پایان نامه رشته مدیریت : اندازه گیری عملکرد

دانلود پایان نامه

مبنایی برای پاسخگویی به دو سوال اساسی را فراهم می آورد (رجائیان،1387، ص2) :
آیا آن چیزی که انجام گرفته ارزش انجام دادن دارد؟
آیا آن کار به خوبی انجام شده است؟
شرکت ها، سازمان ها و دستگاه‌های اجرایی، با هر چشم‌انداز، مأموریت ، رسالت و اهدافی؛ نهایتاً در یک قلمرو ملی و یا بین‌المللی عمل می‌کنند و ملزم به پاسخگویی به مشتریان، ارباب‌رجوع و ذینفعان خود هستند. بنابراین، بررسی نتایج عملکرد، یک فرآیند مهم راهبردی تلقی می‌شود. درصورتی که اندازه گیری عملکرد با دیدگاه فرآیندی و به طور صحیح و مستمر انجام گردد، موجب ارتقای پاسخگویی سازمان ها و شرکت ها و اعتماد عمومی به عملکرد آن ها می‌گردد. همچنین موجب ارتقای مدیریت منابع، رضایت مشتری، کمک به توسعه ملی، ایجاد قابلیت‌های جدید، پایداری و ارتقای کلاس جهانی نیز می‌گردد (حاجی جباری و سرآبادانی،1386، ص 15).
اندازه گیری عملکرد در بُعد سازمانی معمولاً مترادف با اثربخشی فعالیت‌ها است. منظور از اثربخشی میزان دستیابی به اهداف و برنامه‌ها با ویژگی کارا بودن فعالیت‌ها و عملیات است.به بیانی دیگر اگر در ساده‌ترین تعریف، نسبت داده به ستانده کارآیی در نظر گرفته شود، نظام اندازه گیری عملکرد در واقع میزان کارآیی تصمیمات مدیریت در خصوص استفاده بهینه از منابع و امکانات را مورد سنجش قرار می دهد. نظام اندازه گیری عملکرد مجموعه ای ازمعیارهای مورد استفاده برای کمی کردن کارآیی و اثربخشی فعالیت ها می باشد. نظام اندازه گیری عملکرد در واقع بخشی از سیستم های مدیریت عملکرد می باشد(Neely et al, 1995 , p82 ). تحقیقات بسیار زیادی در سال های اخیر در مورد ماهیت و روش های اندازه گیری عملکرد شرکت ها انجام شده است. نتایج این تحقیقات از آن جهت ارزشمند است که می توان وضعیت فعلی شرکت ها را درک نمود و چالش های آینده در زمینه اندازه گیری عملکرد را مورد بررسی قرارداد. امروزه صاحب نظران حوزه مدیریت بر اهمیت مدل های اندازه گیری عملکرد به عنوان یکی از معتبرترین شاخص های توسعه یافتگی شرکت ها تأکید می ورزند (تقی زاده و فضلی،1390، ص126).با این تفاسیر می توان بیان نمود که ، اندازه گیری عملکرد فرآیندی است که فعالیت های شرکت را به گونه ای اندازه گیری می کند تا شرکت در سایه بهبود فعالیت ها ، هزینه ها را کاهش داده و نحوه انجام عملیات در شرکت بهبود یابد ، همچنین از مأموریت شرکت نیز پشتیبانی نماید. با این تعریف فعالیت هایی را باید در شرکت یافت که (قلی زاده وآزادی خواه،1389، ص2) :
قابل درک باشند
بتوان آن ها را مورد پایش قرار داد
به نوعی قابل اندازه گیری باشند
این فعالیت ها اساس عملکرد شرکت را پایه ریزی می کنند و عملکرد شرکت را مشخص می سازند. صاحب نظران علم مدیریت معتقدند که نظام های اندازه گیری عملکرد باید به طور ادواری مورد بررسی و بازنگری قرار گیرند که این امر ناشی از تغییر ارزش های محوری هدایت کننده نظام های اندازه گیری عملکرد می باشد. از این رو نظام اندازه گیری باید متناسب و همگام با رشد و توسعه شرکت ها باشد و توسعه فن آوری ، ساختار رقابت داخلی و خارجی ، مزیت کیفیت ، جایگاه شرکت و کالا ها و خدمات ارائه شده و … را در اندازه گیری عملکرد مورد توجه قرار دهند (برازنده جدی،1385،ص40).
از سال ها قبل اندازه گیری عملکرد شرکت ها بخش عمده ای از مباحث حسابداری ، مدیریت و اقتصاد را تشکیل داده است. اصولاً عملکرد با هدف رابطه مستقیمی دارد. اندازه گیری عملکرد یعنی اندازه گیری این مطلب که شرکت تا چه میزان به اهداف از پیش تعیین شده در برنامه های خود دست یافته است. نتیجه حاصل از اندازه گیری عملکرد خود هدف نیست بلکه ابزاری برای پیش بینی برنامه های آتی و نیز بهبود نقاط قوت و بر طرف کردن نقاط ضعف شرکت است. اندازه گیری عملکرد شرکت بدون مد نظر قرار دادن ویژگی های تجاری و شرایط حاکم بر بازار کالاها و خدمات آن است. در بحث اندازه گیری عملکرد معمولاً این سوال مطرح می شود که کدام یک از معیارهای اندازه گیری عملکرد شرکت ها از اعتبار بیشتری برخوردار است. اصولاً یک شاخص مطلق وایده آل برای سنجش عملکرد شرکت ها وجود ندارد. اندازه گیری عملکرد شرکت یک ضرورت است و برای انجام آن باید از معیارهای تا حد امکان پذیرفته شده ای استفاده شود که جنبه های متفاوت از لحاظ محدودیت در فعالیت ها و امکان بهره مندی از امکانات را مورد توجه قرار می دهد(صفدری،1391، ص17).
محققان متعددی در تحقیقات خود به سنجش و ارزیابی عملکرد به عنوان یکی از اصلی ترین نقش های حسابداری مدیریت اشاره کرده اند و مجموعه ای از تکنیک ها و ابزارهای مالی و غیر مالی را برای اندازه گیری و ارزیابی عملکرد از طریق حسابداری مدیریت در نظر گرفته اند. بر طبق تعاریف نظام اندازه گیری عملکرد، نظام جامعی با رویکرد غالب حسابداری است که برای اندازه گیری و ارزیابی هر دو جنبهی مالی و غیر مالی عملکرد طراحی شده است. بنابراین این نظام شرکت ها را قادر می سازد تا استانداردهایی را تدوین نمایند که بازتابی از نتایج دلخواهی از عملکرد آن شرکت باشند و سپس آن ها را در اندازه گیری و ارزیابی از نتایج واقعی یاری می نمایند (جلالی فریز هندی و همکاران ،1390، ص2).
2-1-4 ) ضرورت و اهمیت اندازه گیری عملکرد
در عصر کنونی، تحولات شگرف دانش مدیریت، وجود نظام اندازه گیری عملکرد را اجتناب ناپذیر نموده است. به گونه ای که فقدان این نظام در ابعاد مختلف سازمان و یا شرکت ها اعم از ارزیابی استفاده از منابع و ام
کانات،کارکنان، اهداف و استراتژی ها ، به عنوان یکی از علائم بیماری های آن سازمان یا شرکت قلمداد می گردد. اندازه گیری عملکرد موضوع اصلی در تمامی تجزیه و تحلیل های سازمانی است و تصور سازمانی که شامل ارزیابی و اندازه گیری عملکرد نباشد، مشکل است (طبرسا،1378، ص2).
بهبود مستمر عملکرد ، نیروی عظیم هم‌افزایی ایجاد می‌کند که این نیروها می‌تواند پشتیبان برنامه رشد و توسعه و ایجاد فرصت‌های تعالی سازمانی شود. دولت ها و سازمان ها و مؤسسات تلاش جلو برنده‌ای را در این مورد اعمال می‌کنند. بدون بررسی و کسب آگاهی از میزان پیشرفت و دستیابی به اهداف و بدون شناسایی چالش های پیش رو و کسب بازخورد مناسب و اطلاع از میزان اجرای سیاست های تدوین شده و شناسایی مواردی که به بهبود جدی نیاز دارند، بهبود مستمر عملکرد میسر نخواهد شد. تمامی موارد مذکور بدون اندازه‌گیری و ارزیابی امکان‌پذیر نیست. کلوین فیزیکدان انگلیسی در مورد ضرورت اندازه‌‌گیری می‌گوید: هرگاه توانستیم آن چه درباره آن صحبت می‌کنیم اندازه گرفته و در قالب اعداد و ارقام بیان نماییم می‌توانیم ادعا کنیم درباره موضوع مورد بحث چیزهایی می‌دانیم. در غیر این صورت آگاهی و دانش ما ناقص بوده و هرگز به مرحله بلوغ نخواهد رسید (رحیمی، 1385، ص36).
می توان گفت اندازه گیری عملکرد ، موجب هوشمندی نظام و بر انگیختن افراد در جهت رفتار مطلوب می شود و بخش اصلی تدوین و اجرای سیاست سازمانی است. اندازه گیری عملکرد بازخورد لازم را در موارد زیر ارائه می کند (قلی زاده و آزادی خواه،1389، ص 5) :
با پیگیری میزان پیشرفت در جهت اهداف تعیین شده مشخص می شود که آیا استراتژی های تدوین شده به صورت موفقیت آمیزی به اجرا درآمده اند.
با اندازه گیری نتایج مورد انتظار شرکت و همچنین اندازه گیری رضایت کارکنان، ذینفعان و مشتریان ، مشخص می شود که آیا استراتژی ها به طور صحیح تدوین شده اند.
کسب اطلاعات از وضعیت موجود شرکت و یا این که در چه مرحله از دستیابی به اهداف تعیین شده می باشد.
شناسایی موارد بهبود عملکرد یا نقاطی که نیازمند بهبود هستند و یا مواردی که باید برای تأمین نیازهای فعلی یا آتی ساختار شرکت تنظیم شوند.
بنابراین در محیط های پیچیده و پویای امروزی کسب و کار هر شرکت به منظور آگاهی از میزان مطلوبیت و کیفیت فعالیت های خود ، نیاز مبرم به نظام اندازه گیری عملکرد دارد. از سوی دیگر فقدان وجود نظام اندازه گیری و کنترل در یک نظام به معنای عدم برقراری ارتباط بین درون و محیط بیرون شرکت تلقی می گردد که پیامد آن کهولت و نهایتاً فروپاشی آن شرکت است. ممکن است این پدیده به علت عدم وقوع یکباره آن از سوی مدیران عالی شرکت ها احساس نشود لکن مطالعات نشان داده است که فقدان نظام اندازه گیری عملکرد امکان کسب اطلاعات لازم برای رشد ، توسعه و بهبود فعالیت های شرکت را غیر ممکن می نماید (طبرسا،1378، ص2).
به طور کلی می توان مقصود از اجرای نظام اندازه گیری عملکرد را شناسایی وضع موجود ، تعیین نقاط ضعف و قوت در ایفای وظایف و مسئولیت ها ، راهنمایی و ارشاد شرکت ها در بهبود وضع کار آن ها دانست. بدین ترتیب درجه کار آمدی و بازده کار شرکت نیز بالا خواهد رفت ، از اهداف برقراری این نظام می توان به کنترل مداوم جریان امور، استقرار چرخه مدیریت بهره وری ،شناسایی نقاط ضعف و قوت و مشکلات احتمالی و تلاش در جهت شکوفایی و افزایش قابلیت ها و اصلاح فعالیت ها همچنین بهبود تصمیم گیری در مورد حوزه و عمق فعالیت ها ، برنامه ها و اهداف آتی ، بهبود تخصیص منابع و استفاده بهتر از امکانات و منابع انسانی در جهت اجرای برنامه های مصوب ، ایجاد اطلاعات برای تصمیم گیری های مدیران و ارتقای پاسخگویی در مورد عملکرد برنامه ها اشاره نمود. هدف نهایی از اندازه گیری عملکرد ، افزایش کارآیی و اثربخشی سازمان و یا شرکت است. بنابراین اندازه گیری عملکرد را می توان جزء ضروری مدیریت دانست. طوری که در شرایط امروزی و با وجود فضای رقابتی ، هدایت شرکتی بدون اندازه گیری عملکرد تقریباً غیر ممکن است. به عبارتی بدون وجود اندازه گیری عملکرد نه تنها بهبودی اتفاق نمی افتد بلکه تحقق اهداف نیز در هاله ای از ابهام قرار می گیرد(قلی زاده و آزادی خواه ،1389، ص ص7- 5).هر تلاشی که به منظور دستیابی به موفقیت صورت می گیرد باید دارای چهارچوبی باشد.بهبود عملکرد نیز باید بر اساس فرآیندی باشد که چرخه عملکرد نامیده می شود. هر برنامه بهبود عملکرد جهت موفقیت مطابق نمودار(2-2) باید از اندازه گیری عملکرد شروع نماید (الهی،1378، ص53).
اندازه گیری عملکرد
برنامه ریزی بهبود
عملکرد
ارزیابی
عملکرد
بهبود
عملکرد
اندازه گیری عملکرد
برنامه ریزی بهبود
عملکرد
ارزیابی
عملکرد
بهبود
عملکرد

نمودار 2-1) چرخه عملکرد
نمودار 2-1) چرخه عملکرد (الهی،1378، ص53)
امروزه اندازه گیری عملکرد مورد اقبال مدیران قرار گرفته است . اما آن چیزی که فوراً مشاهده نمی شود ، این است که ضرورت اندازه گیری عملکرد چیست؟ و چرا اندازه گیری عملکرد مورد اقبال عمومی قرار گرفته است. مشخص است که معیار های عملکرد ، جزء جدایی ناپذیر چرخه برنامه ریزی و کنترل هستند و مدیران باید میزان به کارگیری منابع را از ابتدای تأسیس شرکت در برنامه ریزی ها و کنترل های خود منظور کنند. اکثر مدیران از زیادی اطلاعات رنج می برند. اکثر شرکت ها به جای اندازه گیری موارد مهم ، هر چیزی را که راه می رود و حرکت می کند را اندازه می گیرند. از این رو نظام های اطلاعاتی این شرکت ها ، تعداد زیادی گزارش عملکردی زائد تولید می کنند. حال سئوال اصلی این است که چه اتفاقی برای مدیران افتاد که در اواخر دهه 1980 و اوایل 1990 به این نتیجه رسیدند که نظام های اندازه گیری عملکردشان ناکار آمدند؟ چه مشکلاتی امروزه بروز نموده که توجه مدیران را به اندازه گیری عملکرد معطوف داشته است؟ شواهد ارائه شده در مقاله نیلی (1999) دلایل اصلی زیر را نشان می دهند (Neely , 1999,p205) :
تغییر طبیعت کار
افزایش رقابت
فعالیت های نوآورانه به منظور بهبود
جوایز ملی و بین المللی کیفیت
تغییر تقاضاهای خارجی
تاثیر فن آوری اطلاعات
2-1-4-1 ) تغییر طبیعت کار – نظام های حسابداری سنتی ، هزینه های سربار را بر مبنای نیروی کار مستقیم در نظر می گیرند. در دهه های 1950 و 1960 این امر متناسب بود ، زیرا بیش از 50 درصد هزینه های تولید را هزینه های نیروی کار تشکیل می داد. در دهه 1980 ، هزینهی نیروی کار مستقیم تنها به 5 تا 10 درصد هزینه های تولید می رسید ، زیرا هزینه های عمده برای اتوماسیون مصرف می شد. تخصیص هزینه ای سربار بر مبنای نیروی کار مستقیم در این زمان باعث اشتباه در محاسبه هزینه های تولید شده و منجر به اتخاذ تصمیمات نادرست از سوی مدیران می شد. این امر زمینه ساز پیدایش روش های جایگزینی نظیر هزینه یابی بر مبنای فعالیت و حسابداری خروجی شد. طی اواخر دهه 1980 و اوایل 1990 بیشتر شرکت های مشاوره ای عمده خدماتی را بر اساس این شیوه های نوین هزینه یابی استوار کرده بودند.
2-1-4-2 ) افزایش رقابت – استراتژی کسب وکار طریقی است که شرکت با کمک آن در بازار به رقابت می پردازد و تأکید آن بر دستیابی و حفظ مزیت رقابتی در یک صنعت است .فرض کلیدی بسیاری از صاحب نظران مدیریت این است که عملکرد بهتر زمانی حاصل می شود که شرکت در مقایسه با رقبایش سعی در به دست آوردن و حفظ مزیت رقابتی، که جوهرهی تفکر استراتژیک معاصراست، داشته باشد(زارعی و همکاران،1389، ص97). تردیدی وجود ندارد که رقابت میان شرکت ها در سطح جهانی در حال افزایش است. تمامی کسب و کارها در سراسر جهان تحت این فشار قرار دارند که هزینه ها را کم کرده و برای مشتریان شان ایجاد ارزش بیشتری نمایند. در زمینه اندازه گیری عملکرد افزایش رقابت سه تاثیر عمده داشت (تیموری و علی اکبری ،1384،ص ص32-31 ) :
اولاً بسیاری از شرکت ها را بر آن داشت تا در زمینه هایی مثل کیفیت خدمات ، انعطاف پذیری ، سفارشی سازی ، نو آوری و پاسخ سریع از رقبای خود متمایز شوند. یعنی ارزش به جای هزینه و عوامل غیر مالی به جای عوامل مالی ، محرک های اصلی رقابت شدند. رقابت بر مبنای عوامل غیرمالی به این معنی است که شرکت ها باید بدانند در ابعاد گسترده عملکردی یک کسب و کار خاص ، چقدر خوب عمل کرده اند. دوم این که شرکت ها به فواید پنهان همخوانی معیارها و راهبردها که همانا ترغیب به پیاده سازی راهبرد توسط معیارها می باشد ، پی بردند. در چنین شرایطی تغییر راهبردها منجر به تغییر معیارها و به تبع آن تغییر رفتار می شود. قابلیتی که معیارهای سنتی که سابقاً برای اندازه گیری عملکرد استفاده می شدند ، فاقد آن بودند. معیارهایی که در راستای راهبردها هستند ، نه تنها اطلاعاتی در مورد چگونگی پیاده سازی راهبرد ها ارائه می دهند ، بلکه رفتارها را به سمت موفقیت راهبردها ، سوق می دهند. اگر یک شرکت بپذیرد که راهبرد تابعی از الگوی تصمیمات اتخاذ شده و فعالیت هایش می باشد ، واضح است که معیارهای مناسب عملکردی به پیاده سازی راهبردش کمک می کنند. سومین تاثیری که تغییر مبانی رقابت بر

دیدگاهتان را بنویسید