• نیمرخای ژنتیکی که منتهی به تغییرات کارکرد مغزی شده و در نتیجه فرد رو از آمادگی و گرایش به اعتیاد مواظبت کرده یا مستعد و آماده مصرف مواد می سازه.
  • اعتیاد

  • مشکلات یا تواناییای پردازش حسی
  • مشکلات

  • تغییرات عصب شناختی هم می تونن فرد رو مستعد مصرف یا از مصرف مواظبت کنه.
  • در انتهای این طیف گذشته خانوادگی مصرف الکل و مواد یا مشکلات در رابطه از جمله مشکلات عاطفی و مشکلات خلقی، وجود مشکلات تکانه ای و وجود بدکاری عصب-روان­شناختی قرار دارن.

عوامل روان شناختی و رفتاری. که شامل سه دسته فرعی پروسه های داخلی مثل افکار و احساسات، نیمرخای فعالیت رفتاری مانند رفتار مواد جویی و انحراف کلی، و در آخر روش های تعامل بین فردیه. کلی ترین عوامل خطرزا و مواظبت کننده رفتاری/روان شناختی شامل متغیرهای زیر هستن:

  • سبکای شخصیت مثل هیجان جویی، نوجویی، آسیب گریزی یا جایزه وابستگی
  • نیمرخ عاطفی، سبکای تنظیم خود مانند نیمرخای مقابله ای، صلاحیت رفتاری، و خودکارآمدی/اعتماد به نفس
  • اعتماد به نفس

  • وقایع و تجارب مثبت و منفی زندگی
  • نگرشا، ارزشا، عقاید نسبت به مصرف مواد.

عوامل محیطی و اجتماعی. که شامل دسته فرعی تعاملات خانوادگی، رابطه با همسالان، تعاملات سازمانی، و ساختارهای نهادی/اجتماعیه. کلی ترین عوامل خطرزا و مواظبت کننده فرهنگی/اجتماعی مصرف مواد عبارتند از:

    • ساختار/کارکرد پشتیبانی خونواده

 

  • روش های پرورش بچه
  • فرصت واسه رشد صلاحیتای اساسی
  • گروه همسالان
  • فرصتای اجتماعی و اقتصادی مثل مسائل آموزشی
  • ساختار کلی پشتیبانی اجتماعی
  • دسترس پذیری فعالیتای اجتماعی
  • سازمانا از جمله مدارس، نه هاده ها یا محل کار
  • قدرت و اثر اعتقادات دینی جامعه
  • هنجارهای اجتماعی، نگرشا و اعتقادات مربوط به مصرف مواد
  • مشوقای اجتماعی و اقتصادی رد و بدل کردن مواد

هر کدوم از این عوامل می تونن به عنوان عوامل سازه ای یا پویا باشن و یا می تونن یه رابطه سطحی با مصرف مواد داشته یا نقش یه عامل کاهش گر یا واسطه رو واسه شروع مصرف مواد داشته باشن (پاندینا، ۲۰۰۶).

با در نظر گرفتن مدل زیستی-روان­شناختی-اجتماعی مصرف مواد، عوامل خطرزا و مواظبت کننده مصرف مواد در طیف زیادی قرار دارن که امکان بررسی همه علل به صورت ساختاری ممکن نیس. اما با در نظر گرفتن مدل ساختار علی مصرف مواد، یکی از متغیرهای دور موثر در مصرف مواد، خانواده س. در همین رابطه نظریه پردازان هم توافق زیادی دارن که خونواده نقش مهمی در تشکیل رشد کودکان داشته و در بین عوامل زیاد خانوادگی موثر بر رشد کودک، روش های پرورش بچه به عنوان یه متغیر مهم در نظر گرفته شده (کلتیکانگاس- جاروینن، رایکونن، اکلوند و پلتونن[۱]، ۲۰۰۴) و همونجوریکه مطرح شد، روش های پرورش بچه می تونه به عنوان عامل خطرزا و مواظبت کننده مصرف مواد باشه (پاندینا، ۲۰۰۶). از طرف دیگه، در این مدل علی، عوامل روان شناختی، نزدیک ترین متغیر موثر بر مصرف مواد حساب می شن. همونجوریکه قبلاً در مدل زیستی-روانی-اجتماعی مطرح شد، عوامل روان شناختی می تونن طیفی از متغیرهای داخلی مانند عوامل شخصیتی شامل نوجویی، هیجان خواهی و راهبردهای مقابله تا متغیرهای خارجی مانند نگاه نسبت به مواد رو در برگیرند. پس با در نظر گرفتن گذشته پژوهشی و نظری، از جمله عواملی که نقش موثرتری در شروع مصرف مواد داشتن شامل روش های پرورش بچه (پاتوک- پکهام و مورگان-لوپز[۲]، ۲۰۰۶)، شخصیت مخصوصا نوجویی (لرر، کانیاس، کارنی، ابستین[۳] و لرر، ۲۰۰۶)، راهبردهای مقابله (بایلی، هیل، اوستل و هاوکینز[۴] ، ۲۰۰۹) و مشکلات رفتاری برونی سازی شده (هایمن و سینه ها[۵] ، ۲۰۰۹) است. هر کدوم از این عوامل می تونن نقش مواظبت کننده یا خطرزا رو در رابطه با آمادگی اعتیاد داشته باشن. اینجوری که روش پرورش بچه مقتدر به عنوان عامل مواظبت کننده و روش های پرورش بچه مستبد و آسون گیر به عنوان عامل خطرزای آمادگی اعتیاد شناخته شدن. هم اینکه، نوجویی بالا و مشکلات رفتاری هم به عنوان عامل ایجاد کننده واسه شروع مصرف مواد شناخته شدن. روش مقابله مسئله مدار هم جزء عوامل مواظبت کننده و راهبردهای مقابله هیجان مدار و اجتنابی، جزء عوامل خطرزای آمادگی اعتیاد هستن. پس در تحقیق حاضر در رابطه با آمادگی اعتیاد، متغیرهای روش پرورش بچه به عنوان متغیر دور و متغیرهای روان شناختی نوجویی، راهبرهای مقابله به عنوان متغیرهای نزدیک و مشکلات رفتاری به عنوان نزدیک ترین متغیر بررسی شدن.

در ادامه هر کدوم از متغیرهای تحقیق به صورت جداگونه بیان می­شن.

 

[۱]- Keltikangas-Jarvinen, Raikkonen, Ekelund, & Peltonon

[۲]- Patock-peckham & Morgan-Lopez

[۳]- Lerer, Kanyas, Karni, & Ebstein

[۴]- Bailey, Hill, Oestele, & Hawkins

[۵]- Hyman & Sinha