مقاله دانشگاهی – 
تدوین راهبردهای فرهنگی هیئت های دینی و مذهبی مورد مطالعه سازمان تبلیغات  …
Abstract Digital Network Technology

مقاله دانشگاهی – تدوین راهبردهای فرهنگی هیئت های دینی و مذهبی مورد مطالعه سازمان تبلیغات …

2-10-2. استراتژيهای کسب و کار
استراتژي کسب و کار طرح تصميمات استراتژيکي مديريت براي هر يک از کسب و کار ماست. اين استراتژي چارچوب و خطوط کلي راهنمايي را براي حرکت موفقيت آميز در راستاي کسب و کار بوجود مي‌آورد.
2-10-3. استراتژيهای وظيفه‌اي
استراتژي وظيفه‌اي به يک سري ابتکارات استراتژيکي اطلاق مي‌شود که در يک بخش سازمان بکار گرفته مي‌شود. هر شرکت نياز به استراتژي وظيفه‌اي عمدة خود دارد. مثل استراتژي وظيفه‌اي طرح‌هاي تحقيق و توسعه، توليد، بازار يابي، خدمات پس از فروش، توزيع، مالي، منابع انساني، آموزش، فناوري اطلاعات و غيره.
2-10-4. استراتژيهای عملياتي
استراتژي عملياتي به ابتکارات استراتژيک دماي جزئي تر در حدود فعاليت واحدهاي عملياتي کليدي (کارخانجات، مناطق فروش، مراکز پخش) اشاره دارد (توتونچي افشار، 1382).
بطور کلي مي‌توان گفت استراتژي يک طرح عمومي و گسترده دراستاي رسيدن به اهداف بلند مدت است. استراتژي‌هاي سازماني معمولاً بر ابعاد مختلفي چون بازاريابي امور مالي، توجيه، تحقيق و توسعه و روابط عمومي متمرکز هستند (داوري، 1390، 35).
گلوک اعتقاد دارد که چهار استراتژي اصلي وجود دارد که عبارتند از: ثبات، توسعه، کاهش و ترکيب. اين استراتژي‌ها راههايي هستند، براي تعيين سرعت و سطح فعاليت در تعريف فعلي مؤسسه و يا براي تغيير آن.
2-10-5. استراتژيهای ثبات
استراتژي‌هاي ثبات با روش‌هاي تصميم گيري «آرام، همچنانکه هست» اجرا مي‌شود. در این استراتژی تغييرات عمده‌اي در محصولات، بازار يا وظايف داده نمي‌شود.
2-10-6. استراتژيهای توسعه
زماني که شرايط اقتصادي مؤثر خوب است اين استراتژيها از طريق تجديد نظر در تعريف سازمان، يعني افزايش دامنه فعاليتي يا افزودن مساعي بسيار در فعاليت‌هاي فعلي، انجام وظيفه مي‌کند.
2-10-7. استراتژيهای کاهش
مؤسسه مي‌تواند با حذف يک خط محصول يا يک بخش اصلي سازمان، تعريف سازمان را تغيير دهد. مؤسسه حتي مي‌تواند وظايف خود را کاهش دهد.
2-10-8. استراتژيهای ترکيب
با استراتژيهای ترکيب، تصميم گيرنده از چند استراتژي اصلي در بخش‌هاي مختلف سازمان يا در زمان‌هاي مختلف استفاده مي‌نمايند (گلوک و همکاران، 1378، 72-70). تدوين استراتژي بعنوان يک عامل خلاق، بر اساس يک نتيجه منطقي، با يک وسيله خلاق مثل طوفان مغزي براي حل مشکلات در نظر گرفته مي‌شود (فروزنده، 1393).
2-11. زمان طراحي استراتژي
تدوين استراتژي بايد يک فرآيند شناختي در مقابل يک فرآيند مفهومي باشد (فرد،1393)، يکي از شرايط طرح استراتژي، زماني است که تغييرات گسترده و سريعي در محيط فعاليت مؤسسه رخ دهد که علت آن ممکن است اشباع بازارهاي سنتي، کشف تکنولوژي جديد در درون يا برون سازمان يا ظهور ناگهاني رقباي جديد باشد. در چنين شرايطي، سنت‌ها و تجربيات شناخته شده در سازمان براي مواجهه با فرصت‌ها و خطرها کافي نيست. استراتژي ابزار اساس و به شدت مورد نياز مديريت مي‌باشد.
وجود يک استراتژي روشن زماني لازم است که بر اثر تقاضاهاي جديدي که بازار به سازمان تحميل مي‌کند، هدف‌هاي اساسي سازمان دستخوش تغيير فاحش شوند. تدوين استراتژي بايد به عنوان يک مفهوم و دانش که روي سطوح مختلف سازمان متمرکز است، مورد توجه قرار گيرد.
2-12. مأموريت (رسالت)، سازمان
در آغاز کار يک سازمان جديد، يا به هنگام تجديد نظر در صورت بندي يک سازمان در حال کار هدف‌هاي اصلي، ويژگي‌ها و فلسفه‌هاي که موضع استراتژيک سازمان را شکل مي‌دهند بايد معين و مشخص شوند (مت و ذکریا، 2015). رسالت در ارتباط با موارد زير است:

  1. هويت سازمان
  2. طبيعت کار
  3. فلسفه وجودي سازمان
  4. گيرندگان خدمات
  5. اصول و ارزش‌هاي که در لواي آنها عمل مي‌شود (طبيبي، 1389).

رسالت سازمان بايد در ابتدا مورد توجه قرار گيرد: علت اصلي وجود سازمان چيست؟ اين مي‌تواند در کلمه مأموريتي خلاصه شود (مت و ذکریا، 2015).
دراکر مي‌گويد که طرح اين پرسش: « فعاليت ما چيست » مترادف با پرسش اين سؤال است: «مأموريت ما چيست». « بيانيه مأموريت سازمان» جمله يا عبارتي است که بدان وسيله مقصود يک سازمان از مقصود سازمان مشابه متمايز مي‌شود و آن بيان کننده «علت وجودي» سازمان است با استفاده از مأموريت سازمان مي‌توان به اين پرسش اساسي يا اصلي پاسخ داد: «فعاليت ما چيست؟» اصولاً ماموريت سازمان که به شيوة روشن بيان گردد مي‌توان هدف‌هاي بلند مدت را تعيين و استراتژي‌ها را تدوين نمايد (ديويد، 1394).
2-13. دورنما يا چشم‌انداز
برخي از سازمان‌ها براي مأموريت و چشم‌اندازهاي سازمان دو سند تهيه مي‌کنند. اگر در بيان مأموريت سازمان سعي شود که به اين پرسش پاسخ داده شود: «ما به چه کاري مشغول هستيم؟» در سند مربوط به چشم‌اندازهاي سازمان به اين پرسش پاسخ داده خواهد شد: «ما مي‌خواهيم چه بشويم؟» (فروزنده دهکردی،1394).
تدوين بيانيه دورنماي سازمان به منزله تلاشي است که جدا از بيانيه رسالت ولي مرتبط با فلسفه آن انجام مي‌پذيرد (طبيبي، 1389، 54).
چشم‌انداز بيان صريح سرنوشتي است که سازمان بايد به آن سمت حرکت کند و همچنين اين چشم‌انداز آينده‌اي است که براي سازمان شما به گونه‌اي مهم موفقيت آميز تر و مطلوب تر از وضع فعلي آن است آناني که استراتژي‌ها و اقداماتشان را بر مبناي چشم‌انداز هايشان پي مي‌ريزند، قدرت فوق العاده‌اي براي شکل دادن به آينده به دست مي‌آورند.
هر چشم‌اندازي مي‌بايد داراي معيارهاي زير باشد :

  1. آينده نگري (تناسب يا سازمان)؛
  2. آرمان گرايي (انجام کار با استاندارد بالا)؛
  3. متناسب با سازمان؛
برچسب گذاری شده با: , , ,