پایان نامه با موضوع عالم مثال، واجب الوجود، عالم مجردات، عالم ماده

دانلود پایان نامه

حرکت انسان در عوالم هستي هدف ديگر اين تحقيق است.
* پرسش هاي پژوهش:
1. سؤال اصلي پژوهش:
سؤال اصلي پژوهش حاضر اين است که نقشه ي عوالم هستي چيست؟ و انسان به ما هو انسان در اين عوالم چه جايگاهي دارد؟ و چه مسيري براي حرکت پيش روي اوست؟
2. سؤال هاي فرعي پژوهش:
الف) خواص هر عالَم چيست؟
ب) نحوه ي ارتباط هر عالَم با عالَم بالاتر و پايين تر خود چگونه است؟
ج) انسان داراي چه ابعاد و بطوني است؟
د) چند نوع دسته بندي براي عوالم صورت گرفته است؟
ه) قوس صعود و قوس نزول به چه صورت است؟

* فرضيات پژوهش:
فرضيه اصلي ما اين است که انسان صرفا داراي بعد مادي نمي باشد و بعد غير مادي انسان داراي مراتبي است که هر مرتبه را با مرتبه ي ديگر تفاوت است. و باتوجه به وجود عوالم متعدد انسان در هر کدام ،نحوه ي بروز وظهوري خاص دارد.
اما اصلي ترين فرضيه رقيب ما ، همان نظريه ي “تکامل نوع انساني “6 چارلز داروين است که بر آن اساس هم بعد غيرمادي انسان در مقياس وسيعي رد ميشود و هم قوس نزول از اساس منقضي.
* روش پژوهش:
روش پژوهش در اثر حاضر ، روش کتابخانه اي است که در سه مرحله ذيل سامان مي يابد:
1) جمع آوري ، شمارش و دسته بندي و تنظيم نظرات بزرگان فلسفه و عرفان اسلامي در باب عوالم و مسير حرکت انسان در آنها تا علامه طباطبايي و آيت الله شاه آبادي.
2) توضيح و تبيين موارد احصا شده
3) تکميل و تتميم موارد فوق
4) استنباط نظريات علامه طباطبايي و آيت الله شاه آبادي در اين موضوع

* مباني و پيش فرض ها:
مراد از پيش فرض هاي تحقيق ، مباني و اصولي است که پژوهش حاضر بر آن ها مبتني است و اصطلاحا اصل موضوعه ي اين تحقيق اند. که به شرح ذيل مي باشند:
1) عالَم هاي ديگري غير از دنيا موجودند.
2) انسان جنبه هاي بالاتر از دنيا را داراست
3) جنبه هاي بالاتر انسان با عوالم بالا ارتباط دارند.
4) دنيا پست ترين عالَم و بدن پست ترين مرتبه ي وجودي انسان است.
* بررسي پيشينه علمي تحقيق:
آنچه که مبرهن است ، فلاسفه از ابتدا به موضوع جهان شناسي و انسان شناسي توجه ويژه اي داشته اند. چرا که نحوه خلقت و صيرورت هستي و انسان به عنوان عظيم ترين مخلوق، ارتباط تنگاتنگي با مباحث وجودشناختي فلسفه دارد.
شهرت افلاطون به طرح وجود عالم مثال علاوه بر عالم عقول و ماده که مطرح بود، و اصرار او بر اثبات وجود اين عالم واسط و بسط اين نظريه در مباحث ديگر افلاطون را ميتوان شاهدي بر مدعاي فوق دانست7
اگر افلاطون را سرسلسه اين بحث بدانيم در ميان فيلسوفان مسلمان، ابونصر فارابي اولين نکات و توجهات را به بحث عوالم و مراتب نفس ابراز داشت. آنجا که مبادي اجسام را شش مرتبه ميداند: سبب اول ، سبب هاي مرتبه دوم، عقل فعال، نفس، صورت و ماده.
فارابي بعد از بيان اين مراتب به تشريح نفس و مراتب مادون نفس مي پردازد.8
اما همت بلند ابن سينا در توضيح و پرداختن به عالم عقول و انکار جدي عالم مثال توسط او شايان توجهي ويژه است.9
آنجا که با تکيه بر قاعده “الواحد لايصدر عنه الا الواحد” و با توجه طرح فلوطيني مبني بر سلسله مراتب وجود در صدد تشريح کيفيت آفرينش برمي آيد.10 و بر اين اساس عقول طوليه را طرح ريزي ميکند.11
ميتوان ابن سينا را مؤثرترين فيلسوف در بحث عالم عقول دانست.
امتداد طرح مباحث مربوط به عوالم در ميان فلاسفه به سهروردي مي رسد و او به دفاع از نظريه مثل افلاطوني قد علم ميکند12
و علاوه بر آن با طرح مبحث عقول عرضيه و انوارقاهره عرضيه زمينه هاي جديدي براي بحث حول اين موضوع مي گشايد که خود قابل تأمل جدي است.13
اما ملاصدرا جمع انظار هنرمندانه اي صورت ميدهد ميان عقول طولي از ابن سينا و عالم مثال و بحث عقول عرضي از سهروردي صورت ميدهد. البته با تفسيري که خود از اين مفاهيم ارائه ميدهد.
به عنوان نمونه به اين مطلب او اشاره ميکنيم که: “فالحري ان يحمل کلام الاوائل علي ان لکل نوع من الانواع الجسمانيه فردا کاملا تاما في عالم الابداع هو الاصل و المبدا و ساير افراد النوع فروع و معاليل و آثار له …” 14
يعني: پس سزاوار است که کلام متقدمين بر اين حمل شود که براي هر نوعي از انواع جسماني، فرد کامل مجردي در عالم مجردات وجود دارد که علت است و بقيه افراد آن نوع معلول ها و آثار اويند.15
بنابر اين از نظر ملاصدرا “مثل” موجودات مجردي اند که اولاً مبدأ و علت افراد مادي محسوب مي شوند و ثانياً از نظر ماهيت با افراد مادي مشترکند. شيخ اشراق هرگز به اشتراک مثل با افراد مادي در ماهيت تصريح نکرده است و بيشتر بر تجرد و مبدأ بودن مثل براي افراد مادي تأکيد دارد.16
پس از ملاصدرا فلاسفه متأله بر اين رأي معمولا استوار بودند و ما در اينجا به آيت الله شاه آبادي و علامه طباطبايي اشاره ميکنيم.
آيت الله شاه آبادي نيز وجود عالم مثال را ميپذيرند و به عالم عقول و ماده هم اشاره ميفرمايند17
اما تأکيد ايشان بيشتر بر قوس نزول و قوس صعود است18 و شرح مراتب انسان که بايد با نظر اجتهادي به نظير هستي شناختي هرکدام از مراتب وجودي انسان از ديدگاه ايشان رسيد.
امّا علامه طباطبائى قدس سره هم در بداية الحكمه‏ و در نهاية الحكمه‏19 و هم چنين در تعليقات خود بر اسفار،20 همه جا براهينى را كه از سوى حكماى اشراقى براى اثبات ارباب انواع اقامه شده است ردّ و ابطال مى‏كند و حتى برهان خاصى را كه‏ صدرالمتألهين براى اثبات ارباب انواع و عقول‏ عرضى‏ اقامه مى‏كند، ناتمام مى‏داند و در اين زمينه از نظرات حكماى
مشايى پيروى مى‏كند. از سوى ديگر ايشان عالم مثال و صورت‏هاى معلقه را اثبات مى‏كنند و از اين جهت با اصحاب حكمت اشراقى هم رأى مى‏شوند. با اين تفاوت كه علامه طباطبائى عالم مثال را واسطه در ايجاد عالم ماده مى‏دانند به رابطه على و معلولى ميان اين دو عالم قائلند.21 نكات اساسى در نظريه علامه به قرار زير است:
1- در عالم عقول دليلى بر كثرت عرضى و وجود ارباب انواع در دست نيست و ادله‏اى كه در اين‏باره اقامه شده همگى مخدوش‏اند.22
2- تنها كثرتى كه در عالم عقول مى‏توان اثبات كرد، كثرت طولى است. در نتيجه هر عقلى متقوم به عقل قبلى و مقوّم عقلى بعدى است.23
3- تعداد عقول براى ما معلوم نيست و دليلى بر صحت نظريه مشائيان در اين زمينه وجود ندارد.24
4- آخرين عقل در سلسله طولى، علت ايجادىِ عالم پس از خود، يعنى عالم مثال است.25
5-عالم مثال، علت ايجادى عالم ماده است و از جهت وجودى بر آن تقدم دارد.26
در پايان اين بحث بايد توجه داشت مسئله عوالم مورد توجه فلاسفه قرار گرفته است اما براي تطبيق آن با حضرات خمس که در عرفان مطرح ميشود و همچنين مراتب انسان و تطبيق مسير انسان در اين عوالم نياز به حرکت گسترده علمي در فلسفه و عرفان اسلامي هستيم.
معمولا فلاسفه حداکثر به سه عالم مجرد ، مثال و ماده اعتقاد دارند که براي آن اقامه برهان مي نمايند.27 که شرح و بسط اين بحث خواهد آمد.
عرفا نيز به چهار عالم ناسوت، ملکوت ، جبروت و لاهوت اعتقاد دارند. توضيح آن به اين صورت است:
1- عالم ناسوت: مراد از اين عالم، همان عالم طبيعت و شهادت و مُلك است يعني جهان جسماني و اجسام و ماده و ماديات كه در آن حركت و زمان و مكان نقش دارد. عالم ناسوت مانند پوست است نسبت به عالم ملكوت يعني قشر عالم ملكوت است28
2- عالم ملكوت: مراد، همان، عالم غيب و عالم نفس و عالم مجردات است كه به آن عالم مثال و عالم برزخ هم اطلاق مي گردد و آن مرتبه و نشئه اي است برتر از عالم طبيعت كه داراي صور و ابعاد است امّا فاقد حركت و زمان و تغيير است. اين عالم خود بر دو قسم است يكي “ملكوت اعلي” كه عالم مجردات محضه است مانند عالم ملائكه و ديگري “ملكوت اسفل” است كه عالم صور مقداري اس.29 مانند وجود انسان ها در برزخ و قبر
3- عالم جبروت: مراد، همان عالم عقل و عالم معناست كه از صور و ابعاد و اشباح مبرّاست و فوق عالم ملكوت است.30
4- عالم لاهوت: مراد همان عالم الوهيت و عالم ربوبي است. يعني ذات مقدس واجب الوجود كه مستجمع جميع صفات كماليه است. البته در آن مرتبه از وجود،‌ آنچه هست يك وجود اطلاقي است و بس. ذات پروردگار به تنهايي عالمي است و عظيم ترين عوالم است، زيرا ذات حق، محيط بر همة عوالم مادون است و ذره اي وجود از احاطة قيومي او خارج نمي باشد.31
البته بايد به حضرات خمس يعني همان پنج مرتبه وجود هم اشاره کنيم اما تعاريفي که در کتب عرفا از اين پنج حضرت آمده بيشتر جنبه تعين وتنزل وجود واحد ذات باري تعالي را دارد لذا براي تبيين عوالمي آن دچار مشکل هستيم.
حضرت اول: حضرت غيب مطلق است و عالَم آن، عالمِ اَعيانِ ثابته در حضرت علميه است.32
حضرت دوم: حضرتِ غيبِ مضاف است که به دو بخش تقسيم مي‌شود: يکي آن بخش که به حضرتِ غيبِ مطلق نزديک است و عالَم آن عالم ارواح جبروتي و ملکوتي، يعني عالَم عقول و نفوس مجرد، است.33
حضرت سوم: ديگري آن بخش که به عالم شهادت مطلق نزديک است و عالمش عالم مثال است و عالم ملکوت هم ناميده مي‌شود.34
حضرت چهارم: شهادت مطلق است و عالم آن عالم مُلک است. 35
حضرت پنجم: که جامع و مظهر همه حضرات و عوالم قبلي است، انسان کامل است. 36
حال بايد بررسي کنيم اين انسان که مرتبه ي مخصوصش حضرت پنجم است آيا در مراتب بالاتر نيز حضي از وجود دارد؟ و مسير تکامل او در اين عوالم به چه صورت است؟
* کتب جديد:
در بررسي هايي که صورت گرفت کتب متنوعي در حوزه مباحث مربوط به عوالم و هستي شناسي در سال هاي اخير به چاپ رسيده که به شرح ذيل مي باشد:
1- از ازل تا قيامت: بررسي عوالم ششگانه خلقت آدمي تأليف آقاي محمدجواد مصطفوي
2- اسرار منطقه معنوي متافيزيک: پژوهشيدر عوالم ماوراء الطبيعه از ديدگاه قرآن وروايات تأليف آقاي اميد دين پرست
3- پنجره آشنايي با عوالم وجود. تأليف آقاي محمد مهدي دانشيان
4- انديشمندان مسلمان و پيدايش عوالم وموجودات کثير از واحد. تأليف آقاي عين الله خادمي
5- سير عوالم وجودي انسان از ديدگاه اسلام. تأليف آقاي امان رحيمي نصر
6- سيري در عوالم هستي از مسير قرآن ، عرفان و برهان. تأليف آقاي محسن رضواني
7- سيري در عوالم 12گانه، تأليف آقاي علي اسدالهي
8- عوالم مينا، تأليف آقاي محمدرضا نکونام
در گزارشي اجمالي از کتب تازه چاپ شده بايد عرضه بدارم که عمدتا نويسنگان محترم به تبيين عوالم و خواص عوالم پرداخته اند و در اين زمينه حقا پيشرفت خوبي حاصل شده است. استفاده از آيات و روايات و تکيه بر آراء فلاسفه و عرفاي متقدم و متأخر از ويژگي هاي عمومي اين کتاب ها بوده و بحث قاعده الواحد نيز گاهي در ميان مباحث سر بر مي آورد.
اما نکته اينجاست که تا جايي که نگارنده بررسي کرده هيچ کدام به صورت جدي وارد بحث تطابق يا ارتباط تنگاتنگ انسان شناسي و جهان شناسي نشده اند و تطبيق مراتب وجودي انسان با عوالم گوناگون به صورت مسئله اي بي پاسخ باقي مانده است که اميدواريم در اين تحقيق به آن پاسخ دهيم.

* کليدواژگان:
1) نقشه عوالم:
منظور ، نحوه چينش هر عالَم نسبت به عالم ديگر است که در مجموع عوالم از
بالا به پايين مشخص مي شود.
2) عالَم عقول:
عالَمي است که تمام مجردات تام غير از ذات باري تعالي را در خود گنجانده است.37
3) عالم مثال:
عالَمي است که شامل موجودات مجردي ميشود که در عين تجرد از ماده ، برخي خواص آن را دارند.38
4) قوس صعود و قوس نزول:
قوس نزول عبارت است از سير هبوط انسان در عوالم تا دنيا به عنوان نقطه قبض و سپس قوس صعود سير رفعت انسان در عوالم تا فناء في الله به عنوان منبع فيض.39

*
مفاهيم عنوان پايان نامه:
1- هستي: عبارت است از خود وجود و تعيين جامع وجود لذا هستي را مي توان مساوق وجود دانست.40
2- عالَم: مقصود ما از عالم، موجود يا گروه موجوداتي است كه در مجموع هستي، مرتبه اي خاص را اشغال كرده و در عرض هم مي باشند.41
3- حرکت انسان: انسان به عنوان اشرف مخلوقات بر اساس نظريه حرکت جوهري ملاصدرا ، قطعا انتقالي از نشئه اي به نشئه ديگر با هدف تکامل نفس دارد که مراد از حرکت انسان همين است.42
* توجه:
نکته اول اينکه در حوزه بررسي آراء علامه طباطبايي تأکيد بر نهايه الحکمه و الميزان وتعليقات بر اسفار بوده است به دليل طرح مبسوط تر اين مباحث در اين کتب به نسبت کتب ديگر ايشان.
نکته دوم اينکه ، اينجانب در اواخر عمر آيت الله محمد شاه آبادي (فرزند ارشد آيت الله محمد علي شاه آبادي که از نظر عامه اساتيد اين عرصه، ايشان مسلط ترين فرد بر آراء پدر مي باشند ) خدمتشان رسيدم به جهت رفع ابهاناتي که در خصوص آراء مرحوم والد ايشان براي بنده ايجاد شده بود.
يکي از نکات مهمي که مطرح شد و تأثير زيادي بر روند پايان نامه اينجانب داشت اين اظهارنظرشان بود که “تنها کتاب آيت الله شاه آبادي ، همان “رشحات البحار” است و ساير کتب تقريرات درس ايشان بوده و در زمان حياتشان به تأييد ايشان نرسيده است. و لذا قابل استناد نيست.”
اين مسئله به مقدار زيادي اين تحقيق را دچار محدوديت منابع در حوزه آراء آيت الله شاه آبادي کرد. هرچند کتب “شذرات المعارف” و ” رشحات المعارف” و “فطرت عشق” که توسط پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي چاپ شد مورد مطالعه اينجانب قرار گرفت و نکته ي تأثير گذاري در روند پژوهش در آن ها ملاحظه نشد لذا با کسب اجازه از استاد راهنما جهت اتقان استناد ، از ذکر آن منابع خودداري گرديد.

فصل (1)
سير مباحث تعريف عوالم
مراتب وخواص آن ها
در جهان شناسي فلاسفه و عرفا
تا علامه طباطبايي و آيت الله شاه آبادي

با توجه به اهميت اين بحث و پيشينه غني آن در فلسفه و عرفان اسلامي اکنون به آراء برخي از عرفا و فلاسفه بزرگ اسلامي مي پردازيم جهت تنوير فکر خواننده محترم و همچنين تفهيم بهتر نظرات علامه طباطبايي و آيت الله شاه آبادي.
1-1)مراتب عالم نزد ابن سينا:
مراتب عالم از نظر ابن سينا به اين شرح است:
1- واجب الوجود: واجب الوجود، موجودي واحد است که در مرتبه او شريکي براي او وجود ندارد و جز او واجب الوجودي نيست.او مبدأ و وجود و وجوب بخشنده به هر چيزي است. و اين ايجاب يا بي‏واسطه است يا با واسطه. ماهيتي براي او نيست و او وجود محض وانيّت صرف است. هيچ ترکيبي در او راه ندارد.43
2- عقول: برخلاف ارسطو، ابن سينا قائل به تمايز وجود عقول متعدد از نفوس است.يعني مقام وجودي عقول کاملا از نفوس مجزا و ممتاز است و عقول کاملا از افلاک و نفوس مجرد بوده و مبدأ همه صور و معقولات محسوب مي‏شود. عالي‏ترين مرتبه عالم پس از واجب الوجود عقول مي‏باشند.عقول موجوداتي هستند که از

دیدگاهتان را بنویسید