پایان نامه با کلید واژه قصاص

دانلود پایان نامه

پدرش بچه را دید گفت: پسر من است. خبر به عمر رسید، گفت: زنان عاجزند از اینکه کسی همچون معاذ به دنیا آورند. اگر معاذ نبود، عمر هلاک شده بود. (ابن ابی شبیه، 1409ق، 88)
5. زنی نزد علی (ع) آمد و گفت: من زنا دادم. امام فرمود: شاید در بستر خواب بودی و یا به زور با تو زنا شده؟ گفت: به خواست خودم بود و زوری در کار نبود، فرمود: شاید از روی خشم تصمیم گرفتی؟ گفت: نه. پس امام او را حبس کرد. وقتی که وضع حمل کرد و پسرش بزرگ شد او را تازیانه زد. (هندی، بی تا، 457)

آرای فقیهان شیعه در این خصوص عبارتاند از:
1. شیخ مفید: اگر زن باردار زنا داد، حبس میشود تا وضع حمل کند و از نفاس خارج شود. بعد از آن حد بر او جاری میشود. (شیخ مفید، 1410ق، 782)
2. علی بن حمزه: اگر ولی در برابر دریافت مال (دیه) حاضر به عفو نشد، قاتل را تا وقت قصاص حبس میکنند. (طوسی، 1408ق، 439)
در مذاهب دیگر نیز، بازداشت برای اقامه حدود و قصاص در آراء علما دیده میشود و طرفداران این نظریه قائلند؛ اگر زن، کسی را بکشد که به جهت آن باید قصاص شود پس بگوید: من باردارم یا شبهه حمل در او باشد حبس میشود تا وضع حمل کند و پس از وضع حمل قصاص میشود. و اگر آبستن باشد حبس میشود تا بزاید… و امام نمیتواند حد را پس از اینکه با بینه برای او ثابت شد از دست بدهد. (سرخسی، 1398ق، 73)
مقتضای این روایات جواز حبس است تا اجرای حد در مورد اعدامی ها، مثل زناکار محصن، یا کسی که قتل عمد کرده و … . حکم به موارد دیگر، مثل زانی غیرمحصن و … یعنی کسانی که حدشان قتل نیست سرایت نمیکند.
ولی میشود چنین استدلال کرد: اگر حبس نباشد جنایتکار فرار میکند یا ترس فرار او هست؛ پس برای استیفای حد در حقوقالناس و حقوقالله زندانی میشود. (طبسی، 1382، 250)
در اقوال برخی از فقها نیز اشارهای به بازداشت متهم نشده و تنها گفتهاند اقامه حد میشود و در مورد زنان باردار صبر میشود تا وضع حمل کنند. (عسکری، 1388، 153)
به نظر میرسد بازداشت موقت، در این موارد یکی از راهبردها برای اجرای عدالت در حکومت اسلامی است که باید مورد لحاظ قرار گیرد و همانطوری که از لا به لای اقوال فقها ظاهر شد، مورد اختصاص به زن باردار ندارد، بلکه برای اجرای حدود باید حبس شود.
گفتار دوم- بازداشت برای فاصله انداختن میان دو حد
در جایی که مجرم مرتکب دو جرم میشود، که هردو اقتضای حد داشته باشند روایتی آمده که بعد از این که حد اول اجرا شد مجرم زندانی میشود و روز بعد بر او حد دوم جاری میشود و نمیتوان هر دو حد را یک دفعه بر او جاری کرد.
روایت مربوطه عبارت است از:
ابو مریم میگوید: نجاشی شاعر را که در ماه رمضان شراب نوشیده بود نزد امیرالمؤمنین علی (ع) آوردند. حضرت هشتاد تازیانه به او زد و یک شب او را حبس کرد. سپس فردا او را فراخواند و بیست تازیانه بر او نواخت. نجاشی گفت: ای امیرمؤمنان! هشتاد تازیانه جهت شرب خمر به من زدی، این بیست تازیانه برای چیست؟ فرمود: برای گستاخی تو بر شرب خمر در ماه رمضان. (کلینی، بی تا، 15)
شیخ طوسی از فقهای شیعه چنین گفته است: «در صورتی که مردی زنش را قذف کند به این صورت که بگوید: ای زنا دهنده دختر زناکار! اگر این مطلب ثابت شود، دو حد با هم بر او واجب می شود و اگر حد مادر بر او جاری شد، آن حد دیگر بلافاصله بر او جاری نمیشود، بلکه صبر میکنند تا از اثر حد اول بهبود پیدا کند بعد حد دیگر را بر او جاری میکنند؛ چون ممکن است [اگر دو حد بلافاصله اجرا شود] بمیرد. (شیخ طوسی، 1378ق، 156)
در میان دیگر مذاهب نیز به بازداشت برای فاصله انداختن میان دو حد اشاره شده و برخی جواز بازداشت را پذیرفتهاند، از قبیل ابویوسف (طبسی، 1382، 254)، سرخسی (سرخسی، 1398ق، 32) و … . اما برخی دیگر نتوانستهاند این حبس را توجیه کنند و گفتهاند: مشکل است در غیر از مورد نص، حکم به حبس شود چون حبس، کیفر است و موجب آن اثبات نشده است. از این رو ندیدهام هیچ یک از فقیهان ما به آن فتوا داده باشند، البته مگر این که ترس از فرار او باشد. (طبسی، 1382، 254)
همانطور که ذکر شد، برخی از معاصرین، فکر کردهاند این حبس نوعی کیفر برای مجرم است. حتی گفتهاند: هیچیک از فقیهان ما به آن فتوا ندادهاند، در حالی که همین که فقها گفتهاند: دو حد هر دو با هم اجرا نمیشود چون ممکن است بمیرد، دلیل بر این است که شخص مرتکب، بازداشت میشود و لازمه اینکه یک حد در یک روز و حد دوم در فردای آن روز اجرا شود بازداشت در آن شب، برای مجرم است. مگر اینکه تأمین دیگری اخذ شود.
بخش ششم- بازداشت موقت افراد دارای رفتارهای ناهنجار و افراد محکوم به حدود الهی
در این بخش بازداشت موقت افراد دارای رفتارهای ناهنجار را در چهار گفتار مورد بررسی قرار میدهیم.
گفتار اول- بازداشت عالم فاسق، طبیب جاهل و مکری مفلس
روایت مرسلی از طریق شیعه آمده است، که واجب است بازداشت عالمان فاسق و پزشکان جاهل و کسانی که در ادای حقوق مردم تأخیر میکنند. برخی از فقهای ما این روایت را در کتابهای فقهی خود آورده و خواستهاند به مضمون آن فتوا دهند؛ مانند یحییبنسعید در جامعللشرائع. از معاصران، از کلام آیت الله گلپایگانی، به نظر میرسد که این بازداشت برای امنیت جامعه است و امام خرج این افراد را از بیتالمال میدهد، تا مردم از فریب-ها و خسارات این افراد در امان باشند. (عسکری، 1388، 135)
روایت مربوطه اینچنین بیان شده است:
حضرت علی (ع) فرمود: بر امام واجب است عالمان فاسق و پزشکان جاهل و کسانی که چارپا کرایه میدهند و وجه آن را میستانند ولی به هنگام سفر چارپایی ندارند را زندانی کند. (شیخ صدوق، بی تا، 20)
این روایت را شیخ طوسی در تهذیبالاحکام از احمدبنابوعبدالله برقی از پدرش از حضرت علی (ع) نقل کرده است. (طبسی، 1382، 184)
فقهای شیعه در این خصوص آرایی صادر کردهاند از جمله:
1. یحییبنسعید: امیرالمؤمنین علی (ع) طبیبان جاهل و مکریان مفلس و عالمان فاسق را زندانی میکرد تا دین و جان و مال مردم را حفظ کند. (حلی، 1405ق، 568)
2. آیتالله گلپایگانی: بر امام واجب است عالمان فاسق و طبیبان جاهل
و مکریان مفلس را حبس کند. (گلپایگانی، 1413ق، 209)

همانطور که بیان شد، در این مورد نیز حضرت علی (ع)، زندانی کردن عالم فاسق و طبیب جاهل و کسانی که چارپا کرایه میدهند و وجه آن را میستانند، ولی به هنگام سفر چارپایی ندارند را واجب کرده است.
اما اکثر فقها به این احادیث توجه نکرده و بحث زندانی شدن این افراد را بیان نکردهاند، اما در مورد طبیب به قسمت ضمان وی توجه کرده و آن را بیان کردهاند. شاید به خاطر این است که، این روایت مرسل است. به هر حال چون این حدیث در کتب معتبر فقهی ذکر شده است و برخی از علما قائلند بر این که احادیث این کتب همگی معتبر است. لذا از نظر این گروه، مرسل بودن، شاید آسیبی به روایت نمیزند. (عسکری، 1388، 137)
به احتمال قوی بازداشت در اینجا به عنوان مجازات باشد که در این صورت از موضوع بحث ما خارج است.
گفتار دوم- بازداشت مستان چاقوکش

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در این مورد نیز روایت خاصی وارد شده که عدهای که شراب نوشیده بودند و با چاقو یکدیگر را دریده بودند، امام دستور داد تا آنها را زندانی کنند تا در مورد آنها حکم صادر کند.
مضمون روایت چنین است:
امام صادق (ع) فرمود: عدهای شراب نوشیدند، مست شدند و با چاقو شکم یکدیگر را دریدند. آنان را نزد امیرالمؤمنین (ع) بردند. آنان را زندانی کرد، دو تن از آنان مردند و دو تن دیگر از مرگ نجات پیدا کردند. خانواده مقتولان گفتند: ای امیرالمؤمنین! آن دو را در مقابل کشتههای ما قصاص کن. حضرت علی (ع) به آن جمع فرمود: نظرتان چیست؟ گفتند: به نظر ما آن دو را قصاص کن. امام فرمود: شاید آن دو تنی که مردند، یکدیگر را کشته باشند؟ گفتند: ما نمیدانیم. فرمود: بلکه من دیه کشته شدهها را بر چهار قبیله تقسیم میکنم و دیه جراحت این دو تن زنده را از دیه مقتولان برمیدارم. (شیخ صدوق، بی تا، 87)
برخی از علما این حدیث را ضعیف شمردهاند و برخی نیز اگر از حیث سند به آن اشکال نکردهاند، آن را در واقعه خاص قرار دادهاند که نمیتوان در همه موارد شبیه آن را جاری کرد.
اما در کتاب حقوق زندانی و موارد زندان در اسلام، مطلب جالبی دارد، و آن اینکه: «شاید دستور ایشان، برای اخلال در نظم عمومی و مصلحت امنیت جامعه، نه به دلیل مستی باشد؛ زیرا اگر شرابخواری ثابت شود باید فرد حد بخورد و یا از آن رو که باید مست، بیدار و هوشیار شود، بعد حد بر او جاری شود تا درد آن را بچشد». (طبسی، 1382، 214)
ولی آنچه به ذهن تبادر میشود، این است که بازداشت در این مورد به عنوان یک قرار تأمین تا پایان دادرسی میباشد.
گفتار سوم- زندانی کردن اشرار و فاسدان
روایاتی از طریق شیعه و سنی وارد شده که امیرالمؤمنین (ع) اشرار، گناهکاران و مفسدان را زندانی میکرد. و فقها نیز به این روایات فتوا دادهاند. اما مثل سایر موارد، در مورد کم و کیف این مورد نیز اختلاف در میان فقها وجود دارد.
روایات موجود در این زمینه عبارتند از:
1. امام علی (ع) در مورد ندادن نفقه، دین، قصاص، حدود و در مورد تمام حقوق، شخص را زندانی میکرد و شخص مفسد را در غل و زنجیرهایی که قفلهایی داشت، قرار میداد و کسی را بر آنان میگماشت که به هنگام نماز از یکطرف، غل و زنجیرها را بازکند. (عبدالعزیز بن اسحاق، بی تا، 265)
2. امام علی (ع) اگر در میان قبیله یا جماعتی، شخص مفسدی بود، او را حبس میکرد و اگر نداشت خرجش را از بیتالمال میپرداخت. به جهت در امان ماندن از شرش او را حبس میکرد و از مال همان مردم خرج او را میداد. (خراج، بی تا، 150)
شیخ مفید از فقهای شیعه بیان میدارد: «هرگاه مفسدان و ناپاکان در دارالاسلام سلاح بیرون بکشند و مال مردم را بگیرند، امام میتواند اینان را با شمشیر بکشد یا به دارشان بکشد تا بمیرند و یا میتواند دست و پایشان را مخالف یکدیگر ببرد و یا آنان را از آن شهر یه جای دیگر تعبید نماید [که در قول برخی، تعبید به معنای بازداشت نیز میباشد] و برایشان کسی را بگمارد که آنان را از شهر دیگر براند، به گونهای که در هیچ شهری نتوانند استقرار پیدا کنند. به قدری این کار ادامه یابد تا آثار توبه و صلاح از اینان آشکار گردد. اگر با سلاح برکشیدن، کسی را کشته باشند واجب است یا با شمشیر کشته شوند و یا به صلیب کشیده شوند تا بمیرند و به هیچ وجه آنان را زنده نگذارند». (شیخ مفید، 1410ق، 804)
آرای مذاهب دیگر چنین است:
ناصف علی: … بر امام و جانشینانش است که اشرار را طبق نظر خودشان تأدیب کنند تا آنان را بازدارند و جلو اخلاقشان را بگیرند. این کار از راه زدن و حبس و تبعید و گرداندن در شهر و مانند آن میتواند باشد تا بدین وسیله، عظمت و غرورشان شکسته شود و مردم امنیت جانی پیدا کنند. خدا داناتر است.
امیر میتواند در مورد کسی که جرایم مکرری انجام داده است و با اجرای حد از آن دست برنمی دارد، مدت حبس را طولانی کند تا بمیرد، البته در صورتی که با این جرایم به مردم ضرر وارد سازد. در این مدت باید غذا و لباس او را از بیتالمال بپردازد، تا مردم از شر و ضررش در امان باشند. اگرچه این وظیفه قاضیان نیست. (ماوردی، 1406ق، 230)
در این مورد بازداشت در واقع یک حکم امنیتی برای جامعه است نه اینکه به عنوان یک کیفر. همانطور که در قانون مجازات اسلامی نیز برای برخی از مجرمان حالت خطرناک قرار داده شده، که شبیه مورد فوق است. پس باید در اقوال برخی از فقها همچون ناصف علی دقت شود، که ایشان بسیار دقیق و اصولی بیان کرده است. لذا در این نوع حبس، در واقع یک نوع دفع شر افراد بد از جامعه است، اما اینکه کشته نمیشوند و حبس قرارداده شده، چون منظور از این حبس، نوعی امنیت، برای برگشت افراد به دامن جامعه است و اعمال کیفر نیست، بلکه به خاطر احتمال ارتکاب اعمالی است که یک شرور ممکن است در آینده انجام دهد. (عسکری، 1388، 140)
بنابراین به نظر میرسد این نوع حبس، نوعی حبس تأمینی است که تا زمان از بین رفتن حالت خطرناک مجرم ادامه دارد.
گفتار چهارم- بازداشت کسی که حد قطع عضو بر او جاری شده تا بهبودی عضوش
روایاتی در این مورد وارد شده که امر به حبس و زندانی کردن شخصی که حد قطع عضو برای وی جاری شده، نمودهاست تا پس از بند آوردن خون و دادن مقداری غذا و جایی برای آسایش پس از چند روز، شخص آزاد شود.
برخی از علما در مورد این حبس دچار مشکل شدهاند که اگر این بازداشت و زندان به عنوان تعزیر است، پس چرا به مجرم غذا میدهیم و عضو قطع شده را درمان میکنیم. غافل از اینکه این بازداشت به معنای کیفر نیست،
بلکه یک نوع بازداشت تأمینی به خاطر حفظ جان مجرم میباشد. چرا که اسلام به همه جوانب شخصیتی متهم و افراد جامعه توجه کرده است. (طبسی، 1382، 219)
روایات وارد شده در این خصوص عبارت اند از:
1. حارب بن حصیره گفت: به مرد حبشی دست بریدهای که در مدینه سقایی میکرد رسیدم. گفتم: چه کسی آن را بریده؟ گفت: بهترین مردمان. ما هشت نفر بودیم که دزدی میکردیم. ما را دستگیر کردند و به نزد علیبنابیطالب (ع) بردند. ما به دزدی اقرار کردیم. به ما گفت: آیا میدانید دزدی حرام است؟ گفتیم: آری. بدین رو، دستور داد انگشتان ما را ببرند و انگشت شصت را باقی بگذارند. آنگاه دستور داد ما را در خانهای حبس کنند و به ما روغن و عسل خوراند تا دستهایمان خوب شد. آنگاه فرمان آزادی ما را صادر کرد و ما را با بهترین لباسها پوشاند و به ما گفت: اگر توبه کنید و انسانهای شایسته شوید، برایتان بهتر است که خداوند در عوض، دستتان را در بهشت به شما ملحق میکند وگرنه، آن را در جهنم به شما ملحق میگرداند. (حر عاملی، 1412ق، 528)
2. امیرمؤمنان (ع) دستور داد دست دزدانی را ببرند، چون بریدند فرمان حبس آنان را داد. آنگاه گفت: قنبر! اینان را ببر و زخمهایشان را مداوا کن و به آنان خوب برس و چون خوب شدند به من خبر بده. وقتی بهبود یافتند به نزد علی (ع) آمد و گفت: ای امیرمؤمنان! جراحتشان خوب شد. فرمود: برو، به هر فردی دو پیراهن بده و آنان را بیاور. او آنان را آورد. در مقابل حضرت قرار گرفتند. حضرت به زمین نگریست و متفکرانه با انگشتش آرام به زمین میکوبید. آنگاه فرمود: دستهایتان را نشان دهید. آنان این کار را کردند. بعد فرمود: آن را به آسمان بلند کنید و بگویید: خدایا! دستمان را علی قطع کرد. آنان نیز چنین کردند. سپس فرمود: خدایا! بر اساس قرآن و سنت پیامبرت این کار را ک

دیدگاهتان را بنویسید