تحقیق دانشگاهی – 
تئوری نمایندگی مبنای بنیادی تبیین حسابرسی در شرکت های سرمایه گذار مدار ایران-  …
Abstract geometric wire-frame data landscape.

تحقیق دانشگاهی – تئوری نمایندگی مبنای بنیادی تبیین حسابرسی در شرکت های سرمایه گذار مدار ایران- …

مشکل اصلی در اینجا این است که محصول یا بازده نهایی عملیات مدیر نه تنها تابع سعی و کوشش وی در انجام فعالیت ها است؛ بلکه تحت تاثیر عوامل غیر قابل کنترل از قبیل شرایط اقتصادی جامعه، تورم، سیاست راهبردی، زلزله و خشکسالی نیز قرار دارد. هر چقدر که معیار ارزیابی عملیات مدیر بیشتر به محصول یا بازده نهایی مربوط شود و بتوان سعی و کوشش مدیر در راستای ایجاد بازده نهایی را ملاحظه کرد، امکان استفاده از آن معیار بیشتر خواهد بود و احتمال انطباق اهداف نیز افزون خواهد گشت. همچنین هر چه عوامل غیر قابل کنترل بیشتر باشد و سهامدار نتواند حتی با روش های کنترل، عملیات مدیر را در ارزیابی نهایی بررسی نماید، احتمال رسیدن به انطباق اهداف کمتر خواهد بود (نمازی، 1384).
به منظور انطباق اهداف و ایجاد انگیزه بیشتر برای مدیر، از اعطای سهام جایزه ای به مدیر می توان استفاده کرد. البته این روش باعث ایجاد هزینه اختلاف ریسک بین سهامدار و مدیر می گردد. مدیر که طبق نظریه نمایندگی ریسک گریز است، با دریافت سهام، ریسک بیشتری را که ناشی از تغییرات قیمت سهام است متحمل می شود، وقتی که حقوق و دستمزد وی براساس قیمت سهام باشد. در این حالت، به منظور جبران این ریسک، قرارداداستخدامی باید حقوق و دستمزد مورد انتظار مدیر را افزایش دهد. از طرف دیگر به منظور کاهش ریسک، مدیر ممکن است از اجرای طرح های ریسکی با بازده بالا که منافع سهامدار را تامین می کند، خودداری کند(نمازی، 1384).
مشکل دوم سهام جایزه ای است که ممکن است هیچ گونه رابطه مستقیمی بین قیمت سهام و سعی و کوشش مدیر وجود نداشته باشد؛ در این صورت اگر قیمت سهام به علت عوامل غیر قابل کنترل توسط مدیر، افزایش پیدا کند، در آن صورت، سهم مدیر نیز افزایش می یابد، در حالی که سعی و کوشش وی اضافه نشده است. افزایش سهم مدیر، با کاهش سهم مالک نیز همراه خواهد بود. عکس این حالت نیز ممکن است اتفاق افتد؛ یعنی با کاهش قیمت سهام، سهم مدیر نیز کاهش یابد حتی اگر سعی و کوشش وی افزون شده باشد(نمازی، 1384).
با وجود مشکلات بالا، قراردادهای انگیزشی بر قراردادهای عادی غیر انگیزشی برتری دارند؛ زیرا در مقایسه با آن قراردادها، هزینه های نمایندگی کمتری دارند(نمازی، 1384).
گاهی طرح انگیزشی مدیر براساس یکی از مفاهیم ” سود ” تعیین می گردد. در این حالت ارزیابی عملیات مدیر در مفهوم سود نهفته است؛ پس مدیر ممکن است سعی کند سود را افزایش دهد؛ بدون آنکه ارزش شرکت را بالا برده باشد. به عنوان نمونه، مدیر ممکن است اقدام به فروش دارایی های ثابت به قیمت بازار که بیش از ارزش دفتری است، بنماید. اگرچه ممکن است این قرارداد، هزینه های نمایندگی را کمتر از قراردادهای فقط بر مبنای حقوق و دستمزد کاهش دهد، اما این هزینه ها به صفر نخواهد رسید (نمازی، 1384).
طرح هاي انگيزشي صريح و روشن مشكل «خطر اخلاقي» را در نمايندگي حل مي كنند(Wolfson, 1983).
2-4-7-1: انواع انگیزش و معیارهای آن
دو نــوع انـگيـزش در عمـل وجـود دارد: 1. پـاداش هـاي مـالـی 2. پاداش هاي رواني و اجتماعي.
شکل 2-6 جزئيات انگيزش مديران در عمل را نشان ميدهد.
نكته مهم اين است كه انگيزش بايد ارتباط مستقيم با ارزيابي عمليات مدير داشته باشد. در عمل، دو نوع معيار جهت ارزيابي عمليات مديران مورد استفاده قرار ميگيرند: 1. معيارهاي مالي 2. معيارهاي غيرمالي، جدول زیر جزئيات اين معيارها را نشان ميدهد.
جدول 2-6 انواع انگیزش و معیارهای ارزیابی عملیات مدیران(منبع: نمازی، 1384، ص 157).
در سالهاي اخير افزون بر استفاده از معيارهاي مالي،روي استفاده از اطلاعات غيرمالي در جهت تعيين عملكرد مديريت نيز تأكيد ميشود. اين موضوع، تحت عنوان «ارزيابي متوازن[35]» در حسابداري مديريت مطرح شده است. در اين حالت، 4 معيار جهت ارزيابي عمليات مديران و دسترسي به راهبردهاي عمده شركت تعيين مي گردند (نمازی، 1384).
معيارهاي مالي.
رضايت مشتريان.
فرآيند داخلي سازمان.
فراگيري و رشد شركت.
به عنوان نمونه، هاليدي اينز[36] پاداش مديران را براساس 4 عامل زير قرارداده است(نمازی، 1384):
حقوق پايه
شراكت در سود جمعي.
جايزه هاي انفرادي.
انگيزه هاي اختياري.
افزون بر آن، براي ارزيابي دقيق تر عمليات مديران «معیارهای مبنایی[37]» نيز پيشنهاد شده است. مهم ترين مبناهاي آن، شامل بودجه سودآوري، ارزيابي عمليات گذشته شركت، ارزيابي عمليات شركت در صنعت مربوط و رزيابي عمليات شركتهاي رقيب است تا بتوان با ديد وسيعتري عمليات مدير مورد نظر را ارزيابي كرد (نمازی، 1384).
جدول فوق نیز این موارد را نشان می دهد.
2-5: فرضیه بیمه
فرضیه بیمه[38] در ارتباط با تبیین تصمیم مدیران برای استفاده از خدمات حسابرسی ارائه شده است. بر پایه ی این فرضیه، استدلال می شود که تقاضا برای خدمات حسابرسی با میزان دعاوی (ادعاهای) حقوقی برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

otnote-39″>[39] که مدیران را تهدید می کند، رابطه ای مستقیم دارد. بر اساسی قوانین و مقررات حاکم بر بازارهای اوراق بهادار، حسابرس و صاحب کار در قبال هر گونه زیان وارده به اشخاص ثالث به علت وجود اطلاعات گمراه کننده در صورت های مالی، مسئولیت مشترک دارند. این وضعیت سبب می شود تا توجه به دامنه ی مسئولیت حسابرس، از اهمیت زیادی برخوردار باشد (والاس، 1390).
بر مبنای حقوق عرفی حسابرس تنها در برابر اشخاص ثالث مسئول است. اشخاصی چون مدیران به دلیل ارتباط با اطلاعات افشا شده در صورت های مالی در برابر آحاد جامعه مسئول هستند. به همین دلیل این افراد انگیزه لازم برای ایجاد پوشش بیمه ای از طریق حسابرسان مستقل در فرآیند گزارشگری را دارند (والاس، 1390).
2-5-1: بیمه مسئولیت حرفه ای
به علت وجود تضاد منافع بین تهیه کنندگان و استفاده کنندگان صورت های مالی، که باعث مهم تر شدن نقش اعتباردهی حسابرسان شده است و با عنایت به اینکه گزارش های حسابرسان مورد استفاده سرمایه گذاران و سهام داران در تصمیم گیری اقتصادی آنها قرار می گیردو ممکن است به خسارت های مالی جبران ناپذیر مؤسسات حسابرسی و حسابرسان منجر شود، بیمه مسئولیت حرفه ای جسابرسان ضرورت و اهمیت پیدا می کند. بیمه مسئولیت حرفه ای حسابرسان، به افزایش کارایی و دقت در فعالیت های حسابرسی و بهبود تخصیص منجر می شود (امیرخسرو، 1384).
بیمه از جمله بهترین ابزارها در برخورد با ریسک است. بنابراین، بیمه مسئولیت حرفه ای می تواند در امر مدیریت ریسک حرفه ای افراد، از جمله حسابرسان، کمک شایانی کند (امیرخسرو، 1384).
بیمه ی مسئولیت حرفه ای حسابرسان را موجب افزایش دقتشان در انجام دادن مسئولیت خود می دانند.
اغلب حسابرسان و مدیران مؤسسات حسابرسی معتقدند که بیمه ی مسئولیت حرفه ای حسابرسان، به جلوگیری از توقف فعالیت آنان منجر میشود
از نظر حسابرسان و مدیران حسابرسی این بیمه به افزایش آگاهی جامعه از حرفه ی حسابرسی منجر میشود و باعث جلب اعتماد گروه های ذی نفع از گزارش های حسابرسی شده و در نتیجه موجب نیل به جامعه ی مدنی به عنوان یکی از اهداف دولت قرار دارد.
بیمه ی مسئولیت حرفه ای حسابرسان، به جسارت و آزادی عمل بیش تر آن ها منجر می شود و عاملی برای تأمین امنیت شغلی حسابرسان در جامعه و کاهش ریسک عملکرد حسابرسی است (محمودی، 1389).
2-6: حاکمیت شرکتی
موضوع حاکمیت شرکتی از اوایل دهه 1990 در انگلیس، کانادا و امریکا در پاسخ به مشکلات ناشی از فقدان اثربخشی هیأت مدیره شرکت های بزرگ دنیا مطرح گردید. مبانی اولیه حاکمیت شرکتی با تهیه گزارش کادبری[40] در انگلیس، گزارش دی[41] در کانادا و مقررات هیأت مدیره در جنرال موتورز امریکا شکل گرفت که بیشتر بر موضوع راهبری شرکت ها[42] و حقوق سهام داران متمرکز بود و بعدها با طرح موضوعات و پدید آمدن مشکلات ناشی از فعالیت نادرست شرکت های بزرگ، با توجه جدی به حقوق ذینفعان[43] و سایر مسائل مربوط به جامعه تکامل پیدا کرد (بنویدی، 1385).
فدراسیون بین المللی حسابداران[44] در سال 2004 حاکمیت شرکتی را چنین تعریف کرده است: “حاکمیت شرکتی عبارت است از تعدادی مسئولیت ها و شیوه های به کار برده شده توسط هیأت مدیره و مدیران موظف با هدف مشخص کردن مسیر استراتژیکی که تضمین کننده دستیابی به هدف ها، کنترل ریسک ها و مصرف مسؤلانه منابع است” (میرآقایی، 1391).
سازمان همکاری و توسعه اقتصادی در سال 2004، حاکمیت شرکتی را به این صورت تعریف می کند: “حاکمیت شرکتی مجموعه ای از روابط بین مدیریت، هیأت مدیره، سهام داران و سایر ذینفعان شرکت است. همچنین حاکمیت شرکتی، ساختاری را فراهم می کند تا هدف های سازمان و ابزار دستیابی به این هدف ها تعیین گردد و بر عملکرد مدیران در شرکت نظارت شود.” به طور جامع می توان گفت که حاکمیت شرکتی، قوانین، مقررات، ساختارها، فرآیندها، فرهنگها و سیستم هایی است که موجب دستیابی به هدف های پاسخگویی، شفافیت، عدالت و رعایت حقوق ذینفعان می شود (میرآقایی، 1391).

برچسب گذاری شده با: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,