متن کامل پایان نامه کنوانسیون ژنو

دانلود پایان نامه

اسلام وآزار دهندگان پیامبر اکرم (ص) می بودند ،کشته شدند. آنان از جمله کسانی بودند که از حمل مواد غذایی به شعب ابوطالب که پیامبر و مسلمین در آنجا محاصره بودند، جلوگیری می کردند.
حکم امام به تمام این احکام از روی مصلحت می باشد . پس چنانچه اسیر نیرو و توان غلبه و چیرگی بر مسلمین را داشته باشد ،کشتن وی از مصالح مسلمین هست. لکن اگر ضعیف باشد و توان مالی داشته باشد، فدیه گرفتن از او برای مسلمین بهتر است و اگر کسی حسن ظنّ به اسلام داشته باشد و امید به اسلام آوردن وی باشد، بر او منت گذاردن و آزاد نمودن بهتر است.کسی که در خدمت رساندنش نفعی باشد و از ضرر وی مسلمین ایمن باشند ، مثل زنان و کودکان ، پس استرقاق وی بهتر است. در تمام این مصالح امام اعلم است .لذا در تمام این امور به نظر امام بر میگردیم .
در نهایت با تمام آنچه در این گفتار ذکر کردیم: اگر کسی را قبل از پایان جنگ اسیر کردند، چون از شرش در امان نمیباشند، پس قتل وی واجب است.و اما اگر بعد از پایان جنگ اسیر شد، بنابر مصلحت یکی از امور سه گانه منّ ، فداء و استرقاق را اختیار می کنند و هنگامی که اسیر مسلمان شود از او قتل ساقط می شود . علما در این امر همه متفقند . ( به خاطر روایت صحیح معصوم ؛ أمرت أن أقاتل الناس حتّی یقولوا لا إله إلّا الله فإذا قالوها عصموا منّی دماءهم و اموالهم إلّا بحقها)
2.1.1.2- سبایا
سبی در لغت, به معنای به اسیری گرفته شدن و به بردگی بردن است. در بسیاری از کتب از سبی به صورت مطلق به زنان و مردان واطفال اطلاق می شوددر حقیقت سبی اعم از اسیر است زیرا سبی به کسی که نیاز به شدت در بستن نداشته باشد هم دلالت میکند، مثل: ذراری. ولی در فقه غالباً سبی به زنان و کودکان غیر بالغ دشمن که در جنگ به اسارت در می آیند؛چه در حال جنگ اسیر شوند و چه بعد از پایان آن ،”سبی” نامیده می شوند. البته منظوراز دشمن ،کفاری هستند که قرار داد ذمه یا پیمانی با مسلمین ندارند و مسلمین به آنان امان نداده اند. در این صورت است که ؛زنان و کودکان را می توان به اسارت در می آورد، و گرنه طبق شرایط ذمه به پیمان و تعهدشان عمل می شود
2.1.1.2.1 احکام سبایا :
زنان و کودکان کفار چه در حال جنگ و چه پس از آن کشته نمی شوند ،اگرچه به مردان یاری رسانند. شیخ می فرمایند : “کشتن زنان جایز نیست . پس اگر شوهران و مردانشان را کمک کنند، باز هم از کشتن آنها خودداری می شود مگراینکه چاره ای جز قتال آنان نباشد “. همچنین به محض اسارتشان و تسلط مسلمین برآنان ملک مسلمین شده و برده می شوند. نقل است که رسول اکرم (ص) از کشتن زنان و فرزندان نهی کرده است و وقتی آنها را اسیر می کرد استرقاق می نمودند . کسی را که موی پیش ندارد به بردگی گیرند و آن را که موی پیش دارد ،حکم مردان را دارند .
طفل را به اسارت نمی گیرند ولی اگر طفلی دستگیر شد تابع پدر و مادر خود است و اگر بدون پدر و مادر دستگیر شود تابع دستگیر کننده است.

همانطور که از حفص بن غیاث در حدیثی آمده است که “پرسیدم از ابا عبدالله(ع)از زنان کفار؟ فرمودند: زنان و کودکان در دار الحرب کشته نمیشوند، مگر اینکه آنان کسی را بکشند .پس اگر کسی را کشتند تا آنجا که ممکن است از قتال ایشان بپرهیزید. ” تمام این احکام، در باب کسی است که زن بودن وی و طفل بودنش معلوم باشد .اما اگر اشتباه شود در زن بودن مثل اینکه فرد خنثی مشکل باشد و … پس برخی او را زن میدانند و بردگی را به او نسبت میدهند .
پس قتل وی جایز نمی باشد زیرا شبهات از بین برنده قتل ها ست، و اگر در باره طفل بودن فردی اشتباه شود پس در این باب اختلافی نیست.
وی را امتحان می کنند ، اگر موی شرمگاه وی روییده باشد، حکم به بلوغ وی می دهند در غیر این صورت حکم به کودک بودن می دهند.
2.1.2ـ اسیر در قرارداد ژنو
به ‌موجب مادّه 4 عهدنامه سوم ژنو و بند 1 مادّه 43 پروتکل شماره یک، اشخاص زیر در صورتی که در حین مخاصمات مسلحانه بین‌المللی از سوی دشمن دستگیر شوند، اسیر جنگی به حساب می‌آیند .
کلیه اعضای نیروهای مسلح منظم و سازمان‌یافته‌ای که تابع یک قدرت رسمی باشند.
کلیه اعضای نیروهای مسلح غیرمنظم، از جمله اعضای دسته‌های چریکی و پارتیزانی.
اعضای نهضت‌های پایداری سازمان‌یافته‌ای که در خارج یا در داخل کشور خود فعالیت دارند داوطلب و نهضت های مقاومت تشکل مذکور جامع شرایط زیر باشند :
الف) یک نفر رئیس در رأس آن ها باشد که مسئول اتباع خود باشد.
ب) دارای علامت مشخصه ثابتی باشند که از دور قابل تشخیص باشد.
ج ) علناً حمل اسلحه نمایند.
د) در عملیّات خود مطابق قوانین و رسوم جنگ رفتار نمایند
نظامیانی که در یک کشور بی‌طرف بازداشت شده‌اند، به شرطی که در آن جا وضعیت مناسب‌تری نسبت به کشور متخاصم نداشته باشند.
نظامیانی که از حیث امنیتی از سوی کشور اشغالگر، به‌دلیل عضویتشان در نیروهای مسلح کشور اشغالی، توقیف شده‌اند.

کسانی که همراه نیروهای مسلح هستند، بی آن که مستقیماً جزو آن نیروها باشند .از قبیل :اعضاء غیر نظامی کارکنان هواپیماهای جنگی – خبرنگاران جنگی – تهیه کنندگان اجناس -اعضاء واحدهای کار یا خدمت که عهده دار آسایش نیروهای مسلحند مشروط به این که از طرف نیروهای مسلحی که همراهی می کنند مجاز باشند برای این منظور نیروهای مسلح مزبور مکلفند کارت هویتی مطابق نمونه پیوست به این قبیل اشخاص تسلیم نمایند.
اشخاصی که در سرزمین های اشغالی، داوطلبانه در کنار دشمن سلاح در دست می‌گیرند، بدون این که فرصت متشکل شدن به صورت ارتش منظم را داشته باشند.
مددکاران بهداری و مذهبی
در مقابل، افراد زیر حقّ برخورداری از وضعیت مربوط‌به اسیران جنگی را ندارند . نظامیان مزدور، جاسوسان، خرابکاران . اتباع غیرنظامی دشمن نیز اسیر جنگی تلقی نمی‌شوند.
در صورتی‌که تردیدی در تعلق شخص به طبقات مذکور باشد، دادگاه صلاحیت وضعیت او را دقیقاً مشخص خواهد نمود. تا زمان صدور حکم، شخص یاد شده در حکم اسیر می باشد و از حمایت مقررات عهدنامه سوم برخوردار خواهد بود.
2.1.3-مقایسه تعاریف اسیر در اسلام و قرارداد ژنو
با مقایسه تعریف اسیر جنگی در اسلام باکنوانسیون ژنو و در نظر گرفتن موارد آن، بدین نکته پی می‌بریم که ؛کاتبان حقوق بین الملل ، درصدد بوده‌اند تا اسیر جنگیرا در محدوده‌ی جنگ‌های قرون اخیر تعریف و تحدید نمایند و در واقع این تعاریف منحصر در زمان امروز است که در جنگ‌ها و مخاصمات، ارتش‌های منظم و غیرمنظم شرکت دارند و چنین تعاریفی با مفهوم اسیر جنگیدر صدر اسلام و مخاصمات آن زمان، سنخیت چندانی ندارند. این مطلب از آن روست که در جنگ‌های صدر اسلام، معمولاً هر فرد بالغی که می‌توانست اسلحه در دست بگیرد، در جنگ شرکت می‌کرد و در بیشتر جنگ‌ها، تمام قبیله اعم از زن، کودک، پیر و جوان در صحنه‌ی نبرد حضور داشتند. با این وضعیت و مطابق با تعریف اسیر جنگی در حقوق بین‌الملل، آن افرادی که در صحنه و همراه نیروهای نظامی طرف مقابل هستند، در صورت اسارت، اسیر جنگی محسوب نمی‌شوند و این قضیه شامل کودکان، زنان و دیگر موارد هم می‌گردد. بلکه صرفاً در حقوق بین الملل افراد نظامی در حکم اسیر جنگی هستند ولیکن اگر در اسلام حتی غیر نظامیان هم دستگیر شوند اسیر جنگی محسوب می شوند
3.2.2- اسیر در آیات و روایات
هر چند خداوند در باره اسیر واسارت در چندین جای قرآن با الفاظی متفاوت سخن به میان آورده است ، لیکن در دو جای قرآن از احکام اسیر به صراحت صحبت به میان آورده اند؛ که در این مبحث به بیان و تفسیر آن آیات می پردازیم:
الف)سوره انفالآیه 67 :”ما کانَ لِنبیِّ أن یکونَ له أسری حتّی یُثخِنَ فی الأرض ِ تریدونَ عَرَضَ الدّنیا و الله ُ یریدُ اآخرهَ و اللهُ عزیزٌ حکیم”
هیچ پیامبری حق گرفتن اسیر ندارد ، مگر بعد از آنکه در آن( منطقه) ،غلبه کامل یابد . شما (به خاطر گرفتن اسیر و سپس آزاد کردن با فدیه)به فکر متاع زود گذر دنیا هستید .ولی خداوند (برای شما)آخرت را می خواهد و خداوند ، شکست نا پذیر و حکیم است.
کلمه” أسر” بطورى که گفته‏اند به معناى این است که مرد جنگى حریف خود را دستگیر کرده و ببندد، و شخص مشدود (بسته) شده را” اسیر” گویند و جمعش” أسرى” و” إسراء” و” أسارى” و” اسارى” مى‏آید. و بعضى گفته‏اند کلمه” أسارى” جمع جمع ،است.و بنا بر این کلمه” السبى” موردش عمومى‏تر از کلمه” الاسر” است براى اینکه سبى شامل دستگیر کردن اطفال دشمن نیز مى‏شود بخلاف” اسر” که چون دستگیر کردن اطفال احتیاجى به بستن ندارد شامل آن نمى‏شود. کلمه” ثخن”- به کسر اول و فتح دوم- به معناى غلظت و بى رحمى است، راغب در مفردات مى‏گوید:” ثخن الشی‏ء فهو ثخین” معنایش این است که فلان چیز غلیظ شد بطورى که روان و جارى نشد، و نتوانست به رفتن ادامه دهد. و از همین باب است که خداى تعالى فرموده:” ما کانَ لِنَبِیٍّ أَنْ یَکُونَ لَهُ أَسْرى‏ حَتَّى یُثْخِنَ فِی الْأَرْضِ” که در این جا منظور از ” اثخان” به معناى سخت گیری کردن در را کشتار بسیار از دشمن و کسب قدرت می باشد. کلمه” عرض” به معناى چیزى است که بر چیز دیگرى عارض شود، و زود هم از بین برود، و از همین جهت است که لذائذ دنیایى را” عرض” نامیده‏اند، چون زود از بین مى‏رود. و کلمه” حلال” وصفى است از ماده” حلّ” که مقابل” عقد”و”حرمت” است و از این جهت حلال را حلال مى‏گویند که؛ قبل از حلال شدنش گویا گره خورده بود و مردم از او محروم بودند ،بعداً که حلال شد، گویا در حقیقت گره‏اش گشوده شد. و اما کلمه” طیّب”که به معناى سازگارى با طبع است.این آیه هشداری است که اسیر وفدیه گرفتن برای آزادی آنان و جمع غنائم جنگی، مسلمانان را از هدف اصلی بازندارد ونا خداگاه ضربه نخورند.
این آیه اشاره بر حکم اسرا قبل از پایان جنگ دارد ، که خداوند در این باب می فر مایند : قبل از پایان جنگ حق اسیر گرفتن را هیچ کس ندارد.
آیه 70: یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِمَنْ فِی أَیْدِیکُمْ مِنَ الْأَسْرى‏ إِنْ یَعْلَمِ اللَّهُ فِی قُلُوبِکُمْ خَیْراً یُؤْتِکُمْ خَیْراً مِمَّا أُخِذَ مِنْکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِیم ای پیامبر به اسیرانی که در اختیار شمایند؛ بگو: اگر خدا خیری در دل های شما بداند بهتر از مالی که [در برابر آزادی شما از شما گرفته اند]، به شما می دهد، و گناهانتان را می آمرزد که خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است.
این آیه نیز به حق اسلام آوردن اسرا اشاره دارد که اگر اسلام بیاورند؛ بهتر از آنچه که از آنان را گرفته (اموال و دارایی و آزادی)به ایشان می دهد.
شأن نزول آیات
خداوند در این آیات، مسلمانانى را که در جنگ بدر شرکت داشتند ، بدین جهت مورد عتاب قرار داده که ؛از کفار اسیرانى گرفتند و آن گاه از رسول خدا (ص) درخواست کردند که به قتل آنان فرمان ندهد، و در عوض خونبها از آنان بگیرد و آزادشان سازد تا بدین وسیله نیروى مالى آنان علیه کفار تقویت یافته و نواقص خود را اصلاح کنند. هر چند خداوند بشدت مسلمانان را عتاب کرد ولى پیشنهادشان را پذیرفت و تصرف در غنیمت را که شامل خونبها نیز مى‏شود برایشان مباح کردو در آخر آیات بیانیست که؛ گویا کفار را تشویق نموده و در صورتى که مسلمان شوند وعده نیک مى‏دهد، و اگر بخواهند به رسول خدا (ص) خیانت کنند خداوند از آنان بى نیاز است.تفسیرآیات: پس آنچه سزاوار است که در تفسیر این آیات گفته شود این است که: سنت جارى در انبیاى گذشته این بوده که وقتى با دشمنان مى‏جنگیدند و بر دشمن دست مى‏یافتند، آنها را مى‏کشتند و با کشتن آنان از دیگران زهر چشم مى‏گرفتند تا کسى خیال جنگ با خدا و رسولش را در سر نپروراند. و رسم آنان نبود که از دشمن اسیر بگیرند و سپس بر اسیران منت نهاده و یا پول گرفته و آزادشان سازند، مگر بعد از آنکه دینشان در میان مردم پایگیر مى‏شد که در این صورت اسیر را نمى‏کشتند و با منت نهادن ویا گرفتن بهاء آزاد مى‏کردند ، و بطورى که از سیاق کلام در آیه اولى از آیات مورد بحث برمى‏آید عقاب در آن راجع به گرفتن اسیر است. هم چنان که جمله ” لَمَسَّکُمْ فِیما أَخَذْتُمْ عَذابٌ عَظِیمٌ” :” عذاب عظیم براى گرفتن شما است” که در آیه دومى است نیز شاهد این معنا است، چون مى‏فرماید و آنچه مسلمین در موقع نزول این آیات گرفته بودند اسیر بود، نه بهاىاسیر.بنابر این شواهد، یقینا مسلمانان از آن حضرت درخواست کرده‏اند که غنیمت جنگى را به ایشان بدهد و اسیران را هم در مقابل گرفتن بهاء آزاد سازد، و خداوند نخست ایشان را در اصل گرفتن اسیر عتاب و ملامت نمود و در آخر آنچه را که بدان منظور اسیر گرفتند که همان فدیه باشد براى ایشان مباح گردانید، نه اینکه رسول خدا (ص) در مباح شمردن فدیه با آنان شرکت کرده باشد، و یا در کشتن اسیر و آزاد کردن و فدیه گرفتن با مسلمین مشورت کرده باشد، تا در نتیجه آن جناب نیز مورد عتاب واقع شده باشد.
ب)سوره محمّد (ص)

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

سوره محمدّ (ص) دومین سوره ایست که خداوند متعال در آیه 4 آن از احکام اسارت سخن به میان آوردند:
فَإِذا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقابِ حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِداءً حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزارَها ذلِکَ وَ لَوْ یَشاءُ اللَّهُ لانْتَصَرَ مِنْهُمْ وَ لکِنْ لِیَبْلُوَا بَعْضَکُمْ بِبَعْضٍ وَ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَلَنْ یُضِلَّ أَعْمالَهُمْ .
“وقتى به کفار برخوردید باید با ایشان بجنگید تا وقتى که کشتگانتان زیاد شود آن وقت است که مى‏توانید دست از کشتار کشیده اسیر بگیرید و در باره اسیران یا این است که منت بر آنان نهاده آزادشان مى‏کنید و یا این است که فدیه مى‏گیرید و آزاد مى‏کنید و به این رفتار خود هم چنان ادامه مى‏دهید تاجنگ تمام شود و این را بدان جهت گفتیم که اگر خدا مى‏خواست مى‏توانست از کفار انتقام بگیرد، و لیکن خواست تا بعضى از شما را به وسیله بعضى دیگر بیازماید و کسانى که در راه خدا کشته شدند خداوند هرگز اعمالشان را نابود نمى‏کند .
حکم در این آیه در باب اسرا چنین است که؛ گردن زدن و اسیر نمودن مردان تا وقتى است که جنگ وجود داشته باشد و آنگاه که جنگ به پایان رسد دیگر متعرّض آنان نشوید، یا مقصود این است تا وقتى که محارب و حرب در شهرهاى شما باقى نماند.
3.2.2-.اسیر در روایات:
بحث روایتى [(روایاتى در مورد اسیر گرفتن، مشرکین در جنگ بدر و فدیه گرفتن از آنها، در ذیل آیات مربوطه)] از امام صادق علیه السّلام آمده است که فرمود: پدرم مى‏فرمود: جنگ داراى دو حکم است : 1- اگر در حال جنگ اسیر گرفته شود اختیار آن با امام است اگر بخواهد گردنش را مى‏زند و اگر بخواهد دست و پایش را از پشت قطع مى‏کند بدون آنکه خون او را بند بیاورد و او را در همین حال رها مى‏سازد که در خون خود رنگین شود تا بمیرد، همین است معناى قول خداى تعالى: إِنَّما جَزاءُ الَّذِینَ یُحارِبُونَ اللَّهَ … تا آخر آیه» .
2- حکم دوّم این است که جنگ تمام شود و بعد از جنگ کسى اسیر شده باشد در اینجا نیز اسیر در دست مسلمانها مى‏ماند تا امام تصمیم بگیرد و اختیار با امام است اگر خواست بر او منّت مى‏گذارد و آزادش مى‏کند و اگر خواست خود او را فدیه قرار مى‏دهد و اگر خواست آنها را به صورت بنده در مى‏آورد.
3-امام علی (ع)علیه‏السلام ،لإبنَیهِ علیهماالسلام؛ لمَّا ضَرَبه إبنُ مُلْجَم:إ هذا الأسیرَ، وأطعِمُوهُ ، واسْقُوهُ ، وأحْسِنوا إسارَه .امام على(ع) ،پس از آن که ابن ملجم بر او ضرب

دیدگاهتان را بنویسید