بررسي ارتباط بين هوش هيجاني و رفتار شهروندي سازماني در سازمان اوقاف و امور خيريه  …

بررسي ارتباط بين هوش هيجاني و رفتار شهروندي سازماني در سازمان اوقاف و امور خيريه …

بنابراين، اين مهم بايد مدنظر قرارگيرد که در سازمانها هوش عقلي تنها ابزار مقايسه افراد نيست، چرا که در محيطهايي که انسانها فعاليت دارند قابليتهاي عاطفي، درک افراد از احساسات خود و ديگران و توانمنديهاي آنان در ارتباطات عوامل مهمي هستند که بايد مدنظر قرار گيرد. دراين بين ارتباطات از اهميت ويژه اي برخورداراست زيرا توانمنديهاي اجتماعي بخش مهم هوش هیجانی و درواقع عينيت بخش هوش هیجانی است. رابطه هوش هیجانی و اثربخشي مديران: برخي از مديران به خاطر رابطه ضعيف خود با ديگران قادر نيستند بازخورد دريافت كنند و به بازخوردها پاسخ درست بدهند. مديران اثربخش و موفق تقريبا در تمام جنبه ها با اين مديران متفاوت هستند. آنان نقش رهبر را ايفا مي كنند، بنا به نظر گلمن رهبر قوي و مؤثر، كسي است كه الهام بخش است، انگيزه ايجاد مي كند و تعهد به وجود مي‌آورد، قابليتهاي هوش هیجانی خود را به طور پيوسته تقويت مي كند و با توجه به نياز، سبكهاي رهبري خود را تغيير مي دهد(ديربورن[22]، 2002 ، ص 1). مديران موفق برانگيزاننده هاي خوبي هستند. در يك كلام، مديران موفق تأكيد بر ارتقاي هوش هیجانی و پرورش قابليتهاي هیجانی دارند (ميلر[23]، 1999 ، ص: 2).
2-2-7- ديدگاههاي مختلف مربوط به هوش هیجانی و مؤلفه‌هاي آن
پترايدس و فارنهام[24](2001و 2000) دو ساختار متفاوت از هوش هیجانی را بر اساس روش عملياتي کردن آن ارائه كردند.
اولي هوش هیجانی مبتني بر صفات شخصي ناميده شد که با نوع خاصي از يک عملکرد مرتبط بود و بوسيله ي آزمون هاي خود سنجي، مورد سنجش قرار گرفت. دومي هوش هیجانی مبتني بر توانمندي ناميده شدکه با توانايي واقعي ارتباط داشت و نسبت به آزمون هاي مبتني بر خصيصه، بوسيله آزمون هاي عملکردي،ارزيابي مي شود (وارويک و نتل بک[25]،:2004 ، ص1092).
الف – هوش هیجانی مبتني بر توانمندي
اين رويکرد بر اساس مدل ماير و همکارانش از هوش هیجانی شناخته شده است(داي[26] و ديگران، 2002، ص 11). مدل هاي توانمندي هوش هیجانی را در يک شيوه ي مشابه با هوش شناختي(به عنوان مثال بهره ي هوشي) مفهوم سازي مي کنند. تصور مي شود هوش هیجانی در طول زمان توسعه پيدا مي کند، با مقياس بهره ي هوشي (IQ) همبستگي دارد و با آزمونهاي بر مبناي عملکرد قابل اندازه گيري است(روزتي و سياروچي[27]، 2005 ، ص 389).
ب – هوش هیجانی مبتني برصفات شخصي(ترکيبي)
اين رويکرد براساس مدل هاي محققاتي چون گلمن(1996؛1995) و بار-آن (1997) شناخته شده است (داي و ديگران،2002 ، ص 11).
در اين رويکرد که به ديدگاه ترکيبي نيز مشهور است هوش هیجانی را با ديگر توا نمندي ها و ويژگي هاي شخصيتي مانند انگيزش ترکيب مي کند.
اين ديدگاه در بررسي هوش هیجانی تحت الشعاع متغير هاي شخصيتي(نظير همدلي و تكانشي بودن) و ساختارهايي که همبستگي بالقوه با آنها دارند(مانند انگيزش، خود آگاهي و اميد واري) قرار مي گيرد، برعكس در ديدگاه پردازش اطلاعات(ديدگاه توانمندي)بيشتر بربخش هاي سازنده هوش هیجانی و رابطه ي آن با هوش سنتي تأکيد مي شود.
بر عکس مدلهاي توانمندي، مدل هاي ترکيبي شامل دو مدل غيرشناختي[28](بار- آن، 1997) و مدل مبتني بر قابليت (گلمن، 1995) هستند. مدل هاي ترکيبي با مدل هاي سنتي شخصيت همپوشي و هم بستگي دارند و روش اوليه شان در سنجش هوش هیجانی خود سنجي است(روزتي و سيارووچي، 2005 ، ص 389).
2-2-7-1- مفاهيم اساسي هوش هیجانی از ديدگاه گلمن
گلمن هوش هیجانی را در دو حوزه تجزيه و تحليل كرد:
شايستگيهاي شخصي: چگونه خودمان را مديريت كنيم.
شايستگيهاي اجتماعي: چگونه ارتباطات خود را مديريت كنيم.
هر كدام يك از اين دو حوزه‌هاي وسيع، شامل تعدادي شاخص مخصوص مي‌باشد كه در جدول 2-2 آمده است.
جدول2-2: مؤلفه‌هاي هوش هیجانی از ديدگاه گولمن

برچسب گذاری شده با: , ,
شايستگي هاي اجتماعي شايستگي هاي شخصي
همدلي خود آگاهي
مهارت اجتماعي خود تنظيمي(خودکنترلي)
انگيزش( خود انگيزي )