مقاله درباره سازمان یادگیرنده

دانلود پایان نامه

محرک‌ها و عوامل انگیزشی به منظور رشد درون سازمان، 7. انتقال دانش جدید تولیدشده در یک واحد به سایر واحدهای سازمان و 8 . ارزیابی ارزش دانش در توسعه‌سازمانی(شاهین و فخیمی آذر،1390).
بنابرنظر مارکوارت (1385)سازمانی که زیر سیستم‌های پنج گانه مدل سیستمی سازمان‌های یادگیرنده را تلفیق و یکپارچه می‌کند، قابلیت‌های زیادی را خواهد داشت:
• پیش‌بینی و انطباق سریع تر با اثرات محیطی
• تسریع توسعه محصولات، فرایندها و خدمات نوین
• حرفه‌ای شدن بیشتر از طریق رقبا و مشارکت‌کنندگان
• تسریع انتقال دانش از یک بخش به بخش دیگر سازمان

• یادگیری اثربخش تر از خطاها
• به‌کارگیری مناسب تر کارکنان در همه سطوح سازمان
• کاهش زمان لازم برای اجرای تغییرات استراتژیک
• تشویق بهبود مستمر در همه حوزه‌های سازمان
• جذب بهترین کارکنان
• افزایش تعهد و خلاقیت کارکنان(مارکوارت، 1385).

2-1-9- مزایای سازمان یادگیرنده
ازآنجائی که سازمان‌های یادگیرنده شخصیت آن سازمان را به نمایش می‌گذارند و به دلیل این که مدام با تغییرات محیطی سازگار می‌شوند و ارزش‌ها و ایده‌های جدیدی را می‌پذیرند،به طور مستمر تغییر می‌یابند.مع‌الوصف مزایای خاصی دارند که مامفورد(1997) آن‌ها را شامل موارد زیر می‌داند:
۱- اطمینان از موفقیت سازمان در بلندمدت
۲- عینیت بخشیدن به توسعه چشمگیر
۳- اطمینان از انتقال عوامل موفقیت به کارکنان
۴- افزایش خلاقیت، نوآوری و قابلیت سازگاری در سازمان
۵- جذب افراد علاقه‌مند به موفقیت و یادگیری
۶- آمادگی سازمان و افراد برای رفع نیازهای مشتریان و مالکان سازمان
۷- کسب مزیت رقابتی پایدار(سبحانی نژاد و همکاران، 1385).

2-1-10- نظریه‌ها و الگوهای سازمان یادگیرنده
در مباحث دانشگاهی مفهوم سازمان یادگیرنده، عموماً دو الگوی اساسی برای ایجاد آن وجود دارد، الگوی آمریکایی که ابداع و ساخت پیتر سنگه است و الگوی اروپایی که توسط چندین نویسنده و نظریه‌پرداز مطرح و برجسته این عرصه به نگارش درآمده است. سایر اندیشمندان و صاحب‌نظران سازمان یادگیرنده نیز، به نوعی از این دو الگو الهام گرفته و تا حدودی با بسط و گسترش یک یا چند بعد از آن، به ارائه الگوهایی برای ایجاد سازمان یادگیرنده پرداخته‌اند(رضایی منش و نوربخش 1388).

2-1-10-1- سازمان یادگیرنده از نظر سنگه
سنگه(1990) نظریه‌پرداز اصلی سازمان یادگیرنده بر این باور است که سازمان‌های جهان امروز باید توانایی تطابق با دگرگونی‌های مداوم را برای نیل به موفقیت داشته باشند . به بیان بهتر ،سازمان‌ها باید سازمان‌های آموزنده (یادگیر یا یادگیرنده) شوند(رحمان سرشت ،1386) و برای حفظ مزیت رقابتی خود به صورت موجودیتی واحد و یکپارچه قادر به یادگیری سریع تر نسبت به رقبا باشند.زیرا در سده نوین تنها چیزی که می‌تواند شما را از سایر رقبا جلوتر بیندازد، یادگیری سریع تر و بهتر است« سنگه »از سازمان یادگیرنده به عنوان سازمانی یاد می‌کند که نمی‌توان درون آن یاد نگرفت زیرا یادگیری به عنوان بخشی از حیات در آن نهادینه شده است.وی مهارت‌های ( فرمان‌های) پنج‌گانه زیر را برای ایجاد یادگیری سازمانی لازم و ضروری می‌داند:

دانلود پایان نامه

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مهارت فردی : بیانگر سطح بالایی از حرفه‌ای بودن در یک موضوع یا در حوزه‌ای از مهارت (ویژه ) است . مهارت فردی مستلزم تعهد بلندمدت به یادگیری است که منجر به تخصص ، تبحر ویژه و جذاب در زمینه وظایف یا مسئولیت‌های سازمانی فرد می‌شود(زالی، 1385).
الگوهای ذهنی : بیانگر تصورات و نگرش عمیق افراد درباره جهان ، کار ، خانواده و رویدادهاست که بر درک افراد از جهان و چگونگی رفتار آن‌ها تأثیر می‌گذارد(شریفی واسلامیه،1387).
چشم‌انداز مشترک : از طریق ایجاد تصاویر مشترک از آینده مطلوب و تنظیم اصول و اقدامات راهنما برای تحقق آن می‌توان احساس مسئولیت را در افراد و گروه‌های سازمان افزایش داد. هر فردی در سازمان با توجه به پیشینه شخصی، تجربه و دانش خود واقعیت‌ها را ادراک و تعبیر و تفسیر منحصر به فردی ارائه می‌دهد که نشان‌دهنده الگوی ذهنی آن فرد است؛ در تعامل افراد با یکدیگر و گفت‌وگوی آزاد بین آن‌هاست که مدلهای ذهنی مبادله و مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد و در صورت لزوم تغییر پیدا می‌کند و در نتیجه آن، چشم‌انداز مشترک به وجود می‌آید. بنابراین، چشم‌انداز مشترک، نتیجه یادگیری جمعی است که در سطح راهبردی سازمان ایجاد می‌شود و خود شرط یادگیری در سطح عملیاتی به حساب می‌آید(قربانی زاده، 1388).
یادگیری گروهی :« سنگه » بر این باور است که تیم ها و نه افراد پایه و اساس یادگیری در سازمان‌های مدرن هستند . اعضای تیم از راه گفتگو به کسب نتایج مهمی نائل می‌شوند که این نتایج منجر به رشد و توسعه سازمان می‌گردد. تیم ها همچنین از راه گفتگو و تمرین ، تفکر خود را تغییر داده ، یاد می‌گیرند که انرژی‌شان را برای دست یافتن به هدف‌های مشترک آماده ن مایند و به توانایی و آگاهی بیشتری از مجموع استعداد اعضا دست می‌یابند(شریفی ،اسلامیه،1387).
تفکر سیستمی : روشی از تفکر و زبانی برای تشریح و فهم نیروها و اصول دیگر است و روابط متقابل فرامین و اصول مختلف را که رفتار سیستم را شکل می‌دهند، توضیح می‌دهد. با توجه به اصل تفکر سیستمی، می‌توان گفت که چشم‌انداز مشترک در دو سطح گروه و سازمان قابل‌شناسایی و ایجاد است(قربانی زاده، 1388).

2-1-10-2- سازمان یادگیرنده از نظر گاه
گاه (1997) با مرور ادبیات موضوع سازمان یادگیرنده و تماس با برخی از سازم آن‌ها، پنج ویژگی اصلی سازمانی را که برای ایجاد یادگیرندگی در سازمان‌ها مهم می‌باشند ، به شرح زیر شناسایی کرد :
تبیین واضح چشم‌انداز و مأموریت و پشتیبانی از آن : چشم‌انداز مشترک، مبنای توانمندسازی کارکنان در زمینه تصمیم‌گیری و نوآوری به حساب می‌آید و بدون آن افراد تمایلی به مسؤولیت پذیری و به‌کارگیری توان خلاق خود نشان نمی‌دهند؛
رهبری مشارکتی: کارکنان نیاز دارند به طور پیوسته در تصمیم‌گیری سازمانی شرکت داشته باشند و به رهبری به منزله هدایتگر و تسهیل‌کننده‌ای نگریسته می‌شود که از انتقادات سازنده استقبال می‌کند؛
فرهنگ مشوق تجربه: تجربه مستلزم تمایل و جرئت زیر سؤال بردن وضع موجود است. رهبر باید اجازه دهد تا گروه‌ها فرایندها را بهبود داده و نوآور باشند و این کار نیاز به سیستم پاداشی دارد که رفتار مطلوب را ارتقا دهد؛
توانایی انتقال دانش از مرزهای سازمان: در رشد و یادگیری سازمانی، عبرت‌آموزی از شکست‌ها یا اشتباهات گذشته اهمیت زیادی دارد. این امر مستلزم فرهنگی باز و اعتماد به یکدیگر است. سازمان‌های موفق نه تنها یادگیری از یکدیگر را در درون سازمان تشویق می‌کنند، بلکه با شناسایی بهترین عملکردهای سازمان‌های دیگر، اقدام به مقایسه عملکرد خود با آن‌ها می‌کنند؛
کار گروهی و هماهنگی: کارکنان به منظور حل مسائل، بهبود فرایندها یا تشویق نوآوری، مهارت‌های خود را به طور جمعی به کار می‌گیرند . گروه‌های اثربخش از کارکنان تعدادی از حوزه‌های وظیفه‌ای تشکیل‌شده‌اند که پرسشگری و یادگیری را ارتقا می‌دهد و رویکرد تفکر سیستمی در حل مسائل را تقویت می‌کند( قربانی زاده و مشبکی ،1385).
الگوی پیشنهادی گاه با الگوی سازمان یادگیرنده سنگه نزدیکی بسیار دارد.با این تفاوت که گاه در مدل خود از خلق و ترویج دانش در سازمان صحبت می‌کند، درحالی‌که سنگه به ندرت از واژه دانش استفاده کرده و تنها به این نکته اشاره دارد که بعد از یادگیری باید کاری جدی انجام شود تا دانشی خلق شود و هیچ نظریه‌ای پیرامون نحوه خلق دانش ارائه نمی‌دهد(عطافر و بهرامی سامانی،1388).

2-1-10-3- سازمان یادگیرنده از نظر گاروین
گاروین(1993) می‌گوید: سازمان‌های یادگیرنده در زمینه پنج فعالیت اصلی زیر مهارت پیداکرده‌اند:
حل منظم مسئله: استفاده از شیوه‌های علمی از قبیل« PDCA» تصمیم‌گیری مبتنی بر پایگاه داده، ابزارهای آماری و فرایند آموزش ضمن خدمت؛
کسب تجربه با استفاده از رویکردهای جدید: این عمل مستلزم سیستم پاداشی است که خطرپذیری و نوآوری را تشویق کند؛
یادگیری از عملکرد گذشته خویش : ارزیابی منظم موفقیت‌ها و شکست‌های شرکت و قرار دادن نتایج آن در اختیار کارکنان. رهبران باید به شکست‌ها به منزله فرصتی برای یادگیری نگاه کرده و خطاها را در پرتو نگرش مثبت طوری ساختار دهند که تمامی کارکنان بتوانند از آن یاد بگیرند؛
یادگیری از تجربیات و عملکرد دیگران: گاهی اوقات ایده‌های قوی و سازنده از توجه به محیط خارجی و نتایج عملکرد دیگران نشأت می‌گیرد؛
انتقال و مبادله سریع و کارامد دانش در سراسر سازمان: ایده‌ها هنگامی بیش‌ترین تأثیر را خواهند گذاشت که به جای اینکه در اختیار تعداد معدودی از افراد باشند، به طور وسیع، تمامی کارکنان در آن سهیم باشند(قربانی زاده و مشبکی ،1385).

2-1-10-4- سازمان یادگیرنده از نظر بنت و اوبراین
بنت و اوبراین (1994) اقدامات تعداد بیست و پنج شرکت موفق در زمینه تولید و خدمات را مطالعه کردند. این شرکت‌ها اظهار داشتند که متعهد به یادگیرنده شدن می‌باشند و فرایندها و اقداماتی را به این منظور انجام می‌دهند . آن‌ها پس از تهیه فهرست 200 فعالیت موفق، آن فعالیت‌ها را به 12 طبقه از عوامل بنیادی یا سنگ بنای سازمان یادگیرنده تقسیم کردند . سنگ بناهای به دست آمده عبارت‌اند از:
-1 چشم‌انداز/ استراتژی؛ 2- اقدامات اجرایی؛ 3- اقدامات مدیریتی؛ 4-جو سازمانی؛ -5 ساختار سازمانی/ شغلی؛ 6- جریان اطلاعات؛ 7- اقدامات فردی و گروهی؛ 8-فرایندهای کار؛ 9- اهداف عملکرد / بازخور؛ 10 – آموزش ضمن خدمت / تحصیلات رسمی؛ 11 – بهبود فردی/ گروهی؛ 12 – پاداش/ شناسایی.
بنت و اوبراین بیان کردند: تا جایی که ما میدانیم، یک شرکت نمی‌تواند در تمامی جنبه‌های یادشده موفق باشد بلکه اقدامات قوی و موفقیت‌آمیز تر سایر جنبه‌ها را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و ضعف سایر حوزه‌ها را جبران می‌کند(همان منبع،ص182).

2-1-10-5- سازمان یادگیرنده از نظر انجمن آموزش و توسعه
در سال 1995 انجمن آموزش و توسعه آمریکا (ASTD) سطح دانش و عملکرد برخی از سازمان‌ها را بررسی کرد و در این راستا با متخصصین بین‌المللی یادگیری سازمانی و سازمان یادگیرنده تماس برقرار کرد و از آن‌ها خواست که خصوصیات و رفتارهایی را تعیین کنند که می‌تواند در یک سازمان یادگیرنده یافت شود. این تحقیق منجر به ایجاد ابزار پیمایشی به نام «چارچوب ارزیابی سازمان یادگیرنده» شد که برای شناسایی سه سطح یادگیری فردی، گروهی (تیمی) و سازمانی در سازمان یادگیرنده به کار می‌رود .این ابزار، سیستم‌های تسهیل‌کننده یادگیری را در سازمان شناسایی می‌کند و بر اساس آن عناصر سازمان یادگیرنده به دو دسته اولیه و ثانویه تقسیم‌بندی می‌شود:
عناصر اولیه؛شامل عناصری است که در یادگیرنده شدن سازمان‌ها نقش اساسی ایفا می‌کنند؛ مثل عناصر رهبری و مدیریت، فرهنگ‌سازمانی، سیستم‌های ارتباطی، اطلاعات و دانش.
عناصر ثانویه؛ شامل عناصری می‌شود که تسهیل‌کننده یادگیری در سازمان است و از نظر اهمیت، بعد از عناصر اولیه قرار دارد. مثل ساختار سازمانی، سیستم‌های اجرایی و تسهیل‌کنندگان تغییر شامل: فناوری، سیستم‌های پشتیبانی از عملکرد و مدیریت عملکرد(قربانی زاده، 1387).

2-1-10-6- سازمان یادگیرنده از نظر کپلان و نورتون
کپلان و نورتون (1996)سه عامل زیر را به عنوان عوامل کمک‌کننده به یادگیری سازمانی شناسایی کردند:
قابلیت کارکنان: هر سازمانی برای حفظ بهره‌وری خود باید به طور مداوم بهبود پیدا کند. این کار مستلزم کسب مهارت‌های جدید به وسیله کارکنان است؛ به طوری که توانایی ذهنی و خلاق آن‌ها در راه دستیابی به اهداف سازمانی به کار گرفته شود.
قابلیت سیستم‌های اطلاعات: کارکنان برای موفق بودن در محیط رقابتی امروزه، نیازمند اطلاعات دقیق در باره مشتریان، فرایندهای درونی و پیامدهای تصمیمات خود می‌باشند. سیستم‌های اطلاعات باید بتوانند این نیازمندی‌ها را برآورده سازند.
انگیزش،توانمندسازی و همنواسازی کارکنان: این عامل روی جو سازمانی برای انگیزش و خلاقیت کارکنان تأکید دارد. حتی کارکنان ماهری که دسترسی کامل به اطلاعات دارند بدون انگیزه کاری و آزادی تصمیم‌گیری و اقدام نیز کمکی به موفقیت سازمانی نخواهند کرد(قربانی زاده و مشبکی ،1385).

2-1-10-7- سازمان یادگیرنده از نظر گفارت و مارسیک
دیدگاه دیگر، سازمان یادگیرنده را به عنوان مجموعه‌ای از سیستم‌های به هم پیوسته تعریف می‌کند. تعامل بین این سیستمهاست که میزان اثربخشی سازمان‌های یادگیرنده را تعیین می‌کند. با این نگاه، گفارت و مارسیک(1996) شش ویژگی اصلی سازمان یادگیرنده را به شرح زیر بیان می‌کنند:
یادگیری مستمر در سطح سیستمها: افراد به نحوی در یادگیری یکدیگر سهیم می‌شوند که سازمان قادر می‌شود از طریق تبادل دانش در بین سطوح آن و جمع شدن تجربیات یادگیری پیرامون فعالیت‌ها یاد بگیرد؛
تولید دانش و سهیم شدن در آن: تأکید روی تولید و در اختیار گرفتن دانش و حرکت سریع و آسان آن در سازمان است؛
تفکر سیستمی و انتقادی: افراد همیشه تشویق می‌شوند به روش‌های جدید فکر کنند و مهارت‌های استدلالی مولد را به طور منظم به کار گیرند تا روابط و حلقه‌های بازخور را ببینند؛
فرهنگ یادگیری: در این فرهنگ، یادگیری و خلاقیت در سیستم‌های مختلف عملکرد و از بالا به پایین تشویق، پشتیبانی و ارتقا داده می‌شود؛
روح انعطاف‌پذیری و تجربه: افراد در خطرپذیری، تجربه، نوآوری و کشف ایده‌های جدید آزاد می‌باشند و فرایندهای کاری و محصولات و خدمات جدید را به وجود می‌آورند؛
تمرکز بر افراد: سازمان یادگیرنده فضایی را ایجاد می‌کند که در آن تک‌تک افراد پرورش پیدا می‌کنند، ارزش می‌یابند، از رفاه آن‌ها حمایت می‌شود، توسعه پیدا می‌کنند و یاد می‌گیرند(همان منبع).

2-1-10-8- سازمان یادگیرنده از نظرجیمز
از نظر جیمز؛ (2003) سازمان یادگیرنده به منزله شبکه‌ای در هم تنیده است که از اجزای زیر تشکیل شده است: ۱- رهبری تحول‌گرا؛ ۲- کارکنان دانش گر؛ ۳- ساختارهای افقی؛ ۴- فرهنگ تساوی؛ ه- ساز کارهای انسجام‌بخشی۶- استراتژی پراکنده. سازمان یادگیرنده چیزی بیش از سازمان تطبیق‌پذیر و تعاملی است؛ به عبارت دیگر، سازمان یادگیرنده سازمان تحول‌گرا است که تک‌تک افراد را در ایجاد، به‌کارگیری و انتقال دانش درگیر می‌کند؛ یادگیری جمعی را در سراسر سازمان افزایش می‌دهد و ظرفیت خلق آینده را بالا می‌برد. ماهیت تحول‌گرایی سازمان یادگیرنده مستلزم نوعی طرح سازمانی است که روی اجزای سازمان و روابط بین آن‌ها تأکید و تمرکز کند. بر اساس نظر دفت اجزا و روابط طرح سازمانی یادگیرنده در قالب

دیدگاهتان را بنویسید