پژوهش – 
ارائه مدلی بر پایه منطق فازی برای انتخاب ERP مناسب سازمان- قسمت ۳
Businessman pressing play button to start

پژوهش – ارائه مدلی بر پایه منطق فازی برای انتخاب ERP مناسب سازمان- قسمت ۳

۲-۳-۱۲ فروش و توزیع
این سیستم ، بهینه سازی همه وظایف مربوط به فروش ، ارسال و صدور صورتحساب را در برمیگیرد. اجزای فرعی این ماجول شامل پشتیبانی قبل از فروش ، پردازش درخواست مشتری، پردازش اعتبار مشتری، پردازش سفارشات فروش، پردازش ارسال کالا و سیستم اطلاعات فروش میباشد. این اجزا میتوانند خود دارای اجزای فرعی باشند که برای وظایف و مقاصد ویژه ای کاربرد دارد که عبارتند از : ساختار سازمانی شرکت ، طراحی چارچوب گزارشات داخلی و خارجی (جهت ارسال به سازمانهای خارج از شرکت)، سازمان فروش، کانالهای توزیع کالا، سلف سرویس کارمندان (کارمندان قادرند از طریق اینترنت به اطلاعات خود درسیستم منابع انسانی دسترسی داشته باشند)، سیستم MATCHCODE جهت یافتن اطلاعات خاص مورد نیاز با استفاده از ابزارهای جستجو ،امنیت سیستم و …
۲-۴ فرایند انتخاب سیستم برنامه ریزی منابع سازمان
در ارائه ی چارچوب توسعه ی سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان دو موضوع مهم باید مورد توجه قرار گیرد اول آنکه با توجه به تأثیر سازمانی، فناوری و رفتاری سیستم برنامه ریزی منابع سازمان به چشم اندازی گسترده از فرآیند پذیرش و پیاده سازی این سیستم ها نیاز است. به علاوه، محتوای فناوری و کسب و کار سازمانی باید در مسیر واحدی که بررسی عوامل کلیدی موفقیت را ممکن می کند، مطالعه شوند . عدم تناسب، زمان گیر بودن تطبیق با شرایط کسب و کار و نیز، دوره ی مهندسی مجدد فرآیندهای کسب و کار ، ازجمله موضوعاتی است که در پیاده سازی سیستم برنامه ریزی منابع سازمان باید مد نظر قرار گیرد. با توجه به این واقعیت، یک فرآیند انتخاب باید با دقت و با استفاده از بهترین تجربه ها انجام پذیرد، بنابراین به کارگیری خط مشی نظام مند، می تواند در موفقیتهای دیگر پروژه، نقشی تعیین کننده داشته باشد]۸[.سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان، طی سال های گذشته توجه فراوانی را به خود جلب کرده اند؛ چراکه تمامی ابعاد سازمان را پوشش داده و توانمندی تصمیم گیری مدیریتی را نیز به گونه ی چشمگیری افزایش داده اند. امروزه مهمترین دغدغه مدیران، پیشرفت در یک محیط متلاطم و پویاست. با اینکه مدیران تمامی منابع چهارگانه نیروی انسانی، مواد، تجهیزات و سرمایه را دارند اما نمی توانند به یک انسجام و یکپارچگی در تمامی ابعاد درون سازمانی و برون سازمانی برسند . با وجود اهمیت به کارگیری فناوری اطلاعات، در بسیاری از سازمان ها شاهد بروز مشکلاتی در رابطه با عدم برآورده شدن نیازهای کسب وکار هستیم. کلید حل این مشکلات در محیط رقابتی امروز، سیستم برنامه ریزی منابع سازمان ERP است تا با حذف هرگونه فعالیت بی ارزش، کسب و کار رونق یابد. پیاده سازی و انتخاب سیستم ERP به علت پیچیدگی، هزینه بالا و ریسک های سازگاری، یکی از مشکل ترین پروژه های سرمایه گذاری است. با وجود جذابیت های پروژه های فناوری اطلاعات از نظر قابلیت ایجاد تغییر و تحولات مثبت فراوان، ترس از عدم موفقیت و شکست، همواره مانعی بر سر راه پیاده سازی آنها بوده است. لازمه انتخاب بهترین سیستم ERP ارزیابی عملکرد تأمین کنندگان است که باید به وسیله معیارهایی صورت گیرد که متناسب با اهداف استراتژیک باشند. کاربرد گسترده سیستم برنامه ریزی منابع سازمان توسط سازمان ها ی بزرگ و متوسط انقلاب ERP نامیده شده است. برنامه ریزی منابع سازمان برای اهداف میانی سازمان (فعالیت های داخلی سازمان) طراحی شده اند. بسیاری از سازمان ها به میزان قابل توجهی سیستم مزبور را جایگزین شماری از سیستم های اطلاعاتی قدیمی کرده اند. چنین سیستم هایی نوید بخش ارائه یک پاسخ یکپارچه و منسجم به نیازهای اطلاعاتی سازمان، در مورد جایگزینی سیستم های اطلاعاتی سنتی و جزیره ای است. اگر سیستم برنامه ریزی منابع سازمان به درستی و با در نظر گرفتن ملاحظات اقتصادی و سازمانی استقرار یابد، افزایش بهره وری سازمان قطعی است. شرکت هایی که در سیستم برنامه ریزی منابع سازمان سرمایه گذاری می کنند، از عملکرد قوی تر و مزیت های مالی بالاتری بهره می جویند. در واقع ERP زیربنای یک نظام تجاری قدرتمند است که موجب ژرفای اطلاعات عملیاتی و وسعت اطلاعات در مورد زنجیره ارزش می شود با وجود این، استقرار این سیستم ها اغلب سازمان ها را با چالش جدی مواجه میکند. شواهد زیادی وجود دارد که نشان می دهد بسیاری از پروژه های استقرار در زمان مقرر و در محدوده بودجه تعیین شده پایان نپذیرفته اند. از طرفی انتخاب یک سیستم سازمانی، فرآیندی پیچیده و زمانگیر است. یکی از مخاطراتی که سازمان پیش از آغاز پروژه ی پیاده سازی و نصب با آن روبه روست، انتخاب سیستم نامناسب است. این تصور که پیاده سازی ERP عملکرد سازمان را یک باره بهبود می بخشد کاملاً نادرست است، بلکه بهبود عملکرد سازمان به شدت به این بستگی دارد که تا چه اندازه انتخاب ERP مناسب برای سازمان، به درستی انجام پذیرفته و چه اندازه سیستم انتخابی با فرهنگ کسب و کار، راهبرد و ساختار سازمان همسو است. ویژگی منحصربه فرد ERP به منزله ی یک نوآوری سازمانی پیچیده، این است که چگونه یک بسته ی نرم افزاری استاندارد می تواند برای سازمان مزیت رقابتی ایجاد کند، در حالی که شرکت های رقیب نیز فرصت پیاده سازی بسته های یکسان یا مشابه را دارند . در حقیقت، از آنجا که شرکت های متفاوت اهداف رقابتی متفاوتی دارند، انتظار آنها از ERP نیز متفاوت است . بنابراین مدیر ارشد سازمان می بایست پیش از تصمیم گیری در مورد یک سیستم ERP خاص، راهبرد رقابتی سازمان خود را بررسی کند. فرایند انتخاب ERP مناسب برای سازمان بسیار کار پر ریسک و دارای خطرات بالا می باشد. در این فرآیند مدیران سازمان، کارشناسان فناوری اطلاعات، خبرگان فن، کاربران سیستم و … باید به دقت گزینه های موجود را با فاکتورهای انتخاب سنجیده نهایتا بهترین انتخاب را انجام دهند. با توجه به توضیحات فوق سیستم خبره ای که در این تصمیم گیری مدیران را کمک کند و اطلاعات کیفی موجود از نظرات خبرگان را پردازش نماید می تواند در فرایند انتخاب ERP مناسب بسیار حائز اهمیت و مفید باشد. این سیستم باید بتواند تمامی جنبه های مختلف موجود را همزمان سنجیده و گزینه ای که دارای بالاترین درجه مقبولیت می باشد را نمایان سازد یا اینکه با توجه به فاکتورهای موجود برای انتخاب مجموعه قوانینی که وضع شده است را به صورت موازی نگاه کرده و فرآیند استنتاج از اطلاعات موجود را انجام دهد. امروزه هزاران شرکت در دنیا به عنوان عرضه کننده ی سیستم برنامه ریزی منابع سازمان مشغول فعالیت هستند و هریک، محصولاتی را معرفی می کنند که دارای قابلیت های متعددی برای برآوردن خواسته های سازمان ها است. بنابراین سازمان باید به گونه ای عمل کند که نه تنها بر ریسک های موجود غلبه کند، بلکه به منافع مورد نظر نیز دست یابد.
 
فرآیند شکل گیری سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان
همانگونه که میدانیم واژه عملیات برای توصیف همه فعالیتهایی که در رابطه مستقیم با تولید کالا و خدمات انجام میشود ، بکار میرود و مدیریت عملیات نیز فرایند تولید کالا و خدمات را مدیریت کرده و ارزش ایجاد شده را به مشتریان منتقل میکند. بطورکلی فرایندهای اصلی موجود در یک سازمان را میتوان به پنج گروه اصلی تقسیم بندی کرد که عبارتند از :
۲-۵-۱ فرآیند توسعه:
از پیدایش یک ایده برای تولید محصول یا خدمتی جدیدآغاز و تا مرحله نمونه سازی آن محصول ادامه می یابد.
۲-۵-۲ آماده سازی تسهیلات:
این مرحله از نمونه سازی محصول یا خدمت جدید تا تکمیل مراحل طراحی ساخت و اجرا و تست محصول تولیدی را شامل میشود.
۲-۵-۳ فروش:
شامل مطالعه بازار و نیازهای آن تا دریافت یک سفارش از مشتری میباشد.
۲-۵-۴ انجام سفارش:
از مرحله دریافت یک سفارش تا تحویل کالا و خدمت درخواست شده به مشتری و پرداخت مبلغ سفارش توسط مشتری را در برمیگیرد.
۲-۵-۵ خدمات:
از درخواست مشتری برای خدمات بعد از فروش تا رفع مشکل و راضی نگهداشتن مشتری طی دوره استفاده از محصول را شامل میشود . بر اساس این نگرش نقش جدیدی از مدیریت تولید و عملیات ظهور پیدا میکند که مدیریت فرایند انجام سفارش از زمان دریافت سفارش از مشتری تا زمان تحویل کالاو خدمات درخواستی به مشتری و کسب رضایت وی را در بر میگیرد . این فرایند ، فرایندی یکپارچه است که حوزه های مختلف سازمان ازجمله بازاریابی (ارتباط با مشتریان ) ، خرید(ارتباط با تامین کنندگان و پیمانکاران ) وعملیات سنتی تولید (مدیریت منابع لازم برای تولید واقعی محصول یا خدمت ) را شامل میشود . این فرایند از پویایی بسیار بالایی برخوردار است زیرا سفارشات مشتریان هر لحظه و در مورد هر ترکیبی از محصولات تولیدی ممکن است از راه برسد . از سوی دیگر این سفارشات بدلیل عدم اطمینان و تغییراتی که در طول زمان درفرایند دریافت مواد اولیه لازم از تامین کنندگان رخ میدهد ، ممکن است با تغییراتی مواجه شود . بنابراین این نقش که در ادبیات مدیریت تولید و عملیات تحت عنوان IPOM یا مدیریت سفارشات و تولید یکپارچه مطرح میگردد، بسیار مهم و حیاتی به شمار میرود . در بیان اهمیت مدیریت سفارشات و تولید یکپارچه باید گفت محیط دائما متغیر امروزی که در آن چرخه عمر محصولات بسیار کوتاه بوده و رقابت جهانی نیز بسیار شدت گرفته است، سازمانها را مجبور میکند که برای بقا و دوام خود در این محیط سیاستها، استراتژیها وسیستمهای اطلاعاتی لازم و مناسب را بکار گیرند. در برخی از صنایع مدلهای جدید محصولات حتی هر یک یا دو سال یکبار وارد بازارمیشوند و از سوی دیگر تکنولوژی و نیازهای مشتریان نیز دائما در حال تغییر میباشد. بنابراین در چنین بازارهایی انعطاف ، کیفیت ، قیمت و زمان ابعاد کلیدی و اصلی هستند که موجبات دستیابی یک سازمان به موفقیت و بقا را فراهم میکنند .برای برخورد موثر با چنین شرایطی رویکردهای مدیریتی جدیدی درطول زمان توسعه یافته و بکارگرفته شده اند که این روشها در ادامه بطور گذرا مورد بررسی قرار میگیرند:
۲-۵-۵-۱ فرآیند مهندسی همزمان
در فرایند توسعه محصول ، سازمانها با توسعه محصولات جدید ، نیاز دائما متغیر مشتریان را در زمان کوتاه و با بکارگیری فرایند مهندسی همزمان که یک رویکرد پویا و یکپارچه در توسعه محصول جدید میباشد ، برآورده میکنند . این شیوه رویکردی پویا ، منسجم و مبتنی بر تیمهای توسعه محصول جدید و شامل متخصصانی از حوزه های مختلف سازمان از قبیل بازاریابی (آگاه به نیاز مشتریان و سطح انتظارات آنان )، مهندسان و طراحان ( آگاهی از چگونگی تبدیل نیازهای مشتریان به برنامه ها و رویه های تولید محصول)، متخصصان عملیات و نگهداری ( آگاه به چگونگی توسعه یک محصول با کیفیت و موثر از نظر هزینه ) و… میباشند که با اهداف مشترک ، موجبات توسعه یک محصول جدید را فراهم می آورند . چنین رویکردی را میتوان در مورد فرایند ارضای سفارش و نیاز مشتریان بکار گرفت بطوریکه با یک عکس العمل سریع نسبت به بازار، با زمان تاخیر بسیار کوتاه و جریان نقدینگی بهبود یافته در سازمان بتوان این وظیفه را انجام داد.
۲-۵-۵-۲ تولید بهنگام:
استراتژی دیگر سازمانها برای مواجهه با این محیط جدید ، پذیرش فلسفه هایی از جمله تولید بهنگام است که مبتنی بر موجودی در جریان با حجم کم ، آموزش کارکنان برای دستیابی به انعطاف نیروی کار و انعطاف بالای ماشینها و تجهیزات برای تغییر از یک محصول به محصول دیگر در زمان بسیار کم میباشد . اما این روش در همه سازمانها و صنایع نمیتواند موفق عمل کند و موفقیت آن بستگی به نوع صنعت ، تکنولوژی مورد استفاده و رقابت موجود در بازار خواهد داشت.
۲-۵-۵-۳ روش مورد استفاده دیگر در بهبود فرایند انعطاف پذیری عملیات ، مبتنی بر اصل پارتو میباشد که بر اساس آن فقط تعداد محدودی از منابع در سازمانهای تولیدی دارای ظرفیت محدود و در نتیجه انعطاف کم میباشند . بنابراین مدیریت باید بر روی منابع محدودو نقاط گلوگاهی(Bottlenecks) تمرکز کند و ظرفیت موجودرا به بهترین روش برای حداکثرکردن عملکردکل سازمان بکارگیرد . این رویکرد تحت عنوان DBR در سال ۱۹۸۶ شکل گرفت که بعدها با عنوان “تئوری محدودیتها” توسعه یافت .
۲-۵-۵-۴ رویکرد دیگر، تقسیم سازمانهای تولیدی بصورت تعدادی سلول بود که هر یک از این سلولها درتولید تعداد محدودی از محصولات مشابه تخصص داشتند. این روش تحت عنوان تکنولوژی گروهی (GT ) شناخته میشود و مبتنی بر این فرضیه است که میتوان با مدیریت یک واحد عملیاتی کوچکتر ، عملکرد بهتری را بدست آورد. در این روش همه تجهیزات و نیروی انسانی مورد نیاز برای انجام فرآیند انجام سفارشات مشتریان را در یک محل منتقل میکنند تا محصولاتی ازیک خانواده را تولید کنند. مشکل ایجاد شده در این روش انتقال تجهیزات و سخت افزار مورد نیاز به یک محل مشخص و جابجایی مجدد آنها هنگامی که خانواده محصولات تغییر میکند، میباشد.
۲-۳-۵ روشهای دیگری همچون تولید چابک ، CONWIP ، تولید همزمان و… نیز در ادبیات موضوع مورد بحث قرار گرفته است که بطور کلی همه این روشها گامی بسوی انسجام و همزمانی فرایند برآوردن سفارشات مشتریان میباشد .همزمان باتوسعه این رویکردهای مدیریتی، سیستمهای اطلاعاتی که بتواند این رویکردهای جدید را پشتیبانی نماید نیز توسعه می یافت. سیستمهای پردازش مبادلات اولیه به شکل سیستمهای رشد یافت که برنامه ریزی و کنترل تولید را مورد پشتیبانی قرار میداد. انطباق و یکپارچگی منطق MRP با سیستمهای مدیریت پایگاه داده رابطه ای، سیستمهای پشتیبان تصمیم (DSS) و سیستمهای اطلاعات مدیریت (MIS)، نسل جدیدی از سیستمها را به نام یستمهایERP ارائه نمود که وظیفه مدیریت نیازمندیهای داده و اطلاعات در سرتاسر یک سازمان را برعهده داشت. سیستمهایERP ، پشتیبانی تصمیم گیری و اطلاعاتی را که مدیریت سعی میکرد از طریق ابزار دیگری همچون کارتهای کانبان درسیستمهای JIT یا توانایی کنترل کل فرایند دررویکردGT به آن دست یابد، فراهم میسازد. با استفاده از ERP میتوان مفاهیم GT را بدون آنکه نیاز باشد ماشینها و تجهیزات از محل خود به سلولهای اختصاصی انتقال یابند بکار برد و سیستم JIT را بدون نیاز به کارتهای کانبان اجرا کرد. پس میتوان چنین نتیجه گرفت که IPOM سیستمی مبتنی بر یک رویکرد تیمی میباشد که این تیم وظیفه اداره کردن و مدیریت فرآیند ارضای سفارشات مشتریان را بوسیله یک سیستم پیشرفته ERP بر عهده دارد.
 
فاکتورهای موثر بر انتخاب سیستم برنامه ریزی منابع سازمان
در یک جمع بندی معیارهای استخراج شده از مرور ادبیات و بررسی پژوهش های گذشته و مطالعه میدانی پژوهش حاضر را می توان به طور خلاصه به شرح زیر نام برد: معیار عمومی: در مجموع یک سری از مشخصات سیستمی وجود دارد که در بیشتر نرم افزارهای سازمانی فارغ از نوع سیستم و قرارداد با پیمانکار به صورت حداقلی وجود دارد؛ چنانچه این عوامل فراتر از آن چیزی که شرکت ارائه دهنده ی محصول نرم افزاری ارائه می دهد، مورد تقاضای خریدار باشد باید در انتخاب نرم افزار مد نظر قرار داده شود .چون بر بسیاری از پارامترها مانند قیمت، کیفیت تأثیرگذار است.
هزینه پیاده سازی: در انتخاب و پیاده سازی نرم افزارهای سازمانی عمده هزینه موجود که تأثیر بسزایی در انتخاب سیستم دارند عبارت است از: هزینه ی مشاوره(مقدار جبران خدمتی که تیم مشاوره در پیاد هسازی از کارفرما یعنی خریدار سیستم دریافت می دارد)، هزینه ی فراساختار (پایه ریزی داده ها و معماری کاربرد را میسر می سازد فرا ساخت ها در برگیرنده سخت افزار و نرم افزارهایی است که برای پشتیبانی کاربردها و داده ها به کار گرفته می شوند) و مدت زمان پیاد هسازی نیز با توجه به این که در طول مدت پیاده سازی نرم افزار سازمان مجبور است به طور همزمان از دو سیستم قدیمی و جدید یا بدون استفاده از سیستم قدیمی تنها از سیتم جدید با قبول ریسک بیشتر استفاده کند، که هزینه زیادی به سازمان خریدار نرم افزار تحمیل می کند
قیمت: در انتخاب و خرید هر چیزی یک سری از مشخصه ها بر میز ان قیمت پرداختی از طرف خریدار تأثیر می گذارد که این مشخصه ها در نرم افزارهای سازمانی مانند سیستم برنامه ریزی منابع سازمان شامل درجه بومی سازی(با افزایش تغییرات نرم افزار برای سازگاری با سازمان مورد نظر قیمت نرم افزار نیز افزایش می یابد)، مظنه فروشندگان، داشتن عملیات کامل و کامل بودن ماژول ها است.
فروشنده: فروشنده باید آموزش را همانند پشتیبانی پس از فروش مهیا کند ؛ زیرا سیستم برنامه ریزی منابع سازمان کمابیش کاربردهای پیچیده ای برای یادگیری توسط خود افراد دارد. همچنین این مسئله باید بررسی شود که هر بخش درون سازمان قسمتی از نرم افزار خودش را استفاده می کند. بنابراین نوعی از آموزش تخصصی برای هر واحد مورد نیاز است . سهم بازار، شهرت، تعداد مشاورین، تعداد نصب های انجام شده، زیرساخت های پشتیبانی و پیاده سازی های گذشته، فاکتورهای مهمی هستند که تعهد فروشنده را به تولید نشان می دهند. همچنین به دلیل هزینه های بالای نصب و هزینه هایی که در طول اجرا و استفاده ایجاد می شود، خدمات و پشتیبانی عاملی حیاتی در ارتباط با پیاده سازی سیستم برنامه ریزی منابع سازمان است.
قابلیت های کارکردی نرم افزار: سیستم ERP باید با استفاده از جدیدترین تکنولوژی معماری و متدلوژی پیاده سازی شود. از آنجا که تکنولوژی به صورت دائم در حال تغییر صحیح است، معماری محصول بسیار اهمیت می یابد؛ زیرا معماری مناسب باعث می شود اجز ای مختلف ERP بدون اینکه به عملکرد کل سیستم اختلالی وارد شود ارتقا یابند یا کاربرپسند بودن سیستم و سلسله مراتبی بودن کارکردها برای تسهیل کار با سیستم که برای پذیرش سیستم از طرف کارکنان برای کار موثر است. معماری باز و رابطه های باز سیستم که این معماری و واسط های ERP باید توسعه تدریجی اجزای مختلف سیستم ERP را بدون مختل کردن عملکرد کامل، یکپارچه، ارتقا و پیشرفت و قابلیت اختصاصی سازی را مقدور سازند. گزینه موردنظر باید روندهای کنونی در فناوری اطلاعات را نشان دهد . نیازهای کاربران برای بررسی و کنترل روندهای کنونی فناوری اطلاعات در تولید و آزمون ERP و اینکه آیا فروشنده به دربر گرفتن آخرین روندها در فناوری اطلاعات توسط محصو ل خود متعهد بوده یا نه باید استفاده شود. شرکت ها باید از اینکه تأمین کنندگان به بهروزرسانی و ارتقای محصولات شان برای استفاده بهتر از فناوری هایی که در آینده قابل دسترس هستند، متعهد می باشند، اطمینان حاصل کنند. همچنین استفاده شرکت ها از یک گروه مشاوره خارجی برای کمک به ارزیابی جنبه های فنی گزینه ها دارای اهمیت است.
مدیریت پروژه : عبارت است از به کارگیری دانش، مهارت، ابزار و تکنیک ها برای فعالیت های پروژه برای تحقق الزامات پروژه در پیاده سازی سیستم نرم افزاری که امروزه به علت افزایش شکست برنامه های پیاده سازی سیستم برنامه ریزی منابع سازمانی از اهمیت دو چندانی برخوردار شده است.
قابلیت های کیفی نرم افزار: این معیار شامل قابلیت آزمون پذیری (آزمون پذیری نرم افزار، میزان سهولتی است که نرم افزار بتواند تحت آن اشتباهات خود را حین آزمون به نمایش گذارد)، قابلیت سپردن به حافظه(آیا کاربر میتواند نحوه ی به کارگیری عملیات سیستم را به یاد آورد؟)، اجتناب از خطا(آیا سیستم خطاهای معمول کاربر را پیش بینی می کند؟ یا از آنها جلوگیری می کند)، قابلیت مقابله با خطا(آیا سیستم به کاربر برای رهایی از مشکلات کمک می کند؟)، قابلیت یکپارچگی(این صفت توانایی آن است که مؤلفه های جدا از هم ساخته شده بتوانند با هم به درستی کار کنند) و قابلیت یادگیری (کاربر چقدر راحت و سریع می تواند استفاده از واسط را یاد بگیرد؟) امنیت : توانایی سیستم برای مقاومت در مسائل ناخواسته و امتناع از دادن سرویس (زمانی که خود سیستم در حال ارائه سرویس هایی برای کاربران است) به شمار می آید. کارکرد: توانایی سیستم برای انجام دادن کار یا هدفی است که برای آن ساخته شده است.
 
مفاهیم اولیه منطق فازی
فازی در لغت به معنای نامفهوم و نامشخص است و روابط بین دقت و حقیقت یا معنا را با توابع ریاضی بیان می‌کند. این بخش به توضیحات کیفی و مقدماتی از منطق فازی اختصاص دارد. بسط رسمی نظریه‌ی مجموعه‌ها در اواخر قرن نوزدهم با کار جرج کانتور به عنوان یکی از خلاق‌ترین ریاضیدانان تاریخ آغاز شد. مجموعه‌های کانتور، از نوع قطعی هستند و در آن‌ها هر عنصر یا متعلق به یک مجموعه است و یا نیست. پس در اینجا بین عناصری که عضو یک مجموعه هستند و آن‌هایی که نیستند یک خط تفکیک‌کننده ترسیم می‌شود. محدوده‌ی این مجموعه ثابت بوده و به خوبی و روشنی تعریف می‌شود؛ درحالی که امور واقعی بیشتر از آنکه قطعی باشند، فازی هستند.
یک توده از دانه‌های شن را درنظر بگیرید. یک دانه شن بردارید و توده همچنان باقی است. دانه‌ی دیگری بردارید و این فرایند را تکرار نمایید. در نهایت۱۰ دانه شن باقی می‌ماند؛ سپس نه تا؛ بعد هشت و الی آخر. وقتی که یک دانه باقی ماند، چه بر سر توده می‌آید. آیا هنوز می‌توان گفت یک توده است؟ وقتی که آخرین دانه برداشته می‌شود و چیزی باقی نمی‌ماند، آیا توده از توده بودن باز می‌ایستد؟ در مورد توده یک عدد طبیعی معین n انتخاب می‌شود. اگر تعداد دانه‌های شن بزرگ‌تر یا مساوی n باشد، دانه‌های شن تشکیل یک توده می‌دهند. حال آیا۱n- دانه شن دیگر، یک توده را تشکیل نمی‌دهند؟ علاوه برآن چگونه عدد n انتخاب می‌شود؟ ۱۰۰، ۱۰۰۰ یا ۱۰۰۰۰۰۰ یا بیشتر؟ عقل سلیم حکم می‌کند که مفهوم توده مبهم است؛ بنابراین ابزاری که بتواند با ابهام مواجه شود مورد نیاز است. مفهوم مجموعه‌ی فازی، به عنوان تعمیم مجموعه‌های کانتور، چنین ابزاری را دراختیار ما قرار می‌دهد.
مفهوم منطق فازی اولین بار در پی تنظیم نظریه‌ی مجموعه‌های فازی در مقاله‌ای تحت عنوان “مجموعه‌های فازی” به وسیله‌ی پروفسور لطفی‌زاده در سال ۱۹۶۵در صحنه‌ی محاسبات نوظاهر شد.
طبق تعریف فرهنگ‌هاو زبان‌های محاوره‌ای مختلف، کلمات فازی: مبهم، مشکل، نامعین، نادقیق و قیود آن‌ها، در معنا و مفهوم، کم و بیش ارتباط نزدیکی به هم دارند. ناتوانی مجموعه‌های کلاسیک در بیان کمیت‌ها و مفاهیم نادقیق همچون کوچکی، بزرگی، ارزانی، گرانی، جوانی، پیری و … که در هر سیستم دارای معنی خاص هستند، باعث شد تا نظریه‌یمجموعه‌های فازی قدم به میدان بگذارد. این نظریه یک قالب جدید ریاضی برای صورت‌بندی و تجزیه و تحلیل این مفاهیم و ویژگی‌ها است. در واقع نظریه‌یمجموعه‌های فازی یک تعمیم و گسترش طبیعی نظریه‌ی مجموعه‌های معمولی است که موافق با زبان و فهم طبیعی انسان‌ها نیز می‌باشد. در نظریه مجموعه‌های معمولی، عضویت یک عنصر به مجموعه قطعی است. فرض کنید Xیک مجموعه‌ی مرجع باشد. زیرمجموعه‌یA ازX عبارتست از عناصری از Xکه دقیقاً مشخص شده باشند. زیرمجموعه‌ی Aرا می‌توان با استفاده از مفهوم تابع مشخصه بیان کرد.
تعریف:فرض کنیدX یک مجموعه‌ی مرجع دلخواه باشد، تابع مشخصه‌ی هر زیرمجموعه‌ی معمولیA ازX،  به صورت زیر تعریف می‌شود:
 
با توجه به تعریف فوق، برای هر  ،  تنها یکی از مقادیر۰ یا ۱ را خواهد گرفت. تعریف: اگر برد تابع  را از مجموعه‌ی دو عضوی}۱, ۰{ به بازه]۱, ۰ [توسعه دهیم، تابعی خواهیم داشت که به هر عضو  ازX، عددی را در بازه‌ی]۱, ۰ [نسبت می‌دهد. اکنون Aدیگر یک مجموعه‌ی معمولی نیست؛ بلکه چیزی است که آن را یک مجموعه‌ی فازی می‌نامیم. به طوردقیق‌تر، Aزیرمجموعه‌ی فازی از X است.

نوشته ای دیگر :   مقاله علمی با منبع : رابطه بین کیفیت خدمات و وفاداری با توجه به نقش میانجی رضایتمندی ...

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

برچسب گذاری شده با: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,