سرفصل محتوا

  • بررسی کارکرد محتوا و گزارش گیری از اون

    • چه مواردی رو باید موشکافی کنیم؟
    • موشکافی

    • چیجوری میشه معیارها رو “هوشمندانه” اندازه گیری کرد؟

      • ۱٫ ایجاد باخبر شدن از برند
      • ۲٫ رابطه و مشارکت
      • ۳٫ حفظ مشتری (ایجاد مشتری وفادار)
      • ۴٫ ایجاد سرنخای فروش
      • ۵٫ فروش
    • معیارهای مربوط به ترافیک
    • تعداد بازدید از صفحات تعداد بازدیدها و بازدیدهای یکتا از صفحات
    • صفحه زمان گذشته در صفحه (Time on Page)
    • اندازه پرش (Bounce Rate)
    • معیارهای مربوط به مشارکت کاربر

      • امتیاز دهی رای دادن / امتیاز دادن
      • دیدگاه ها نظرات (دیدگاه ها)
      •  لینکا
    • معیارهای مربوط به شبکه های اجتماعی
    • ایجاد معیارهای دلخواه

      • عمق متوسط مطالعه
      • اندازه اشتیاق
      • اندازه استقبال، اندازه رشد و اندازه تبدیل
    • اندازه تبدیل، برگشت سرمایه و دردسرهای مربوط به قیف بازاریابی
    • گزارش گیری و گزارش دهی: بسته بندی تحلیل کارکرد محتوا و ارائۀ اون به بقیه

      • قدم اول: بدونین با کی صحبت می کنین
      • قدم دوم: از اونا سوال کنین چی براشون مهمه و مایل هستن چه نوع داده هایی رو ببینن
      • قدم سوم: مطمئن شید محتوایی که تولید می کنین با اهداف سازمانی تون سازگاری داره
      • قدم چهارم: یه داشبورد بسازین
    • کلام آخر:

بررسی کارکرد محتوا و گزارش گیری از اون

گذاشتن محتوای به روز، پیوسته و پویا هم می تونه در سئو سایت شما تاثیر زیادی داشته باشه و هم در مدیریت برند شما. پس بررسی کارکرد محتوا و گزارش گیری از اون چیزی ضروریست.

هر چقدر هم با جامعۀ هدف خود آشنا باشین، تلاشاتون هم جهت با بازاریابی محتوا همیشه جای بهبود دارن.

بازاریابی محتوا

بعضی از محتوای تولیدی شما که فکر می کنین بسیار محبوب هستن، بعد از مدت کوتاهی کم اهمیت می شن، بعضی از محتواهای بی اهمیت اونقدر رشدی می کنن که هیچوقت انتظارش رو نداشتید.

یکی از قسمتای حیاتی کار شما اینه که موفقیتا و شکستا رو دنبال کنین، توضیح بدین که بازاریابی محتوایی چیجوری به کارتون کمک می کنه که به اهدافش برسه و در آخر، قادر باشین یافته های موفقیت آمیز کار خود رو واسه بقیه از جمله مدیران خود تشریح کنین.

چه مواردی رو باید موشکافی کنیم؟

اولین نکته ای که باید به اون اشاره کنیم، همون داستان فیل در داخل اتاق تاریکه که هر شخصی برداشت خودشو از اون داره.

اعداد و ارقام، همون قدر که نشون دهندۀ واقعیات هستن، می تونن واسه دروغ گفتن هم استفاده شن. اعداد، اعداد هستن، نه چیزی بیشتر و نه چیزی کمتر!

واسه روشن تر شدن موضوع، مثالی می زنیم. یه جلسه هرساله رو تصور کنین که در اون بازاریابانِ شرکت مشغول گزارش دهی هستن؛ و بازاریاب محتوا (که تازگیا کارش رو در این شرکت شروع کرده) میگه:

“ترافیک سایت ما امسال ۳۰۰% زیاد شد. مدت زمان متوسطی که مخاطبان در هر صفحه می گذرونن بیشتر از ۲ دقیقه زیاد شده و اندازه خونده شدن مطالب وبلا گ ما هم تقریباً دو برابر شده.”

معرکه س، نه؟! شمام اگه مدیر این شخص بودین خوشحال می شدید؟

، این وضعیت ممکنه عالی باشه. شاید هم نباشه! شاید تعداد بازدیدهای هرساله سایت ۱۰ تا بوده که الان به ۴۰ عدد رسیده.

شاید چند نفر از اعضای تیم وبلاگ نویسی صفحه ای رو در سایت دیدن کردن، به یه جلسه رفتن و بعد از چند دقیقه دوباره برگشتند و روی صفحه دیگری کلیک کردن و بخاطر این “مدت زمان خونده شدن صفحات زیاد شد”.

واسه بالا رفتن اعداد و ارقام، دلایل بسیار زیادی می تونه وجود داشته باشه.

به طور خلاصه پیام این داستان اینه که اندازه گیری، به تنهایی هیچ فایده ای نداره. هوشمندانه اندازه گیری کنین. تا وقتی که از فکرتون استفاده نکردین، اعداد و ارقام هیچ معنایی ندارن.

فقط به قصد آمار گرفتن مبادرت به جمع آوری اعداد نکنین، بلکه کاری کنین که این اعداد اهمیت پیدا کنن. تلاش کنین که وقتی این اعداد رو به مدیر یا رئیس خود نشون می دین، بتونین به سوالاتی مثل “این عدد یعنی چه؟” یا “حالا این ارقام خوب هستن یا بد؟” جواب بدین.

یادتون باشه که این شمائید که باید ارزش محتوای تولیدی تون رو به بقیه ثابت کنین.

چیجوری میشه معیارها رو “هوشمندانه” اندازه گیری کرد؟

قبل از هر چیز به این موضوع اشاره کنیم که از اول، کار رو کوچیک شروع کنین و کم کم اونو گسترش بدین. موشکافی، مثل حسابرسی مالی نیس که یهویی انجام شه و به پایان برسه؛ بلکه باید همیشگی و دائمی باشه.

به خاطر همین، بهتره خودتون رو درگیرِ کارِ زیادتر از اندازه نکنین. حجم زیاد از کار، امکان حرکت و پیشرفت رو از شما می گیره.

پس از اون، مهم اینه که معیارهای امتحان تون هدف دار باشن. به این فکر کنین که با محتوای خود به چی می خواین برسین و بعد از اون، ببینین که کدوم یکی از این معیارها می تونن کیفیت کارتون در همین زمینه رو نشون بدن. اگه نمی دونین این اهداف چه هستن، از بقیه یاد بگیرین.

موسسه بازاریابی محتوایی (The Content Marketing Institute)، معمولاً از بازاریابا دربارۀ فعالیت هاشون در زمینۀ بازاریابی محتوا نظرسنجی کرده و بعد، یافته های این نظرسنجیا رو به صورت گزارشایی در مورد بنچ مارکینگ، بودجه و روندهای کار بازاریابان B2B و B2C منتشر می کنه. علاوه بر اینا، واسه بازاریابی موفق محتوا، اهداف سازمانی رو هم در نظر بگیرین.

اینجا ۵ هدف که به گفته شرکت کنندگان در نظرسنجیا، اهداف اصلی بودن رو آوردیم:

۱٫ ایجاد باخبر شدن از برند

مشتریانِ بالقوه اگه از وجود شما خبر نداشته باشن، ً نخوان تونست برند شما رو انتخاب کنن.

ظاهر شدن در برابر چشمونِ مردم و تحت تاثیر قرار دادن آدمایی که هیچوقت چیزی از شما نشنیده ان، باعث می شه که وقتی قصد خرید چیزی که شما عرضه می کنین رو دارن در اول به یاد شما و برندتون بیفتن.

۲٫ رابطه و مشارکت

این کار، یه قدم بالاتر از اون هستش که مشتریان از وجود شما بدونن. وقتی که مردم با برند شما رابطه برقرار کنن، فرصت اونو دارین که رابطه احساسی تری با اونا برقرار کنین و کاری کنین که واقعاً از شما خوششون بیاد.

۳٫ حفظ مشتری (ایجاد مشتری وفادار)

همین که با مشتریان رابطه برقرار کردین، چیجوری اونا رو به برند خود وفادار نگه می دارین؟ محتوا یکی از مهم ترین ابزارهاییه که توانایی برگردوندن مشتریان پراکنده یا از دست رفته رو داره.

۴٫ ایجاد سرنخای فروش

محتوا تواناییای زیادی در ایجاد سرنخای فروش و به وجود آوردن مشتریان بالقوه داره؛ چه به صورت محتوای قابل ارائه بعد از دریافت نشانی ایمیل از فرد خواننده باشه و چه درخواست از اونا واسه خوندن مطالب بیشتر.

۵٫ فروش

دونستن اینکه شما دقیقاً چی عرضه می کنین و فایده اش واسه مشتری چیه، می تونه مخاطبان رو راضی کنه که بهترین انتخاب شون شمائید و همین کار، منتهی به فروش بیشتر شما می شه.

روش اندازه گیری پیشرفت هر کدوم از موارد بالا با بقیه شون کمی فرق داره. اینجا تلاش کردیم واسه هر کدوم از این اهداف، دو یا سه ملاک جور واجور معرفی کنیم (البته این معیارها، تموم ماجرا نیستن و معیارهای دیگری هم واسه ارزشیابی این موارد وجود دارن).

هدف معیارهای مورد استفاده
ایجاد باخبر شدن از برند:

  • چند نفر یه محتوای مشخص رو دیدن؟
  • چه تعداد سایت یا صفحه دیگه به محتوای شما لینک شده؟
  • چه تعداد بازدیدکننده جدید از سایت دیدن کردن؟

رابطه

  • محتوای شما چند بار در شبکه های اجتماعی به اشتراک گذاشته شد؟ به همه شبکه ها اشاره کنین.
  • چه تعداد مخاطب واسه شما دیدگاهی ثبت کردن؟ (در سایت، شبکه های اجتماعی یا هر جای دیگه)

وفاداری و برگشت مشتری

  • چند درصد از مشتریان شما قبلاً هم از شما خرید کردن؟
  • چند درصد از اعضای باشگاه مشتریان، اعضای وبلاگ و … از فهرست بیرون رفته ان؟ایجاد سرنخای فروش

چه تعداد سرنخ فروش دارین؟

  • چه تعداد سرنخ فروش دارین؟
  • چند درصد از این سرنخای فروش در آخر از شما خرید کردن؟

فروش

  • اندازه تبدیل شما چقدره؟ چند درصد از بازدیدکنندگان سایت شما در آخر تبدیل به مشتری شدن؟
  • چند درصد از کاربران موقت بعد از تموم شدن استفاده مجانی اولیه، محصول یا خدمات شما رو خریدن؟

چیزی که فراوانه، اعداد و ارقام گوناگونه که هر کدوم می تونن معنی خودشون رو داشته باشن. اما بعضی هاشون که به اونا واحدهای اصلی می بگیم، به وسیله همه بازاریابان محتوا به کار می رن.

در ادامه به این معیارهای اصلی می پردازیم و توضیح می دیم که به کمک اونا قراره دقیقاً چی رو اندازه گیری کرده و اصلاً این معیارها رو در چه جایی می تونین پیدا کنین.

معیارهای مربوط به ترافیک

یکی از اهداف اصلی هر کمپین بازاریابی محتوایی اینه که افراد رو به طرف سایت خودتون بکشونه؛ به خاطر همین ترافیک سایت یکی از روشن ترین نشونه های موفقیت شماس.

قبل از همه مطمئن شید که گوگل آنالیتیکس به درستی نصب شده.
قبل از سبک سنگین کردن ترافیک سایت تون، باید مطمئن باشین که Google Analytics رو به درستی نصب و تنظیم کردین.

به کار گیری گوگل آنالیتیکس آسونه و نسبت به رایگان بودنش امکانات خوبی بهتون میده.

حتما بخونین: گوگل آنالیتیکس Google Analytics چیه و به چه دلیل باید اونو نصب کنین؟

تعداد بازدید از صفحات تعداد بازدیدها و بازدیدهای یکتا از صفحات

بازدیدها (Pageviews) از صفحات که به اصطلاح “hits” هم نامیده می شن، یکی از اصلی ترین معیارهای امتحان ترافیک وب هستن.

هر وقت فردی صفحه شما رو بارگذاری می کنه، واسه اون صفحه یه “بازدید” حساب می شه.

البته این ملاک یه مشکل هم داره؛ فرض کنین بازدیدکننده ای یکی از صفحات وبلاگ شما رو مطالعه می کنه و بعد روی تموم لینکایی که در محتوای شما هست کلیک می کنه. پس از یه مدت با چند بار کلیک روی دکمه برگشت مرورگر، به صفحه اولی برمیگرده.

در این شرایط، تموم این رفت و بازگشتا در صفحات وبلاگ شما یه بازدید حساب می شه که این بازدید نشون دهنده وجود یه کاربر جدید نیس. راه حل این مشکل، به کار گیری ملاک بازدید یکتا (Unique Pageviews) است.

راه حل

هر بازدید یکتا واسه هر کاربر تنها یه بار شمرده می شه و اهمیتی نداره اون کاربر از یه دستگاه و تو یه بازه وقتی نیم ساعت ای که به اون Session می بگیم، یه صفحه رو چند مرتبه باز کنه.

توضیح دادن این مسئله که دقیقاً به چه دلیل تعداد بازدیدهای صفحات بیشتر از تعداد بازدیدهای یکتا از صفحاته خیلی سخته، چون عوامل زیادی در این موثر هستن.

با این حال، از نظر ثبات کار، اعداد مربوط به بازدیدای یکتا بهتر و منطقی تر می تونن ترافیک واقعی سایت شما رو نشون بدن.

درسته که کوچیک تر بودن اعداد مربوط به بازدیدهای یکتا ممکنه خیلی به کام شما خوش نیاد، اما مهم تر از تعداد بازدیدها، تغییر در روند بازدیدهاست که بهتره به اون توجه بیشتری داشته باشین.

معیارهای مربوط به بازدید از صفحات بهتره در دراز مدت بررسی شده و پیشرفت یا پسرفتا در دوره های وقتی مشخص با هم مقایسه شن.

در نظر گرفتن یه دوره وقتی مشخص که شامل چند عدد محتوا هستش، بهتر از پرداختن به تک تک محتواهای منتشر شده چون شما می تونین کارکرد محتوای خود رو تو یه دوره مشخص آزمایش کنین.

هم اینکه، بهتره به فصول و زمان بررسی ترافیک سایت هم دقت کنین. به عنوان یه نمونه کوچیک، نمی تونین از مردم توقع داشته باشی در تعطیلات نوروز درست مثل دیگه مواقع سال، مطالب سایت شما رو بخونن. ً اینجور مقایسه ای غلطه!

یکی از راه های خوب اینه که ترافیک اوقات خاص و تعطیلات رو سال به سال مقایسه کنین چون این تغییرات فصلی که درباره شون صحبت کردیم کلا ثابت هستن.

ممکنه در تعطیلات نوروز بازدیدکنندگان زیادی نداشته باشین، اما اگه این تعداد نسبت به نوروز سال قبل تغییر معنی داری کرده باشه، می تونین فهمیده باشین که موفق عمل کردین یا خیر.

صفحه زمان گذشته در صفحه (Time on Page)

زمان گذشته در صفحه، یکی از معیارهای موشکافی وبه که تا حالا خوب درک نشده. با این حال، این ملاک بسیار مهم بوده و می تونه نشون بده مخاطبان تون چقدر به محتوای شما علاقه دارن.

مثلا اگه دو صفحه متفاوت با محتوای مشابه و طول برابر داشته باشیم، اما مدت زمان گذشته در اولی ۳۰ ثانیه از دومی بیشتر باشه، می تونیم به این نتیجه برسیم که شاید محتوای صفحه اول واسه مخاطب باحال تر بوده.

پیشنهاد می کنیم به مثال پایین دقت کنین:

یه کاربر وارد صفحه مطلبی می شه که همین الان پست کردین. این کاربر از راه لینک صفحه در حساب لینکدین شما سر از اینجا درآورده س.

حتما بخونین: ۸ ترفند واسه کاربران لینکدین

اون در عرض ۴ دقیقه و نیم مطلب شما رو نصفه و نیمه خونده و بعد روی یکی از لینکای خارجی درون متن کلیک کرده تا این لینک تو یه برگه جدید باز شه.

این کاربر حدود ۱۰ ثانیه به سرعت نگاهی به بقیه پست انداخته و بعد برگه مربوط به اونو می بنده. در مرحله بعد، اون حدود ۲۰ ثانیه صفحه مربوط به لینک جدید رو هم بالا و پایین کرده و در آخر پنجره مرورگر خود رو می بنده.

با در نظر گرفتن Google Analytics، مدت زمان گذشته این کاربر روی پست شما چقدر بوده؟  جواب شما ۴ دقیقه و ۴۰ ثانیه بود؟ اشتباه کردین. جواب درست، صفره.

دلیل این اون هستش که این شخص صفحه شما رو تنها یه بار دیده (وقتی که سایت بارگذاری شده).

گوگل از راه مقایسه مدت زمان حضور کاربر تو یه صفحه با حرکت بعدی اون روی همون سایت، مقدار Time on Page رو محاسبه می کنه.

از اونجایی که لینکی کاربر پس از مطالعه صفحه روی اون کلیک کرده لینک خارجی بوده، حرکت بعدی ای نبود تا گوگل اونو محاسبه کنه. نتیجه اینه که زمان گذشته کاربر روی صفحه از نظر گوگل صفر ثانیه س.

این موضوع شاید از نظر شهودی خیلی منطقی به نظر نرسه، اما باور کنین که روش کار گوگل آنالیتیکس به همین شکله.

اندازه پرش (Bounce Rate)

قبلاً درباره اندازه پرش صحبت کردیم، اما به دلیل اهمیت فراوون این موضوع در تحلیل کارکرد محتوا، اینجا هم توضیحی کوتاه میدیم.

حتما بخونین: اندازه پرش bounce rate چیه و به چه دلیل مهمه؟

اندازه پرش یعنی درصدی از کاربران که وارد صفحه ای از سایت شما شده، بعد اونو ترک کرده و دیگه برنمی گردن.اندازه پرش معمولاً نشون دهنده اون هستش که محتوای یه صفحه نیازای کاربر رو برآورده نمی کنه.

البته این موضوع می تونه جنبه دیگری هم داشته باشه: شاید محتوای صفحه شما بسیار راضی کننده باشه؛ یعنی کاربر چیزی که به دنبالش بوده رو همون لحظه در سایت شما پیدا کرده و به سرعت (و البته راضی) از سایت شما خارج شده.

یکی از راه های تشخیص اینکه بد بودن یا خوب بودن نوع اندازه پرش سایت، بررسی زمان گذشته روی سایته. اگه این زمان بالا باشه یعنی محتوای سایت شما مطالعه شده و در صورت کوتاه بودن این زمان، شایدً مخاطبان چیزی که رو به دنبالش بودن در سایت شما پیدا نکرده ان.

واسه حل مشکلات مربوط به اندازه پرش، بد نیس که بازم به تعاریف گوگل مراجعه کنیم. در صورت اینکه کاربر قبل از بستنِ صفحه دست کم ۳ دقیقه وقت روی اون گذاشته باشه، این اتفاق از نظر گوگل پرش به حساب نمیاد.

مشکلات

راه های مختلفی واسه نگه داشتن کاربر روی صفحه هست، از جمله تولید محتوای با کیفیت و به اندازه کافی طولانی! هم اینکه، به کار گیری لینکای داخلی حضور دراز مدت کاربر روی سایت شما رو تضمین می کنن.

اگه کاربر از صفحات یافته های موتورهای جستجو به سایت شما اومده باشه، پرشای “بد” به گوگل این پیغام رو میدن که کیفیت محتوای این سایت واسه نمایش به کاربران کافی نیس و همین ممکنه شما رو در صفحات جستجو به صفحات پایین تر هدایت کنه.

معیارهای مربوط به مشارکت کاربر

بعد از اینکه افراد وارد صفحه شما شدن، معمولاً امیدوار هستین که کاربر بعد از دیدن محتوای سایت، یه جور عکس العمل هم نشون بده: امتیاز دادن، لایک کردن، درج نظر، مطالعه مطالب دیگه، به اشتراک گذاری پست یا هر کار دیگری.

این کارا واسه شما دو فایده اصلی داره:

  • افزایش ترافیک سایت تون
  • پایین تر رفتن افراد در قیف بازاریابی شما

بسته به نوع سایت شما، رابطه با کاربر می تونه فرمای مختلفی پیدا کنه. ظهور شبکه های اجتماعی جورواجور در سالای گذشته، رابطه با کاربران رو واسه هممون بسیار آسون کرده، اما منطقی به نظر میاد که تا حد امکان این ارتباطات رو در محیط سایت خود شکل بدین.

واسه این کار برنامه ها و پلاگینایی هم وجود دارن که می تونین خیلی راحت به سایت خود اضافه کنین:

امتیاز دهی رای دادن / امتیاز دادن

خیلی از سایتا که محتوای متنی منتشر می کنن، واسه کاربران راهی جفت و جور کردن تا بتونن از این روش به مطالب امتیاز بدن. این امتیاز دادنا می تونه به صورت لایک کردن، ستاره دادن، رای مثبت یا منفی دادن یا فرمای دیگری باشه. ایده اصلی اجرای این جور برنامه ها، تشخیص اندازه محبوبیت محتوا هستش.

حتما بخونین: روش هدف دار محتوای دراز مدت

دیدگاه ها نظرات (دیدگاه ها)

نظرات، دیدگاه ها یا کامنتا درست مثل یه شمشیر دو لبه هستن، اما بازم ارزش زیادی دارن. خیلی از پستای وبلاگی شاید به خودی خود خیلی قابل توجه نبوده ان، اما به لطف امکان درج نظر و بحثایی که در اونجا درگرفته، ارزش زیادی پیدا کردن.

هیچ کدوم از ما دوست نداریم در این قسمت اسپم یا کامنتای توهین آمیز ببینیم، اما ارائه امکان نظردهی به کاربران شک نداشته باشینً یکی از بهترین راه های رابطه سازنده با اوناس.

اسپم

اگه سایت تون با وردپرس کار می کنه، کار شما خیلی آسونه. فقط کافیه قسمت “نظردهی” رو فعال کنین. این امکان رو می تونین در بخش “تنظیمات پیش فرض مقاله” پیدا کنین.

اگه هم از وردپرس استفاده نمی کنین، به شما پیشنهاد می کنیم از Disqus استفاده کنین. فیسبوک هم یه پلاگین داره که به شما امکان درج نظرات فیسبوک رو در سایت خودتون رو میده، البته واسه به کار گیری اون باید در فیسبوک حساب کاربری داشته باشین (هرچند این توانایی به دلیل مشکلات دسترسی به فیسبوک در ایران خیلی مورد استفاده نیس).

بعد از راه اندازی سیستم نظردهی، تعداد کل نظرات هر پست رو یادداشت کنین. هم اینکه، باید تعداد جوابای نویسنده مطلب رو از تعداد کل کامنتا کم کنین تا در مورد مخاطبان به عدد واقعی تری برسین.

ملاک به درد بخور دیگری که اینجا می تونین ازش استفاده کنین، تعداد کاربرانیه که همیشه پای ثابت قسمت نظردهی هستن.

نظرات کاربران، یکی از عواملیه که می تونه به شما بگه واقعاً دارین خوب کار می کنین یا خیر.

 لینکا

بر خلاف مشکلات بسیاری که گوگل با لینکای اسپم داشته، اونا بدون هیچ ترسی بارها اعلام کردن که به لینکا اهمیت زیادی میدن.

مت کاتس، سرپرست تیم وب اسپم گوگل در سال ۲۰۱۴ اعلام کرد که درسته که در بحث لینک سازی شلوغی بسیار و اسپمینگ زیادی هست، اما لینکا بازم عامل خیلی خیلی مهمی در رتبه بندی سایت در یافته های جستجو هستن.

با در نظر گرفتن این موضوع و اهمیت سئو، خیلی خوبه که بدونین چه صفحاتی به محتوای شما لینک دادن. واسه انجام این کار، وسایل متنوعی هم در اینترنت وجود دارن.

دو تا از مهم ترین این وسیله ها، Fresh Web Explorer واسه تحلیل کارکرد محتوا جدیدتر و Ahrefs (یا وسیله Open Site Explorer) واسه محتوای قدیمی هستن. بعضی از اطلاعات ارائه شده به وسیله این نرم افزارها عبارت ان از انکر تکست لینکا، قدرت و اعتبار سایت یا نویسنده ای که به شما لینک داده.

هم اینکه، با کمک این وسیله ها خواهید دونست که کدوم یکی از لینکاتون اسپمه.

معیارهای مربوط به شبکه های اجتماعی

این روزا، اهمیت و گستردگی به کار گیری رسانه های اجتماعی دیگه نیاز به توضیح نداره. اگه هنوزم واسه برندتون هیچ حسابی در شبکه های اجتماعی نساخته اید، همین الان دست به کار شید!

حتما بخونین: موفق ترین برنده های دنیا در شبکه های اجتماعی

پس از ساختن حسابا، کمی بیشتر وقت بذارین و فواید به کار گیری اونا و خدماتی که ارائه میدن رو بررسی کنین.

در مرحله بعدی، همیشه وضعیت کارکرد خود رو در شبکه های اجتماعی بررسی کرده و سابقه اونو به صورت هفتگی یا ماهانه ثبت کنین.

حالا خوبیش اینه، بیشتر این شبکه ها مثل فیسبوک، لینکدین توییتر و اینستاگرام، وسیله ها و امکانات خوبی واسه تحلیل کارکرد محتوا در بین مخاطبان دارن.

حتما بخونین: بازاریابی و برندینگ در استوری اینستاگرام

علاوه بر اون، ابزارهایی هم واسه تحلیل آمارها و اطلاعات مربوط به صفحات شبکه های اجتماعی شما وجود دارن که BuzzSumo یکی از بهترین اوناس. اگه هم علاقه ای به این نرم افزارها ندارین، راه دیگه اینه که آمارها و تغییرات رو خود به صورت دستی مستند کرده تا بتونین وضعیت لایکا، نظرات، دفعات به اشتراک گذاری محتوا و …. رو در طول زمان با دقت زیر نظر داشته باشین.

دستکاری یا ترکیب هوشمندانه این معیارها با هم، بعضی وقتا می تونه تصویری دقیق تر از وضعیت محتوای شما رسم کرده و راه رسیدن به اهداف سازمانی تون رو واسه شما روشن تر سازه.

اینجا چندین ایده جور واجور رو آوردیم که ممکنه بتونن به شما در رسیدن به این اهداف کمک کنن:

عمق متوسط مطالعه

که فرمول اون به شکل (مدت زمان گذشته در صفحه)/(۳۰۰/تعداد کلمات) است.

هر فرد بالغ به صورت میانگین تو یه دقیقه ۳۰۰ کلمه رو می خواند. پس، ما می تونیم با در نظر گرفتن تعداد کلمات متن، به آسونی مدت زمان لازم واسه مطالعه اون متن رو محاسبه کنیم.

مدت زمان لازم با تقسیم تعداد کلمات متن بر ۳۰۰ بدست میاد. محاسبه نسبت مدت زمان حضور کاربر به زمان لازم واسه مطالعه متن، می تونه به ما نشون بده که خواننده ما، مطلب رو با چقدر دقت خونده.

اندازه اشتیاق

این ملاک می تونه نشون بده مخاطبان شما تا چه حد تشنۀ خوندن مطالبِ دیگه وبلاگ تون هستن. بیشترِ وسایل تحلیل کارکرد محتوا به شما امکان میدن تا ببینین مخاطبان از چه راهی به سایت شما اومده ان و پس از اون به کجا می رن.

با به کار گیری همین وسیله ها، می تونین تعداد مسیرهای حرکت بازدیدکنندگان (شامل دست کم دو پست وبلاگی) رو تقسیم بر تعداد کل این مسیرها کنین تا درصدی از کاربران علاقمندتر وبلاگ تون رو بدست بیارین.

این کار می تونه واسه پیدا کردن پستای محبوب تر و با توانایی ایجاد خوانندگان بیشتر هم به کار رود.

اندازه استقبال، اندازه رشد و اندازه تبدیل

شبکه های اجتماعی معمولاً بیشتر از یه راه واسه رابطه با کاربر دارن. شما می تونین در فیسبوک یه پست رو لایک کرده، به اشتراک بذارین یا درباره اش نظر بدین.

در گوگل پلاس هم مثلً همین امکانات هست، فقط به جای لایک کردن، دکمه ۱+ هست. در توییتر می تونین یه توییتر رو فیو کنین، زیرش نظر خود رو بنویسین یا اونو ریتوییت کنین (به اشتراک بذارین).

حتما بخونین:  چقدر فعالیت در شبکه های اجتماعی واسه کسب و کارا کافیه؟

از اونجا که این امکانات کم و بیش در این شبکه ها برابر هستن، می تونیم به سه دسته بندی کلی برسیم:

اندازه استقبال یا همون اندازه مورد علاقه بودن محتوا (لایکا در فیسبوک، فیوا در تویییتر و ۱+ ها در گوگل پلاس)
اندازه رشد یا تعداد دیده شدنا در میان افراد جور واجور (به اشتراک گذاریا در فیسبوک، گوگل پلاس و ریتوییتا در توییتر)
اندازه تبدیل یا جواب به محتوای برند (کامنتا در فیسبوک و گوگل پلاس، جوابا در توییتر)

اندازه تبدیل، برگشت سرمایه و دردسرهای مربوط به قیف بازاریابی

قبلاً در این باره صحبت کردیم که چیجوری معیارهای اتتخابی شما به شما کمک می کنن دریابید تا چه حد در حال رسیدن به اهداف خود هستین. بیشتر بازاریابا معمولاً در مرحلۀ بعد، این دو فکر به ذهن شون خطور می کنه:

هدف من اینه که از محتوا واسه تبدیل کردن مخاطبان به مشتری استفاده کنم. فقط چیجوری باید تشخیص دهم کدوم یکی از مشتریان به خاطر محتوا تبدیل به مشتریمان شدن؟
رئیسم مطمئن نیس که بازاریابی محتوایی ارزش امتحان کردن رو داشته باشه. بخاطر این، باید به اون نشون دهم که سرمایه گذاری روی محتوا چه فواید و برگشتایی داره.
آزمایش اندازه تبدیل و برگشت سرمایه کار آسونی نیس. این کار شک نداشته باشین ارزش انجام دادن رو داره اما باید بدونین اعداد و ارقام بدست اومده در انتهای کار خیلی دقیق و قابل اطمینان نیستن.

مثلا به قیف بازاریابی فکر کنین: بیشتر محتوایی که تولید می کنین در قسمت بالای قیف قرار می گیرن و مشتریائی رو جذب می کنن که شاید هیچوقت نام شرکت شما رو هم نشنیده باشن.

حتما بخونین: قیف بازاریابی Marketing Funnel چیه؟

واسه رابطه دادن تبدیلا به محتوا، شما باید تک تک مشتریان رو (از بالا تا پایین قیف) در نظر بگیرین. این کار بدون رابطه برقرار کردن با تک تک مشتریان ممکن نیس.

خیلی از این مشتریان ماه ها یا حتی چند سال رو در بخشای بالایی قیف می گذرونن. کوکیا هم معمولاً بیشتر از ۳۰ روز دووم نمی بیارن. بیشتر اوقات، مخاطبِ محتوا قرار نیس از ما خرید کنه. رابطه دادن محتوا با اندازه تبدیل هم معمولاً دقیق نیس.

اگه محتوای شما ۱۰ مشتری وفادار بسازه که چند سال با شما همراه باشن، شک نداشته باشینً بهتر از اون میشه که ۱۰۰ مشتری غیر وفادار ایجاد شن که تنها یه بار از شما خرید کنن. به این دلایله که می بگیم این اعداد و ارقام خیلی درست نیستن.

اما در هر صورت این گفته هم به این معنی نیس که این اعداد بی اهمیت هستن. حتی اگه لازم باشه این یافته ها رو با حدس و فکر بدست بیاریم، بهتر از اون هستش که هیچ کاری نکرده باشیم. حالا خوبیش اینه، گوگل آنالیتیکس واسه این نوع از تحلیل کارکرد محتوا هم راه های خوبی پیش پای ما گذاشته.

اگه در Google Analytics وارد بخش Conversion شید، در بخش Attribution صفحه ای هست به نام Model Comparison که چندین راه واسه فکر کردن به چگونگی رابطه محتوا و تبدیل در اختیار ما قرار میده.

شما می تونین روی آخرین تعامل کار کنین چون در اون زمان بوده که فرد تبدیل به مشتری شده. اولین تعامل هم مهمه چون شروع رابطه مخاطب با شما بوده.

ممکنه روی مدل رابطه خطی کار کنین که در اون، همه مراحل از اول تا انتهای کار ارزش برابر دارن. مدلی هم هست که در اون به قدمای آخر نسبت به اولیا ارزش بیشتری داده می شه.

از هر کدوم از این روش ها که واسه تحلیل کارکرد محتوا استفاده کنین، اصلی ترین فایده اش اینه که اعداد به دست اومده واسه شما معنی دار می شن.

فقط یادتون باشه که به طور کاملً طبیعیه که رابطه بین محتوا و اندازه تبدیل خیلی به وسیله دیگه افراد درک نشه.

گزارش گیری و گزارش دهی: بسته بندی تحلیل کارکرد محتوا و ارائۀ اون به بقیه

جفت و جور و ارائه گزارش کار، سال هاست که یکی از بخشای سخت و کسل کننده در هر شرکت و کسب و کاریه. گزارش دهی یعنی دردسر.

گزارش دهی یعنی به ناظران و منتقدان نشون بدین که دارین کار خود رو به درستی انجام می دین. بخاطر این، تحویل دادن یه نسخه چاپی از گزارشای گوگل آنالیتیکس به مدیران شرکت شایدً خیلی موثر نیس.

اگه کارتون گزارش دادنه، باید تلاش کنین گزارش هاتون نه فقط متفاوت و خیره کننده باشن، بلکه مدیران شما با تموم وجود علاقه مند دیدن اونا باشن.

در ادامه توضیح میدیم چیجوری این کار رو انجام بدین:

قدم اول: بدونین با کی صحبت می کنین

مدیر عاملان، مدیران مالی، مدیران بازاریابی و دیگه اعضا، همیشه نسبت به گزارشا عکس العملای متفاوتی دارن، مگه اینکه همه تو یه جلسه نشسته باشن و گزارشا رو با هم بررسی کنن.

موقع جفت و جور گزارش، تلاش کنین خود رو به جای طرف مقابل گذاشته و لحن و اطلاعات موجود در نوشته رو با در نظر گرفتن اون شخص تنظیم کنین.

اهداف کار و کاسبی ای اصلی اون افراد چه هستن و کاری که انجام می دین چیجوری به اونا در رسیدن به اون اهداف کمک می کنه؟ یعنی، چی به اونا نشون میدید که تا اونا هم بتونن به بالادستیای خودشون نشون بدن؟ واسه جواب به این سوال دقت بسیار زیادی داشته باشین.

قدم دوم: از اونا سوال کنین چی براشون مهمه و مایل هستن چه نوع داده هایی رو ببینن

اگه لازمه، چانه بزنین. بعضی وقتا، افراد نمی دونن چی واقعاً مهمه. و در این صورت، وظیفه شماس که این موارد رو به اونا آموزش بدین.

فهرستی از چیزی که اونا میخوان جفت و جور کرده و در تنظیم گزارش خود از موارد داخل این فهرست، استفاده کنین.

قدم سوم: مطمئن شید محتوایی که تولید می کنین با اهداف سازمانی تون سازگاری داره

وقتی که مدیران، لیست چیزایی که در گزارش میخوان به شما تحویل میدن، شایدً در مواردی به یاد این موضوع خواهید افتاد که قسمتایی از محتوای شمام جهت با رسیدن به اهداف سازمان نبوده.

یکی از قسمتای اصلی شغل شما، به عنوان خالق محتوا، اینه که با منتشر کردن محتوا کارکرد بازاریابی سازمان رو بهتر کنین؛ پس در همه مراحلِ کار مطمئن شید که اهداف و محتوا تو یه جهت هستن.

حتما بخونین: چیجوری با تولید محتوا مشتری جدید پیدا کنیم؟

قدم چهارم: یه داشبورد بسازین

داشبورد شما چه صفحه ای از گوگل آنالیتیکس باشه، چه یه فایل اکسل و چه وسیله دیگری که در اینترنت پیدا کردین، باید بتونه در هر زمان، آخرین اطلاعات مهم رو نمایش دهد.

در صورت ضرورت، حتی ایجاد چند داشبورد اختصاصی جهت ارائه به چند نوع مخاطب جورواجور هم، به درد بخور میشه. یادتون باشه بهتره داده ها و اطلاعات داخل این داشبوردها رو همیشه در لحظه به روز کنین تا در زمانای اضطراری دچار مشکل نشید.

کلام آخر:

هر چند وقت یه بار، هر چی تا حالا گفتیم رو بی خیال شید!

در زندگی واقعیتی هست که درباره بازاریابی محتوایی هم صدق می کنه: بدون آزمایشِ ایده های جدید و خرابکاریای احتمالی، خیلی از فرصتا و موفقیتا رو از دست میدید. به گفته استیو جابز:

ایده

“آدمایی که اونقدر دیوونه هستن که فکر می کنن می تونن دنیا رو تغییر بدن، دقیقاً همونایی ان که موفق به انجام این کار می شن.”

اگه دست کم تلاش می کنین کاری انجام بدین که به نظر شما