شباهت موجود در تعاریف و اجزای مدل های سرمایه فکری

شباهت موجود در تعاریف و اجزای مدل های سرمایه فکری این مدل ها حداقل شامل موارد زیر است : 1- دانش و تجربه قرار گرفته شده در افراد هم به صورت رسمی و هم به صورت غیر رسمی 2- سیستم ها و فرآیند های سازمانی 3- فناوری و نوآوری 4- روابط تجاری از قبیل روابط با مشتریان ، عرضه کنندگان و شرکای استراتژیک . هنگامی که ادبیات تحقیق سرمایه فکری بررسی می شود ، به نظر می رسد که بیشتر مدل های سرمایه فکری سعی کرده اند که سه بعد را با یک سری ویژگی های مشترک برای سرمایه فکری در نظر بگیرند . 2-5-1- بعد انسانی: سرمایه انسانی یکی از مهم ترین نوع دارایی های دانشی یا فکری در سازمان است . به خاطر این که ، این دارایی ها منبع خلاقیت است . این نوع دارایی ها دانش ضمنی[1] افراد یک سازمان بوده که یکی از عوامل حیاتی اثر گذار بر روی عملکرد هر شرکتی است . اما باید توجه داشت که وجود این دارایی های دانشی به تنهایی برای تحقق عملکرد یک شرکت کافی نیست . هدف شرکت ها باید این باشد که این نوع دارایی های دانشی ضمنی را به صورت و شکل دانش صریح برای تمامی سطوح سازمان تبدیل کنند . در غیر این صورت امکان وجود و خلق هیچگونه ارزش سازمانی وجود نخواهد داشت . سرمایه انسانی ترکیبی تجمعی از دانش عمومی و حرفه ای کارکنان و توانایی های رهبری و توانایی های حل مشکل و ریسک پذیری است . آنچه از این تعریف مشخص است این است که سنجش این نوع سرمایه با این اجزا خیلی مشکل است . این نوع سرمایه در یک شرکت ، خلاقیت عملیاتی دارایی های مشهود ( تجهیزات و ابزار ها ) را ارتقا می دهد و تجربیات برای رقابت در محیط متغیر امروزی ، سرمایه گذاری هایی بر روی کارکنان صورت می گیرد . باید این نکته را اضافه کرد که مالکیت این نوع سرمایه در اختیار شرکت ها نیست و خروج افراد از سازمان منجر به از دست رفتن حافظه سازمانی می شود که یک نوع تهدید برای سازمان محسوب می شود [2][12] . تجربه نشان داده است که افزایش توانایی ها و قابلیت های کارکنان دارای تاثیر مستقیمی بر روی نتایج مالی شرکت است و همچنین سرمایه انسانی با عملکرد شرکت رابطه مستقیمی دارد [3][13] . سرمایه انسانی بیانگر و نشان دهنده ذخیره دانش یک سازمان است که به صورت کارکنان سازمان تجلی می یابد . همچنین سرمایه انسانی ؛ نیز به صورت توانایی جمعی یک سازمان برای استخراج بهترین راه حل ها از دانش افراد آن نیز تعریف شده است . کارکنان یک سازمان سرمایه فکری رااز طریق شایستگی ها و طرز فکرهایشان و زیرکی فکری تولید می کنند که این شایستگی های سازمان شامل مهارت و تحصیلات است و طرزفکرهای کارکنان که اجزای رفتاری کارکنان را پوشش می دهد . زیرکی فکری یک فرد را قادر می سازد تا عملیات را تغییردهد وراه حل های نوآورانه ای را برای مشکلات سازمانی در نظر بگیرد . هدسون[4] سرمایه انسانی را بصورت ترکیبی از وراثت ژنتیکی و تحصیلات و تجربه و طرز فکرهای کارکنان درباره زندگی و کسب و کار تعریف می کند . سرمایه انسانی به صورت پتانسیل بالقوه و اساسی یک سازمان نیز تعریف شده است . فیتز- انز[5] روش هوش سرمایه انسانی را بدین نحوه توسعه داد که مجموعه هایی از شاخص های سرمایه انسانی جمع آوری شده از طریق یک پایگاه داده ، الگو برداری نمود . بنابه عقیده فیتز-انز در زمانی که هزینه نیروی انسانی بالغ بر 40درصد از هزینه سازمان ها را شامل می شود . فیتز -انز مدعی است که وظایف بخش منابع انسانی در یک سازمان باید فراتر از مواردی نظیر جذب ، آموزش و جبران خدمات باشد . همچنین در زمانی که دانش به یک عنصر جدی در موقعیت اقتصادی تبدیل شده است ، اندازه گیری و مدیریت دارایی های فکری یک وظیفه بحرانی کسب و کار می باشد . 2-5-2- بعد ارتباطی : سرمایه ارتباطی (مشتری ) عبارت است ازمجموع همه دارایی هایی که روابط شرکت با محیط را ترتیب ومدیریت می کند و این سرمایه شامل ارتباط شرکت با مشتریان و سهامداران و عرضه کنندگان و رقبا و دولت و موسسات دولتی و جامعه است . اگر چه مهمترین قسمت سرمایه ارتباطی، روابط مشتری است ولی نباید فقط روابط مورد توجه قرار گیرد . این سرمایه ارتباطی در واقع انعکاس و بازتابی[6] از شرکت است . اندازه گیری سرمایه ارتباطی با این موضوع که چگونه محیط ، شرکت را درک می کند مرتبط است . سرمایه ارتباطی شامل برندها ومقیاس های وفاداری مشتری و شهرت شرکت و عرضه کنندگان و سیستم های بازخورد مشتری و غیره است . مکنا[7] ، بیان می کند که سه گام برای برقرای روابط با محیط وجود دارد :

  • درک محیط
  • همگام شدن با محیط
  • برقراری روابط با محیط
در یک زنجیره ارزش ، تعهدی که برای شرکت ها وجود دارد این است که با همه بخش های محیط از مشتری گرفته تا عرضه کننده روابطی برقرارکنند . تحقیقات بسیاری نشان داده است که توجه به بازار ، دارای اثر مستقیمی روی نرخ سود آوری دارد و سهم بازار شرکت را افزایش می دهد . سرمایه مشتری دانش ارزش فعلی و آتی روابط یک سازمان با مشتریان خود است و بیانگر پتانسیل یک سازمان به خاطر نامشهودهای خارجاز سازمان است . سرمایه بازاری به شایستگی سازمان برای مدیریت و ادغام روابط خارجی با سهام داران بیرونی اطلاق می شود [14]. 2-5-3- بعد سازمانی: بعد سازمانی در سرمایه فکری به صورت سرمایه سازمانی (ساختاری) تعریف می شود . سرمایه سازمانی به صورت مجموع دارایی هایی تعریف می شود که توانایی خلاقیت سازمان را ممکن می سازد . ماموریت شرکت ،چشم انداز ، ارزش های اساسی و استراتژی ها و سیستم های کاری و فرایند های درونی یک شرکت می تواند در زمره این نوع دارایی ها شمرده شود . سرمایه سازمانی یکی از اصول زیر بنایی برای خلق سازمان های یادگیرنده است . حتی اگر کارکنان یک سازمان دارای توانایی ها و قابلیت های کافی و بالایی باشند اگر ساختار سازمانی از یک سری قوانین و سیستم هی ضعیفی تشکیل شده باشد نمی توان از این قابلیت ها و استعدادهای کارکنان برای خلق ارزش و داشتن عملکرد خوب سازمانی استفاده کرد . البته باید به این نکته توجه کرد که اگر سازمان سرمایه گذاری شدیدی برروی فناوری انجام دهد ، ولی کارکنان توانایی استفاده از این فناوری را نداشته باشند این سرمایه گذاری و به تبع آن سرمایه سازمانی مفید و موثر نخواهد بود . در پایان باید به این نکته اشاره کرد که این سه سرمایه با همدیگر می توانند برروی عملکرد سازمانی تاثیر بگذارند . بنابراین وجود روابطی بین آن ها از اهمیت بالایی برخوردار است . سازمان ها نباید فقط به فکر ارتقا و بهبود جداگانه این سرمایه ها باشند . تحقیقات صورت گرفته در کانادا ، مالزی ، تایوان و چند کشوردیگر نیز این مطلب را تایید می کند . درادامه برخی از این روایط بین اجزای سرمایه فکری و روابط بین اجزای سرمایه فکری و روابط بین سرمایه فکری و عملکرد سازمان (تجاری) در یک سری مدل های علمی آورده می شود . سرمایه ساختاری (سازمانی) شامل همه مخازن دانش غیر انسانی دریک سازمان است که شامل پایگاه داده ها و چارت های سازمانی و دستور العمل های فرایندی و استراتژی ها و یا شامل هر چیز دیگری که به سازمان ارزشی بیشتر از مواد آن می دهد . سرمایه ساختاری به صورت آن چیزی که در سازمان باقی مانده است هنگامی که افراد شب به خانه هایشان می روند تعریف شده است واز فرایندها و روال های سازمانی برمی خیزد . سرمایه ساختاری به صورت سخت افزارها و نرم افزارها و پایگاه داده ها و ساختار سازمانی و حق اختراع ها و مارک های تجاری و سایر توانایی ها و قابلیت های سازمانی است که از بهره وری کارکنان حمایت می کند . [1] – Tacit [2] – Bontis et al.و 2000 [3] – becker et al.و 2001 [4] – Hudson [5] – fitz-enz [6] – Reflection [7] – mckenna]]>