه کرده است؛ چالشهایی چون فشردگی و نزدیکی شهرها که عمدتاً در کنار راهها و حریم رودخانه ها و روی گسل ها واقع اند و با تغییر سریع کاربری زمین های کشاورزی، جنگلی و مرتعی به اراضی

دیدگاهتان را بنویسید