پایان نامه رشته مدیریت : اندازه گیری عملکرد

مشتریان خود تکیهمی کند و مشتریان شیفته ویژگی متمایز و منحصر به فرد این نوع محصول خواهند شد. ویژگی‌های خاصی وجود دارد که می تواند یک محصول را از محصولات شرکت‌های رقیب متمایز سازند. شیوه های متداول که شرکت ها می توانند به وسیله آن ها استراتژی های تمایز را به شیوه ای وموفقیت آمیز به اجرا در آورند این است که بین واحدهای تحقیق و توسعه و بازاریابی هماهنگی ایجاد کند و برای جذب نیروهای خلاق و زبده تسهیلات ویژه فراهم آورند.
و اما مقصود از متمرکز کردن توجه بر محصولات و خدمات خاص این است که نیازهای گروه های کوچکی از مصرف کنندگان تأمین شود. تمرکز برگروه خاصی از مشتریان هنگامی موفق است که بخشی از صنعت دارای اندازه و وسعت کافی و از رشد بالقوه برخوردار باشد و سرانجام این که این موفقیت از نظر شرکت‌های عمده و رقیب، از اهمیت زیادی برخوردار نباشد. استراتژی‌هایی مانند رسوخ در بازار و توسعه بازار به گونه‌ای هستند که می‌توان به میزان زیادی از مزایای ناشی از تمرکز بر گروه خاصی از مشتریان استفاده کرد. شرکت‌های بزرگ و همچنین شرکت هایی که در سطح متوسط قرار دارند تنها زمانی می‌توانند از استراتژی‌‌های مبتنی بر تمرکز برگروه خاصی از مشتریان استفاده کنند که این استراتژی را با استراتژی‌های مبتنی بر رهبری در هزینه‌ها و متمایز ساختن محصول در هم آمیزند .شرکتی که از استراتژی مبتنی بر تمرکز بر گروه خاصی از مشتریان استفاده می کند می کوشد خدمات خاصی را به بازاری محدود عرضه کند که این بازار می تواند به صورت منطقه جغرافیایی ، بخش خاصی از مصرف کنندگان یک محصول یا گروه ویژه ای از مشتریان باشد. این در حالی است که شرکت های رقیب در بازارهای گسترده تر فعالیت می کنند.(دیوید،1391، ص ص141-136).
2-2-12 ) ارزیابی و کنترل راهبردی
کنترل مهم ترین وسیله ای است که مدیریت می تواند توسط آن از روند اجرای عملیات و دستیابی به هدف ها اطمینان حاصل کند. برنامه ریزی های عملیاتی و پیش بینی ها همواره در اجرا با درصدی از خطا همراه است. به این ترتیب برای آگاهی و اصلاح عملیات تنها از کنترل می توان استفاده نمود (الوانی،1372، ص 164).
از طرفی سازمان ها و شرکت ها برای حفظ بقای خود و پیشرفت در دنیای رقابتی امروز به بهبود مستمر عملکرد خود نیاز دارند و در این راستا استفاده از نظام های کنترل مدیریت ضروری است. کنترل مبین ارزیابی و اندازه گیری موفقیت عملیات انجام شده در مقایسه با معیار برنامه های تعیین شده و اصلاح انحرافات برای حصول اطمینان از تحقق اهداف برنامه های مورد نظر است و بنابراین می توان گفت کنترل یکی از وظایف اصلی تمامی مدیران است و با این توضیح که هرچه سطح مدیریت بالاتر باشد اهمیت و تاثیر کنترل و ارزیابی بر حیات و توفیق شرکت بیشتر است.
با توجه به نوع برنامه هایی که کنترل بر آن ها اعمال می شود یعنی برنامه های عملیاتی در مقابل برنامه های راهبردی، ارزیابی و کنترل نیز به دو دسته ارزیابی و کنترل عملیاتی و ارزیابی و کنترل راهبردی تقسیم می شود. ارزیابی و کنترل عملیاتی شامل فرآیند تعیین استانداردهای عملکرد ، اندازه گیری عملکرد جاری‌ و مقایسه عملکرد با استانداردهای مربوطه جهت تعیین فاصله عملکردی و تصحیح انحرافات یا انجام اقدامات اصلاحی است. اما ارزیابی و کنترل راهبردی که عهده دار وظیفه کنترل در مدیریت راهبردی است جز محدوده وظایف مدیریت عالی است و به عنوان جزیی از فرآیند مدیریت راهبردی انجام می شود. کنترل راهبردی شامل ارزیابی و کنترل مستمر فرآیند تدوین، انتخاب و اجرای راهبردهای سازمان یا شرکت می باشد و برای دستیابی به اهداف بلند مدت با توجه به محدودیت های پیش بینی شده منابع تمرکز دارد. با توجه به تأثیری که مدیریت راهبردی با تعیین سمت و سوی راهبردی شرکت بر حیات، رشد و توفیق آن می گذارد اهمیت و جایگاه بالای کنترل راهبردی کاملا آشکار می شود. وظیفه اصلی کنترل راهبردی ایجاد اطمنیان برای مدیران عالی در رابطه به صحت سمت و سوی راهبردی انتخابی شرکت، پیگیری اهداف راهبردی فعلی و تعیین فرصت های راهبردی آتی برای شرکت می باشد (مصلح شیرازی و حیدری،1382،ص ص78-77).
از نظر هانگر و ویلن کنترل و ارزیابی فرآیندی است که طی آن نتایج عملکرد و فعالیت های شرکت طوری تحت کنترل و نظارت قرار می گیرد که بتوان عملکرد واقعی را با عملکرد مطلوب مقایسه کرد. این فرآیند بازخورد لازم را به مدیریت می دهد تا بتواند نتایج را اندازه گیری کرده و در صورت لزوم اقدامات تسهیل کننده و اصلاحی را اتخاذ نماید. این فرآیند را می توان در قالب یک مدل بازخورد پنج مرحله ای مانند آن چه در نمودار (2-7) نشان داده شده است، نمایش داد(اعرابی و همکاران،1387،ص30) :
تعیین موضوع ارزیابی و کنترل
پایان
تعیین استاندارها و معیارهای ارزیابی
ارزیابی عملکرد
انجام اقدامات اصلاحی
آیا عملکرد با استانداردها
می خواند؟
بله
خیر
تعیین موضوع ارزیابی و کنترل
پایان
تعیین استاندارها و معیارهای ارزیابی
ارزیابی عملکرد
انجام اقدامات اصلاحی
آیا عملکرد با استانداردها
می خواند؟
بله
خیر

نمودار 2-7) فرآیند کنترل استراتژیک (اعرابی و همکاران،1387،ص30).
همان طور که در نمودار( 2-7 ) نشان داده شده است مراحل فرآیند کنترل استراتژیک عبارتند از :
تعیین موضوع ارزیابی: مدیران ارشد و عملیاتی باید آن دسته از فرآیندهای اجرا و نتایجی را که می خواهند کنترل و ارزیابی نمایند، مشخص کنند. باید بتوان فرآیندها و نتایج را به روشی یکسان، با ثبات، عینی و معقول ارزیابی و اندازه گیری کرد.
تعیین استانداردها و معیارهای ارزیابی: استانداردهایی که برای اندازه گیری عملکرد مورد ارزیابی قرار می گیرند، شرح دقیق و مفصل اهداف استراتژیک هستند. آن ها در واقع اندازه و میزان نتایج عملکرد می باشند.
ارزیابی عملکرد واقعی: باید در زمان مقرر عملکرد را ارزیابی و اندازه گیری کرد.
مقایسه عملکرد واقعی با استانداردها: اگر نتایج عملکرد واقعی در محدوده و دامنه تغییراتی محدود قرار داشته باشند، به عبارتی دیگر اگر نتایج عملکرد واقعی با عملکرد پیش بینی شده نزدیک بود ، باید عملیات کنتزل و ارزیابی را متوقف نمود.
انجام اقدامات اصلاحی: اگر نتایج واقعی با نتایج پیش بینی شده فاصله زیادی دارد، باید اقدامات اصلاحی را انجام داد. این اقدامات نه تنها باید انحرافات را تسهیل کند ، بلکه باید از وقوع مجدد آن نیز جلوگیری نماید(اعرابی و همکاران،1387،ص ص31-30).
نظام سنجش عملکرد یک سیستم کنترلی است که در مدیریت عملکرد از این گونه نظام های کنترلی برای اطمینان از انطباق نتایج واقعی با برنامه های پیش بینی شده استفاده می شود.به بیان دیگر کنترل ابزاری برای ارزیابی اثربخشی وکارآیی سایر فعالیت های مدیریت یعنی برنامه ریزی، سازماندهی و رهبری است. فرآیند کنترل در سه سطح مطرح می شود (طبیب زاده،1372،ص ص50-49) :
1- سطح استراتژیک: فرآیندی است که به منظور کنترل روند تصمیم گیری ها و تعیین هدف های کلی شرکت و یا تدوین مجدد استراتژی های بلند مدت در رسیدن به هدف های شرکت صورت می گیرد. برای انجام این نوع کنترل فعالیت های فرعی به شرح زیر بر اساس برنامه تعیین شده باید اجرا گردند:
الف ) کنترل صحت مفروضات پایه ای برنامه ریزی استراتژیک – با توجه به این که استراتژی ها بر پایه و بر اساس یک سری مفروضات بنا می شوند. لذا اولین بعدی که باید کنترل شود مفروضات برنامه ریزی می باشد. مفروضات برنامه ریزی بر دو اساس وضعیت داخلی و وضعیت محیطی شرکت تعیین می گردند و مورد بررسی و کنترل قرار می گیرند.
ب) کنترل تغییرات درونی و بیرونی – یکی دیگر از ابعاد استراتژی ها که باید مورد بررسی و کنترل قرار گیرد بررسی اثر تغییرات درونی وبیرونی می باشد که در شکل تغییرات در قوت ها و ضعف ها و تهدید ها بروز می نماید. با توجه به این که استراتژی های شرکت بر اساس وضع موجود و پیش بینی شده طراحی می شود لذا تغییرات وضع موجود یا وضعیت پیش بینی شده موجب تغییر درگزینه های موجود می گردد که باید اثر این تغییرات محیط مورد بررسی و در صورت لزوم برای تعریف مجدد استراتژی ها به کار گرفته شود.
ج‌) کنترل صحت اجرای فرآیند برنامه ریزی استراتژیک – شرکت ها بدون اجرای صحیح استراتژی تدوین شده نمی توانند به اهداف مورد نظر خود دست یابند بنابراین در زمینه اجرای صحیح استراتژی ها نیز به نظام های کنترلی نیاز خواهند داشت.
2- سطح فرآیندی: ‌فرآیندی است که به وسیله آن مدیریت اطمینان می یابد که اهداف و استراتژی های تعیین شده از طریق زنجیره ای از ‌فرآیندهای مورد نظر به شکل برنامه های عملیاتی توسط واحد های مختلف شرکت جاری می شوند. در این سطح ، کنترل توسط مالکان و زیر نظر مستمر مدیران عالی انجام می شود.
3- سطح وظیفه ای : ‌فرآیندی است برای اطمینان از این که در راستای برنامه عملیاتی و جاری سازی برنامه به منظور نیل به اهداف و استراتژی ها، وظایف مشخص واحدهای وظیفه ای به طور موثر و مناسب انجام یافته است.
در پایان این بخش از تحقیق باید خاطر نشان نمود که اطلاعات از کنترل و اندازه گیری داده های مربوط به عملکرد و گزارش فعالیت ها تشکیل می شنود (اطلاعات به دست آمده در مرحله سوم نمودار (2-7) ).مدیران عالی باید از عواقب منفی اجرای نادرست فرآیندهای مدیریت استراتژیک آگاه باشند تا بتوانند فعالیت های شرکت را تصحیح نمایند. عملکرد ، نتیجه نهایی و پایانی یک فعالیت در شرکت است. تعیین موضوع اندازه گیری عملکرد به دو چیز بستگی خواهد داشت. اول شرکت یا سازمانی که قرار است مورد ارزیابی قرار گیرد و دوم اهداف مورد نظرآن شرکت یا سازمان. از اهدافی که قبلاً در مرحله طراحی استراتژی تعیین شده اند مانند سود آوری، سهم بازار، کاهش هزینه ها،ب هبود عملکرد و اهداف دیگر، باید درنظام اندازه گیری عملکرد شرکت جهت ارزیابی های پس از اجرای استراتژی استفاده کلیدی نمود تا بتوان کنترل ها را بر نتایج واقعی عملکرد و یا بر روی فعالیت هایی که عملکرد را ایجاد می کنند(رفتار) متمرکز نمود(اعرابی و همکاران،1387،ص ص31-30).
بخش سوم
پیشینه تحقیق
2-3-1 ) مقدمه
بررسی پیشینه عبارت است از بازنگری جامع آثار انتشار یافته یا نیافته از نوع منابع دست دوم در زمینه های مورد علاقه محقق. کتابخانه مخزن سرشاری از اطلاعات دست دوم است و محققان غالباً هفته ها و حتی ماه ها در آن به سر می برند و کتاب ها، مجله ها،روزنامه ها، پایان نامه های دکتری و کارشناسی ارشد را می کاوند تا اطلاعات مورد نیاز را در زمینهی تحقیق خود بیابند(سکاران،1385،ص 49).در این بخش به تشریح برخی از تحقیقات داخلی و خارجی انجام شده مرتبط با موضوع تحقیق پرداخته می شود.
2-3-2 ) تحقیقات داخلی
در رابطه با موضوع اندازه گیری عملکرد و کاربرد تصمیمات استراتژیک تحقیقاتی چند در داخل کشور صورت گرفته است از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره نمود:
تحقیقی تحت عنوان “ایجاد مقیاس های عملکرد با توجه به تاثیر عوامل محیطی در تصمیم گیری های استراتژیک” توسط سید اصفهانی و شیرازی در سال 1380 انجام گردید. نتایج حاکی از تاثیر چهار عامل اساسی برای مقیاس عملکرد بود که عبارتند از عملکرد کلی شرکت، بی ثباتی محیطی، عملکرد کل عملیات و مشارکت مدیریت در تصمیمات استراتژیک(سید اصفهانی و شیرازی،1380،ص ص105-97).
تحقیقی تحت عنوان “ارتباط بین رویکردهای مختلف در اندازه گیری عملکرد مالی شرکت ها” توسط خالقی مقدم و همکارانش در سال 1382 انجام شده است. در این تحقیق اندازه گیری عملکرد از نظر رویکردهای حسابداری، مالی، اقتصادی و تلفیقی مورد مقایسه قرار گرفت.جامعهی آماری این تحقیق شامل تمام شرکت های موجود در صنعت وسایط نقلیه در بورس اوراق بهادار تهران در سال های 1377 الی 1379 بوده است. نتایج این تحقیق نشان داد که بین رویکردهای اندازه گیری عملکرد مالی شرکت ها به علت فقدان همبستگی بین عناصر درون گروهی آنان رابطه معنی داری وجود ندارد و انتخاب هر رویکرد جهت اندازه گیری عملکرد شرکت ها منجر به تصمیماتی متفاوت خواهد شد. بنابراین اطلاعات مربوط به رویکرد حسابداری در بازار سرمایه ایران جهت تصمیم گیری سرمایه گذاران کافی نمی باشد و توصیه می شود که سرمایه گذاران جهت اخذ تصمیمات بهینه به سایر اطلاعات مربوط به رویکردهای اقتصادی، مالی و تلفیقی حتی الامکان توجه داشته باشند (خالقی مقدم و برزیده ،1382،ص ص106-83).
تحقیقی تحت عنوان “ارایه مدل اندازه گیری اثربخشی نظام برنامه ریزی استراتژیک بر اساس هوشین کانری” توسط قاسمی و اقدسی در سال 1383 در یکی از شرکت های بزرگ دولتی در ایران انجام گردید.یافته های این تحقیق نشان از تاثیر عواملی از جمله چشم انداز ، اهداف عالی ، مشارکت کارکنان ، اندازه گیری ، تدوین و اجرای برنامه ها ، نظارت، کنترل و ارزیابی و استراتژیک بودن برنامه های شرکت بر روی نظام اندازه گیری برنامه ریزی استراتژیک شرکت ها بوده است.
در سال 1387 زارعی و همکارانش به بررسی رابطه بین گرایش استراتژیک شرکت با عملکرد سازمانی با استفاده از رویکرد کارت امتیازی متوازن پرداختند. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیهی مدیران کسب و کار، مدیران فن آوری اطلاعات ، کارشناسان فن آوری اطلاعات در شرکت های فعال در زمینهی فن آوری اطلاعات بوده است. داده های این تحقیق بیانگر تاثیر استراتژی کسب و کار بر عملکرد سازمانی است. از نتایج فرعی این تحقیق چنین استنباط می شود که گرایش پیش فعالی دارای بیشترین رابطه با عملکرد سازمانی است و این بیان کننده این موضو ع است که سازمان هایی شاهد عملکرد بهتری خواهند بود که تاکید بیشتری بر رفتار های نوآورانه داشته باشند. بعد از بُعد پیش فعالی، ابعاد آینده نگری، تحلیلی و تدافعی به ترتیب دارای بیشترین رابطه با عملکرد سازمانی بوده اند. گرایش ریسک پذیری نیز رابطه منفی با عملکرد سازمانی دارد که از مهم ترین دلایل این رابطه منفی، هزینه بالا، نرخ بالای شکست پروژه ها و زمان بر بودن پروژه های فن آوری اطلاعات را می توان نام برد (زارعی متین و همکاران،1389،ص ص112-97).
تحقیقی تحت عنوان “بررسی پیچیدگی اندازه گیری عملکرد مربوط به مدیریت و رهبری ” توسط یوسفی نژاد و نیشابوری جامی در سال 1388 بر روی هشت سازمان که کارت امتیازی متوازن را برای اجرای استراتژی خود انتخاب کرده بودند انجام گردید. نتایج نشان داد که اندازه گیری عملکرد نمی تواند منجر به رهبری افراد شود بلکه می تواند مدیران را در تصمیم گیری پشتیبانی نماید. نتایج حاکی از این است که پیاده سازی نظام اندازه گیری عملکرد می تواند باعث افزایش عملکرد متقابل بین مدیریت و کارکنان و در نتیجه ارتقای کارآیی سازمان

]]>

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *