پایان نامه ارشد درمورد سلسله مراتب، توسعه پاید، توسعه پایدار، توسعه شهر

میانی وبیش از ۵۰۰‌‌هزار نفر شهرهای بزرگ طبقه بندی شده‌اند(همان).
در رابطه با تعریف شهر کوچک، فیلهو۹ به این نکته اشاره می کند که شاید تنها چیزی که بتوان در این رابطه تعیین کرد، دامنه ای است که در آن تعدادی از شهرها را می توان اندازه کوچک نامید. او اعتقاد دارد، بهتر است که آنها را شهرهایی با بعد کوچک، نه لزوماً انداز? کوچک به معنای عملکردی بنامیم(Filho,1985: 59-58).
لوبل۱۰ در یک دسته بندی، مکان های شهری در کشورهای در حال توسعه را به سه سطح تقسیم می کند:
الف)مادر شهر(پایتخت ملی یا مرکز منطقه ای)
ب) مراکز میانی یا متوسط(بین ۱۰۰ هزار الی ۵/۲ میلیون نفر)
ج) روستاشهرها(شهرهای کوچک یا مراکز رشد روستایی کمتر از ۱۰۰ هزار نفر جمعیت)
منظور از شهرهای‌کوچک، شهرهایی است که کمتر از ۱۰‌‌هزار نفر تا ۵۰‌‌هزار نفر جمعیت دارد و دارای بعضی از کارکردهای شهری نظیر خرده فروشی، بازاریابی، بخش اداری محلی و مرکز حمل و نقل است(شکویی، ۱۳۸۰، ۴۱۴).
از لحاظ معیار جایگاه در نظام سکونتگاهی، شهرهای‌کوچک در پایین سلسله مراتب شهری و در ‌یک مجموعه وابسته روابط افقی با دیگر مراکز شهری قرار گرفته‌اند. شهرهای ‌کوچک در انتهای پیوند زنجیره اداری‌‌ هستند. در ایران نیز در برخی از طرحهای توسعه و برنامه‌های عمرانی نیز معیار جمعیتی برای شناخت شهر کوچک ارائه گردیده است. به گونه‌ای ‌که در برنامه پنجم عمرانی قبل از انقلاب، شهرهای ۵ تا ۲۵‌‌هزار نفر به عنوان شهرکهای روستایی و ‌یا روستا شهرها و شهرهای ۲۵‌‌هزار نفر تا ۱۰۰هزار نفر به عنوان شهرهای‌کوچک قلمداد گردیدند. در گزارش ستیران و طرح آمایش سرزمین جمهوری اسلامی ‌ایران شهرهای ۵ تا ۲۵‌‌هزار نفر به عنوان شهر کوچک تعیین گردیده است و در برنامه اول توسعه بعد از انقلاب(۶۶- ۱۳۶۲) که اجرای آن عملی نگردید، شهرهای بین ۵‌‌هزار تا ۲۵‌‌هزارنفر به عنوان شهرهای‌کوچک در نظر گرفته شدند. در طرح کالبدی ملی نیز به تبعیت از معیارهای ارائه شده از سوی سازمان ملل، شهرهای زیر ۵۰‌‌هزار نفر به عنوان شهر کوچک قلمداد گردیده است(ایزدی خرامه، ۱۳۷۸، ۱۳۸).
بطور کلی در کشور ما، نگرش به سطوح سلسله مراتبی، تقسیمات سیاسی کشور و سطوحی که در مقیاس ملی حکمفرما بوده و هست و با توجه به تعداد شهرها و جمعیت آنها در یک نگرش کلی می توان شهرهای کشور را به سه سطح شهرهای بزرگ، متوسط و کوچک تقسیم کرد، ولی از آنجایی که در درون هر کدام از این سطوح شهری تفاوتهای جمعیتی و اختلاف عملکردی ملاحظه می گردد، می توان شهرهای ایران را در یک نگرش ساده به پنج گروه ۱- کلانشهر تهران، ۲- کلان شهرهای منطقه ای با جمعیت ۱ میلیون نفر، ۳- شهرهای بزرگ مراکز استانی بین ۲۵۰ تا یک میلیون نفر، ۴- شهرهای میانی با جمعیت ۵۰ تا ۲۵۰ هزار نفر و ۵- شهرهای کوچک با جمعیت کمتر از ۵۰ هزار نفر تقسیم کرد(نظریان،۱۳۸۶ :۳۶).
به طور کلی، گرایش به استفاده از معیار جمعیتی در میان اکثریت اندیشمندان و صاحب نظران برای تعریف شهر کوچک و میانی به این دلیل است که آمارهای جمعیتی در اکثر کشورها، تنها منبع موجود و قابل اعتماد می باشد. اما همانگونه که عنوان شد، استفاده از معیارهای عملکردی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و … خواهد توانست به ما در شناخت و تمایز شهرهای کوچک کمک شایانی بنماید.
۲-۱-۲- جایگاه شهرهای کوچک در تعادل بخشی به نظام اسکان جمعیت
بسیاری از صاحب نظران معتقد هستند که یکی از موانع مهم در برابر توسعه اقتصادی- اجتماعی همه جانبه، توزیع فضایی نامتعادل جمعیت است، نه رشد جمعیتی بیش از حد(بابایی، ۱۳۸۲: ۶۴). توزیع متوازن تر جمعیت، نیل به اهداف و آبادانی ملی و منطقه ای را تسهیل خواهد کرد. طبق این نظریه، تمرکز نامتعادل جمعیت در چند کانون بزرگ، موجب بروز دوگانگی و حالت وابستگی شده و باعث ایجاد و اختلال در یکپارچگی و وحدت ملی و منطقه ای خواهد شد. در کشورهای در حال توسعه، الگوی استقرار جمعیت و کانون های زیستی از نظام بهره ‌بری متناسب ظرفیت ها و استعدادهای موجود تبعیت نکرده و سیمای اسکان جمعیت تصویر نامتعادلی به دست می‌دهد. الگوی توزیع نامتوازن مراکزشهری، تأثیر باز دارنده ای بر روند توسعه شهری بر جای گذاشته است به طوری که حوزه های اشتغال زا و پر توان (قطب های متمرکز) با جذب نیروی کار و حوزه های بی رونق و کم توان با دفع آن مواجه اند. یکی از راهبردهای مهم توسعه شهرهای کوچک، هدایت جریان های مهاجرتی به این شهرهاست. زیرا اغلب کشورهای رو به رشد معتقدند عدم تعادل و توازن در اسکان جمعیت کشورشان ناشی از جریان نامطلوب و غیر منطقی مهاجرت ها به سمت شهرهای بزرگ است. در واقع شهرهای کوچک با زمینه سازی و فراهم آوردن شرایط مساعد می توانند در برقراری یک نظام منظم و منطقی سلسله مراتبی از جمعیت و کارکرد در یک منطقه، موفق باشند. با تقویت و توسعه این شهرها، ظرفیت پذیرش جمعیت آن ها افزایش یافته و به سبب قرار گرفتن بر سر راه مهاجرین روستایی، این جریان مهاجرتی را به سوی خود و دیگر نقاط کوچک شهری، هدایت نمایند (فنی، ۴۶:۱۳۸۲ و ۴۵). غالب تحقیقات و گزارشات علمی در این زمینه، همگی در تأیید نقش مهم شهرهای کوچک در توزیع متوازن جمعیت در نظام منطقه ای سکونتگاهها بوده است و نشان داده اند که این شهرها می توانند به عنوان مکان مرکزی و جاذب جمعیت و نیروی کار باشند مشروط براینکه به صورت گره های قابل حصول در یک شبکه ارتباطی و حمل ونقلی توسعه یافته ای قرار داشته باشند. بنابراین یکی از اساسی ترین و ابتدایی ترین اقدامات در رابطه با تقویت و بهبود شرایط زیست و جذابیت شهرهای کوچک، توجه به زیرساختارها و امکانات توسعه ای در این شهرهاست، چیزی که همواره این شهرها را فاقد بازدهی و صرفه مناسب اقتصادی جهت سرمایه گذاری می نماید. این درحالی است که در طرح پایه آمایش سرزمین اسلامی ایران راجع به ایجاد صنایع در امر تولیدی در این شهرها آمده است. ایجاد و استقرار صنایع در شهرهای کوچک(دارای کمتراز۵۰ هزار نفر جمعیت در وضع موجود) نسبت به سطوح دیگر مراکز شهری اولویت کمتری داردزیرا؛
۱)شهرهای کوچک اغلب فاقد امکانات و زیربناهای لازم هستند و توسعه صنعتی این شهرها مستلزم آن است که منابع محدود به جای صرف در راه تولید، به مصرف امور حاشیه ای و جنبی تولید برسد.
۲)چون بافت اقتصادی این شهرها بیشتر مبتنی بر کشاورزی است، توسعه صنعتی این شهرها، بدون تقویت درآمد بخش کشاورزی ممکن است به این بخش لطمه وارد بیاورد. بنابراین جریان جمعیت دار کردن و جاذبیت بخشیدن به شهرهای کوچک باید محدود به ایجاد صنایع کوچک و متنوعی باشد که به طور عمده در رابطه با رفع نیازهای محلی و ایجاد اشتغال مفید و موثر باشد و بخش معدن نیز با تحرک اقتصادی خود می تواند در این راستا نقش فعالی در شهرهای کوچک ایفا نماید. به عبارت دیگر، توزیع و اسکان متوازن وسلسله مراتبی جمعیت در یک منطقه مستلزم تزریق امکانات، خدمات و ایجاد تحرکات و جریانات اقتصادی از طریق بهبود بخشیدن به زیرساختارها و امور پایه به ویژه در شهرهای کوچک و میانی است که این روند خود تمرکززدایی از مادر شهر را نیز تسریع می نماید.
۲-۱-۳- نقش و کارکردهای شهرهای کوچک در فرآیند توسعه
با تقویت شهرهای کوچک و حتی میانی و عطف توجه به سوی آنها در نظام برنامه ریزی اسکان و توسعه، این شهرها خواهند توانست عملکردهای متنوعی را عهده دار شوند. برخی از این کارکردها عبارتند از:
۱- رفع عدم تناسب ها در سازمان فضایی سرزمین؛
۲- فراهم ساختن توزیع عادلانه فرصت های شغلی و اقتصادی و دسترسی عادلانه به امکانات؛
۳- عملکرد تسکینی، با هدایت انحراف فشارهای توسعه از شهرهای بزرگ و کاهش مشکلات آنها؛
۴- امکان بهره گیری مناسب از امکانات بالقوه منطقه و تحریک فعلیت یابی توانهای موجود در آنها؛
۵- تغییر الگوهای مهاجرتی مستقیم به الگوهای مهاجرتی پلکانی؛
۶- کمک به توسعه حوزه های روستایی پیرامون این مناطق از طریق تقویت فعالیت های اقتصادی مرتبط با حوزه نفوذ در این شهرها و گسترش صنایع تبدیلی؛
۷- کمک به توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی پیرامون (امکچی، ۱۳۸۳).
۲-۱-۴- شهرهای کوچک و توسعه پایدار
در طول تاریخ بشری، عصر حاضر بیشترین بهره برداری محیطی را یه دلیل تقاضا، عملکرد و توسعه شهرها و شهرنشینان به خود دیده است. شهرها و به طور عمده شهرهای بزرگ و متوسط (در مقیاس جمعیتی) گرهگاهها و کانون های بیشترین برخورد و تأثیر بر طبیعت می باشند و توسعه پایدار که به نحوی این ارتباط تا حدی ناسالم را زیر سوال می برد، موضوع تفکر برانگیز مباحث توسعه ای اخیراست. اغلب مباحث راجع به توسعه پایدار، توسعه ای است که نیازهای موجود جامعه را بدون به خطر انداختن توانمندیهای آتی یرای رفع نیازهای بشری، برآورده می سازد.
چنانچه مطالعه و بررسیهای محققان در کشورهای جهان نشان می دهد، شهرهای کوچک یکی از موفق ترین نمونه سکونتگاهی در زمینه تحقق توسعه پایدار است. چراکه با پایداری ساختار درونی در این شهرها می توانند به عنوان مراکز خدماتی برای شهرکها و روستاهای اطراف خود، اغلب خصایص پایداری را نیز ارائه و انتقال دهند، هرچند در این کانون سکونتگاهی، شرایط محلی به طور قابل توجهی تغییر می یابد.
بسیاری از شهرهای کوچک در سطح جهانی، طی سالهای اخیر رشد یافته اند و تقریبأ از نظر زیست محیطی بسیار ایده آل به نظر می رسند: چرا که محیط زیستی نیمه روستایی و کوچک مقیاس با اقتصاد و شرایط اجتماعی روبه رشد و ترقی، باخدمات کافی برای تحقق درجه بالایی از خوداتکایی و خودگردانی را ایجاد می کنند. درآینده ای نه چندان دور، شهرهای کوچک نیز از جوانب زیست محیطی، تحت فشارهای مختلفی قرار خواهد گرفت مگر در صورتیکه، برنامه تمرکز زدایی و پخش نیرو و امکانات از شهرهای بزرگ به سوی سطوح پایین تر و این شهرها، به طور قابل توجهی صورت گیرد(ر.ش از رهنمایی و همکاران، ۱۳۸۸: ۲۴). یکی از نتایج رشد سریع برخی شهرهای کوچک، پدید آمدن مشکلات ترافیکی وحمل ونقل است؛ به این ترتیب، تقویت سیستم حمل و نقل عمومی شهر و در پاره ای موارد، افزایش کلی در اندازه و وسعت شهر، به بهبود و پیشرفت تردد وحمل نقل عمومی آن کمک خواهد کرد. بسیاری از این شهرها، دارای مراکز و بناهای تاریخی اند تا جایی که باید معیار و ضوابط دستیابی به اهداف پایداری جهت حفظ و حراست آنها فراهم باشد. شکی نیست که بسیاری از سنجه های پایداری، نظیر؛ پیاده روسازی، تنظیم موتور اتومبیل ها، انتقال منابع آلوده ساز به بیرون و تجدید حیات منابع کمیاب، قویأ حفظ وحراست از بناها واماکن تاریخی را مساعد می نماید. بدین ترتیب با تقویت ساختار درونی شهرهای کوچک و ایجاد زمینه های جاذبه در این شهرها می توان، جمعیت را به سمت این گروه

دیدگاهتان را بنویسید