جستجوی مقالات فارسی – بررسی آراء و نوآوری‌های شهید محمدباقر صدر در اصول فقه91- قسمت 7

جستجوی مقالات فارسی – بررسی آراء و نوآوری‌های شهید محمدباقر صدر در اصول فقه91- قسمت 7

2-2- نوآوری شهیدصدردرساختارسازی(تقسیم بندی مباحث علم اصول)
یکی از مهمترین عوامل پویایی علوم این است که هر چه تقسیم بندی از مباحث یک علم دقیق تر باشد و جایگاه صحیح و منطقی هر بحث را بهتر نشان دهد، مباحث آن علم بهتر دانسته خواهد شد و نقاط خالی برای تکامل مباحث آسان تر شناخته می شود.
اگر نگاهی به تقسیم بندی وساختار مباحث اصولی داشته باشیم و به عناوین کتاب کفایة الأصول اثر آخوند خراسانی توجه نماییم مباحث علم اصول را در چهار بخش می یابیم:

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

  1. مباحث الفاظ و مقدمات آنها. در اینجا از اصل ظهور دلیل لفظی بحث می شود و بسیاری از مباحث عقلی بدون هیچ گونه توجیه کافی در ضمن آنها مندرج گردیده است.
  2. مباحث امارات معتبر شرعی که در اینجا نخست از حجیت قطع و سپس از حجیت یا عدم حجیت برخی امارات ظنی بحث می شود.
  3. مباحث اصول عملی اعم از عقلی و نقلی.
  4. مباحث تعارض ادله و امارات.[30]

کتاب فرائد الأصول اثر شیخ انصاری جامع مباحث سه قسم اخیر است و مباحث قسم اول را می توان در تقریرات درس شیخ، موسوم به مطارح الانظار جست وجو کرد.
پس از محقق خراسانی، شاگردان وی همین شیوه را دنبال کردند که نشان از کم اهمیتی در ارائه تقسیم بندی مناسب است. مثلاً در تقریرات درس میرزای نائینی موسوم به فوائد الأصول و نیز در کتاب مقالات الأصول اثر محقق عراقی می بینیم که به ابواب و فصول و مباحث علم اصول نگاهی خاص و دقیق نشده است و تنها در ضمن بیان تعریف و موضوع علم اصول، اشاراتی وجود دارد؛ چنان که در آثار پیشینیان نیز چنین بوده است. به نظر میرسد شیخ محمد حسین اصفهانی، نخستین شخصیت اصولی است که اصلاحی اساسی در این تقسیم بندیِ معمول، روا داشت و پیشنهاد کرد که مباحث عقلی از مباحث الفاظ جدا شود.
بنابر پیشنهاد او ابواب چهارگانه اصول عبارت بود از:

  1. مباحث الفاظ که در آن از اصلِ ظهور ادله لفظی بحث می شود؛
  2. مباحث عقلی مانند بحث مقدمه واجب و بحث امتناع اجتماع امر و نهی؛
  3. مباحث حجت که از حجیت ظواهر کتاب و سنت و نیز حجیت اجماع و دلیل عقلی سخن گفته می شود؛
  4. مباحث اصول عملی. آن گاه مباحث تعارض ادله، موسوم به باب تعادل و تراجیح، تحت عنوان خاتمه می آمد که در واقع باب پنجم از ابواب علم اصول است.

در اینجا ملاحظه می شود که اصول عملی اعم از شرعی و عقلی، و نیز امارات شرعی اعم از ظنی و قطعی یکجا جمع شده، ولی در عوض مباحث عقلی از مباحث لفظی تفکیک شده که این تفکیک حائز اهمیت است.
مرحوم آیه الله مظفر در کتاب اصول الفقه که آن را از آغاز به عنوان متن درسی نگاشت، این تقسیم بندی را از استادش پسندیده است؛ ولی بعدها مرحوم اصفهانی خود مباحث تعادل و تراجیح را به مباحث حجت الحاق و مباحث علم اصول را در سه باب جمع کرد. توجیه او در این کار آن بود که هنگام تعارض ادله، سرانجام از حجیت یکی از دو دلیل سخن می گوییم. پس همواره بحث از حجیت اعم از حجیت شأنی و حجیت فعلی بعد از وقوع تعارض خواهد بود.
حاصل این بررسی ها در تقسیم بندی مباحث علم اصول از زمان شیخ انصاری تا محقق خویی آن است که هشت نوع بحث برای علم اصول وجود دارد:

  1. امارات لفظی قطعی و مباحث مقدماتی مربوط به باب الفاظ؛ 2. امارات لفظی ظنی؛ 3. ادله عقلی یا امارات عقلی که همواره نوع قطعی آن نزد ما مطرح است؛ 4.حجیت دلیل عقلی قطعی؛ 5. حجیت برخی امارات ظنی؛ 6. اصول عملی شرعی؛ 7.اصول عملی عقلی؛ 8. تعارض ادله.

البته اصولیون در ادغام برخی اقسام در برخی دیگر و معرفی اقسام کلی و کلان مباحث، اختلاف شیوه دارند و هیچ یک ملاک روشنی در تفکیک یا ادغام این اقسام ارائه نداده اند
شهید صدر نخست تقسیم بندی معروف و مألوف از مباحث علم اصول را که استاد گرانقدرش آیت اللّه خویی[31] عنوان کرده اند، یاد کرده، می‌گوید: به طور معمول در تقسیم مباحث علم اصول گویند که قواعد اصولی بر چهار قسم است:

  1. قواعدی که حکم شرعی را به طور وجدانی بر ما معلوم می سازد، که همان مباحث استلزام عقلی است؛ از قبیل قاعده عقلی «مقدمة الواجب واجبة».
  2. قواعدی که حکم شرعی را به طور تعبدی بر ما معلوم می سازد و این دو گونه است:

الف) قواعدی که صغرای قیاس استنباط واقع می شوند و بحث درباره آنها از قبیل بحث صغروی است. همه مباحث الفاظ این گونه هستند و از جمله آنها بحث از ظهور صیغه امر در معنای وجوب و ظهور عام مخصّص در تمام الباقی است.
ب) قواعدی که کبرای قیاس استنباط واقع شده، بحث درباره آنها از قبیل بحث کبروی است. همه مباحث مربوط به حجیت این گونه هستند و از جمله آنها بحث از حجیت ظهور قرآن، حجیت خبر واحد و حجیت شهرت است.

  1. قواعدی که به هنگام معلوم نشدن حکم شرعی به طور وجدانی یا تعبدی، وظیفه شرعی عملی را معین می سازد؛ از قبیل اصل برائت شرعی و اصل احتیاط شرعی.
  2. قواعدی که فقیه در آخرین مرحله بدان ها رجوع می کند، که اصول عملی عقلی است؛ از قبیل قاعده عقلی قبح عقاب بلابیان و قاعده عقلی وجوب احتیاط.[32]در این تقسیم بندی تمام مباحث اصولی در دو بخش امارات و اصول عملی جای گرفته است. امارات آن دسته از ادله استنباط را گویند که حیثیت کشف از واقع را دارد و اصول آن دسته از ادله را گویند که تنها وظیفه عملی را مقرر می کند. آن گاه مباحث هر شاخه به دو شاخه جزئی تر تقسیم شده است. درباره امارات اعم از قطعی و ظنی یک بار از اصل ظهور و بار دیگر از حجیت آن سخن می گویند و درباره اصول عملی نیز یک بار از اصول شرعی که توسط شارع تأسیس شده سخن می گویند و بار دیگر از اصول عقلی که توسط عقل پایه گذاری شده است.

شهید صدر با نگاهی به آخرین شکل از تقسیم مباحث که استادش محقق خویی اظهار داشته اند، پیشنهاد خود و معایب تقسیم مذکور را چنین بازگو می کند:

برچسب گذاری شده با: