تحقیق رایگان درباره بهداشت روان، شهروندان تهران، اوقات فراغت، ارباب رجوع

اهميت اين مؤلفه از اين جهت است که هر شخص علاقمند است عناصر ذاتي (شخصيتي) خود را تداوم بخشد و ثبات، هماهنگي و يکپارچگي آن را حفظ کند.
به طور خلاصه مي توان از مطالب عنوان شده برداشت نمود که مؤلفه هاي امنيت اجتماعي (رفاه، جرائم، اعتماد، و هويت) را بيشتر بايستي در سطح فرد و با رجوع به ذهنيت، نظر و راي او اندازه گيري کرد.
ششم: بهداشت رواني و امنيت اجتماعي
امنيت اجتماعي با بهداشت رواني ارتباط مستقيم دارد. همه افراد در زندگي به دنبال آرامش ميگردند و اين آرامش را در سايه امنيت اجتماعي کسب مي کنند. اين آرامش را خود انسان ها به خود و ديگران مي توانند ارائه دهند، اگر هر يک از افراد جامعه اصول و قواعد بهداشت رواني را رعايت کنند و اين اصول در خانواده و روابط اجتماعي افراد نيز حاکم باشد مي توانيم جامعه اسلامي داشته باشيم. بهداشت رواني نيز به کليه تدابيري که به پيشگيري از وقوع بيماري هاي رواني، و اثرات مخرب آن در فرد و جامعه است گفته مي شود و در نهايت اين پيشگيري به “آرامش” منجر مي شود.
بهداشت رواني در پنج حوزه معنا و مفهوم پيدا مي کنند:
1: ارتباط با ديگران
2: قوانين رفتار
3: رضايت از زندگي
4: امنيت اجتماعي
5: هدفمندي در زندگي (منافي،1382: ص29).
عوامل مؤثر در بهداشت رواني که در نهايت منجر به امنيت و رفاه و آسايش فردي و اجتماعي مي شود عبارتند:
1: داشتن تصور مثبت از خود
2: روابط اجتماعي سالم
3: ارضاي نيازهاي روحاني احساسات مذهبي نيروي آدمي را دو چندان ميکند.
4: وجود نشاط و شادماني
5: کسب موفقيت در زندگي انسان هاي موفق هم “احساس امنيت” ميکنند و هم احساس خوشبختي در زندگي دارند.
6: رعايت نظم در زندگي به آرامش و امنيت بهداشتي کمک مي کند.
7: ابراز علاقه و محبت به همديگر نيز محيط امن عاطفي و اجتماعي را سبب مي گردد (منافي،1382 : ص23).
2-3-2 امنيت در اسلام
2-3-2-1 جايگاه امنيت از منظر قرآن کريم
قرآن يکي از اهداف استقرار حاکميت خدا و استخلاف صالحان و طرح کلي امامت را تحقق امنيت معرفي کرده است (نور/55) و نيز به توطئه گران و قانون شکنان هشدار مي دهد که با اين روش زندگي از موهبت امنيت محروم مي شويد (نحل/4).
حال که موهبت امنيت از فاسقان، قانون شکنان و توطئه گران سلب شد، بنابراين بايد احساس امنيت، نصيب صالحان و مومنان گردد. قرآن درآيه ديگري به اين حقيقت تصريح مي کند و آن را يکي از برکات نازله خداوندي بر مومنان مي شمارد (فتح/4).
به جهت جايگاه والاي امنيت اجتماعي در جامعه بشري، قرآن دستور مي دهد که در راه خدا و رهايي مستضعفان قيام نمايند و يکي از اهداف و پيامدهاي اين حرکت بزرگ را تأمين امنيت به شمار آوردند. (بقره/199).
2-3-2-2 جايگاه امنيت در روايات
پيشوايان معزز اسلام در خصوص امنيت بسيار سخن گفته اند.
رسول گرامي اسلام (ص) فرمود: “نعمتان مکفورتاالامن و الافيه” (مجلسي جلد،78،170) {دو نعمت است که ارزش آن بر مردم پوشيده است، يکي نعمت امنيت و دومي نعمت سلامتي}
امام علي (ع) فرمود:
“کسي را که آگاه شوم بر يکي از صفات خوب و استوار است، مي پذيرم و از نداشتن صفات ديگرش در ميگذرم و صرف نظر مي کنم، ولي از نداشتن عقل و دين چشم نمي پوشم، چون که جدايي از دين، دايي از امنيت اجتماعي است و زندگي با هراس گوارا نيست و فقدان عقل فقدان زندگي است زيرا بي خردان فقط با بردگان مقايسه ميشوند و بس.”
* موانع تحقق امنيت اجتماعي از منظر امام علي (ع):
1: سستي و تنبلي در دفاع ملي (نامه53)
2: روحيه مقدم بر امام داشتن (خطبه25)
3: بي ايماني و يا کم رنگ شدن ايمان و تعهد ديني مسلمانان (خطبه27)
4: جنگ افروزي (غررالحکم ج 5،ص421)
5: بي توجهي و غفلت از وجود دشمن (غررالحکم ج 5: ص421)
6: اختلاف داخلي (غررالحکم ج 5: ص421)
7: فساد کارگزاران (غررالحکم ج 5: ص421)
8: قانون شکني (غررالحکم ج 5: ص185)
امام صادق (ع) فرمود: پنج چيز است که اگر يکي از اين پنج چيز برقرار نباشد، زندگي ناقص و ناگوار است عقل نابود ميشود و مايهءدل مشغولي مي گردد: اولين پنج چيز، سلامتي و دومين آن امنيت است. (مجلسي جلد،78: ص170)
حضرت امام خميني (قدس سره):
“تأمين امنيت کشور از بزرگترين کارهاي ارزشمندي است که همه ما و همه کشور به آن مکلف هستيم”
مقام معظم رهبري در خصوص امنيت بيان مي دارند:
“در همه شئون زندگي امنيت يک ضرورت براي انسان است. در دوران عبادت، در دوران سازندگي، در دوران تجارت، هر فعاليتي که انسان بخواهد بکند، محتاج امنيت است.”
2-3-3 نشانه هاي تقابلي احساس امنيت
احساس ناامني در تقابل با احساس امنيت است و همان گونه که احساس امنيت با نشانه هاي تحرک انگيز، پوياي، هم گرايي، خوش بيني، اميد به آينده، محبت، اعتماد و اطمينان و کوشش… شناخته شده و در فرد تبلور مي يابد و جامعه را تحت تأثير قرار مي دهد نشانه هاي احساس ناامني نيز همان گونه فرد و متقابلا? جامعه را از کژتابي هاي فرد متأثر ميسازد، در همين ارتباط بعضي از روان شناسان معتقدند که احساس ناامني يک احساس مجرد و محدود نيست بلکه احساس پيچيده و مرکبي است که بايد به عنوان يکي از صفات اصلي شخصيت انسان محسوب گردد. در اين ميان ابراهام مزلو از او لين کساني بود که در اين زمينه نظارات اساسي ارائه و چهارده نشانه براي ناامني بر شمرده است (مهدي زاده،1382: ص26).
? 1: احساس طرد شدن، مورد عشق و علاقه ديگران نبودن
? 2: احساس تنهايي
? 3: احساس اينکه دائما در معرض خطر است
? 4: ادراک دنيا به عنوان مکاني تاريک، خصمانه و خطرناک
? 5: ديدن ديگران به عنوان افراد بد، شيطان و خودخواه
? 6: احساس عدم اعتماد و حسادت و بخل
? 7: بدبيني
? 8: گرايش به ناخوشنودي و نارضايتي از فرد و محيط
?9: احساس تنش، فشار و کشمکش دروني و بي حوصلگي، کابوس و بي ارادگي
? 10: گرايش به عيب جويي زياد نسبت به خود
? 11: احساس گناه و شرمندگي
? 12: اختلال در پذيرش خود، نياز به قدرت و مقام اجتماعي و جاه طلبي
? 13: ميل دايمي و شديد براي يافتن به صورت هدفهاي مکرر و کاذب
? 14: خود خواهي، خود مداري، فراگيري و اشتغالات ذهني (عيوزي،1382: ص153).
1: امنيت از ديدگاه روانشناختي
از اين ديدگاه امنيت عبارت است از “احساس اعتماد، آرامش و رهايي از اضطراب و ترس در رابطه با برآورده شدن نيازهاي خود در حال و آينده” براساس اين تعريف مشخص مي شود، که امنيت دو ويژگي دارد:
اول، يک احساس است، پس لزومي ندارد که وجود خارجي داشته باشد؛ يعني اگر فرد با وجود رفع نيازهايش در حال حاضر باز در جهت رفع نيازهاي خود در آينده احساس اضطراب داشته باشد، ايمني ندارد. و اگر فردي در حال حاضر نيازهايش مرتفع نمي شود، اما اين احساس را دارد که در آينده ميتوان آن را مرتفع کند، از احساس امنيت برخوردار است.
دوم، اينکه اين احساس مربوط به رفع نيازهاي خود در حال و آينده مي باشد. به همين دليل، اينکه فرد بتواند آينده خود را در جهت رفع نيازهاي شخصي پيش بيني کند، امري ضروري براي احساس امنيت به شمار مي رود.
حال به اختصار ميتوان گفت امنيت يک احساس دروني و رواني است نه يک واقعيت خارجي ثابت، اگرچه اين احساس بايد بتواند در مورد نيازهاي حال فرد، عينيت خارجي پيدا کند و براي ارضاي نيازهاي فرد در آينده نيز يک احساس آرامش خاطر و آسودگي فراهم کند (فرانک عربي،1384: ص45).
2: امنيت قابل قبول و احساس امنيت
با بررسي انجام شده، احساس عدم امنيت برخي از کشورها به واسطه نوع حکومت، افزايش بزهکاري، عدم کنترل مجرمان، ناکارآمدي نيروهاي پليس، محروميت هاي اقتصادي و……ناشي از عدم امنيت مالي، جاني و رواني در جامعه است.
به طور طبيعي فقدان امنيت، احساس آن را در شهروندان کاهش خواهد داد. ليکن در برخي از جوامع با وجود امنيت قابل قبول و تحرک نيروهاي پليس در مقابله با متجاوزان و مجرمان و تأمين حداقل نيازهاي مردم توسط دستگاه هاي مربوطه احساس عدم امنيت در شهروندان به نسبت وجود امنيت رقم بالاتري را نشان مي دهد (رفعتي،1386: ص29).
متأسفانه در کشور ما به ميزاني که امنيت وجود دارد احساس امنيت کمتري در شهروندان مشاهده مي شود. مقايسه آماري جرائم با کشورهاي مختلف اين واقعيت را روشن مي سازد.
به عنوان نمونه سرقت منزل در ايران پنج فقره، انگلستان بيست فقره، در استراليا بيست و پنج فقره، در هزار مي باشد يعني به ازاي يک هزار منزل مسکوني در ايران پنج منزل، انگلستان بيست منزل در استراليا بيست و پنج منزل در سال مورد سرقت قرار مي گيرد. اين مقايسه آمار نشان مي دهد که ضريب امنيت شهروندان ايران بيش از ضريب امنيت شهروندان استراليايي و انگليسي است. اما احساس امنيت شهروندان ايران کمتر است. نتيجه اينکه احساس امنيت اگر به ميزان جرم يا ضريب امنيتي موجود در جامعه ارتباط دارد ولي عوامل ديگري نيز در آن دخالت دارند (نشريه امنيت، 1379 : ص25).
در همين ارتباط براساس يک نظر سنجي که در سال 1380 از سوي مرکز افکار سنجي دانشجويان ايران در سطح شهر تهران به عمل آمده 84? شهروندان تهراني احساس ناامني مي کنند.
3: شاخصها و مؤلفه هاي احساس امنيت
با توجه به تعريف احساس امنيت (احساس امنيت عبارت است از نوعي ذهنيت و جهت گيري رواني مثبت (رضايت بخش، قانع کننده و آرام بخش) شهروندان نسبت به عدم تأثير گذاري حضور و بروز رويدادها و وقايع ضدامنيتي (تهديدات) در شرايط فعلي و آتي، در حوزه هاي امنيت اجتماعي؛ ثبات سياسي، انسجام هويتي يکپارچگي و امنيت سرزمين) (حاجياني،1385: ص25).
شاخصهاي و مؤلفه هاي امنيت به شرح زير است:
1: برخورداري از رفاه و تأمين اجتماعي مناسب:
در حوزه ثروت، اشتغال، ازدواج، آتيه خود و فرزندان…..و برخورداري از چتر تأمين اجتماعي
2: فقدان جرم و جنايت:
نگرش مردم در خصوص ميزان وقوع جرائم و بزهکاري ها مانند خريد و فروش مواد مخدر شرارت، سرقت، اراذل و اوباش…
3: شرايط و موقعيت خطرناک و مخاطره آميز:
منظور وضعيت هاي است که فرد به دليل قرار گرفتن در اجتماع شهري خواه ناخواه در معرض آنها قرار مي گيرد حال ديدگاه و برداشت وي از اين موقعيت چيست؟ براي مثال سپردن سرمايه به فرد ديگر، تردد با ماشين هاي مسافرکش شخصي، رفتن به پارک، وساطت در دعوا، انجام معاملات مهم، به تنهايي در خانه ماندن، انتخاب مسکن و…
4: امنيت محله و شهر به طور کلي در مقايسه با جاهاي ديگر
5: توانايي نيروها، سازمانها و نهادهاي تأمين کننده امنيت:
در اينجا نگرش فرد در خصوص توانمندي و کفايت پليس و ساير مراجع مسئول که در برقراري امنيت دخالت دارند مورد توجه قرار مي گيرد. شاخص هاي زير در اينجا مورد نظر هستند.
1-5 پوشش فيزيکي کلانتري ها (پليس ناظر)
2-5 حضور گسترده ي نزديک و رودرروي پليس (پليس در دسترس)
3-5 سرعت عمل و حضور سريع در صحنه.
4 -5 توان فني، در بازجويي و…(پليس حرفه اي)
5-5 هوش و ذکاوت پليس. (پليس باهوش)
6-5 برخورد دوستانه و عاطفي پليس. (پليس مهربان)
7-5 جدي گرفتن ارباب رجوع و شکايات آنها از لحاظ فني و اميد به رسيدگي توسط پليس (پليس پاسخگو)
8-5 هماهنگي بين رده هايي مختلف (بسيج، پليس، صداوسيما، سپاه، اموزش و پرورش،…………)
اعتماد اجتماعي
در اينجا ميزان اطمينان فرد به سايرين و کساني که در حوزه ي تعاملات وي قرار دارند مانند (خانواده، همسايگان دولت، همکاران، همشهريان و…..)
5: حفظ هويت و ويژگي هاي شخصيتي
در اينجا امکان حفظ ويژگي هاي فردي و عدم دخالت ديگران در حوزه ي خصوصي وي مورد بررسي است.
شاخص هاي مهم اين بعد عبارتنداز:
1: گذراندن اوقات فراغت به دلخواه
2: اشتغال به امور هنري مورد نظر
3: امکان تامل و تفکر در حوزه هاي مورد نظر
4: امکان اظهار نظر در حوزه هاي مختلف
5: ايجاد شرايط مشارکت اجتماعي و سياسي (چلبي،1375: ص45).
* ثبات سياسي
تصور مثبت براينکه نظام سياسي و نهادهاي مربوطه به آن از سوي عوامل داخلي يا اپوزسيون و نيز دشمن خارجي در معرض بي ثباتي، چالش و تغيير قرار نمي گيرد.
* امنيت سرزميني
تصور خوشايند و اميدوارانه مبتني بر عدم تعرض دشمنان خارجي و يا وجود تحرکات تجزيه در درون واحد سياسي.
6: ويژگي هاي امنيت
امنيت داراي ويژگي هاي متعددي است، محققان عامل مؤثر در عدم امکان تعريف امنيت اهميت صفات و خصوصيات مي دانند که عبارتنداز:
1- نسبي بودن امنيت:
براي هيچ جامعه اي بطور مطلق و کامل امنيت وجود ندارد. چون هيچ کشوري در خلاء عمل نمي کند و تا زماني کشورهاي ديگر وجود دارند همواره تهديدهاي بالقوه و بالفعل جامعه مورد نظر را تهديد مي کند لذا به جاي اينکه در پي امنيت مطلق باشيم، بايد حدود قابل تهديد و خطر را مشخص و تعيين کنيم، زيرا امنيت پديده ثابت و مشخص نيست، عامل زبان، ايدئولوژي، اقتصاد، تکنولوژي و نظر حکومتها در کيفيت و کميت آن و نحوه تحصيل و حفظ امنيت تأثير بسزايي دارد (موذن جامي،1378: ص49). 2- ذهني بودن امنيت:
يکي از مهمترين ويژگي هاي امنيت اين است که مردم يک جامعه احساس امنيت کنند و احساس کنند که خطر آزادي هاي مشروع و حقوق قانوني و ارزش هاي حياتي آنان را تهديد نمي کنند، بنابراين امنيت يک ويژگي رواني و ذهني دارد و در اين زمينه احساسي که ايجاد مي شود مهم است و ذهني بودن امنيت ناشي از چهار امر است:
الف: ميزان اعتباري که تصميم گيرندگان يک کشور براي نيروهاي تهديد کننده قائل مي شوند.
ب: ميزان اعتباري که آنان مي توانند با عوامل تهديد زا برقرار کنند.
ج: ميزان توانايي يا مقدورات و محدوديت هاي خودي در مقابله با تهديد غير خودي
د: ميزان و درجه اعتبار، اولويت، و مرکزيت ارزش ها و منافع مورد تهديد.
البته در پي اين رويکرد ذهني امنيت، چهره واقعي و عيني خاصي نهفته است که ريشه در عناصر و عوامل نظير درجه و ميزان مؤلفه هاي قدرت دارد (موذن جامي،1378: ص5).
3- ذاتي بودن امنيت:
ذاتي بودن امنيت به معنايي عدم نياز به علت و دليل و هم به معناي ضروري و نياز اوليه غير قابل رفع و ويژگي ناگزير و غير قابل گريز، امنيت يعني مصونيت و نياز به مصونيت و عامل مصونيت و مدافع مصونيت مي باشد.
4- جامع بودن امنيت:
يعني هر حوزه اي را که براي اداره امور جامعه ضروري است دربر مي گيرد.
5- امنيت تجزيه ناپذير]]>

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *