تحقیق با موضوع توسعه گردشگری

دانلود پایان نامه

ر پیشرفت را به خوبی سپری کند و این تعالی مرهون بوجود آمدن موسسات آموزشی و علمی در این راستا است. علمی شدن صنعت گردشگری در تمامی جهات وجود داشته و رتبهی این صنعت نشان دهندهی سطح علمی آن می باشد. البته این موضوع بدین معنا نیست که دیگر نیازی به تحقیقات وجود ندارد، بلکه نشان دهندهی تلاش ذینفعان این صنعت است که از علم بیشترین بهره را برای ترقی خود بکار می برند. تحقیقات مکرر در زمینه های مختلف گردشگری، نوپا بودن این صنعت را توجیه می کند. گرچه این صنعت عواید بسیاری را بوجود آورده ولی نباید این را فراموش کرد که بررسی های علمی هنوز هم ناکافی است و پیشرفت های علمی هر روزهی انسان تداوم دارد. لذا بررسی طبقه بندی انواع گردشگری این امکان را بوجود آورده است که الزامات هر یک از آن ها به درستی تشخیص داده شود. از طرفی نگاهی به این سازو کار ما را به پژوهش های فرهنگی رهنمون می سازد. چراکه در دنیایی که برای همه چیز فرهنگی وجود دارد، نمی توان بدون شناخت دقیق این مفهوم به موفقیت دست یافت. لذا پژوهش های علمی در زمینهی فرهنگ با توجه به طبقه بندی گردشگری، عملی است که برای درک هر چه بهتر این صنعت بایستی صورت پذیرد. کشورهای متعددی برای دستیابی به این منظور مطالعات زیادی در حوزهی فرهنگ انجام داده اند، ولی کمتر پژوهشی در رابطه با تنوع فرهنگی به صورت اخص کار کرده است. به طوری که همواره شاهد پژوهش هایی راجع به ابعاد اقتصادی، زیست محیطی و سیاسی گردشگری هستیم و ابعاد فرهنگی و میان رشته ای کمتر مورد توجه قرار گرفته اند. از آنجایی که گردشگری خود صنعتی میان رشته ای است و با بسیاری از علوم در ارتباط است، الزام درک سایر ابعاد در این مسیر روشن می گردد. از همین رو در این بعد از مطالعهی گردشگری در منابع داخلی و خارجی دچار کمبود هستیم و اندک شماری از پژوهشگران در رابطه با این موضوع کار کرده اند. به همین منظور این مطالعه در صدد آن است که برای بالا بردن سطح علمی گردشگری در ایران با توجه به تنوع فرهنگی موجود، راه را برای پیشرفت این صنعت در این کشور فراهم سازد.

با این حال باید خاطر نشان کرد ضرورت انجام این پژوهش به اینجا ختم نمی شود، چراکه با مطرح شدن بسیاری از مفاهیم و روند های جهانی، شاهد آنیم که صنایع برای حفظ جایگاه خویش، در تلاش اند که خود را با این تغییرات همگون سازند؛ به همین دلیل است که هر روز شاهد پیدایش ارگان ها، سازمان ها، برنامه ها، سیاست ها و استراتژی های متفاوت هستیم. یکی از مباحث مطروحهی مهم که با موضوع این تحقیق درهم آمیختگی شدیدی دارد، مسالهی جهانی شدن است. شکل گیری نظام جهانی، به نوعی چشم پوشی از تنوع فرهنگی مردمی است که هزاران سال با این فرهنگ ها زندگی کرده اند. جهانی شدن پدیده ای است که فرایندهای روابط اجتماعی و وابسنگی متقابل جوامع را در سطح جهانی تشدید نموده است. یکی از مسایل عدیده ای که این فرایند برانگیخته، تاثیر بالقوه و بالفعل آن بر حاکمیت و استقلال ملی بویژه در عرصه فرهنگ و تولیدات فرهنگی است (قلیچ، 1391). اهمیت این موضوع تا حدی است که سازمان جهانی یونسکو سال 2007 اعلامیهی جهانی مبنی بر حفظ تنوع فرهنگی داشته است. چطور می توان بدون داشتن تنوع فرهنگی به گردشگری امروز رونق داد؟ وقتی هرآنچه گردشگری تولید می کند به مثابه تولیدات فرهنگی برای گردشگران و البته جامعه میزبان محسوب می شود. دور از ذهن نیست که با فراگیری جهانی شدن، تنوع فرهنگی کشورها در خطر نابودی قرار گیرد، همانگونه که در بسیاری کشورها و از جمله ایران، شاهد نابودی بسیاری از آداب و عناصر فرهنگی کهن مردم بوده ایم. از اینن جهت است که پژوهش های این چنینی به بررسی میزان تاثیر تنوع فرهنگی بر توسعه گردشگری ضرورت می یابد.
البته لازم به ذکر است که پژوهش حاضر از بابت مضمون و موضوع نیز متفاوت از سایر پژوهش های توسعه گردشگری است. اغلب مقالات توسعه ای در راستای سنجش اثرات اقتصادی، امکانات گردشگری و مدیریت بوده است و کمتر پژوهشی در رابطه با اثرات تنوع فرهنگی بر توسعه گردشگری انجام شده است. از سوی دیگر در اغلب تحقیقات، جامعه مهمان مورد بررسی قرار می گیرد و موجبات رفاه و توسعه گردشگران مدنظر قرار می گیرد، این درحالی است که معمولا جامعه میزبان از این پژوهش ها کمتر منفعت برده است و ذینفعان اصلی این تجارت ساکنین محلی نیستند. پژوهش حاضر با در نظر گرفتن تنوع فرهنگی در جامعهی میزبان به عنوان عاملی برای توسعه گردشگری، هم ملاحظات جامعهی میزبان را لحاظ می کند و هم عامل انگیزشی جامعهی مهمان را مخاطب قرار می دهد. بحث تنوع فرهنگی همگام با موضوع توسعه فرهنگی و پایداری فرهنگی که از مباحث مطروحهی مهم در دنیای معاصر محسوب می شود، می تواند موجبات مناسبات درست میان فرهنگی را همراه با توسعه گردشگری همراه کند. آنچه از این پژوهش استخراج می شود می تواند مدلی عملی برای توسعه گردشگری با تاکید بر تنوع فرهنگی به ارمغان آورد. لذا پژوهش حاضر با مطالعات تطبیقی خود در سه کشور ایران، مالزی و انگلستان، در زمینهی بررسی تنوع فرهنگی در توسعه گردشگری، پژوهشی منحصربه فرد محسوب می گردد.
اهداف اساسی از انجام پژوهش:
4-1 هدف اصلی از انجام پژوهش:

بررسی نقش و جایگاه تنوع فرهنگی به عنوان یکی از عوامل کلیدی در توسعه گردشگری حال حاضر.
4-2 اهداف فرعی از انجام پژوهش:
بررسی تاثیر مهاجرت در توسعه گردشگری سه کشور ایران، مالزی و انگلستان.
بررسی تنوع مذهبی در توسعه گردشگری سه کشور ایران، مالزی و انگلستان.
بررسی تاثیر زبان در توسعه گردشگری سه کشور ایران، مالزی و انگلستان.
بررسی تاثیر قومیت و نژاد در توسعه گردشگری سه کشور ایران، مالزی و انگلستان..
بررسی سیاست های چندفرهنگی سه کشور ایران، مالزی و انگلستان.
پرسشهای پژوهش
5-1 پرسش اصلی
آیا میان تنوع فرهنگی و توسعه گردشگری رابطه ای وجود دارد؟
5-2 پرسش های فرعی
آیا میان تنوع زبانی و توسعه گردشگری رابطه ای وجود دارد؟
آیا میان تنوع مذهبی و توسعه گردشگری ارتباطی وجود دارد؟

دانلود پایان نامه

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

آیا میان سیاست های فرهنگی (چند فرهنگ گرایی) و توسعه گردشگری رابطه ای وجود دارد؟
آیا میان امواج مهاجرت با ایجاد تنوع فرهنگی بر توسعه گردشگری رابطه ای وجود دارد ؟
آیا میان نژاد و قومیت های موجود در کشورهای منتخب (متنوع یا تک فرهنگی) با توسعه گردشگری رابطه ای وجود دارد؟
چارچوب تئوریک پژوهش
گردشگری در دوران سنتی، رنگ و بوی افسانه ای داشت؛ به طوری که از خلال نوشته های بزرگان قدیمی چون کراچکوفسکی (تشنر، 1375: 32)، این موضوع استدلال می شود.گردشگری به لحاظ دیدگاه های مختلف اقتصادی، سیاسی، زیست محیطی و اجتماعی- فرهنگی بررسی می شود. بسیاری از گردشگران در گذشته برای ارضای حس کنجکاوی خود به مکان هایی بسیار دور از خانهی خویش سفر می کردند. این نوع از انگیزهی سفر پس از گذشت سالها با درگیر شدن جامعه بشری با عصر مدرنیته شکل دیگری یافت. در واقع گردشگری نتیجه مدرنیته است. فراز از زندگی ماشینی، گذراندن فراغت، سفر، تجربه، تفریح، لذت بردن، آسایش طلبی، برتری جویی و سود جویی است (پاپلی یزدی، سقایی، 1382: 24). از قبل وجود چنین دیدگاهی گردشگری انبوده شکل گرفته است که در دیدگاه اقتصادی جای می گیرد. پس از آثار مخرب زیست محیطی گردشگری در محیط زیست، دیدگاه زیست محیطی متفکران را به سمت توجه به این امر سوق داد که این صنعت بایستی با نگاهی به محیط زیست طراحی و عملی گردد.همچنین با افزایش روند گردشگری در سراسر جهان و بهبود روابط سیاسی و بین المللی بواسطهی این فعالیت، اندیشمندان این حوزه در راستای بررسی سیاسی این صنعت پرداخته اند. اما این نگاه و گفتمان دوران مدرن است. در عصر پست مدرن، گردشگری انسانها تغییر یافته و بعد فرهنگی نیز به آن اضافه می گردد. نمود این شکل از گردشگری در گردشگری فرهنگی یافت می شود. عصر پست مدرن همه چیز رنگ و بوی فرهنگی می یابد و در تمامی ابعاد بشر از جمله گردشگری این موضوع لحاظ می گردد. افزایش گردشگری فرهنگی در جهان در ده های اخیر گویای این مطلب است.
در گذر زمان و پیدایش دیدگاه ها و روندهای گردشگری همواره اندیشمندان نظرات متفاوتی نسبت به این پدیده داشته اند. لذا در کارکردهای تنوع فرهنگی هم، دیدگاه ها و مناقشات زیادی وجود دارد. در این راستا می توان این دیدگاه ها را به دو دسته کلی مثبت و منفی تقسیم بندی کرد. برخی دیدگاه ها، تنوع فرهنگی را از لحاظ کارکردی امری مثبت و توسعه ای و دسته ای دیگر این تنوع را موجب تخریب و مخاصمه می دانند. از این رو به بررسی هر دو دیدگاه در زیر می پردازیم:
دیدگاه منفی گرایانه (شک گرایان)
از ویژگیهای نظام سرمایهداری این است که برای هرچیزی قیمتی تعیین کرده و آن را قابل خرید و فروش تلقی میکند. در این نظام هر چیزی را میتوان به شکل یک کالا نگریست. ما همواره از تجارب جهانی آموختهایم که فرهنگ بومی، چه مناسک و هنر بومیان جزیره نیوجوئینا، مجسمه‌سازی اسکیموها(Carpenter 1972,1973)، رقص بالی‌ها، نبرد گاوهای وحشی، جشن‌های جادوگران، رقص کولی‌ها و یا بازارهای روستایی بر اثر اقدامات مبتنی برای جذب گردشگر تغییر میکند و یا از بین میرود. تبدیل کردن مناسک بومی برای جذب گردشگر موجب بی‌معنا شدن آنها در نزد بومیان میشود؛ بومیانی که زمانی به آن مناسک باور داشتند، باور و فرایندی که فقط می‌توان آنرا از منظر انسان‌شناختی درک کرد (هاشمی مقدم، 1391: 3). دیدگاههای آدورنو و هورکهایمر در باب «صنعت فرهنگ» در گفتمان های پست مدرنیستی نیز دائماً به شکل نوینی بازتولید می شود. راسل برمن و ریچارد ولین به بازآفرینی و ارائه مجدددیدگاه های آدورنو و هورکهایمر در نفی «صنعت فرهنگ» پرداخته و از تمایز بین «فرهنگ والا» و «فرهنگ نازل» دفاع می کنند که در آن هرگونه توان بالقوه رهایی بخشی به عرصه فرهنگ والا تعلق دارد.این نویسندگان از «فرهنگ مستقل» در مقابل «فرهنگ وابسته» دفاع می کنند که روند کالایی شدن و ایدولوژی آنرا فاسد و آلوده نموده است(کلنر، 1380 :273). از طرفی دیگر فرنیوال بر اساس بررسی های خود در جنوب شرقی آسیا به این نتیجه رسیده است که این جوامع قبل از استعمار به لحاظ قومی و فرهنگی، ناهمگن بودند، اما تحت شرایط اقتصادی، اجتماعی و اداری تحمیل شده از سوی استعمار، این ناهمگن بودن به شکاف و منازعه تبدیل شد (چمن خواه، 1389: 23). در بحث جهانی شدن نیز برخی نظریات با تأکید بر موضع انفعالی بیشتر فرهنگ ها و خرده فرهنگ های موجود در رویارویی و مواجهه قهری با فرهنگ سرمایه داری غالب و مؤید به امکانات و شرایط ویژه، استحاله و فرسایش تدریجی آنها را در فرایند جهانی شدن پیش بینی می کنند (شرف الدین، 1388: 10). آنچه بیان شد، نظریاتی راجع به نگرش منفی نسبت به وجود تنوع فرهنگی در عرصه ها و روندهای مختلف جهانی است که هر یک به نوعی تنوع فرهنگی را عاملی بازدارنده می پندارند.
دیدگاه مثبت گرایانه
نظریه پردازان اجتماعی اکنون بر این امر تأکید دارند که «در بستر تنوع فرهنگی و جهانی شدن کنونی، مسائل حقوق فرهنگی شهروندان به همان اندازه حقوق سیاسی، مدنی و اجتماعی آنها اهمیت دارد» (Stevenson 2003: 7) . از اینرو، این نظریه پردازان استدلال می کنند که شهروندان باید علاوه بر حقوق مدنی، سیاسی و اجتماعی از حقوق فرهنگی نیز برخوردار شوند (Turner 1993; Rosh 1992). از این دیدگاه، مفهوم شهروندی فرهنگی در وهله نخست ناظر به تأمین حقوق فره
نگی است. از دیدگاه ترنر و بسیاری از محققان دیگر، «اکنون شهروندی ناظر به تامین حقوق زنان، کودکان، اقلیت ها، اقوام و دیگر گروه های اجتماعی است» (Turner, 1993: 12)(فاضلی، 1390: 7). این دیدگاهی است که پکولسکی از آن به معنای “حقوق فرهنگی” یاد می کند و می نویسد حقوق فرهنگی: «به معنای توجه به حقوق گروه های اجتماعی مانند زنان، کودکان، معلولان، اقلیت ها، مهاجران و دیگر هویت های اجتماعی است.» پکولسکی استدلال می کند که «حقوق فرهنگی در اینجا به معنای پذیرش و به رسمیت شناخته شدن حقوق هویت ها و گروه های اجتماعی بدون وجود مانع در راه بازنمایی این هویت ها، به رسمیت شناخته شدن آنها بدون حاشیه ای شدن، پذیرش و ادغام آنها در جامعه بدون عادی سازی تحریف ها و تحقیرهایی که نسبت به آنها ممکن است صورت گیرد، می باشد. این دسته حقوق متفاوت و ورای از حقوق مربوط به داشتن نمایندگی سیاسی، رفاه و عدالت اجتماعی، بلکه بیشتر معطوف به حق داشتن و بازنما ساختن و اشاعه سبک زندگی و هویت فرهنگی شهروندان است(Pakuliski 1997: 80). برخی دیگر نظریه پردازان “احترام به تنوع فرهنگی” را حقوق فرهنگی می دانند. به اعتقاد رناتو روزالدو (1994) شهروندی فرهنگی در عین برخورداری از حقوق مشارکت و حقوق دموکراتیک دیگر برخوردار از ” حق متفاوت بودن” است (فاضلی و قلیچ، 1389: 7 ). از سوی دیگر هر جامعه اى جدا از فرهنگ عام و مورد قبول اکثریت و گروه های گوناگون اجتماعى، کمابیش برخوردار از خرده فرهنگ هایى متناسب با وضعیت گروهى خود است، از سوى دیگر، یکى از ابعاد پیوستگى یا انسجام نیز وحدت نمادین یا وحدت فرهنگى بین این خرده فرهنگ ها است (صالحی امیری، 1388: 313). بنت حساسیت بین فرهنگی را نوعی فرایند توسعه ای تعریف می کند که فرد از طریق آن در خود ظرفیتهای گسترده ای را برای همسازی تفاوتهای فردی، توسعه می دهد (فولر، 2007: 323). وجود فرهنگهای مختلف و ارتباط صحیح آنها با هم ضمن ممانعت از چالشها و کشمکش های اجتماعی موجب نظم و انسجام اجتماعی و توسعه فرهنگی می گردد (نوربخش، 1387: 68). نظریه حساسیتهای بین فرهنگی از قوم مداری مطلق تا قوم گرایی نسبی به منظور تبیین جهت گیریهای افراد نسبت به یکدیگر به کارمی رود که توسط میلتون بنت ارائه شده است. براساس این نظریه توسعه ارتباطات افراد منجر به کاهش حساسیتهای بین فرهنگی می شود. “حساسیت بین فرهنگی متغیر مهمی در موقعیتهای مختلفی است که برای تعامل با افراد سایر گروه ها به کار می رود. این تعامل می تواند به صورت اقدام در یک مأموریت بین المللی یا به شکل توریسم باشد” (گرین هلتز، 2000: 412). دفتر جهانی گردشگری سازمان ملل متحد، به مناسبت روز جهانی گردشگری، به نقش گردشگری و جهانگردی در پیوند فرهنگ ها توجه ویژه داشته و شعار سال 2011 را ” پیوند فرهنگ ها” انتخاب کرده است. این شعار در واقع نقطه بنیادی توسعه جهانگردی بین المللی محسوب می شود، به این معنی که ارتباط متقابل بین اقوام و فرهنگ های مختلف از طریق جهانگردی، موجب تعامل بین فرهنگ ها و توسعه انسانی و در نتیجه ایجاد صلح جهانی می شود. این موضوع بوجود آمدن فرصتی برای معرفی ابعاد مختلف گردشگری را ایجاد

دیدگاهتان را بنویسید